۱۲۰ روز پس از "پایان"!
فرهنگ، هنر و رسانه تبریز و آذربایجان، همچنان حال و روز خوشی ندارند و سکوت و آرامش فعلی حاکم بر این حوزه ها، نه از سر رضایت ذینفعان و مخاطبان اصلی، که مصداق نارضایتی خاموش و مطالبات انباشته شده است.
هر قدر هم که بخواهیم، خوشبینانه و امیدوارانه به حال و آینده نگاه کنیم و بیندیشیم، فرهنگ، هنر و رسانه تبریز و آذربایجان، همچنان و با وجود تغییر سکان دار فرهنگ و هنر استان، همچنان حال و روز خوشی ندارند و سکوت و آرامش فعلی حاکم بر این حوزه ها، نه از سر رضایت ذی نفعان و مخاطبان اصلی، که مصداق نارضایتی خاموش و مطالبات انباشته شده است."بلاتکلیفی" توام با "رهاشدگی" این حوزه ها طی 5 سال گذشته، چنان بر پیکره و اندام نحیف فرهنگ و هنر و رسانه استان سنگینی می کند که می شود "مثنوی هفتاد من کاغذ" از حال نزارش نوشت و مرثیه و روضه ای دردمندانه و اعتراضی برایش به راه انداخت!وضعیت حاکم بر حوزه فرهنگ و هنر و رسانه در همه این سال ها، نه محصول ضعف و انفعال عامدانه فعالان این عرصه ها که ناشی از ناتوانی و ناکارآمدی مدیران، متولیان و گردانندگان فرهنگ و هنر و در راس آن، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوده است، اداره ای که ماموریتش، هدایتگری، حمایت، همراهی و همدلی خوب و صمیمی با فعالان فرهنگی، هنری است؛ اما "محدودگر و مایوس گر" شده است.همچنان، نه از "ارشاد" در معنای عام آن، یعنی "رشد دادن" فرهنگی و هنری اثر و خبری است و نه از "فرهنگ" که در اصل، زیربنای توسعه همه جانبه به شمار می رود و نه از "هنر"، که زبان مشترک و پیوند دهنده نسل هاست، هنرمندان نه، اهالی فرهنگ، فعالان رسانه ای و استعدادهای بالقوه و پیشکسوتان این حوزه ها، منفعل تر و بی انگیزه تر از هر زمان دیگری، دوران بی سر و سامانی و بی صاحبی خود را طی می کنند و حرکت ها و اقدامات ویترینی و نمایشی هم، دردی از دردهای اصلی آنان را دوا نمی کند.
همچنان، خبری از "کارستان" های فرهنگی، هنری در تبریز و آذربایجان نیست، اگر تک و توک اتفاقات و جرقه های فرهنگی، هنری و رسانه ای نیز در این استان دیده می شوند، همه نتیجه خلاقیت و تلاش شخصی هنرمندانی است که یک تنه، بار این عرصه ها را در میدان آبروداری برای تبریز و آذربایجان، یکی از دیرینه ترین قطب ها و مهدهای فرهنگ، هنر و مکاتب ماندگار فرهنگی و هنری ایران به دوش می کشند.درست از همین روست که پی گیری و فراگیری مطالبه ای بزرگ به نام "تغییر سکان اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی"، بزرگ ترین و اصلی ترین مطالبه مشترک اهالی فرهنگ، هنر و رسانه استان و قاطبه فعالان حوزه های مختلف فرهنگی، هنری بود که برای اولین بار در تاریخ چند مدیریت فرهنگی، هنری استان به وقوع پیوست و توانست، بارقه های حداقلی امید به پایان ابتذال مدیریتی حاکم بر تولیت این حوزه ها و دمیده شدن هوای تازه فرهنگی، هنری خلاقانه و بالنده را زنده نگه دارد!ورود "نعمت اله پایان"، به ساختمان "خانه فرهنگ" در اسفند سال گذشته نیز، آغازی سخت و دشوار در مجموعه ای تلقی شد که هم، نیازمند "آواربرداری" اساسی بود، هم نیازمند "هوای تازه" مدیریتی و برنامه ای و هم، محکوم به بازگرداندن حکمرانی فرهنگ و هنر به مسیر اصلی!"پایان"، در شرایطی به مدیرکلی فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی رسید که باوجود بهره مندی حداکثری از حمایت و همراهی اهالی فرهنگ، هنر و رسانه استان و فراهم شدن بستر و زمینه های ورودش به ارشاد توسط همین طیف، خوب می دانست که راهی پرسنگلاخ و پرچالش در جایگاه مدیرکلی برای پاسخگوئی به مطالباتی خواهد داشت که قبل از ورودش به ارشاد، طرح و دسته بندی شده بودند.
