روزنامهنگار انگلیسی: اسرائیل اسیر جنگ نامتقارن با حزبالله شده
روزنامهنگار مستقل انگلیسی در تشریح موفقیتهای قابل توجه حزبالله لبنان علیه تجهیزات و نیروهای اشغالگر اسرائیلی تأکید میکند که مقاومت لبنان، با استفاده از افپیویها، جنگ نامتقارن را عمیقاً متحول و اسرائیل را در جنگی فرسایشی گرفتار کرده است که نه توان پیشروی در آن دارد و نه میتواند هزینههای اعتباری خروج از آن را تحمل کند.
گروه تحلیل بینالملل: رابرت اینکلاش، روزنامهنگار و مستندساز مستقل انگلیسی که سالها در لبنان و فلسطین اشغالی مشغول به کار بوده و تجربیات قابل توجه و ملموسی از تحولات در این منطقه دارد، معتقد است که عملکرد حزبالله لبنان در میدان رزم و عرصه رسانه، حیرتانگیز و اثرگذار است. او توضیح میدهد ورود حزبالله به جنگ همزمان با تجاوز آمریکایی-اسرائیلی به ایران، در واقع از وجود یک برنامهریزی هماهنگ حکایت میکند؛ چه آنکه حزبالله مکرراً اعلام کرده بود که جنگ علیه لبنان هرگز متوقف نشده بود و اسرائیل دائماً آتشبس را نقض میکرد. از این رو حزبالله پس از تجهیز مجدد و رفع برخی کاستیها، به شکلی غافلگیر کننده اسرائیل را در دام جنگ فرسایشی در جنوب لبنان گرفتار کرد.اسرائیل در جنوب لبنان، خود را در دام جنگی فرسایشی گرفتار کرده استرابرت اینلاکش تأکید میکند وضعیت جنوب لبنان نشان میدهد که جنگ هرگز متوقف نشده و اسرائیل علیرغم توافق آتشبس، به حملات و عملیاتهای خود ادامه میدهد؛ اما حزبالله در این دور از جنگ واکنش نشان داده و وارد مرحلهای تازه از مقابله نظامی شده و تلاش میکند با بهرهگیری از ابزارهای نامتقارن، هزینه حضور اسرائیل در جنوب لبنان را بهشدت افزایش دهد. او معتقد است حزبالله با اجرای عملیاتهای مستمر و هدف قرار دادن نیروها و تجهیزات اسرائیلی، نشان داده که همچنان توان حفظ فشار میدانی را دارد. بنابراین از نظر او اسرائیل در شرایطی قرار گرفته که از یکسو برای حفظ اعتبار خود مجبور است عملیاتهای خود را ادامه دهد و بالتبع تنش تشدید میشود و از سوی دیگر در مواجهه با مقاومت فعال حزبالله، در جنگی فرسایشی گرفتار شده است. حزبالله، تحولی بنیادین را در جنگ نامتقارن رقم زده استاین روزنامهنگار انگلیسی، استفاده حزبالله از پهپادهای افپیوی را نوعی تحول بنیادین در جنگ نامتقارن توصیف میکند که به زعم او «کد تقلب» برای مقابله با ارتش اسرائیل محسوب میشود. او توضیح میدهد که این پهپادهای بسیار ارزانقیمت، توانستهاند معادله سنتی برتری فناوری اسرائیل را برهم بزنند. به گفته او، حزبالله با بهرهگیری از تجربه جنگ اوکراین و انتقال آن به محیط جنگ چریکی جنوب لبنان، مدلی تازه از نبرد را ایجاد کرده که در آن یک گروه مقاومت میتواند بدون درگیر کردن گسترده نیروی انسانی، تجهیزات سنگین و گرانقیمت اسرائیل را هدف قرار دهد. اینلاکش تأکید میکند که اسرائیل برای مقابله با موشکها، راکتها و پهپادهای متعارف میلیاردها دلار صرف سامانههای دفاعی و فناوریهای پیشرفته کرده، اما در برابر افپیویها، تقریباً فاقد پاسخ مؤثر است. عملیات روانی مؤثر حزبالله با اتکا بر افپیویهارابرت اینلاکش، از دریچه نگاه یک مستندساز توضیح میدهد که راهبرد پهپادی حزبالله، شامل یک بٌعد عملیات روانی و رسانهای نیز هست؛ زیرا افپیویها صرفاً برای انهدام اهداف نظامی به کار گرفته نمیشوند، بلکه به ابزاری برای شکستن سانسور اسرائیل و انتقال مستقیم صحنههای رزم به افکار عمومی تبدیل شدهاند. او توضیح میدهد که انتشار ویدئوهای لحظه اصابت پهپادها به تانکها، مواضع نظامی و نیروهای اسرائیلی، تصویری را نمایش میدهد که اسرائیل سالها تلاش میکرد پنهان نگه دارد؛ یعنی میزان آسیبپذیری واقعی ارتش این رژیم.
