رئیسی؛ از صحن رضوی تا آستان الهی
در جغرافیای معنوی ایران، برخی نامها با مفهوم «خادمی» گره خوردهاند؛ نامهایی که هر جا باشند، عطر خدمت و اخلاص را با خود به همراه میبرند. شهید آیتالله سید ابراهیم رئیسی، مصداق بارز انسانی بود که زندگیاش در یک دایرهی نورانی، از آستان قدس رضوی آغاز شد و در نهایت به آستان حضرت حق پیوست.
او که سالها افتخار خادمی خورشید هشتم را بر سینه داشت، نشان داد که مدال «خادمالرضا» بودن، تنها یک عنوان تشریفاتی نیست، بلکه شیوهای از زیستن است که در آن، آسایشِ خادم فدای آرامشِ مخدوم میشود.هجرت او از «صحن رضوی» به «پاستور»، تغییر در جغرافیا بود اما تغییر در رویه نبود. او همان خادمی بود که در رواقهای حرم، سنگ صبور زائران میشد؛ با این تفاوت که این بار، تمام ایران را به مثابه حرمی میدید که مردمانش، زائرانِ تشنهی خدمت و عدالت بودند. او ردای ریاستجمهوری را نه برای کسب قدرت، که به عنوان لباس خدمت بر تن کرد. سفرهای استانی بیوقفه، حضور در دورترین روستاها و ایستادن در کنار کارگران و محرومان، استمرار همان روحیه خادمی بود که در مکتب امام رئوف (ع) آموخته بود.تقدیر الهی بر این بود که این مسیرِ سراسر مجاهدت، در زیباترین نقطه به ایستگاه پایانی برسد. شهادت در حین خدمت، در کوهستانهای مهآلود ورزقان، پیوند میان «مجاهدت» و «مظلومیت» را امضا کرد. او که با نام امام رضا (ع) قد کشیده بود، در نهایت پاداش خستگیناپذیری خود را در شب میلاد ولینعمتش گرفت. پرواز او از میانه میدانِ کار، نشان داد که میان «خدمت به خلق» و «شهادت در راه خدا» مرز باریکی است که تنها مخلصان از آن عبور میکنند.رئیسی با عروج خود ثابت کرد که میتوان رئیسجمهور بود و خاکی ماند؛ میتوان در اوج قدرت بود و تنها به لبخند رضایت محرومان اندیشید. او که از «صحن رضوی» اذن خدمت گرفته بود، حالا در «آستان الهی» به آرامش رسیده است، در حالی که نامش به عنوان «سیدالشهدای خدمت» در جریدهی عاشقان این مرز و بوم ثبت شد.
06:57 - 29 اردیبهشت 1405