حکمت رسانه‌ای؛ هنر گفتنِ درست در زمان درست

رسانه زمانی از مسیر حرفه‌ای خود فاصله می‌گیرد که به جای بازتاب واقعیت‌های جامعه، اسیر پیش‌فرض‌های ذهنی، گرایش‌های سیاسی یا علایق شخصی شود. در چنین وضعیتی، به جای آنکه واقعیت راهنمای روایت باشد، روایت تلاش می‌کند واقعیت را با خود تطبیق دهد. نتیجه این رویکرد، شکل‌گیری نوعی «استبداد رأی» در عرصه رسانه است؛ یعنی اصرار بر یک نگاه ثابت، بدون توجه به تغییر شرایط و اقتضائات زمان.
واقعیت این است که جوامع همواره در یک وضعیت ثابت قرار ندارند. گاهی در شرایط جنگ و تهدید قرار می‌گیرند، گاهی در فضای "جنگ"، "صلح" و "آتش بس"؛ حالتی که نه می‌توان آن را جنگ نامید و نه صلح کامل. طبیعی است که هر یک از این شرایط، نیازمند نوعی روایت متناسب با خود است.در شرایط جنگی، جامعه بیش از هر چیز به انسجام، امید، مقاومت و حفظ روحیه نیاز دارد. در چنین فضایی، روایت‌هایی که به تضعیف اراده عمومی، ایجاد تردید یا اختلاف دامن بزنند، می‌توانند ناخواسته در جهت اهداف دشمن عمل کنند. از سوی دیگر، در دوران صلح و توافق، کشور نیازمند آرامش، گفت‌وگو، توسعه روابط و بهره‌گیری از فرصت‌های اقتصادی و اجتماعی است. در این شرایط، اصرار بر ادبیات تنش‌آلود و کوبیدن بر طبل جنگ، می‌تواند فرصت‌های موجود را از بین ببرد و جامعه را در فضای اضطراب نگه دارد.میان این دو وضعیت نیز شرایطی وجود دارد که می‌توان آن را «نه جنگ و نه صلح» نامید؛ وضعیتی که در آن کشور با تهدیدها و چالش‌ها روبه‌روست، اما درگیر جنگ مستقیم نیست. در چنین فضایی، آنچه اهمیت دارد صبر راهبردی، تحلیل دقیق و مدیریت هوشمندانه تنش‌هاست. روایت‌های شتاب‌زده، چه در جهت جنگ‌طلبی و چه در جهت خوش‌بینی افراطی به توافق، می‌توانند به خطاهای محاسباتی و تصمیم‌گیری‌های نادرست منجر شوند.بر همین اساس، سیر تحلیلی برخی یادداشت‌های اینجانب نیز بر پایه همین سه وضعیت شکل گرفته است: "جنگ"، "نه جنگ نه صلح" و "توافق". مقصود این نیست که یک موضع ثابت همیشه درست یا همیشه نادرست است؛ بلکه هر موضع باید در نسبت با واقعیت‌های موجود سنجیده شود.
رسانه زمانی از مسیر حرفه‌ای خود فاصله می‌گیرد که به جای بازتاب واقعیت‌های جامعه، اسیر پیش‌فرض‌های ذهنی، گرایش‌های سیاسی یا علایق شخصی شود. در چنین وضعیتی، به جای آنکه واقعیت راهنمای روایت باشد، روایت تلاش می‌کند واقعیت را با خود تطبیق دهد. نتیجه این رویکرد، شکل‌گیری نوعی «استبداد رأی» در عرصه رسانه است؛ یعنی اصرار بر یک نگاه ثابت، بدون توجه به تغییر شرایط و اقتضائات زمان.همان‌گونه که در شرایط صلح و توافق نمی‌توان بر طبل جنگ کوبید و جامعه را به سمت تنش‌های غیرضروری سوق داد، در شرایط جنگی نیز نمی‌توان مدام پرسید «چرا جنگ؟» یا از توافق به هر قیمت سخن گفت؛ زیرا هر دو رویکرد، اگر با شرایط واقعی سازگار نباشند، می‌توانند به منافع ملی آسیب بزنند.از این منظر، مسئله اصلی جنگ‌طلبی یا صلح‌طلبی نیست، بلکه «تناسب روایت با واقعیت» است. رسانه مسئول باید پیش از هر چیز موقعیت را درست تشخیص دهد و متناسب با نیاز جامعه سخن بگوید. هنر رسانه و نویسنده آن نیست که همیشه یک حرف را تکرار کند، بلکه آن است که بداند در هر زمان، کدام روایت بیشترین کمک را به منافع ملی، آرامش اجتماعی و تصمیم‌گیری صحیح می‌کند. این همان «حکمت در روایت» است؛ یعنی سخن درست، در زمان درست و به اندازه درست.در سالی که وحدت ملی به عنوان یک ضرورت راهبردی مورد تأکید قرار گرفته است، انتظار می‌رود اهالی قلم، رسانه و نخبگان فکری بیش از گذشته به تقویت همبستگی اجتماعی و انسجام ملی توجه کنند. نقد، مطالبه‌گری و بیان دیدگاه‌های متفاوت، حق طبیعی نویسندگان و رسانه‌هاست، اما این امر با دامن زدن به دوگانه‌های فرساینده و برجسته‌سازی شکاف‌های غیرضروری "حکومت" و :حاکمیت" تفاوت دارد.
در شرایطی که کشور با چالش‌های متنوع داخلی و خارجی مواجه است، اولویت باید تبیین نقاط اشتراک، تقویت سرمایه اجتماعی و افزایش اعتماد عمومی باشد. از این رو، شایسته است اهل قلم، قربةً الی‌الله، به جای تمرکز بر القای تقابل‌ها و برجسته‌سازی اختلاف میان ارکان مختلف نظام حکمرانی، توان فکری و رسانه‌ای خود را در مسیر تقویت وحدت ملی، همگرایی اجتماعی و تأمین منافع عمومی به کار گیرند؛ چرا که در بسیاری از مقاطع تاریخی، آنچه کشور را از بحران‌ها عبور داده، نه برجسته‌سازی اختلافات، بلکه تقویت مشترکات و انسجام ملی بوده است.#رسانه #حکمت_در_روایت #استبداد_رأی #تحلیل_رسانه #منافع_ملی#روایت_رسانه‌ای#مدیریت_افکار_عمومی#رسانه_مسئول#دیپلماسی_رسانه‌ای#رضا_معممی_مقدم#سنت_حسنه_وقف
22:35 - 28 خرداد 1405
تحلیل و نظر
سواد رسانه

1 بازنشر
32٫5k بازدید