"سینمای پهلوی"؛ زن، ابتذال، آزادی!
برخلاف زرق و برق های وسوسه انگیز سینمای ایران در دوران پیش از انقلاب و تاثیر تولید فیلمفارسی ها بر گیشه و پرده نقره ای، با این حال، سینمای عصر پهلوی، درون مایه ای جز ابتذال، التذاذ جنسی، نگاه ابزاری به زن و ترویج و تبلیغ بی بند و باری برونداد دیگری نداشت.
زیست کاباره ای و بی هویت سازی زنجدای از پی رنگ های ضعیف، سطحی و دم دستی داستانی در اغلب سناریوهای فیلمفارسی زمان شاه که به رقص و خوانندگی زنان در کاباره ها خلاصه می شد، تبلیغ کام جوئی های وقیحانه مردان از زنان، عادی سازی ولنگاری و آزادی های زنان و مردان به عنوان سبک زندگی غربی و ارائه تصویری مشمئزکننده از زن ایرانی در سینما، فاجعه بارترین سیاست به اصطلاح فرهنگی، هنری سینمای عصر پهلوی، در بطن جامعه به شدت مذهبی و دینی ایران به شمار می رفت.تلاش زیرپوستی برای "بی هویت سازی" زن، ترویج "تن نمائی" به عنوان بخشی از پروژه عادی سازی "تن فروشی"، جا انداختن تصویر و سبک زیستی "کاباره ای" از زنان، اغوا و سوءاستفاده از دختران و زنان طبقات پائین جامعه، تجاوز به زنان به عنوان فکت پرتکرار در پشت صحنه سینماها و کاباره ها، انحطاط و فروپاشی تدریجی خانواده ها و عادی سازی کامجوئی های خارج از عرف و قانون از زنان، بخش دیگری از رویکردهای عامدانه و هدفمند طراحان، سرمایه گذاران، تصمیم سازان و گردانندگان عمدتا غیرمذهبی و بعضا، یهودی و بهائی سینمای پیش از انقلاب در ایران به شمار می روند.از ایدئولوژی زدائی تا عادی سازی ولنگارینگاهی به مشاغل زنان در فیلم های آن دوره نشان می دهد، عمده ترین شغل پس از خانه داری، روسپی گری و رقاصی بود. در بسیاری از فیلم ها، روابط نامشروع و غیرعرفی زن و مرد نشان داده می شد و "فحشاء"، توصیف و تبلیغ علنی و عینی داشت.در آثار شرم آور دیگری از سینمای عصر پهلوی، بعضی سنت شکنی ها نیز دیده می شد. مسئله "خیانت"، موضوع غالب فیلم ها بود؛ مردان خیانت می کردند و به تبع آن نیز، زنان به ورطه تلافی و تکرار خیانت می افتادند. جالب این جاست که هر دو نیز با هم به زندگی ادامه می دادند.
اندیشه سینمای پهلوی حذف "ایدئولوژی"، در مستعدترین گروه ها و طبقات جامعه و پیشگیری از هرگونه تحول بنیادین بود؛ مردم فقیر و کارگران را با شگرد "لمپن سازی" معنای دیگر می بخشید و هر نوع تغییر و بهبود شرایط زیستی، اجتماعی جامعه را به شانس و تقدیر واگذار می کرد؛ بی آنکه بخواهد، ایرانی جماعت را به سمت تلاش برای رشد، توسعه و تحول روز افزون در مسیر زندگی و پیشرفت هدایت کند.سینما علیه سینمااوضاع اسف بار ابتذال و سوءاستفاده جنسی و ابزاری از زنان در سینمای عصر پهلوی به جایی رسیده بود که کم کم، صدای اعتراض خود سینماگران و بسیاری از بازیگران زن و مرد را نیز درآورد؛ زنان و مردانی که به واسطه فهم و لمس تبعات و آسیب های جبران ناپذیر رواج بی بند و باری و فساد و فحشاء رایج در سینما بر جامعه و خانواده ها، حتی مجبور به ترک سینما و کنار رفتن از این محیط آلوده شدند."سعید کنگرانی"، یکی از معروف ترین و جذاب ترین بازیگران موسوم به عصر به اصطلاح روشنفکری و "موج نو" سینما آن دوران بود که به واسطه بازی ساختارشکنانه در فیلم جنجالی "در امتداد شب"، به عنوان یک پروژه سینمائی درباری، به سرعت تبدیل به سوپراستار سینمای دهه 50 ایران شد، بازیگری که بارها به افشاگری در خصوص پشت پرده های سینمای مبتذل و زن محور پیش از انقلاب پرداخته است.
