نوازندهای که ساز تار شکست و ساز دل کوک کرد
جوان قشقایی برای تعمیر تارش به اصفهان آمده بود و در بازار نشانی تارسازی را پرسید، همای شیرازی نشانی تارساز را به او داد و گفت: برو پی کار بهتری و علم بیاموز، از تار زدن بهتر است.
خبرگزاری فارس اصفهان: یکی از تابستانها که ایل قشقایی به ییلاق آمده بود، جهانگیرخان مانند بقیه افراد ایل برای رفع حوایج خود به اصفهان رفت. تارش شکسته بود. دنبال تارسازی بود که به همای شیرازی از عارفان و دانشمندان روزگار برخورد کرد. جهانگیرخان از همای شیرازی نشانی تارساز را پرسید، او هم نشانی تارساز معروفی را داد، ولی هنگام صحبت فهمید که هوش و استعداد جهانگیر زیادتر از حد معمول است. به او گفت: «برو پی کار بهتری و علم بیاموز، از تار زدن بهتر است».جهانگیرخان قشقایی، در سال ۱۲۴۳ هجری قمری در دهاقان(سمیرم سفلی قدیم) چشم به جهان گشود. پدرش محمد خان، از اشراف طایفه دره شوری، تیره جانبازلو در ایل قشقایی و مادرش، دختر یکی از خانهای شهرستان سمیرم است.
در چهلسالگی راهی مدرسه طلاب شددر حالی کهمتأثر از گفته همای شیرازی بود، راه خویش را گرفت و در بازار مشاهده کرد جماعتی اطراف شخصی با خضوع و خشوع حرکت میکنند و به وی ادای احترام دارند. علت را جویا شد. گفتند: یکی از علمای اصفهان است. همان جا تصمیمش را گرفت. تارش را رها کرد و در چهلسالگی راهی مدرسه طلاب شد. در مدرسه صدر حجرهای گرفت و با عشق و علاقه زیاد به تحصیل علوم حوزوی مشغول شد.پس از فراگیری علوم مختلف، جهانگیرخان شروع به تدریس در مدرسه صدر اصفهان کرد. استادان دیگر از نقاط مختلف برای شرکت در جلسات او راهی اصفهان میشدند. جهانگیرخان در زمینه حکمت و فلسفه، بهویژه فلسفه ملاصدرا، صاحبنظر بود و در این زمینه، شاگردان بزرگی تربیت کرد.
تمام عمر لباس ساده ایل قشقایی بر تن داشتحکیم قشقایی از هنگامی که وارد حوزه علمیه اصفهان شد، تا موقعی که از دنیا رفت، با همان لباس ساده ایل قشقایی شامل کلاهپوستی، موهای نسبتاً بلند سروصورت و پالتو پوست، زندگی را در حجره سپری کرد و در همان حجره دعوت حق را لبیک گفت و به دیار باقی شتافت.شاید جهانگیرخان برای تأسی به استادش، آقا محمدرضا قمشهای اینگونه لباس میپوشید. بعضی از شاگردان حکیم قشقایی مثل حاجآقا رحیم ارباب و شیخ غلامحسین ربانی چادگانی هم به شیوه استادشان تغییر لباس ندادند.
جهانگیرخان استاد فلسفه در اصفهان بودشهید مرتضی مطهری، حکیم قشقایی را استاد مسلم فلسفه در اصفهان دانسته و گفته است: وی علاوه بر مقام علمی و فلسفی، در متانت، وقار و انضباط اخلاقی و تقوا نمونه بود و تا آخر عمر در همان لباس عادی اول خود باقی ماند و فوقالعاده موردتوجه شاگردان و آشنایان بود.جلالالدین همایی هم چنین میگوید: مرحوم جهانگیرخان، فلسفه را در اصفهان از تهمت خلافشرع و بدنامی کفر و الحاد نجات داد. سهل است که چندان به این علم رونق بخشید که فقها و متشرعان هم آشکارا با میل و علاقه روی به درس فلسفه نهادند و آن را مایه فضل و مفاخرت میشمردند.
حکیم جهانگیرخان قشقایی، پس از ۸۵ سال که ۴۵ سال از آن را به تحصیل گذراند، در شب ۱۳ ماه رمضان سال ۱۳۲۸ هجری قمری برابر با ۲۶ شهریور ۱۲۸۹ در اصفهان درگذشت و در تکیه کلباسی تخت فولاد واقع در خیابان فیض اصفهان به خاک سپرده شد.تكيه جهانگيرخان قشقایی از جمله تكايای دوره قاجار در محدوده تخت فولاد است. اين تكيه پس از وفات فقيه عالیقدر آقا سيد محمد ترک خویی به سال ۱۲۶۶ هجری قمری در تخت فولاد شكل گرفت و پس از دفن حكيم جهانگيرخان قشقایی اهميت فراوان يافت و موردتوجه علما و مردم قرار گرفت.در اين تكيه بقعه و آرامگاهی وجود نداشت و قبر حكيم جهانگیرخان بر روی سكویی برجسته در جبهه شرقی تكيه واقع شده بود.در سال ۱۳۷۸ هجری شمسی بهمنظور تجليل از مقام والای اين حكيم و عارف بلندمرتبه آرامگاهی آجری با پلان هشتضلعی به سبك مدرن بر سر مزارش بنا شد.سر در بقعه مزين به کتیبهای به خط بنایی بر زمينه كاشی لاجوردی است كه نام و تاريخ وفات جهانگیرخان قشقایی بر آن حک شده است.#سازشکسته #عارفوعالم #تکیهقشقایی #تختفولاد #فلسفه #حوزهعلمیه 18:04 - 3 مهر 1404