ریچارد ولف: جنگ با ایران، مردم آمریکا را فقیرتر کرد
اقتصاددان دانشگاههای ماساچوست و یل در تشریح پیامدهای اقتصادی تجاوز آمریکا به ایران بر اختلال در تنگه هرمز به عنوان عامل تغییر دهنده نظم اقتصادی جهان تأکید میکند و مدعیست که این جنگ، به نفع ثروتمندانی است که به نوعی با ترامپ، مرتبط هستند.
گروه تحلیل بینالملل: پروفسور ریچارد ولف اقتصاددان آمریکایی، استاد بازنشسته دانشگاه ماساچوست و در زمره اقتصاددانان برجسته آمریکایی است. او توضیح میدهد که چگونه جنگ علیه ایران، شماری از مالکان ابرشرکتهای خصوصی را ثروتمندتر کرده و هزینههای جنگ را بر اکثریت محروم جامعه، تحمیل کرده است. این اقتصاددان شناخته شده معتقد است که این جنگ، دو ستون اصلی قدرت اقتصادی آمریکا را نابود خواهد کرد و منابع نفت و گاز داخل آمریکا، نمیتواند این کشور را از پیامدهای هولناک این جنگ، مصون سازد.جنگی برای سود بیشتر شرکتهای خصوصی وابسته به سیاستمداراناز نظر پروفسور ریچارد ولف، بحران زنجیره تأمین ناشی از جنگ ایران نمونهای روشن از شکاف میان هزینه خصوصی و هزینه اجتماعی در سرمایهداری است. شرکتهای بزرگ طی دهههای گذشته تولید را نه بر اساس ملاحظات اجتماعی، امنیتی یا پایداری اقتصادی، بلکه صرفاً بر اساس حداکثرسازی سود خصوصی به کشورهایی با نیروی کار ارزانتر منتقل کردند و در این محاسبه، هزینههایی مانند وابستگی به مسیرهای طولانی دریایی، آسیبپذیری در برابر تنگههایی مانند هرمز، مالاکا، سوئز و پاناما، آلودگی زیستمحیطی، ریسک بیثباتی سیاسی، بیکاری داخلی و شکنندگی صنعتی را لحاظ نکردند. ولف تأکید میکند که شرکتها چون مجبور نیستند هزینه این پیامدها را بپردازند، آنها را در تصمیم سرمایهگذاری خود وارد نمیکنند؛ سود نصیب شرکت میشود، اما هزینه اختلال، کمبود، گرانی، فروپاشی زنجیره تأمین و فشار اجتماعی بر دوش دولت، جامعه و مردم میافتد. بنابراین جنگ ایران و اختلال در هرمز فقط یک بحران ژئوپلیتیکی نیست، بلکه افشاگر این واقعیت است که ساختار جهانی تولید بر پایه تصمیمهای خصوصیِ سودمحور بنا شده، درحالیکه پیامدهای آن کاملاً اجتماعی و عمومی است.اخلال در تنگه هرمز به رکود تورمی و رکود همراه با کاهش قیمتها منتهی میشوداز منظر پروفسور ریچارد ولف، شوک ناشی از جنگ ایران و اختلال در تنگه هرمز، میتواند اقتصاد جهانی را وارد یکی از پیچیدهترین وضعیتهای چرخهای کند؛ جایی که همزمان سناریوهای رکود، رکود تورمی یا حتی رکود همراه با کاهش قیمتها قابل تصور است. او تأکید میکند که افزایش هزینههای انرژی و نهادههایی مانند کودهای شیمیایی لزوماً بهصورت خطی به افزایش قیمتها منتقل نمیشود، بلکه در شرایط کاهش تقاضا و فشار بر مصرفکنندگان، ممکن است به کاهش تولید، افت مصرف و در نهایت فشار نزولی بر قیمتها منجر شود. بنابراین به عقیده ولف بخش کشاورزی بهعنوان یک نقطه شکست کلیدی ظاهر میشود؛ کشاورزان در مواجهه با هزینههای بالای کود و بدهیهای سنگین، ممکن است سطح زیر کشت را کاهش دهند یا از بازار خارج شوند که این خود میتواند هم به کاهش عرضه و هم به بیثباتی قیمتها بینجامد. ولف نتیجه میگیرد که ترکیب این عوامل اقتصاد جهانی را در معرض یک وضعیت ناپایدار قرار میدهد که مسیر آن از تورم به رکود عمیق یا حتی فروپاشی تقاضا میتواند نوسان کند.
