روایت افسر سابق آمریکا از نیروهای فرسوده و ناوهای زنگ‌زده آمریکا

افسر سابق نیروی ویژه دریایی آمریکا، وضعیت نیروها و تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه را بحرانی توصیف کرده و با اشاره به دقت و قدرت حملات اخیر ایران و ادامه حمله به کشتی‌های متخلف در تنگه هرمز، آمادگی قوا و تجهیزات نظامی ایران را استثنایی می‌خواند. او مدعی‌ست که خودِ ترامپ هم مطمئن شده که از مسیر نظامی به هیچ یک از خواسته‌های خود نخواهد رسید.
گروه تحلیل بین‌الملل: مت براکن، افسر سابق نیروهای ویژه دریایی آمریکا (Navy SEALS) که در حال حاضر به عنوان نویسنده و کارشناس مسائل نظامی-سیاسی فعالیت می‌کند، از روحیه درهم شکسته نیروهای آمریکایی و فرسودگی ناوگان دریایی آمریکا خبر داده و با اشاره به دقت، قدرت و آمادگی نظامی پایدار ایران، تأکید می‌کند که حتی شخص ترامپ هم به خوبی می‌داند که نمی‌تواند از طریق نظامی به نتیجه دلخواه خود برسد.او بر اساس تجربیات میدانی و اخباری که از منابع مرتبط با خود دریافت کرده مدعی‌ست که ناوهای آمریکایی به تعمیرات و نگهداری سنگین نیازمند هستند و عدم رسیدگی به این تجهیزات به وضوح از فقدان انضباط در قوای نظامی آمریکا حکایت می‌کند. براکن معتقد است که در حال حاضر، پنتاگون در جذب و حفظ نیروی متخصص، به شدت با مشکل مواجه است و جنگ با ایران به این وضعیت دامن می‌زند.دیپلماسی و میدان در راهبرد کلان ایران، کاملاً هماهنگ عمل می‌کنندبراکن معتقد است که تنگه هرمز به دلیل جغرافیایی تعیین‌کننده، به مثابه یک اهرم ژئوپلیتیکی در اختیار ایران است و همین مسئله باعث شده موضع تهران از یک مذاکره برای امتیازگیری متقابل به مطالبه شروط حداکثری تغییر کند. براکن توضیح می‌دهد که ایران اکنون بر موضوع مدیریت و نحوه بازگشایی تنگه در گفتگو با عمان، متمرکز شده و دیگر حاضر نیست از این نقطه عقب‌نشینی کند و هر بار که آمریکا فشار نظامی یا شروط جدیدی مطرح می‌کند، ایران با افزایش فشار بر کشتیرانی در تنگه و افزودن مطالبات جدید پاسخ می‌دهد.
این امر از نظر براکن بدان معناست که ایران به‌خوبی می‌داند که کنترل تنگه هرمز «کارت برنده» اصلی آن است و حاضر نیست این اهرم را بدون اجرای اقداماتی عملی، از دست بدهد. ازاین‌رو شروطی مانند پایان دائمی جنگ، رفع محاصره دریایی آمریکا، خروج نیروهای آمریکایی از منطقه، جبران خسارت‌های جنگی، رفع تحریم‌ها و آزادسازی دارایی‌های ایران را به عنوان پیش‌شرط‌هایی برای ورود به مرحله واقعی توافق و بازگشایی تنگه مطالبه می‌کند. این کارشناس نظامی نتیجه می‌گیرد که روند مذکور حامل این پیام است که هرچه آمریکا حل‌وفصل بحران را بیشتر به تأخیر بیندازد، هزینه و امتیاز مورد مطالبه ایران بیشتر خواهد شد و در نهایت بازگشت ناوگان آمریکا به خلیج فارس نیز ممکن است دیگر امکان‌پذیر نباشد و بالتبع تغییر موازنه قدرت در منطقه تثبیت گردد.ایران با ادامه حمله به کشتی‌های متخلف عزم راسخ خود را به رخ آمریکا می‌کشداین نظامی سابق معتقد است که روند بازگشایی تنگه هرمز کاملاً در اختیار ایران است و قرار نیست ذیل توافقی که با عمان منعقد کرده، آن را به روی جریان عادی انرژی و کالا باز کند. براکن تأکید می‌کند تا وقتی که آمریکا دست از محاصره دریایی برندارد و مجموعه شروط ایران را به صورت عملی اجرا نکند، توافق ایران و عمان هرگز باعث بازگشایی تنگه نخواهد شد.براکن حملات ایران به کشتی‌هایی را که از مسیر موسوم به «کریدور آمریکایی» عبور می‌کنند، بخشی از همین راهبرد می‌داند و معتقد است تهران با ادامه این حملات، عزم راسخ خود را در برابر فشار آمریکا به رخ می‌کشد.
