تولد "دیوار خشم و رجز" تبریزیها در میدان ساعت!
داستان مبارزه، انقلاب و مقاومت ملت ایران، با پی رنگی به نام "دیوارنویسی" و "شابلونسازی"های خودجوش به عنوان سنتیترین رسانههای خلاقانه مردمی در تار و پود تاریخ معاصر، روایتی پرهیجان و البته تلخ و شیرین را به ثبت رسانده است، داستانی که روایتی جذاب هم داشته و دارد.
دیوارنویسی در تبریز نیز به موازات خلق و تولد شعارهای جسورانه انقلابی در دهه ۵۰، همچون "مرگ بر شاه" در اوج مبارزات ضد پهلوی مردم این شهر در قیام ۲۹ بهمن سال ۵۶ و تعمیم آن به سراسر کشور، داستان همنشینی و هم آوائی دیرینه انقلاب و مبارزه ای به قدمت ۶۰ سال است. دیوارنویسی، سنتی ترین سبک اطلاع رسانی و رجزخوانی انقلابی، حالا و در اوج مقاومت و اقتدار ملی، میهنی ایرانیان و در راس آن، تبریز به عنوان دژ مستحکم مقاومت و نگاهبانی ایران، در برابر نظام سلطه جهانی به رهبری آمریکا و رژیم صهیونیستی و حمایت و همراهی دست کم ۳۰ کشور غربی، عربی و منطقهای در جنگ تحمیلی اخیر، جان دوبارهای در تبریز قهرمان و مقاوم گرفته لست.و هم صدا با آحاد مردم، دیوارها، تیرهای برق، بدنه پلها، سازههای شهری و حتی بخشی از تاسیسات شهری نیز فریاد انزجار، مارش رجز و خطابه مقاومت علیه دشمنان زبون سر دادهاند.شابلونهای منقش به تصاویر رهبران فقید و شهید و جدید انقلاب، ستارخان و باقرخان، نمادهای جبهه مقاومت، در کنار رجزها و دیوارنوشتههایی با خط و کلام شهروندان و مردم انقلابی و وفادار تبریز، به تازگی و همزمان با روزهای مقاومت و ایستادگی، بر تن دیوارها و حصارهای سیمانی و آهنی شهر خودنمایی میکنند.در گوشهای، جمله معروف "خاک میخوریم، خاک نمیدهیم" ستارخان، فرمانده دلاور مشروطه تبریز، نشانی روشن از ایران دوستی و ایران پرستی مردمان آذربایجان دارد که بر دیوارهای شهر نقش بسته، در گوشهای دیگر، شابلون نمادهای "انا علی العهد" و "طوفان الاقصی" و در جاهایی دیگر، رجز جهانی شده سردار سپهبد شهید، حاج قاسم شهید با مضمون "ما ملت امام حسینیم"، به روایت و تلاوت آیههای ایثار و مقاومت و شهامت و شهادت ملت ایران مشغولند.
در میان این نمادها و تصاویر شابلونی،تا دلتان بخواهد، دستخط صمیمی و دلی شهروندانی به چشم میخورند که با ماژیک و خودکار و حتی کاغذنوشتههای ساده همچون روزنامه دیواری قدیم، خطاب به آمریکا، اسرائیل، توله پهلوی، کشورهای عربی و حامیان و هواداران مزدور این گروه از دشمنان، رجزخوانی میکنند تا دشمنان بدانند، تسلیم و سازش و وطن فروشی و خیانت، در مرام تبریزی و آذربایجانی و اقوام دلاور و غیور ساکن در پیکره و گسترده واحدی به نام ایران نیست.این نوشتهها، پلاکاردها، دستخطها، رجزها و شابلون های خودجوش مردمی، با رساترین فریاد و استوارترین قدم ها، همزمان با حملات تجاوزکارانه دشمنان، روی "دیوارهای خشم و رجز" تبریزیهای دلاور و قهرمان نشسته و هر روز همچون پتکی بر فرق ترامپ، نتانیابو، ترویکای اروپا، پهلویچیها، دول عربی منطقه، مزدوران داخلی استکبار و سازمان به اصطلاح ملل فرود میآید تا مشخص شود، "توپراقدان، پای اولماز" و دشمنان، آرزوی استیلا بر این ملک و ملت و شکست و تسلیم و تجزیه ایران را با همین موشکهای منتقم، به گور خواهند برد.در تبریز، "تا اطلاع ثانوی"، اثری از "دیوار مهربانی" دیده نخواهد شد، مهربانی این مردم، در دل و کمکها و دستگیریهای "علی وار" و پنهانی آنهاست، به جایش، "دیوار خشم و رجز" ملی تبریزیها برعلیه دشمنان زبون برپا شده است. راستی، گذارتان که به "میدان ساعت" افتاد، دیوارنویسیهای خودجوش مردم غیور تبریز را سیر تماشا کنید، به دیدن و خواندنش میارزد، نکته و حرف دارد این دیوار.#دیوار_نویسی#انقلاب_مقاومت_ملت_ایران#رساترین_صدا#ایران_قوی 05:27 - 22 اسفند 1404