عقلانیت دینی در مواجهه با جهان معاصر؛ تهدید یا فرصتی برای بازخوانی دین؟

یادداشت _ در روزگاری که نسبت دین، مدرنیته، آزادی و حقوق بشر به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های فکری و اجتماعی تبدیل شده، بازخوانی عقلانیت دینی و امکان گفت‌وگوی سنت با جهان معاصر ضرورتی انکارناپذیر است.
حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدمسعود عمرانی، پژوهشگر بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی و عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان، در یادداشتی تحلیلی به بررسی نسبت دین سنتی با عقلانیت مدرن پرداخته و تلاش کرده است نشان دهد چگونه می‌توان بدون از دست دادن هویت توحیدی و اخلاق‌محور دین، به پرسش‌ها و تحولات جدید پاسخ داد.آنچه در ادامه می‌خوانید، بازخوانی این نگاه در قالب یک یادداشت تحلیلی است:جهان معاصر بیش از هر زمان دیگری با پرسش از نسبت دین و عقلانیت مواجه است. در این میان، آنچه به‌عنوان «عقلانیت دینی مدرن» مطرح می‌شود، نه نفی دین است و نه عبور از سنت، بلکه تلاشی برای فهم دوباره دین در بستر تحولات فکری، اخلاقی و اجتماعی امروز به شمار می‌رود.عقلانیتی که روش‌محوری و نقادی را اصل می‌داند و باور‌ها را بدون دلیل نمی‌پذیرد. در چنین فضایی، نقدپذیری نه تهدید، بلکه بخشی از فرآیند فهم دینی تلقی می‌شود.یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های عقلانیت دینی مدرن، تاریخ‌اندیشی است؛ یعنی توجه به بستر تاریخی و اجتماعی شکل‌گیری فهم دینی.این نگاه می‌کوشد میان اصل ایمان و فهم تاریخی نصوص تفکیک قائل شود و نشان دهد که بسیاری از برداشت‌ها، متأثر از شرایط زمانه بوده‌اند. در کنار این مسئله، تکثرگرایی روشی و استفاده از دستاورد‌های علوم انسانی، فلسفه و علوم تجربی در فهم دین، افق‌های تازه‌ای را پیش‌روی اندیشه دینی قرار می‌دهد.
در این میان، مسئله اصلی آن است که آیا دین سنتی می‌تواند با این تحولات همراه شود، بدون آنکه هویت خود را از دست بدهد؟ پاسخ به این پرسش، در بازتعریف سنت نهفته است. سنت اگر به‌عنوان مجموعه‌ای ثابت، بسته و غیرقابل گفت‌و‌گو دیده شود، طبیعی است که در مواجهه با جهان جدید دچار تعارض شود؛ اما اگر سنت را منبعی زنده و پویا بدانیم که قابلیت تفسیر و بازخوانی در شرایط جدید را دارد، آنگاه امکان تعامل سازنده با عقلانیت مدرن فراهم خواهد شد.در چنین رویکردی، نیاز به نوعی هرمنوتیک معتدل احساس می‌شود؛ رویکردی که نصوص دینی را در فضای گفت‌و‌گو با مسائل جدید تفسیر کند. همچنین باید میان امور تغییرناپذیر، همچون اصول دین، و امور تاریخی و متغیر مانند برخی احکام فقهی، آداب و رسوم تفکیک قائل شد. استفاده از عقل جمعی و نهاد‌های میانجی برای اجتهاد گروهی نیز می‌تواند به فهم دقیق‌تر مسائل نوپدید کمک کند.از سوی دیگر، بسیاری از نگرانی‌ها درباره سازگاری دین با تحولات جدید، ناشی از خلط میان عقلانیت نقاد مدرن و سکولاریسم جهان‌بینانه است. اگر هویت دینی بر پایه جهت‌گیری توحیدی و اخلاق‌محور تعریف شود، امکان سازگاری با تحولات اخلاقی و فلسفی جهان معاصر وجود خواهد داشت، بی‌آنکه دین از هویت خود فاصله بگیرد.در همین چارچوب، می‌توان اصول اخلاقی مدرن همچون حقوق بشر و آزادی عقیده را نیز در چارچوب فقه بازخوانی کرد.تجربه زیسته پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) نشان می‌دهد که می‌توان در عین وفاداری به اصول ثابت، پاسخ‌هایی متناسب با شرایط زمان ارائه داد. این نگاه، دین را از جمود و تحجر دور می‌کند و امکان حضور فعال و عقلانی آن را در جامعه امروز فراهم می‌سازد.
واقعیت آن است که مدرنیته، هم می‌تواند تهدید باشد و هم فرصت؛ همه‌چیز به نوع مواجهه ما بستگی دارد. اگر دین به‌صورت جزمی، بسته، غیرنقدپذیر و همراه با خشونت و انکار آزادی عرضه شود، طبیعی است که مدرنیته برای آن تهدید تلقی شود؛ اما اگر دین بتواند خوانشی عقلانی، اخلاقی و پاسخ‌گو به پرسش‌های نو ارائه کند، مدرنیته فرصتی برای پالایش خرافه‌ها و بازگشت به گوهر اخلاق و عقلانیت خواهد بود.
07:29 - 9 خرداد 1405

14٫9k بازدید