از دید او، خودداری واشنگتن از پاسخ نظامی مستقیم به این حملات نیز نشانه آن است که محدودیت‌های نظامی آمریکا در منطقه واقعی و جدی‌ست؛ پایگاه‌های آمریکا در منطقه در برد موشک‌های ایران قرار دارند و نیروها، هواپیماها و زیرساخت‌های آمریکا در برابر حملات دقیق آسیب‌پذیرند. بنابراین، آمریکا واقعاً نمی‌تواند با تشدید نظامی، ایران را وادار به باز کردن تنگه کند.ترامپ هم به خوبی از بی‌نتیجه بودن ادامه فشار نظامی آگاه استبراکن در رابطه با تغییر رویکرد ترامپ از فشار نظامی آشکار به یک راهبرد کم‌سروصداتر و نیمه‌مذاکره‌ای، با بسیاری دیگر از کارشناسان آمریکایی، هم عقیده است. او این رفتار را نشانه‌ای از درک محدودیت‌های گزینه نظامی می‌داند؛ به‌ویژه اینکه ادامه حملات بدون دستیابی به اهداف سیاسی مشخص می‌تواند هزینه‌های آمریکا را افزایش دهد. او این نکته را اضافه می‌کند که اختلاف در داخل اردوگاه سیاسی و نظامی آمریکا، جدی است. بخشی از جریان حامی ترامپ همچنان خواهان بازگشت به فشار و حملات نظامی بیشتر است، در حالی که برخی تحلیلگران امنیتی و نظامی نسبت به کارآمدی ادامه جنگ بدون دستاورد سیاسی به شدت تردید دارند. براکن برای توضیح این مسئله به جنگ ویتنام استناد می‌کند و می‌گوید آمریکا در آن جنگ حجم بسیار عظیمی از بمباران هوایی را به اجرا گذاشت، اما هرگز نتوانست طرف مقابل را وادار به تسلیم کند. او تأکید می‌کند اجرای چنین سناریویی علیه ایران، فارغ از اینکه به لحاظ تاکتیکی تقریباً غیرممکن است، بازهم نمی‌تواند تهران را به پذیرش خواسته‌های آمریکا وادار کند. لذا از نظر تاریخی نیز این راهبرد، فاقد پشتوانه است.
در هیچ سناریوی نظامی، نمی‌توان ایران را شکست داداین افسر سابق نیروی ویژه آمریکا در تشریح توان موشکی ایران و محدودیت‌های عملیات هوایی آمریکا، بر این نکته تأکید می‌کند که سرعت، مانورپذیری و هزینه نسبتاً پایین موشک‌های ایران باعث شده مقابله با آن‌ها برای سامانه‌های دفاع موشکی آمریکا بسیار دشوار، پرهزینه و در اغلب موارد، ناکام باشد. او آمار اعلامی موفقیت سامانه‌های پدافندی آمریکایی-اسرائیلی را کذب می‌خواند و سپس به وسعت و عمق جغرافیایی ایران اشاره کرده و آن را مشکل اساسی برای عملیات هوایی آمریکا می‌خواند. او بر اساس تجربیات میدانی خود توضیح می‌دهد بسیاری از اهداف را نمی‌توان صرفاً با تسلیحات کوتاه‌برد یا دورایستا و بدون نزدیک‌شدن هواپیماها به عمق خاک ایران، مورد حمله قرار داد؛ در نتیجه، هواپیما‌های آمریکایی باید وارد خاک ایران شوند و این به معنای افزایش چشمگیر تلفات و خسارات خواهد بود.نیروهای آمریکایی به لحاظ روحیه و امکانات در وضعیت بحرانی قرار دارندبراکن از نگاه یک افسر نظامی به نکته‌ای اشاره می‌کند که کارشناسان فاقد تجربیات نظامی چندان به آن توجه ندارند. او توضیح می‌دهد طولانی شدن جنگ و مأموریت‌های نظامی، علاوه بر فشار عملیاتی، به فرسایش روحیه نیروهای آمریکایی نیز منجر می‌شود؛ به‌ویژه نیروهایی که پس از تصور پایان درگیری و بازگشت به وضعیت عادی، بار دیگر به منطقه اعزام می‌شوند یا با جابه‌جایی‌های مکرر و شرایط دشوار استقرار مواجه‌اند.