به گفته او، این تصاویر علاوه بر ضربه تبلیغاتی، فشار روانی شدیدی نیز بر نیروهای اسرائیلی وارد میکند، زیرا سربازان دائماً در معرض تهدید پهپادهایی قرار دارند که ارزان، تقریباً غیرقابل رهگیری و ناگهانی هستند و امکان جلوگیری مؤثر از آنها وجود ندارد. اینلاکش معتقد است همین ترکیبِ اثر رسانهای و فرسایش روانی، افپیویها را به سلاحی فراتر از یک ابزار تاکتیکی تبدیل کرده و به حزبالله امکان داده تا با هزینهای اندک، برتری روانی و تبلیغاتی قابل توجهی در میدان نبرد ایجاد کند.اسرائیل در جنوب لبنان وارد تله حزبالله شداین مستندساز مستقل انگلیسی معتقد است اسرائیل در جنوب لبنان وارد تلهای شده که حزبالله عمداً برای آن طراحی کرده بود؛ تلهای مبتنی بر جنگ فرسایشی که با الگوی جنگ غزه تفاوت اساسی دارد. به گفته او، اسرائیل تصور میکرد میتواند همان راهبردی را که علیه غزه به کار برده، یعنی اتکا به برتری هوایی، تخریب گسترده و پیشروی زمینی، در جنوب لبنان نیز تکرار کند، اما حزبالله با آمادهسازی طولانیمدت، بازسازی توان خود طی ماههای گذشته و توسعه تاکتیکهای نوین مانند حملات افپیوی، اسرائیل را وارد محیطی کرده که در آن مزیتهای سنتی ارتش اسرائیل کارایی پیشین را ندارند. اینلاکش تأکید میکند که حزبالله اکنون همزمان از پهپادها، بمبهای کنار جادهای، حملات موشکی، توپخانهای و موشکهای ضدزره استفاده میکند و همین مسئله موجب شده نیروهای اسرائیلی نهتنها در جنوب لبنان، بلکه حتی در پشت مرزها نیز احساس امنیت نکنند. او نتیجه میگیرد که اسرائیل اکنون با جنگی روبهروست که نه راهحل سریع نظامی برای آن دارد و نه میتواند مانند غزه با اتکا به تخریب گسترده، مقاومت را از بین ببرد.
محور مقاومت، در سطح راهبردی، یکپارچه و هماهنگ عمل میکندرابرت اینلاکش در توضیح هماهنگی میان ایران، حزبالله و دیگر بازیگران «محور مقاومت» تأکید میکند که اقدامات این نیروها کاملاً حسابشده و مبتنی بر هماهنگی راهبردی است، حتی اگر این هماهنگی همیشه بهصورت علنی دیده نشود. به گفته او، حزبالله زمان آغاز دور جدید حملات خود را آگاهانه انتخاب کرد و پس از ماهها بازسازی و آمادهسازی، جنگ جاری را مناسبترین فرصت برای وارد کردن هزینه سنگین به اسرائیل تشخیص داد. او همچنین تأکید میکند که از نگاه حزبالله، جنگ جنوب لبنان هرگز متوقف نشده بود، زیرا اسرائیل بهطور مداوم آتشبس را نقض میکرد و حملاتش را ادامه میداد. اینلاکش معتقد است برخلاف روایتهایی که لبنان را صرفاً قربانی جنگ ایران معرفی میکنند، اسرائیل از ابتدا جنگی منطقهای را دنبال میکرده و همزمان علیه چندین جبهه عمل کرده است؛ بنابراین محور مقاومت نیز در قالب یک ساختار هماهنگ و چندجبههای به این وضعیت پاسخ میدهد. او در نهایت نتیجه میگیرد که ایران و متحدانش نهتنها در حال مدیریت مشترک بحران هستند، بلکه خود را برای مرحلهای گستردهتر از درگیری احتمالی در آینده نیز آماده کردهاند.
