راز عصبانیت؛ از احساسات درونی تا مدیریت خشم

در دنیای پر از استرس و فشارهای روزمره، عصبانیت به یکی از احساسات طبیعی انسان‌ها تبدیل شده است؛ گاهی این احساس آن‌قدر شدید می‌شود که نمی‌توانیم خود را کنترل کنیم و روابط‌مان با دیگران آسیب می‌بیند.
خبرگزاری فارس- خراسان جنوبی، همه‌مان روزهایی را تجربه کرده‌ایم که به‌یکباره احساس می‌کنیم دنیا علیه ماست. شاید یک کلمه، یک حرکت ناخواسته یا حتی یک رفتار بی‌توجهی کافی باشد تا در دل‌مان شعله‌ای از عصبانیت روشن شود. بعد از آن، همیشه با خود می‌پرسیم: «چرا عصبانی شدم؟»مهناز معصومی، روانشناس بالینی که در یکی از روزهای سرد زمستان در دفتر کوچکش پذیرای من بود، در حالی که دستش را روی فنجان چای داغ می‌گذاشت، گفت: عصبانیت مانند سرمای زمستان است. به‌یکباره و بدون هشدار می‌آید، اما درست مانند برف که با اندکی تدبیر می‌شود از آن لذت برد، خشم هم می‌تواند تحت کنترل درآید، اگر از ریشه‌هایش آگاه باشیم.
به گفته او، عصبانیت از لحظه‌ای آغاز می‌شود که انسان‌ها به دنیا تنها از زاویه دید خود می‌نگرند. ما همیشه در زندگی خود را محور می‌بینیم و دیگران را مطابق با انتظارات‌مان ارزیابی می‌کنیم. زمانی که این انتظارات برآورده نمی‌شوند، خشم در ما شکل می‌گیرد.در میان صحبت‌هایش به یاد یکی از شب‌های سرد دی ماه افتادم که مادرم گفته بود: هر وقت عصبی شدی، یادت باشد که دنیا همیشه طبق خواسته‌های تو پیش نمی‌رود. این تو هستی که باید یاد بگیری با آرامش از پس آن برآیی. وقتی این جملات را به یاد می‌آوردم، می‌فهمیدم که عصبانیت ناشی از این است که گاهی نمی‌توانیم شرایط را به‌درستی پذیرفته و درک کنیم.
دکتر معصومی ادامه داد: گاهی وقت‌ها، افراد به‌قدری خود را بدشانس می‌دانند که فکر می‌کنند همه‌چیز بر ضد آنهاست. در این وضعیت است که خشم به‌جای آگاهی، وارد ذهن می‌شود و به فکر می‌افتیم که "چرا من؟" این وضعیت می‌تواند زندگی‌مان را پیچیده‌تر کند.در همین حین، به یاد گفته‌های یک دوست نزدیک افتادم که همیشه می‌گفت: مهم نیست چقدر زود دچار عصبانیت می‌شوی، مهم این است که توانایی بازگشت به آرامش را داشته باشی.
روانشناس بالینی به ادامه توضیحاتش پرداخت: یکی دیگر از دلایل عصبانیت، نگاه یک‌سویه به مسائل است. وقتی که همه‌چیز را فقط از زاویه خود می‌بینیم، در نهایت احساس می‌کنیم که مسئولیت هیچ‌چیز به گردن ما نیست و همیشه دیگران مقصرند.سکوت کردم و به این فکر می‌کردم که واقعاً در بسیاری از مواقع، زندگی را فقط از دیدگاه خودمان می‌بینیم. شاید چون نمی‌خواهیم مسئولیت‌ها را بپذیریم و ترجیح می‌دهیم که انگشت اتهام را به سمت دیگران بگیریم.
مهناز با اشاره به این نکته که عصبانیت همیشه از جایی نشأت می‌گیرد که فرد کنترل خود را از دست می‌دهد، گفت: اگر عصبانیت غیرمنطقی باشد، معمولاً نشانه‌ای از این است که فرد در کنترل احساساتش دچار مشکل است. اما وقتی علت عصبانیت را بشناسیم، می‌توانیم در مقابل آن ایستاده و به‌جای تسلیم شدن، از آن درس بگیریم.در همین لحظات، احساسات درونی‌ام همچنان درگیر این سوال بود که چطور می‌توانیم این احساسات را بهتر مدیریت کنیم؟ مهناز با لبخند گفت: ما همه‌چیز را از درون خود آغاز می‌کنیم. اگر به خودمان بگوییم که همیشه باید همه‌چیز عالی و بی‌عیب باشد، در واقع خودمان را به دام انتظاراتی گذاشته‌ایم که هیچ‌گاه به‌طور کامل برآورده نخواهد شد. باید یاد بگیریم که از نقص‌ها و اشتباهات نیز می‌توانیم عبور کنیم.
و من هم، در دل این کلمات، یاد مادر بزرگم افتادم. همان روزهایی که می‌گفت: «عصبانیت، مثل سرما است. با یک لایه لباس گرم، می‌توانی از آن محافظت کنی.»خانم دکتر از پشت میز بلند شد و ادامه داد: برای کنترل عصبانیت، گاهی بهترین راه این است که از محیط خود دور شویم. در روزهایی مثل این روزهای زمستان، فقط یک پیاده‌روی ساده، می‌تواند روح انسان را آرام کند. گاهی همین که تعداد نفس‌هایت را بشماری، از شدت خشم کم می‌شود.در این لحظات به‌خوبی درک کردم که عصبانیت نه یک دشمن است و نه چیزی است که نتوان آن را کنترل کرد. تنها نیاز به شناخت و مدیریت احساسات دارد. مثل زمستان، که برای رسیدن به بهار باید به آن زمان بدهیم.
22:08 - 12 دی 1403




1 پاسخ