مقام سابق آمریکا: کشورهای عرب برای امنیت خود به ایران پناه ببرند
دیپلمات و مشاور بازنشسته وزارت خارجه آمریکا توضیح میدهد که چگونه با تغییر موازنه قدرت در سطح جهانی، کشورهای عربی منطقه غرب آسیا مطمئن شدهاند که چتر امنیتی آمریکا، وعدهای بیپشتوانه بوده و امروز برای حفظ امنیت و بقای خود باید به ایران پناه ببرند. او تأکید میکند که اسرائیل و نظم غربی حامی او، در حال فروپاشی است.
گروه تحلیل بینالملل: چیس فریمن، دیپلمات بازنشسته و ازجمله مشاوران ارشد سابق شماری از وزرای خارجه آمریکا معتقد است که ایران با ایستادگی در برابر هجوم آمریکایی-اسرائیلی ثابت کرد نظم جهانی درحال دگرگونیست؛ او با اشاره به پیشروی خارقالعاده مقاومت یمن در جنگ علیه مزدوران سعودی تأکید میکند که کشورهای عربی منطقه به یقین رسیدهاند که برای تضمین امنیت خود، نه به آمریکا بلکه باید به سمت همکاری و همگرایی با ایران حرکت کنند و نقش سازنده آن را بپذیرند.آمریکا برای حفظ برتری خود، مرتکب خودکشی شده استفریمن، با اتکا بر تجربه طولانی مدت خود در دستگاه سیاست خارجی آمریکا، ادعای محوری خود را حول افول جایگاه آمریکا در غرب آسیا مطرح کرده و تأکید میکند که این افول نتیجه مستقیم رفتارها و تصمیمات واشنگتن است. او از عبارت بسیار قابل تأملی برای توصیف این وضعیت استفاده کرده و میگوید: «آمریکا برای آنکه بتواند برتری جهانی و بهویژه برتری خود را در خاورمیانه حفظ کند، دست به خودکشی زد.» این دیپلمات بازنشسته توضیح میدهد آمریکا در عمل تمام دلایلی را که کشورهای منطقه برای اتکا به واشنگتن به آنها استدلال میکردند، از بین برده است و در حالی که آمریکا سالها به متحدان خود وعده حمایت میداد، هنگام بروز بحران جدی، حاضر به دفاع از آنها نیست. فریمن تصریح میکند موقعیت آمریکا در غرب آسیا دیگر پایدار نیست و این افول صرفاً به معنای کاهش نفوذ نیست، بلکه شکست الگوی امنیتیای است که طی دههها بر نقش آمریکا بهعنوان تأمینکننده اصلی امنیت منطقه و در مقابل، دریافت منافع سیاسی و اقتصادی از سوی واشنگتن استوار بود. کشورهای عربی یقین کردهاند که باید امنیت خود را در پیوند با ایران، تضمین کنندفریمن سپس از وضعیت عربستان در برابر مقاومت یمن به عنوان نشانهای از فروپاشی ترتیبات امنیتی آمریکایی در منطقه یاد میکند و تأکید میکند که ریاض دیگر نمیتواند برای حل این بحران بر گزینه نظامی یا حمایت آمریکا تکیه کند. او با اشاره به تشدید حملات انصارالله، آسیبدیدن زیرساختهای نفتی و محدودشدن توان عربستان برای صادرات نفت از مسیرهای اصلی، تأکید میکند که «گزینه نظامی» در عمل وجود ندارد و محمد بنسلمان برای خروج از این وضعیت ناگزیر به یافتن میانجی است. از نظر فریمن، ایران تنها میانجی منطقی و قابلتصور برای حل اختلاف عربستان و انصارالله است و ریاض پس از پایان جنگ بر سر تنگه هرمز نیز به رابطهای «صمیمی و همکاریجویانه» با تهران نیاز خواهد داشت. این دیپلمات بازنشسته آمریکایی بر این باور است که این تحول یک بحران مقطعی برای عربستان نیست، بلکه نشانهای از این است که کشورهای منطقه در حال پذیرفتن این واقعیتاند که دیگر نمیتوانند امنیت خود را به تضمینهای آمریکا وابسته کنند و باید برای حل منازعات منطقهای به سازوکارهای مستقیم و درونمنطقهای و با توجه به ایفای نقش ایران، روی آورند.شانس بقای اسرائیل رو به پایان استبه عقیده فریمن اسرائیل گرفتار یک بحران راهبردی و سیاسی عمیق شده است و آن را یکی از نشانههای مهم تغییر موازنه منطقهای میداند و معتقد است «شانس بقای اسرائیل رو به پایان است»؛ او وضعیت کنونی این رژیم را نوعی خودویرانگری در ابعاد مختلف توصیف میکند.