بحران در تنگه هرمز، روابط راهبردی ایران و چین را عمیقتر کردرابرت اینلاکش در این گفتگو همچنین به بحران تنگه هرمز نیز اشاره میکند و آن را در پیوند مستقیم با رقابت ژئوپلیتیکی آمریکا و چین تحلیل میکند. او تصریح میکند یکی از محاسبات اصلی واشنگتن این بود که با فشار بر ایران و ایجاد بحران در تنگه هرمز، بتواند پکن را نیز تحت فشار قرار دهد؛ اما این راهبرد عملاً با شکست مواجه شد. او توضیح میدهد که چین نهتنها ایران را یک متحد راهبردی مهم میداند، بلکه بهواسطه توافقهایی که با تهران انجام داده، توانسته مسیر دسترسی خود به انرژی و عبور از تنگه هرمز را حفظ کند. از نگاه او، دولت ترامپ تصور میکرد وابستگی چین به جریان انرژی خلیج فارس میتواند پکن را وادار کند در برابر ایران موضع بگیرد، اما چین بهدلیل اهمیت ایران در معادلات انرژی، نظم چندقطبی و مقابله با نفوذ آمریکا، حاضر نیست تهران را قربانی کند. در نتیجه، اینلاکش معتقد است تلاش آمریکا برای استفاده از بحران هرمز بهعنوان اهرم فشار علیه چین، نهتنها موفق نبوده بلکه باعث شده نزدیکی راهبردی تهران و پکن آشکارتر و عمیقتر شود.
آمریکا به هیچ شکلی نمیتواند مانع اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز شوددر تحلیل رابرت اینلاکش، مسئله تنگه هرمز اکنون به ابزاری برای اعمال حاکمیت و بازتعریف موازنه قدرت منطقهای تبدیل شده است. او توضیح میدهد که ایران بهصورت علنی اعلام کرده تنگه برای کشورهایی که به حاکمیت و امنیت ایران احترام بگذارند باز خواهد ماند و در عمل نیز با برخی کشورها، از جمله چین، به تفاهمهایی برای عبور از این مسیر رسیده است. از نگاه او، دولت ترامپ تلاش میکند این وضعیت را بهگونهای روایت کند که گویا آمریکا همچنان کنترل اوضاع را در دست دارد و میتواند با فشار سیاسی یا اقتصادی، ایران را وادار به عقبنشینی کند؛ اما اینلاکش این رویکرد را بیشتر نوعی «عملیات روانی» و «ژست سیاسی» میداند تا یک راهبرد موفق میدانی. او معتقد است واشنگتن میکوشد چنین القا کند که چین و دیگر بازیگران در نهایت ایران را برای بازگشایی کامل تنگه تحت فشار قرار خواهند داد، در حالی که واقعیت میدانی نشان میدهد ایران نهتنها از موضع خود عقب ننشسته، بلکه قواعد جدیدی برای عبور و مرور در هرمز تعریف کرده و آمریکا نیز تاکنون نتوانسته این وضعیت را تغییر دهد.با دنبال کردن صفحه تحلیل بینالملل، از بهروزترین تحلیلها در حوزه سیاست خارجی و روابط بینالملل، با خبر شوید. 12:07 - 15 مه 2026