هزینه “کمک به وزارت” افزوده بر “کمک به مدرسه”
یکی از نقدهای اساسی قابل طرح درباره آزمون سنجش عملکردی دانشآموزان دوره اول متوسطه، این است که هزینههای آزمون بهصورت مستقیم از خانوادهها اخذ شده است. نکته قابل تأمل این است که این هزینهها، در عمل به بار مالی خانواده ها «کمک به وزارت» افزوده شده است؛ هزینهای که پیش از این به صورت غیررسمی و در قالب «کمک به مدرسه» که به اذعان خود وزارتخانه ممنوعیت دارد. اخذ شده است. در ادامه، با اضافه کردن جزئیات دقیقتر، این موضوع را بررسی خواهیم کرد.
کمک به مدرسه و فشار مضاعف بر خانوادهها
در بسیاری از مدارس دولتی کشور، خانوادهها پیش از این نیز مجبور به پرداخت هزینههای جانبی تحت عنوان «کمک به مدرسه» بودند. این کمکها معمولاً برای تأمین نیازهای اساسی مدارس نظیر خرید تجهیزات آموزشی، کاغذ، تعمیرات ساختمان مدرسه و حتی تأمین منابع انسانی در برخی موارد، مورد استفاده قرار میگرفت. این هزینهها به دلیل ناکافی بودن بودجه مدارس، بهصورت غیررسمی از خانوادهها مطالبه میشد و به یک واقعیت تلخ و غیرقابل انکار در نظام آموزشی کشور تبدیل شده بود.اکنون، علاوه بر این کمکهای غیررسمی، هزینه آزمون سنجش عملکردی نیز به شکل مستقیم از خانوادهها اخذ شده است، تحت عنوان مبلغی که وزارتخانه برای اجرای این طرح مطالبه کرده است. این هزینه بهنوعی «کمک به وزارت» تلقی میشود و بار مالی جدیدی بر دوش خانوادهها ایجاد کرده است. نکته مهم این است که این موضوع فقط یک فشار مالی نیست؛ بلکه مسئله اصلی، نبود شفافیت در نحوه اجرای این طرح و جایگاه اخلاقی آن است.
مبلغ مرحله دوم و نحوه هزینهکرد آن
در مرحله اول و زیبا دوم آزمون سنجش عملکردی، مبلغ ۴۲ هزار تومان برای دو مرحله از هر دانشآموز دریافت شده است. این مبلغ طبق گزارشها به حساب وزارت آموزش و پرورش واریز شده است. سوالی مهم و بیپاسخ در این میان مطرح است: چه تصمیمی درباره این مبلغ در مرحله دوم گرفته شده است؟عودت به مدارس: آیا مبلغ مرحله دوم که از دانشآموزان اخذ شده، به حساب مدارس برای تأمین هزینههای چاپ، اجرا و تحلیل آزمون عودت داده شده است؟ اگر این مبلغ به مدارس بازگردانده نشده باشد، آنها مجبورند با بودجه محدود خود هزینههای مربوط به اجرای آزمون را تأمین کنند که فشار بیشتری بر کادر آموزشی و مالی مدارس وارد میکند.شفافیت در هزینهکرد: وزارتخانه باید گزارش شفاف و دقیق از نحوه هزینهکرد این مبلغ ارائه دهد. آیا این مبلغ تماماً صرف طراحی، چاپ، اجرا و تحلیل آزمون شده یا بخشی از آن برای اهداف مدیریتی غیر مرتبط استفاده شده است؟ عدم شفافیت در نحوه هزینهکرد این مبلغ، بیاعتمادی خانوادهها نسبت به این طرح را تشدید میکند.
مابهالتفاوت هزینههای مرحله دوم نسبت به اول
یکی از سوالات کلیدی در این طرح، مقایسه هزینههای مرحله دوم آزمون با مرحله اول است. مرحله اول آزمون به صورت متمرکز توسط یک شرکت خصوصی برگزار شد که به دلیل متمرکز بودن فرآیند طراحی، چاپ و تحلیل، از صرفهجویی مقیاس (Economies of Scale) بهره میبرد. اما در مرحله دوم:هزینههای پراکنده: واگذاری اجرای آزمون به مدارس باعث شده تا هزینههای چاپ، اجرا و تصحیح پاسخنامهها به صورت غیرمتمرکز انجام شود. مدارس کوچکتر و محروم، به دلیل نبود امکانات مناسب، ممکن است مجبور به خرید کاغذ و خدمات چاپ با قیمت بالاتر باشند. این موضوع، هزینههای مرحله دوم را نسبت به مرحله اول افزایش میدهد.فشار مالی و کاری بیشتر: در مرحله اول، اجرای آزمون توسط شرکت خصوصی باعث شد که خانوادهها شاهد هزینههای متمرکز و نسبی باشند، اما در مرحله دوم، واگذاری به مدارس به دلیل نبود صرفهجویی مقیاس و تحمیل هزینههای پراکنده، فشار مالی و کاری بیشتری بر خانوادهها و مدارس وارد کرده است.
اما مسئله اصلی این است که چرا چنین مبلغی باید از خانوادهها اخذ شود؟
این موضوع را میتوان از منظر اخلاقی و مدیریتی بررسی کرد:فلسفه دولت مبتنی بر عدالت: دولت مسعود پزشکیان بر اساس اصولی بنا شده که برگرفته از آموزههای نهجالبلاغه و اخلاق اسلامی است. در نهجالبلاغه، عدالت در مدیریت مالی و پرهیز از تحمیل هزینههای غیرضروری بر مردم، مورد تأکید قرار گرفته است. دریافت مبلغی برای آزمونی که اهداف مدیریتی دارد و تأثیر مستقیمی بر دانشآموزان ندارد، با این اصول در تضاد است.بار اخلاقی تصمیم: خانوادهها از دولت انتظار دارند که هزینههای ضروری آموزشی را از محل بودجه عمومی تأمین کند، نه اینکه چنین هزینههایی به آنان منتقل شود. دریافت این مبلغ نه فقط از منظر مالی، بلکه از دیدگاه اخلاقی و اعتماد عمومی نیز قابل نقد است.سوال کلیدی: آقای کاظمی وزیر دولت وفاق ملی بفرمایید چرا در دولتی که بر اساس نهجالبلاغه مدیریت مالی باید بر پایه عدالت و پرهیز از تحمیل هزینههای غیرضروری باشد، چنین اتفاقی میافتد؟
پیامدهای اقتصادی و اجتماعی
پیامدهای اخذ این هزینه میتواند فراتر از مسائل مالی باشد و تأثیراتی اجتماعی و مدیریتی داشته باشد:افزایش بیاعتمادی عمومی: دریافت هزینههای اضافی بدون شفافیت در نحوه هزینهکرد و اهداف طرح، موجب کاهش اعتماد خانوادهها به نظام آموزشی و مدیریتی میشود.تشدید فشار بر مدارس محروم: در مناطقی که خانوادهها توان پرداخت هزینهها را ندارند، مدارس مجبورند با استفاده از منابع محدود خود این هزینهها را تأمین کنند، که باعث کاهش کیفیت آموزش در این مناطق میشود.
05:37 - 9 اردیبهشت 1404