جنگ علیه ایران، مبانی قدرت اقتصادی آمریکا را نابود میکنداز منظر پروفسور ولف، جنگ علیه ایران همزمان دو ستون اصلی قدرت اقتصادی آمریکا یعنی هژمونی دلار و توان استقراض جهانی را تحت فشار قرار داده است. او توضیح میدهد که تلاش کشورهایی مانند چین، روسیه و ایران برای کاهش وابستگی به دلار بهتدریج مزیت ساختاری آمریکا در تأمین مالی ارزان را تضعیف میکند؛ مزیتی که به واشنگتن اجازه داده دههها کسری بودجه و جنگهای پرهزینه را نه از طریق مالیات، بلکه از طریق استقراض از بازارهای جهانی تأمین کند. در شرایطی که بدهی آمریکا به سطوح بیسابقه رسیده و رتبه اعتباری آن کاهش یافته، هرگونه تضعیف جایگاه دلار میتواند یا به کاهش تمایل وامدهندگان خارجی منجر شود یا آنها را به مطالبه نرخ بهره بالاتر وادار کند و هر دو سناریو به معنای تشدید بحران است. ولف تأکید میکند که این یک تناقض ساختاری است. آمریکا جنگها را با پولی پیش میبرد که بخش مهمی از آن را همان نظام جهانی تأمین میکند، اما با تضعیف دلار، همین سازوکار تأمین مالی در معرض فروپاشی قرار میگیرد و میتواند اقتصاد آمریکا را وارد چرخهای از رکود عمیقتر و فشار مالی شدیدتر کند.منابع نفت و گاز داخلی، آمریکا را از بحران نجات نخواهد دادپروفسور ولف این تصور را که آمریکا بهدلیل تولید داخلی نفت و گاز میتواند از شوک جهانی انرژی مصون بماند، یک برداشت سادهانگارانه از منطق اقتصاد بازار توصیف میکند. او تأکید دارد که در یک بازار جهانی یکپارچه، شرکتهای انرژی آمریکایی بهطور طبیعی نفت و گاز خود را به جایی میفروشند که قیمت بالاتری دارد، نه لزوماً داخل کشور؛ بنابراین قیمتهای داخلی نیز ناگزیر با قیمتهای جهانی همگرا میشوند.
در نتیجه، آمریکا همانند سایر کشورها در معرض افزایش قیمت، فشار تورمی یا حتی سناریوی متضادِ رکود و کاهش تقاضا قرار میگیرد. ولف هشدار میدهد که اگر اختلال در تنگه هرمز و زنجیرههای تأمین ادامه یابد، این فشارها میتواند از یک رکود معمولی فراتر رفته و به رکود عمیق یا حتی یک رکود بزرگ جهانی تبدیل شود؛ زیرا همه اقتصادهای اصلی در یک سیستم بههمپیوسته گرفتارند و شوک انرژی بهسرعت به سایر بخشها سرایت میکند، بدون آنکه هیچ کشوری حتی آمریکا واقعاً بتواند خود را از آن جدا کند.با دنبال کردن صفحه تحلیل بینالملل، از بهروزترین تحلیلها در حوزه سیاست خارجی و روابط بینالملل، با خبر شوید. 18:45 - 12 اردیبهشت 1405