دیدی چطور جوانان ایران را کشتند؟!
گفت: تو حرف حکومت را باور نکن.گفتم: حرف حکومت تفکیک معترض از اغتشاشگر است.گفت ...
گفت: دیدی چطور جوانان ایران را کشتند؟گفتم: بله تروریستها خیلی جنایت کردند!گفت: من خودم بین معترضان بودم. تروریست نبودیم.گفتم: منظورم شما نبودید. ولی آیا این همه شهید و جنایتهای داعشوار و تخریب اموال عمومی و خصوصی دروغ بود؟گفت: کار خودشان بود تا اعتراضات تمام شود.گفتم: حرف نامعقول دشمن را باور نکن. آنها میخواستند اغتشاشات داخلی به حمله نظامی کمک کند که خدا رحم کرد.گفت: تو حرف حکومت را باور نکن.گفتم: حرف حکومت تفکیک معترض از اغتشاشگر است.گفت: حرف حکومتی که نتوانسته مشکلات را مدیریت کند، باور نمیکنم.گفتم: اولاً اگر همه مشکلات مانده بود که شکست خورده بودیم. ثانیاً مشکلات را که با کمک دشمن نمیشود حل کرد!گفت: شما دشمنتراشی میکنید که مشکل دارید. گفتم: ما استقلالطلب هستیم. تا به حال به جایی حمله نکردیم. اسم هزینه استقلال را مشکلتراشی نگذار.گفت: چارهای جز تسلیم در برابر قدرتهای جهانی نداریم.گفتم: از وعدههای الهی مستقیماً حرفی نمیزنم، فقط بگو اگر چاره تسلیم است، تا به حال چطور دوام آوردیم؟گفت: این اوضاع دوام آوردن است!؟گفتم: ناشکری نکن و صبور باش. مشکلات را در کنار پیشرفتها ببین. ما در دل ابتلائات هستیم.گفت: ناشکر نیستم. معترضم. ولی مگر اجازه اعتراض میدهند؟گفتم: تفکیک معترض و اغتشاشگر یعنی اجازه اعتراض. فقط هر کس به سهم خودش باید به این تفکیک کمک کند. مجلس هم شاید کمی دیر، ولی به فکر تدوین قانون اعتراض افتاد.گفت: پیچیدهاش نکن و توجیه نکن.گفتم: پیچیده هست! باید گفتگو کنیم. اعتراض حق همه ماست ولی چرا باید زیر سایه پهلوی مفلوک و صهیونیسم متجاوز اعتراض کنیم تا جاده اغتشاش باز شود.گفت: شما فرهنگ گفتگو ندارید.
من حرفت را میشنوم تو هم حرفم را بشنو!
گفتم: پس این گفتگو نیست؟گفت: فقط توجیه میکنی.گفتم: من حرفت را میشنوم تو هم حرفم را بشنو. اگر دقت کنی مخالف همه حرفهایت نیستم فقط با دقت بیشتری توضیح دادم.گفت: شما دیگر طرفدار ندارید.گفتم: طرفدار خیابانی که ۲۲بهمن آمدند، ۳۵ درصد بودند. اما طرفدار غیرفعال که با صندوق رای مشخص شدند بیشتر از این هستند. آنها هم که رای ندادند لزوماً دشمن نیستند.گفت: هنرمندان و ورزشکاران شما را تحریم کردند.گفتم: آنها یکسان نیستند بعضی مدافع پرچم و ایران هستند و بعضی منفعل یا مرعوب و بعضی معترض و فقط تعدادی مغرض و دوست دشمن هستند.گفت: بیش از چهل سال است که رنج کشیدیم.گفتم: هیچ آدم منصفی منکر مشکلات نیست ولی چرا پیشرفتهای علمی و پزشکی و فناوری و محرومیتزداییهای گسترده را نمیبینی؟!گفت: این اقتصاد ویران را که دیگر نمیتوانی توجیه کنی.گفتم: توجیه نمیکنم ولی بدان به خاطر نقاط قوت با همین وضعیت دوام آوردیم و میدانم به دلیل ناهماهنگی و کارشکنی و ترک فعل، هنوز نتوانستیم تحریمها و دشمنیهای دشمن را خنثی کنیم. ولی راهحل مشکل دست خودمان است نه دشمن.گفت: مدام توجیه میکنی. حال ما خوب نیست.گفتم: چرا کاری میکنی که حالت بدتر شود؟گفت: بدتر از این هم هست؟!گفتم: همین تصور غلط سم کشندهای است که نمیگذارد واقعیتها را ببینی! بدتر از این عاقبت کشورهای منطقه است که دشمن به بهانه نجات از وضع موجود، حالشان را بدتر کرد.
ما و شما از هم جدا نیستیم!
گفت: چه تضمینی هست که شما حال ما را بدتر نکنید؟! گفتم: ما و شما جدا نیستیم. باید با هم جدا از دشمن کشور را بسازیم.گفت: با این همه مشکلات چطور به آینده خوشبین هستید؟گفتم: کارد به استخوان برسد و همه چیز به مویی بند شود ولی یاری خدا میرسد. سختیها و ابتلائات سنت الهی هستند فقط ما باید درست تصمیم بگیریم.
13:36 - 26 بهمن 1404