او تأکید می‌کند به این مشکلات، فشارهای لجستیکی و رفاهی ناوگان آمریکا را نیز باید اضافه کرد، زیرا دور شدن نیروها از مراکز پشتیبانی نزدیک مانند بحرین و اتکای بیشتر به پایگاه‌های دوردستی همچون دیگو گارسیا، تأمین و پشتیبانی مستمر نیروها و تجهیزات را دشوارتر می‌کند. محدودیت در مرخصی و دسترسی کمتر به امکانات رفاهی را نیز باید به موارد بالا اضافه کرد و در مجموع، از دید براکن، تداوم چنین شرایطی، توانایی آمریکا برای حفظ حضور نظامی طولانی‌مدت در منطقه را در عمل غیرممکن می‌سازد.کشتی‌های زنگ‌زده، نیروهای خسته و ناتوان پنتاگون از جذب نیرو براکن همچنین از وضعیت نامناسب برخی کشتی‌های نیروی دریایی آمریکا، خبر می‌دهد؛ از جمله رسیدگی ناکافی به زنگ‌زدگی و نگهداری تجهیزات که از نظر او نشانه‌ای از فرسایش انضباط، روحیه و کیفیت مدیریت نیروی دریایی است. این مشکلی از نظر این افسر سابق نیروی دریایی، با دشواری‌هایی مرتبط است که پنتاگون در جذب و به‌ویژه حفظ نیروهای متخصص در بلندمدت با آن‌ها مواجه است. او همچنین بر پیامدهای کمتر دیده‌شده جنگ برای نیروهای آمریکایی تأکید می‌کند و می‌گوید آسیب‌های ناشی از انفجار، موج انفجار و صدمات غیرمستقیم ممکن است همیشه بلافاصله آشکار نشوند و بخشی از آثار، در سال‌های بعد نمایان می‌شوند. براکن توضیح می‌دهد این آسیب‌های جسمی و پزشکی، در واقع روایات ناگفته‌ای درباره وضعیت واقعی نیروهای آمریکایی آسیب‌دیده از جنگ هستند و این بدان معناست که خسارات مادی و معنوی این جنگ بسیار گسترده‌تر از آن‌چیزی است که در اخبار و گزارشات رسمی، منعکس می‌شوند.
با دنبال کردن صفحه تحلیل بین‌الملل، از به‌روزترین تحلیل‌ها در حوزه سیاست خارجی و روابط بین‌الملل، با خبر شوید.#ایران #جنگ#تنگه_هرمز #قدرت_موشکی#نظم_منطقه‌ای#دیپلماسی#میدان#آمریکا #نیروی_دریایی#روحیه
16:11 - 20 مرداد 1405
بین‌الملل

2 بازنشر1 واکنش
31٫6k بازدید




1 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌محمدصادق فانی‌
@Msf402574820 مرداد 1405
در پاسخ به @reza_hosseini
خبرگزاری تسنیم؛ درگیری خونین در ناو هواپیمابر آمریکایی آبراهام لینکلناین واقعه منجر به درگیری بین کارکنان و خدمه با یکدیگر با چاقو و سلاح‌های سرد شد که در اثر این درگیری 7 نفر از خدمه کشته شده و تعداد بیشتری مجروح شدند و اوضاع ناو کماکان متشنج و ناآرام است.