روزنامهنگار انگلیسی: ارتش آمریکا تجمعی از تبهکاران است
روزنامهنگار و نویسنده انگلیسی ضمن ارائه توضیحاتی در باب کتاب خود، تأکید میکند که سیاست استخدام مجرمان خشن سابقهدار در ارتش آمریکا، سیاستی عامدانه برای پیشبرد جنگهای طولانی بود؛ نتیجه این سیاستها، شکل گرفتن جامعهایست که در آن «ترامپ» رئیس جمهور میشود و آشکارا، اهداف امپریالیستی آمریکا را فریاد میزند.
گروه تحلیل بینالملل: مت کنارد، روزنامهنگار بریتانیایی در گفتگو با جرج گلووی با اشاره به کتاب خود به نام «ارتش غیرعادی»، توضیح داد که صحنه سیاست کنونی در آمریکا، امری ناگهانی نیست بلکه در نتیجه فرایندها و سیاستهای مشخص امپریالیستی به وجود آمده است. او تأکید میکند که اشغال عراق و افغانستان سبب شد سیاستهای جذب نیرو در ارتش آمریکا دگرگون شده و مجرمان و تبهکاران سابقهدار وارد ارتش شوند که ایدههای فاشیستی، نژادپرستانه و نشانههای افراطگرایی آشکار داشتند.مت کنارد، روزنامهنگار تحقیقاتی و رئیس بخش تحقیقات در رسانه مستقل دیکلسیفاید یوکی است؛ او سابقه فعالیت در رسانههای معتبری همچون فایننشال تایمز را نیز در کارنامه خود دارد و کتاب ارتش غیرعادی را با تمرکز بر نقد امپریالیسم و جنایات آن در جنگ عراق و افغانستان، در سال 2024 منتشر کرد. ارتشی از نژادپرستان نئونازی، مجرمان و تبهکاران شناخته شده در این گفتگو، مت کنارد، کتاب خود را با عنوان ارتش غیرعادی، بهعنوان یک پروژه تحقیقاتی افشاگرانه معرفی میکند که هدف آن بررسی لایههای پنهان سیاستهای جذب نیروی انسانی در ارتش آمریکا برای پروژه «جنگ علیه ترور» است. او تأکید میکند که برخی تغییرات آشکار و مشروع هستند، اما تمرکز اصلی کتاب بر اقداماتی است که عمداً از دید افکار عمومی پنهان نگه داشته شدند. بهگفته کنارد، ارتش آمریکا از ابتدای قرن بیست و یکم بهطور سیستماتیک استانداردهای جذب را تضعیف کرد و افرادی را پذیرفت که سابقه کیفری داشتند و نشانههای آشکار افراطگرایی، ازجمله خالکوبیهای نئونازی یا نمادهای جنگ صلیبی در آنها مشهود بود. این روند از طریق سازوکارهایی مانند «معافیتهای اخلاقی» انجام شد که عملاً به ارتش اجازه میداد محدودیتهای قانونی و اخلاقی قبلی را دور بزند.کنار گذاشتن موانع اخلاقی برای تحقق اهداف امپریالیستی کنارد در توضیح چرایی این سیاستها، آن را مستقیماً به بحران نیروی انسانی در جنگهای عراق و افغانستان پیوند میزند. بهگفته او، فرماندهی نظامی آمریکا با واقعیتی مواجه شد که در آن طول و شدت جنگها بسیار بیشتر از پیشبینیها بود، اما در عین حال تمایلی به اجرای سربازگیری اجباری نداشت؛ زیرا این کار میتوانست واکنش اجتماعی مشابه دوران جنگ ویتنام ایجاد کند. بنابراین، راهحل انتخابشده، کاهش معیارهای جذب و «باز کردن درها» به روی گروههایی بود که پیشتر بهدلایل امنیتی و اخلاقی رد میشدند. در این چارچوب، کتاب کنارد نشان میدهد که این تصمیم صرفاً یک اقدام تاکتیکی کوتاهمدت نبود، بلکه اهدافی درازمدت را دنبال میکند و بالتبع پیامدهایی عمیق برای ساختار ارتش، رفتار نیروها در میدان جنگ و حتی تحولات سیاسی داخلی آمریکا بههمراه داشته است.این پژوهشگر بر این باور است که ارتش برای حفظ استمرار عملیاتی، به راهکارهای جایگزین مانند افزایش سن مجاز خدمت و مهمتر از آن، کاهش استانداردهای جذب روی آورد. این وضعیت به عنوان یک پاسخی اضطراری به فشار عملیاتی شکل گرفت که ناشی از شکاف میان اهداف راهبردی بلندپروازانه و ظرفیت واقعی نیروی انسانی در قوای نظامی آمریکا بود.
