روحانیای که کتابهای حوزه را به خط مقدم برد
شهید حجتالاسلام صنعتکار فقط یک فرمانده نظامی نبود؛ روحانیای بود که کتابهای حوزه را به جبهه میبرد، در فرصتهای کوتاه مطالعه میکرد و همزمان یکی از فرماندهان مؤثر اطلاعات و عملیات لشکر ۸ نجف اشرف بود.
به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان، چهلمین سالگرد شهادت مردی فرارسیده است که زندگیاش را میان حوزه و جبهه پیوند زد؛ شهید حجتالاسلام حسین صنعتکار، روحانی کاشانی و از فرماندهان شاخص لشکر ۸ نجف اشرف که در سالهای دفاع مقدس، مسئولیتهای مختلفی را برعهده گرفت و سرانجام در مسیر شناسایی و انجام مأموریت نظامی به شهادت رسید.حسین صنعتکار سوم فروردینماه سال ۱۳۳۷ در خانوادهای مذهبی در کاشان متولد شد. پس از پایان دوران مدرسه، وارد حوزه علمیه شد و به فراگیری علوم و معارف اسلامی پرداخت. تحصیل در حوزه برای او تنها مسیری علمی نبود؛ بلکه زمینهای شد تا نگاه دینی و انقلابیاش در سالهای مبارزه با رژیم پهلوی و پس از آن در دوران دفاع مقدس، بیشازپیش شکل بگیرد.
از مبارزه با ساواک تا حضور در جبههشهید صنعتکار از دوران نوجوانی و جوانی در فعالیتهای انقلابی حضور داشت و در جریان مبارزات پیش از پیروزی انقلاب اسلامی نیز نقشآفرینی کرد. نزدیکان شهید روایت میکنند: او در راه فعالیتهای انقلابی تحت تعقیب ساواک قرار گرفت و در انتقال و توزیع اعلامیههای حضرت امام خمینی(ره) در میان مردم کاشان نقش داشت.او همچنین در راهاندازی انجمن اسلامی فاضل نراقی کاشان نقش داشت؛ مجموعهای که فعالیت آن بر آموزش قرآن، نهجالبلاغه، مبانی دینی و تربیتی متمرکز بود و بعدها به بستری برای تربیت نسل جوان تبدیل شد.با پیروزی انقلاب اسلامی، شهید صنعتکار مسیر تحصیل در حوزه را ادامه داد، اما با آغاز جنگ تحمیلی، جبهه را نیز بهعنوان میدان دیگری برای انجاموظیفه انتخاب کرد.
«تا زندهام در جبهه خواهم بود»سال ۱۳۶۱ نخستین حضور شهید صنعتکارر در جبهه رقم خورد؛ حضوری که خیلی زود به بخش جداییناپذیر زندگی او تبدیل شد. فضای معنوی جبهه چنان بر روح او اثر گذاشت که جمله معروفش را بر زبان آورد: «تا زندهام، در جبهه خواهم بود.» توانمندی نظامی، شجاعت، روحیه مدیریتی و در کنار آن اخلاق و رفتار صمیمانه، سبب شد بهتدریج مسئولیتهای مهمتری به او سپرده شود.شهید حجتالاسلام صنعتکار از فرماندهی واحد تخریب و آموزش تا مسئولیت در واحد عملیات و اطلاعات و عملیات لشکر ۸ نجف اشرف پیش رفت و در تشکیل و فعالیت یگان دریایی کوثر نیز نقش داشت.او در بسیاری از عملیات لشکر حضور فعال داشت و تجربه و تواناییاش در شناسایی و مدیریت صحنه نبرد، اعتماد فرماندهان را به همراه داشت؛ بهگونهای که هرگاه مسئولیتی به او واگذار میشد، فرماندهان از توانایی او برای انجام مأموریت اطمینان داشتند.
فرماندهای که کتابهای حوزه را به جبهه میبردتصویری که همرزمان از شهید صنعتکار به یادگار گذاشتهاند، تنها یک فرمانده نظامی نیست؛ بلکه روحانیای است که میدان نبرد را از معنویت و مطالعه جدا نمیدانست.همرزمان شهید روایت میکنند که شهید صنعتکار چند صندوق از کتابهای حوزه را همراه خود به جبهه میبرد و هر زمان از فعالیتهای روزانه و مأموریتها فرصت پیدا میکرد، به مطالعه میپرداخت.این ویژگی در کنار رفتار متواضعانه و ارتباط نزدیک او با نیروها، سبب شده بود بسیاری از رزمندگان علاقهمند باشند در مجموعه تحت فرماندهی او فعالیت کنند.در خاطرات منتشرشده از شهید صنعتکار درباره شهید سید علیرضا بنیطبا نیز بر تواناییهای نیروهای لشکر ۸ نجف و حضور فعال آنان در عملیات مختلف تأکید شده و از نقش صنعتکار در شناخت و بهکارگیری نیروهای توانمند سخن گفته شده است.