"کنگرانی" می گوید: "وقتی سیستمی میخواهد فسادی را طبق دستور یا دکترینی وارد فرهنگ سرزمینش کند، سینمای آن هم فیلم "چشمه"، ساخته "آربی آوانسیان" میشود که در آن، یک بازیگر زن را عریان میکند؛ کاری که در سینمای ما سابقه نداشت و برایش خیلی زود بود. تمام فیلمهایی که خانم "شهناز تهرانی" یا خانم "مرجان"، همسر آقای "علی محمدی" از گویندگان درجه یک رادیو بازی میکردند، از این جنس بود. دقیقاً دستهایی در کار بود که مثلاً دخترهای فراری را که قبلاً وارد سیستم روسپیگری میشدند، وارد سینما کنند. یکی دو تا هم نبودند. کمپانیهای موسیقی، استودیوهای مختلف با هم grant میگذاشتند و دستور از بالا میرسید. مثلاً آقای "هویدا" وقتی به سندیکای بازیگران یا تهیهکنندگان میرفت، اینها برای اظهار غلامی و نوکری شاه، نقششان را زمین میزدند، چون میدانستند امریهای آمده که این دکترین باید اجرا شود و اگر نکنند..."ناگهان پرده ها برافتاد"آذر شیوا" از دیگر بازیگران دوره پهلوی به شمار می رفت که اتفاقا در یک دوره، به ستاره سینمای ایران تبدیل شد و نقشهای مختلفی را که اغلب در همان سمت و سوی نمایش جنسی بود بازی کرد؛ منتها بعد از مدتی، وی نسبت به چنین وضعی و عدم تغییر آن شکایت کرد و در اقدامی اعتراضی و جسورانه، به برگزاری پرفورمنس اعتراضی در سطح شهر تهران دست زد.آذر شیوا در مقابل دانشگاه تهرا،ن اقدام به فروش آدامس کرد تا اعتراض خود به سوءاستفاده های جنسی رایج در سینمای ایران را به نمایش بگذارد.
بعد از اعتراضات این بازیگر بود که وی تحت فشار و تحریم کارگردانان و تهیه کنندگان سینمای دوره پهلوی دوم قرار گرفت. روزنامههای آن سال، با تیتر "من علیه سینمای فارسی فریاد میکشم!"، اعتراض علنی آذرشیوا را بازتاب داده بودند."تقی مختار"، کارگردان و روزنامهنگار عصر پهلوی نیز درباره استفاده نامشروع از زنان در سینما در رژیم پهلوی معتقد بود: "اصلا در سینما زن موفقی نداریم تا من دربارهاش حرف بزنم یا نه، برای اینکه این بیچارهها خودشان هم دلشان میخواهد در سینما کاری بکنند؛ ولی به آنها اجازه نمیدهند. از آنها سوء استفاده نامشروع میشود و بعد تفالهشان را دور میاندازند."وی با اشاره به آدامس فروشی آذر شیوا میگوید: "خود این زنها رنج میکشند؛ اما دیگر چه کنند. به همین خاطر بود که آذر شیوا وقتی از سینما کنار رفت، دیگر پشت سرش را هم نگاه نکرد. در این مدت، دهها بار دنبالش رفتند که به سینما برگردد. شرطش این بود که فیلم خودش را کارگردانی کند؛ ولی شرط او را قبول نکردند."این روزنامهنگار، زنان در سینمای فیلمفارسی را یک وسیله عیش و عشرت دانسته و از بزمهای شبانهای سخن گفته است که ضامن موفقیت بسیاری از هنرپیشههای آن دوران سینما بود.فاطمه نظری"، معروف به "هاله"، یکی دیگر از بازیگرانی بود که بعد از بازی در 20 فیلم سینمایی، در سال 56 از سینما خداحافظی کرد. وی در گفتوگو با روزنامه اطلاعات آن زمان رسما اعلام کرد که میخواهد برای همیشه از سینما خداحافظی کند.
هاله درباره علت چنین تصمیمی گفته بود:"چون پسر 8 سالهام با کار من در سینما سخت مخالف است و اصرار دارد که دیگر هیچ فیلمی بازی نکنم، مجبور به ترک سینما هستم، فکر میکنم حق دارد چون اکنون از نقشهای سکسی من روی پرده سینما ناراحت میشود."سینمای پیش از انقلاب اسلامی در ایران، به ویژه در عصر پهلوی دوم، سینمایی بیگانه با مفهوم، بیان دردهای جامعه و عاری از انتقال پیام اندیشه ورزانه بود، سینمایی بود که اساسا، خود، به تدریج به دردی فرهنگی، هنری در جامعه مذهبی و اصیل ایرانی تبدیل شده بود، جامعه ای که به واسطه همین سینمای مبتذل و به انحراف کشیده شده، زن و دختر ایرانی را عریان می دید، دختران و زنانش روی استیج کاباره ها و در میان مردانی هوسران و هیز به رقص در می آمدند، لذت جوئی و کام گیری از زنان ایرانی عادی سازی می شد و در سوی دیگر، مردان و زنان جوان مخاطب همین سینما را به ورطه بی بند و باری و ورود به دایره روابط و رفتارهای غیرعرفی و خارج از چارچوب می کشانید، سینمایی که حتی صاحبان و وارثان خود را، علیه خود می شورانید.
21:41 - 1 اسفند 1404