واقعاً در جنگ پیروز میشویم؟
موشک که شلیک میشود، مردم میپرسند «آیا در جنگ پیروز میشویم؟» این پرسش ساده اما پرتکرار، نشانه شکافی عمیق است بین روایت واقعی از پیروزی و تعریف مردم از پیروزی. اما وقتش رسیده به تعریف جدیدی از پیروزی برسیم.
به گزارش خبرگزاری فارس، در روزهایی که شلیک موشکها و شکار جنگندههای پیشرفتهای مانند F-35 توسط ایران به بخشی از اخبار روزانه تبدیل شده، همچنان در میان مردم این جمله تکرار میشود: «خدا کند در این جنگ پیروز شویم.» این جمله و مشابههای آن نشان میدهد که روایت رسمی از مفهوم «پیروزی» چه در میانه جنگ و چه برای دوران پس از آن، نتوانسته است به باوری عمومی تبدیل شود. در گزارش حاضر، به بررسی چهار راهبرد برای خلق روایتی تازه و کارآمد از پیروزی پرداخته میشود.
۱. تغییر در تعریف پیروزینخستین چالش، تصویر کلاسیک و بعضاً غیرواقعی از پیروزی در ذهن مردم است. گروهی از منظر مذهبی، پیروزی را برابر با «نمازخواندن در قدس اشغالی» یا «حسینیه شدن کاخ سفید» میدانند. در مقابل، دستهای دیگر انتظار دارند که با پایان جنگ، تورم مهار شده و سفره مردم به یکباره رنگین شود.در این میان، روایت پیروزی زمانی باورپذیر میشود که بر دستاوردهای عینی و هویتی تأکید کند؛ از جمله حفظ هویت ملی و میهنی، تداوم زندگی روزمره بدون غارت و چپاول، و جلوگیری از فروپاشی نظم عمومی در برابر حملات دشمن.
۲. ترسیم «میکرو آینده» ملموسدر طول دوران جنگ، بخش بزرگی از مردم (بهویژه قشر خاکستری) تنها با شعارهایی کلی همچون «ایران سربلند» یا «شکننده شدن هیمنه آمریکا» مواجه بودهاند. آنچه این گروه نیاز دارد، ترسیم آیندهای جزئینگر و قابللمس است.رسانهها و مسئولان باید نشان دهند که «ایران پساجنگ» از نظر اقتصادی، فرهنگی و شهری چه شکلی خواهد داشت. بهجای شعارهای آرمانی، باید از تهرانِ پساجنگ، اقتصاد پایدار و شرایط زیستی ملموس گفت. تکیه صرف بر باورهای غیرملموس مذهبی، شکاف میان روایت رسمی و انتظار عمومی را عمیقتر میکند.
۳. تبدیل مخاطب خاکستری به قهرمان روایتیک روایت موفق، روایتی است که در آن حتی قشر خاکستری (عدهای که گاهی شاید در مواردی با نظام زاویه دارند اما به کشورشان پشت نکردهاند) خود را قهرمان اصلی پیروزی بداند. کسانی که در ایران ماندند، از کشورشان بد نگفتند و در شرایط سخت مهاجرت نکردند.بزرگنمایی همین رفتارهای بهظاهر ساده، مانند «ماندن و زندگیکردن در تهران»، میتواند این گروه را به جایگاه قهرمانی در حماسه ملی برساند. قهرمان بودن لزوماً به معنای انجام یک کار خارقالعاده نیست؛ نمونه آن در سینما، شخصیتهای ساده و روزمرهای که قهرمانان فیلم هستند. وقتی مردم خود را قهرمان داستان پیروزی بدانند، روایت پیروزی را عمیقاً باور خواهند کرد.
۴. بازتعریف معنای امیددر روایت حاکمیتی، مفهوم امید اغلب به شکلی شعاری و کلیشهای مطرح میشود. اما امیدواری با دیدن یک بیلبورد از قله دماوند و شنیدن آواز سالار عقیلی در کنار آمار شلیک موشکها از رادیو بهویژه اگر مخاطب در یک بعدازظهر گرم در ترافیک مردادماه ۱۴۰۵ تهران مانده باشد، شکل نمیگیرد.
برای امیدآفرینی واقعی، دو راهکار پیشنهاد میشود:۱. ساخت امیدهای میکرو، واقعی و ملموسبهجای تکیه صرف بر دستاوردهای نظامی، تغییرات کوچک اما تأثیرگذار در زندگی مردم، مانند رنگآمیزی کوچهها، نظافت شهری، یا تأمین مایحتاج اولیه، میتواند امید را بازتولید کند.
۲. راهاندازی خرده پویشهادر کنار پویشهای کلانی همچون «ایران همدل»، میتوان پویشهای خُردی با محوریت خدمات شهری و همیاری مردمی راه انداخت؛ پویشهایی مانند #تعمیر_ماشین، #جاروزدن_محله و دیگر اقدامات مشارکتی که مردم در آنها نقش مستقیم دارند. دیدن همدلی عینی و عملی، مردم را در برابر تبلیغات و پروپاگانداهای خارجی مقاومتر میکند. اگر روایتهای رسمی و تبلیغات حاکمیتی با تجربه زیسته مردم همخوانی نداشته باشد، اعتماد به این روایتها از بین میرود. تجربه تاریخی نشان داده که اتحاد و همبستگی پس از جنگ، اگر با روایتهای غیرواقعی همراه شود، میتواند در مدت کوتاهی به گسست و بحران منجر شود. امروز با مخاطبی مواجهیم که نه خوشبینِ صرف است و نه امید خود را یکسره ازدستداده؛ بلکه مخاطبی بدبین اما همچنان امیدوار است.منبع: آکادمی سواد رسانهای گرالیت
برای دسترسی به پاسخ جدیدترین شایعات، صفحه شبههوشایعه خبرگزاری فارس را دنبال کنید. 22:41 - 8 فروردین 1405