از صندوق و خزانه خالی اداره کل ارشاد که بگذریم (البته حالا به نظر می رسد پرتر از هر دوره ای است)، فقدان برنامه جامع فرهنگی، هنری، بلاتکلیفی و انفعال اغلب تشکل ها و انجمن های تخصصی، تعطیلی چندین ساله بنیاد فرهنگ، هنر و ادب آذربایجان، از دست رفتن حکمرانی فرهنگ و هنر، از بین رفتن مرجعیت رسانه و مصائب و مشکلات متعدد این حوزه، مطالبات انباشته شده اهالی فرهنگ و هنر، ابهامات مربوط به برخی پروژههای فرهنگی، هنری و پژوهشی، ابهامات و مشکلات حوزه معاونت هنری، بلاتکلیفی هنرستانهای تخصصی ارشاد، ابهامات مدیریتی کانون فرهنگ، هنر و ادب تبریز، خالی بودن معاونتها و مدیریتهای تخصصی از ایدهها و طرحهای خلاقانه، فقدان برنامهها، جشنوارهها و رویدادهای بزرگ و فاخر فرهنگی، هنری و در نهایت، نهادینه شدن انحصار پنهان و شبکه ای در لایههای مدیریتی و تصمیم سازی اداره کل ارشاد، از جمله چالش های زیربنائی و جدی پایان در آغاز راه مدیریتی اش به شمار می رفت که اتفاقا، خود وی، از همان دوران معاونتش در همین ارشاد، منتقد جدی این مصائب بود، برای حل و رفعش، در بیرون از اداره کل و محافل مختلف و متعدد، دنبال راه حل می گشت و در نهایت، پس از آن که یارگیری هایش در بیرون "خاتمه" یافت و راهکارهای لازم را از مشاوران بیرونی اش گرفت، مدعی شد، برای رفع و حل آن ها، برنامه و ایده راهبردی دارد و مناسب ترین فرد برای تصدی مدیرکلی است؛ با این حال، آنچه فعلا دیده می وشود، فرسنگ ها با وعده ها و ادعاها و شعارها فاصله دارد!
البته جای امید و خرسندی، از بابت باقی بودن فرصت جبران مافات و تغییر رویکردها و راهبردهای احتمالا القائی و تزریقی خارج از دایره مدیریت عرفی فرهنگ و هنر، برای مدیرکل فرهنگ ارشاد اسلامی، همچنان وجود دارد، تا احیانا، اگر، قرار به بازگشت به مسیر اصلی و خادمی واقعی به اهالی فرهنگ، هنر و رسانه باشد، تا دیر نشده و فرصت باقی است، همه دلسوزان منصف و فرهیخته این حوزه ها، بی چشمداشت و به دور از سهم خواهی های عادی شده عده ای معدود، برای کمک به مدیریت فرهنگ و هنر استان، آستین همت بالا بزنند!مطالبات انباشته شده و بی پاسخ اهالی فرهنگ و هنر و رسانه استان در سال های اخیر و اجماع گسترده گروه های مرجع روی واژه تغییر مدیریت و احیاء حکمرانی فرهنگ و هنر و بازگرداندن مرجعیت به حوزه های تخصصی و در نهایت، ادعای برنامه محوری مدیرکل جدید برای پاسخگوئی به این دغدغه ها، انتظارات ذی نفعان و مخاطبان اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان از مدیریت ارشد این دستگاه فرهنگی را همچنان در سطح بالا نگه داشته است؛ انتظارات معقولی که امروز، در پایان 120 روز مدیریت "پایان"، مطالبهای به نام "گزارش دهی و ارائه عملکرد فرهنگی، هنری" ایشان را، منطقی، مهم و ضروری می کند، با این امید که مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی، این دعوت به گزارش دهی رسانه ای توام با تطبیق برنامه ها و وعده های اعلامی قبلی را به دور از هرگونه اتهام زنی و انگ زنی به منتقدان بپذیرد؛ هرچند، از منظر ارزیابی ها و رصد و بررسی های رسانه ای، تحلیلی نسبتا جامع از عملکرد ۱۲۰ روزه وی و اداره متبوعش در دست داریم که به وقت مقتضی، به عنوان مطالبات فرهنگی، هنری جدی و کلان، طرح و منتشر خواهیم کرد!#فرهنگـوـارشادـاسلامی#آذربایجانـشرقی#هنرمندان 06:23 - 7 مرداد 1404