«من رشتیام» جملهای که در حافظه گیلان از قاسم سلیمانی ماندگار شد+فیلم
اردیبهشتماه ماهی شد که تاریخ و احساس در هم تنیدند، روزی که گیلان نشان داد هنوز هم پای آرمانهایش ایستاده است و هنوز هم وقتی نام شهید میآید، دلهایش میلرزد، چشمهایش خیس میشود و قدمهایش محکمتر از همیشه بر زمین مینشیند.
اردیبهشت برای گیلان فقط یکی از ماههای سال در تقویم نیست، روزی است که «رشت» نفس دیگری کشید، بغضها شکست و نام شهدا دوباره در کوچهپسکوچههای شهر جاری شد.
در ۱۴ اردیبهشت، میدان شهرداری رشت حالوهوای دیگری داشت؛ نه شبیه یک مراسم رسمی، نه حتی شبیه یک تجمع معمولی. شهر، یکپارچه دل شده بود، از پیرمردی که عصا به دست آمده بود تا جوانی که عکس شهیدی را بر سینه میفشرد؛ همه آمده بودند برای یک قرار عاشقانه… قرار با یاد هشت هزار ستارهای که آسمان گیلان را روشن نگه داشتهاند.
در میان آن جمعیت موجزن، صدای آشنایی طنین انداخت؛ صدایی که بوی جبهه و شهادت میداد، شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی پشت تریبون ایستاد و با کلماتی از جنس اخلاص، دلها را به آسمان پیوند زد. از شهدا گفت، از مردانی که بینام و نشان رفتند تا نام ایران بماند. سخنانش نه یک خطابه، که روایتی بود از حقیقتی جاری؛ حقیقتی به نام «شهادت».حاج قاسم از شهدا گفت؛ از مردانی که بیادعا رفتند تا ایران بماند. از اخلاص گفت، از غربت، از مظلومیت و از عظمت راهی که هنوز ادامه دارد. کلماتش، خطابه نبود؛ روایت بود. روایت دلدادگی مردانی که از خاک برخاستند اما آسمانی شدند.یک جمله از سردار شهید حاج قاسم سلیمانی تا سالها در ذهن مردم میماند مردمی که در آن مراسم باشکوه گفتند که با آن رشتی که ما در کنگره هشت هزار شهید گیلان دیدم من یک رشتی هستم.
آن روز، رشت فقط میزبان یک سخنرانی نبود؛ میزبان یک عهد بود. عهدی دوباره با شهدا. انگار هر جملهای که در میدان طنین میانداخت، دستی بود که شانههای خسته این روزگار را میفشرد و یادآوری میکرد که این مسیر، بیرهرو نخواهد ماند.
اما سالها بعد، وقتی از آن روز سخن به میان میآید، روایتها هنوز زندهاند؛ روایتهایی از جنس احساس و حقیقت محمد عبداللهپور فرمانده سابق سپاه قدس گیلان در کنگره هشت شهید استان یکی از همان راویان است که هر بار نام ۱۴ اردیبهشت را میشنود، به همان میدان و همان لحظه بازمیگردد.عبداللهپور میگوید، برای سخنرانی کنگره هشت هزار شهید گیلان افراد مختلفی از رئیس جمهور گرفته تا فرمانده کل سپاه پاسداران کشور در آن سال را دعوت کردیم ولی به دلایل مشغلههای شغلی نتوانستند به این مراسم بیایند.فرمانده سابق سپاه قدس گیلان از چگونگی دعوت از شهید حاج قاسم سلیمانی به کنگره هشت هزار شهید گیلان میگوید و معتقد است حضور و سخنرانی سردار دلها در آن کنگره خواست خدا پ نگاه شهدا بوده است.به گفته عبداللهپور، ابتدا از طرق مختلف شهید حاج قاسم سلیمانی را دعوت کردیم به دلیل شرایط خاص جبهه مقاومت در منطقه ایشان بارها از حضور و سخنرانی در این مراسم عذرخواهی کردند لذا تصمیم گرفتیم از طریق دیگر ایشان را دعوت کنیم.فرمانده سابق سپاه قدس گیلان میگوید، من از ارادت شهید حاج قاسم سلیمانی به مادران شهدا آگاه بودم و به همین دلیل نامهای از قول و با امضای مادران شهدا به دفتر نیروی قدس ارسال و از ایشان برای حضور و سخنرانی در مراسم نخستین کنگره هشت هزار شهید گیلان دعوت کردیم که سردار سلیمانی بعد از این دعوتنامه با حضور در گیلان موافقت کردند.
عبداللهپور میگوید، وقتی حاج قاسم که وارد میدان شد، انگار حال و هوای جمعیت عوض شد، یک سکوت عجیبی همهجا را گرفت؛ نه از جنس سکوت معمولی، از جنس احترام… از جنس دلتنگی. خیلیها اشک میریختند، بیآنکه حتی کلمهای گفته شود.»فرمانده سابق سپاه قدس گیلان میگوید، یادم هست وقتی شروع به صحبت کرد، دیگر کسی در آن میدان نبود که دلش نلرزد. حرفهایش مستقیم به دل مینشست، نه شعار بود، نه تکلف… انگار یک همرزم دارد از رفقای شهیدش حرف میزند. همانجا خیلیها با خودشان عهد بستند که راه شهدا را رها نکنند.به گفته عبداللهپور، حاج قاسم ابتدا از این کار ما که مادران شهدا را واسطه کرده بودیم برای حضور در گیلان ذرهای گلهمند بودند زیرا تنها نقطه ضعف ایشان مادران شهدای گرانقدر بودند ولی هنگام خروج از گیلان به بنده گفتند که از حضور در این استان و سخنرانی در کنگره هشت هزار شهید گیلان بسیار خرسند شدم زیرا شهدا را در این مراسم دیدم.
۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، روزی شد که تاریخ و احساس در هم تنیدند، روزی که گیلان نشان داد هنوز هم پای آرمانهایش ایستاده است. هنوز هم وقتی نام شهید میآید، دلهایش میلرزد، چشمهایش خیس میشود و قدمهایش محکمتر از همیشه بر زمین مینشیند.حالا سالها گذشته، اما آن صحنهها هنوز زندهاند؛ در حافظه میدان شهرداری، در قاب عکسها و در دل مردمی که آن روز را زندگی کردند. گیلان، ۱۴ اردیبهشت را فراموش نمیکند… چون آن روز، یاد گرفت چگونه با شهدا دوباره زندگی کند.
12:12 - 15 اردیبهشت 1405