به گفته فریمن، اسرائیل بخش مهمی از حمایت بینالمللی خود را از دست داده و حتی در غرب نیز بهتدریج در حال تبدیلشدن به یک بازیگر منزوی و مطرود است؛ او به اقداماتی در بریتانیا و چند کشور اروپایی و کانادا علیه اسرائیل اشاره میکند و همزمان از افزایش مهاجرت نخبگان، متخصصان و روشنفکران اسرائیلی سخن میگوید.دیپلمات بازنشسته آمریکایی این بحران خارجی را با بحران داخلی اسرائیل پیوند میدهد و معتقد است ارتش نیز با بینظمی فزاینده مواجه شده و جامعه اسرائیل میان طرفداران حفظ یک «دموکراسی یهودی» و جریانهای اقتدارگرا و راست افراطی حاکم دچار شکاف شده است. از نگاه او، مسئله فلسطین و نحوه برخورد اسرائیل با فلسطینیان نیز این بحران مشروعیت را تشدید کرده و در مجموع، این تحولات نشان میدهد که اسرائیل دیگر نمیتواند مانند گذشته بر حمایت خارجی، انسجام داخلی و برتری نظامی خود برای حفظ موقعیت منطقهایاش تکیه کند.نتایج جنگ در اوکراین، پایان نظم غربمحور در دنیا را نوید میدهدچیس فریمن سپس به جنگ اوکراین پرداخته و آن را نمونهای از شکست راهبرد غرب میداند که پیامد آن نهتنها برای اوکراین، بلکه برای ناتو و اروپا نیز بسیار سنگین بوده است. از نگاه او، اوکراین که قرار بود بهعنوان یک سپر یا ابزار فشار در برابر روسیه به تقویت موقعیت غرب کمک کند، اکنون به یک «مسئولیت» و منبع ضعف تبدیل شده و جنگ موجب از دست رفتن بخشهایی از سرزمین، جمعیت و ظرفیت صنعتی اوکراین شده است؛ او حتی معتقد است این کشور در نهایت به دولتی ضعیف، فقیر و بهشدت آسیبدیده تبدیل میشود.
فریمن عملکرد ناتو را نیز زیر سؤال میبرد و میگوید جنگ، «سردرگمی راهبردی آمریکا» و ناتوانی اروپا در ارائه یک راهبرد مستقل و روشن را آشکار کرده است؛ به تعبیر او، اروپا عملاً در مدیریت بحران اوکراین شکست خورده و در نتیجه ناتو نیز نتوانسته اهدافی را که برای آن تعریف شده بود محقق کند. او معتقد است این وضعیت تا حدی قابل پیشگیری بود، زیرا مذاکرات استانبول در سال ۲۰۲۲ میتوانست مسیر متفاوتی ایجاد کند، اما مداخله غرب و مخالفت اروپا با گفتوگو با روسیه این فرصت را از بین برد. جهان غیرغربی در حال قدرتگیری روزافزون و تعیین نظم جدید استچیس فریمن در نهایت نتیجه میگیرد، ظهور جهان چندقطبی قطعیست و آن را نتیجه مستقیم تغییر توزیع قدرت جهانی و ناتوانی غرب در ادامه سیاستهای گذشته میداند. از نگاه او، غرب تنها حدود ۱۲ درصد جمعیت جهان را دربر میگیرد، در حالی که ۸۸ درصد دیگر جهان در حال رشد و افزایش وزن سیاسی و اقتصادی خود است.به عقیده این دیپلمات کارکشته، دیگر نمیتوان ساختار بینالمللی را بر این فرض بنا کرد که غرب همچنان میتواند قواعد و جهت تحولات جهانی را بهتنهایی تعیین کند. این واقعیت، ضرورت بازاندیشی اساسی در سیاست خارجی غرب را ایجاد کرده است، بهویژه آنکه مجموعهای از سیاستهای مهم آن، از جنگ اوکراین و جنگ علیه ایران تا سیاست دوکشوری در فلسطین، از نظر او به شکست انجامیدهاند. فریمن وضعیت کنونی را مرحلهای از فروپاشی تدریجی «وضع موجود» سابق میداند؛ نظمی که در آن غرب از موقعیت برتر خود برای مدیریت بحرانها و تعیین قواعد استفاده میکرد، اما اکنون با افزایش قدرت بازیگران خارج از غرب و کاهش اعتبار و کارآمدی سیاستهایش، ناچار است گزینههای دیگری را در نظر بگیرد.
16:38 - 24 شهریور 1405