ترامپ، با دروغ گفتن به کهنهسربازان جنگ عراق و افغانستان، رئیسجمهور شدمت کنارد معتقد است که قرار گرفتن فردی مانند ترامپ در جایگاه رئیسجمهور آمریکا، پیامد مستقیم پروژه «جنگ علیه ترور» است. او تأکید میکند که آن جنگ اثرات عمیق اجتماعی–سیاسی در داخل آمریکا برجای گذاشت. ازجمله شکل گرفتن جمعیتی چندمیلیونی از کهنهسربازان که بسیاری از آنها پس از بازگشت با مشکلاتی مانند اضطراب پساحادثه، بیتوجهی نهادی و احساس طردشدگی مواجه شدند. بهزعم کنارد، این بدنه ناراضی بهتدریج به یک پایگاه اجتماعی مستعد برای بسیج سیاسی تبدیل شد و ترامپ توانست با بهرهگیری از گفتمان ضد «ملت-سازی» و نقد اجماع دوحزبی جنگ، این نارضایتی را به سرمایه سیاسی تبدیل کند. در این چارچوب، ترامپ محصول یک روند انباشتی است که ریشه در تصمیمات راهبردی دوره جنگ علیه ترور دارد؛ روندی که هم ساختار ارتش و هم روانشناسی اجتماعی بخشی از جامعه آمریکا را دگرگون کرد.نیروهای نژادپرست، اکنون به بخشی از تصمیمسازان نظامی تبدیل شدهانداین پژوهشگر مستقل بریتانیایی بر پیامدهای نفوذ عناصر ایدئولوژیک افراطی در ساختار نظامی و انتقال آن به سطوح تصمیمگیری تأکید میکند و آن را یک «خطر سیستمی» میداند. از نگاه او، وقتی در دوره جنگ علیه ترور درهای ارتش به روی افرادی با گرایشهای نژادپرستانه، فاشیستی، ضداسلامی و با ذهنیت «جنگ تمدنی» باز شد، این افراد به تدریج به بخشی از بدنه تصمیمساز تبدیل شدند.
کنارد با اشاره به چهرههایی مانند هگسث استدلال میکند که حضور چنین افرادی در رأس ساختار نظامی، خطر را از سطح رفتارهای فردی در میدان جنگ به سطح سیاستگذاری و تصمیمات کلان منتقل کرده است؛ در این جایگاه برداشتهای ایدئولوژیک بر تعریف تهدید، انتخاب اهداف و حتی توجیه جنگها اثر میگذارد. لذا او وضعیت کنونی را نتیجه منطقی روندی میداند که در آن استانداردهای حرفهای ارتش در طول زمان تضعیف شده و جای خود را به نیروهایی داده که با لنزهای آخرالزمانی به جهان نگاه میکنند.تهدیدی به نام «تبهکاران نژادپرست بهرمند از آموزشهای پیشرفته نظامی»مت کنارد توضیح میدهد که در کتاب خود موارد متعددی را تشریح کرده که در آنها، افراد دارای سوابق مجرمانه و رفتارهای خشن، در لباس نظامی، در عراق و افغانستان جنایات فراوانی را مرتکب شدند که بسیاری از این حوادث هولناک انکار و دفن شد و تنها موارد معدودی که به نحو غیرقابلانکار، رسوا شدند، در معرض پیگیرد قرار گرفتند. از سوی دیگر، همین نیروهای آموزشدیده که با ذهنیتهای ایدئولوژیک رادیکال وارد ارتش شده بودند، پس از بازگشت به آمریکا، به تهدیدات داخلی بالقوه مبدل شدند؛ زیرا مهارت نظامی، تجربه جنگی و در برخی موارد باورهای افراطی را با خود به جامعه منتقل کردند. کنارد این وضعیت را نوعی «بازگشت جنگ به داخل» توصیف میکند. این یعنی سیاستهای جنگی برونمرزی، ناخواسته به بیثباتی و رادیکالی شدن در داخل آمریکا منجر شد.
«امپراتور رئیسجمهور»، انتخابی عامدانه برای پیشبرد اهداف امپریالیستی حکومت آمریکاییستاین نویسنده در کتاب خود یک تحلیل ساختاری ارائه میدهد که بر اساس آن، «جنگ علیه ترور» و قوانینی مانند قانون پاتریوت، سیاست گسترش جاسوسی داخلی و تقویت اختیارات قوه مجریه، به شکلگیری چیزی تحت عنوان «ریاستجمهوری امپراتوری» انجامید؛ یعنی تمرکز بیسابقه قدرت در دست رئیسجمهور و تضعیف نقش نهادهای نظارتی مانند کنگره. در این چارچوب، ظهور ترامپ، پس از این نه یک استثنا، بلکه ادامه منطقی همین روند تلقی میشود؛ با این تفاوت که او برخلاف رؤسای جمهور پیشین، اهداف امپریالیستی آمریکا را با صراحت بیشتری بیان میکند و بهنوعی «نقاب» گفتمانهای سنتی مانند دموکراسی و آزادی را کنار میزند. بنابراین، کنارد تأکید میکند که برای فهم وضعیت فعلی، باید به ریشههای ساختاری آن در اجماع دوحزبی و بازطراحی نظام قدرت در دوران جنگ علیه ترور توجه کرد و نباید همه چیز را به شخصیت غیرعادی ترامپ، نسبت داد.با دنبال کردن صفحه تحلیل بینالملل، از بهروزترین تحلیلها در حوزه سیاست خارجی و روابط بینالملل، با خبر شوید. 15:26 - 12 اردیبهشت 1405