رابطه نزدیک با سردار حاج احمد کاظمیشهید صنعتکار ارتباط نزدیکی با شهید حاج احمد کاظمی، فرمانده وقت لشکر ۸ نجف اشرف، داشت. روایتهای منتشرشده از همرزمان نشان میدهد که سردار کاظمی اعتماد ویژهای به تواناییهای صنعتکار داشت و او را از نیروهایی میدانست که هر مسئولیتی را به بهترین شکل انجام میداد.در سال ۱۳۶۵ و همزمان با سفر حج تمتع شهید حاج احمد کاظمی، صنعتکار مسئولیت قائممقامی لشکر ۸ نجف اشرف و فرماندهی اطلاعات و عملیات را برعهده گرفت و در مأموریتهای شناسایی مناطق عملیاتی حضور یافت.
روایت همسر شهید از یک زندگی سادهسیده زهرا میر عبداللهی، همسر شهید صنعتکار، در روایتهایی از زندگی مشترکشان، از مردی سخن گفته است که در کنار مسئولیتهای سنگین نظامی، به مسائل عبادی و خانوادگی نیز توجه ویژهای داشت.به گفته او، شهید صنعتکار به نماز اول وقت مقید بود و پس از نماز صبح قرآن میخواند. با کودکان ارتباط خوبی برقرار میکرد و اهل شوخی و خنده بود.همسر شهید همچنین از احترام ویژه او به خانواده یاد کرده و گفته است که صنعتکار به دلیل سید بودن همسرش، همواره با احترام او را «زهرا خانم» خطاب میکرد.این روایتها تصویری متفاوت از فرماندهای ارائه میکند که در میدان نبرد، مسئولیتهای سنگین نظامی برعهده داشت، اما در زندگی شخصی نیز بر اخلاق، احترام و معنویت تأکید میکرد.
«بزرگترین الگو»؛ وصیتی برای ماندنوصیتنامه شهید حجتالاسلام صنعتکارر، بخش دیگری از شخصیت او را آشکار میکند؛ روحانی رزمندهای که برایش مبارزه و معنویت دو مسیر جدا از هم نبودند.او در بخشی از وصیتنامهاش با عنوان «بزرگترین الگو» از امام خمینی(ره) بهعنوان الگوی کمال معنوی و عقلی یاد کرده و بر پیروی از مسیر و رهنمودهای ایشان تأکید کرده است.شهید صنعتکار در بخش دیگری از وصیت خود، بر اهمیت اخلاص در عبادت تأکید میکند و هشدار میدهد که عبادت نباید تنها به سخن و ادعا محدود شود، بلکه باید با صدق، اخلاق و حسننیت قلبی همراه باشد.او همچنین از خانواده و نزدیکان خود خواسته بود برایش جلسات دعا و زیارت برگزار کنند و از خداوند برای او طلب مغفرت کنند.جملهای که بر سنگ مزار این شهید نیز حک شده، خلاصهای از نگاه او به مسیر زندگی است: «دنیا و آخرت شما در گرو پیروی از اسلام و ولایتفقیه است.»
پایان راه عاشقی در میدان شناساییسرانجام پس از سالها حضور در جبهه و پذیرش مسئولیتهای مختلف، روز ۲۸ مردادماه سال ۱۳۶۵ فرا رسید؛ روزی که حجتالاسلام حسین صنعتکار در منطقه کرمانشاه، در جریان مأموریت نظامی و شناسایی، هدف اصابت ترکش قرار گرفت و به شهادت رسید.با شهادت او، لشکر ۸ نجف اشرف یکی از فرماندهان مؤثر اطلاعات و عملیات خود را از دست داد؛ فرماندهی که از حوزه علمیه کاشان به میدانهای نبرد آمده بود و در طول سالهای دفاع مقدس، علم، معنویت، مدیریت و شجاعت را در کنار یکدیگر قرار داد.پیکر شهید حجتالاسلام حسین صنعتکار در گلزار شهدای دارالسلام کاشان به خاک سپرده شد؛ جایی که در کنار مزار برادر شهیدش، اکبر صنعتکار، آرامگرفته است.اکنون، چهار دهه پس از شهادتش، نام صنعتکار نه فقط در فهرست فرماندهان لشکر ۸ نجف اشرف، بلکه در خاطره نسلی از رزمندگان و مردم کاشان باقیمانده است؛ مردی که خود گفته بود «تا زندهام در جبهه خواهم بود» و سرانجام نیز زندگیاش را در همان مسیری به پایان رساند که سالها پیش انتخاب کرده بود.#شهید_شهادت #گلزار_شهدا #دفاع_مقدس #فرمانده #لشکر_۸_نجفاشرف #سردار_کاظمی 13:53 - 29 مرداد 1405