تحلیل سرهنگ آمریکایی از طرح محاصره دریایی ترامپ

سرهنگ بازنشسته آمریکایی، تحلیل عمیق و چند لایه‌ای را از عملیات به اصطلاح محاصره دریایی ایران توسط آمریکا ارائه کرده و تأکید می‌کند که نیروی دریایی آمریکا اساساً برای اجرای چنین عملیاتی در این مقیاس طراحی نشده است و حتی اگر تمام آنچه که لازم دارد را در اختیار داشته باشد، در برابر قدرت نظامی ایران، قادر به اجرای چنین عملیاتی نیست.
گروه تحلیل بین‌الملل: سرهنگ داگلاس مک‌گرگور معتقد است که توانمندی موشکی ایران به دلیل تنوع بالا در تهاجم، امکان هر گونه عملیات محاصره دریایی را برای آمریکا غیرممکن می‌کند و تمام روایت رسانه‌ای آمریکا در باب محاصره دریایی ایران، یک عملیات روانی‌ست و فقط مصرف داخلی دارد. او هشدار می‌دهد که ادامه این بحران، خسارات سنگین‌تری را بر اقتصاد جهان تحمیل می‌کند و می‌تواند به یک دوره طولانی مدت کمبود مزمن منتهی شود که به صورت خاص جوامع غربی را متأثر خواهد ساخت.در هر دو سطح تاکتیکی و راهبردی، محاصره دریایی ایران غیرممکن استمک‌گرگور معتقد است که ایده «محاصره دریایی یا کنترل تنگه هرمز» توسط آمریکا از ابتدا بر یک تصور بیش‌ازحد ساده‌سازی‌شده از جنگ دریایی بنا شده و واقعیت میدانی بسیار پیچیده‌تر است. به‌زعم او پاکسازی مین‌ها در شرایطی که ساحل در کنترل ایران است و تهدید دائمی موشک‌های کروز، بالستیک و پهپادی وجود دارد، عملاً یک عملیات بسیار فرسایشی خواهد بود. به‌ویژه اینکه جریان‌های آبی خلیج فارس نیز می‌توانند مین‌ها را جابه‌جا کرده و وضعیت را غیرقابل پیش‌بینی‌تر کنند. از دید او، چنین عملیاتی به مثابه ورود به یک محیط جنگی فعال و چندلایه است.در سطح راهبردی، مک‌گرگور تأکید می‌کند که مشکل اصلی صرفاً فنی یا تاکتیکی نیست، بلکه به موازنه قدرت و جغرافیای نظامی برمی‌گردد. ایران، برخلاف تصور رایج، تنها به مین یا نیروی دریایی متکی نیست، بلکه با شبکه‌ای از سامانه‌های موشکی ساحلی، پهپادها و توان هدف‌گیری از عمق سرزمین، عملاً یک ساختار «ضدنفوذ» ایجاد کرده است.
در چنین شرایطی، هر کشتی یا نیرویی که وارد محدوده عملیاتی شود، در معرض تهدید مستمر قرار دارد. او نتیجه می‌گیرد که بدون کنترل ساحل و عمق جغرافیایی پیرامون خلیج فارس، کنترل صرف تنگه هرمز از طریق ناوگان دریایی غیرممکن است.فشار بر تنگه هرمز، لطمات بیشتری را بر اقتصادی جهانی تحمیل خواهد کردمک‌گرگور یک گام فراتر رفته و این سناریو را ذیل یک بحران گسترده‌تر انرژی و ژئوپلیتیک تحلیل می‌کند. به باور او، حتی تلاش برای اعمال فشار دریایی بر ایران می‌تواند زنجیره تأمین جهانی انرژی را مختل کرده و به جهش قیمت‌ها، بحران بیمه دریایی و اختلال در تجارت جهانی منجر شود. علاوه بر این، چنین اقدامی می‌تواند کشورهای ثالث و حتی قدرت‌هایی مانند چین را وارد معادله کند، در حالی که آمریکا با محدودیت‌های لجستیکی و پراکندگی نیرو در فواصل دور از خاک خود مواجه است. بنابراین جمع‌بندی او این است که محاصره یا کنترل نظامی تنگه هرمز نه‌تنها از نظر نظامی شکننده است، بلکه از نظر اقتصادی و سیاسی نیز می‌تواند به یک بحران جهانی کنترل‌ناپذیر تبدیل شود.ناوگان گسترده، حتی در صورت در دسترس بودن، قادر به عملیات در منطقه خلیج‌فارس نیستاز نگاه این کارشناس نظامی، یکی از بنیادی‌ترین ضعف‌های طرح «محاصره یا کنترل تنگه هرمز»، شکاف شدید میان مقیاس مأموریت و ظرفیت واقعی نیروی دریایی آمریکا است. او تأکید می‌کند که این نوع عملیات در روایت‌های سیاسی با تعداد محدودی ناو، چند یگان اسکورت و سامانه‌های مین‌روبی ساده توصیف می‌شود، اما در واقعیت نیازمند یک حضور دریایی بسیار گسترده و چندلایه است.
از دید او، در شرایط فعلی چنین سطحی از تراکم نیرو در دسترس نیست و حتی در صورت وجود، چنین ناوگانی برای یک مأموریت طولانی‌مدت در این منطقه، به‌شدت آسیب‌پذیر خواهد بود.نیروی دریایی آمریکا از اساس برای محاصره‌ای در مقیاس خلیج فارس طراحی نشده استدر سطح عملیاتی، مک‌گرگور بر مشکل «تداوم عملیات» و لجستیک تأکید می‌کند. حتی اگر فرض شود که بخشی از نیروها بتوانند وارد منطقه شوند، مسئله واقعی این است که این نیروها باید به‌طور مستمر سوخت‌گیری، تعمیر، پشتیبانی هوایی و جایگزینی داشته باشند؛ در حالی که فاصله از پایگاه‌های اصلی آمریکا بسیار زیاد است و خطوط پشتیبانی، تقریباً مضمحل شده‌اند.علاوه بر این، ناوها در محیطی که با تهدید موشکی و پهپادی اشباع شده مواجه‌اند، نمی‌توانند به‌سادگی در نقش دائمی کنترل‌گر باقی بمانند بدون آنکه فرسایش شدید نیرو و تجهیزات رخ دهد. نتیجه‌گیری او این است که نیروی دریایی آمریکا نه از نظر تعداد و نه از نظر ظرفیت لجستیکی، برای اجرای یک «محاصره پایدار در مقیاس خلیج فارس» طراحی نشده است.ادامه بحران در تنگه هرمز، یک دوره کمبود مزمن فراگیر را در سراسر جهان به دنبال داردمک‌گرگور تحلیل خود را از بحران تنگه هرمز با تمرکز بر آثار آن بر وضعیت اقتصاد جهانی، نتیجه‌گیری می‌کند. او معتقد است که جهان در حال گذار از یک دوره «فراوانی ساختاری» به یک دوره «کمبود پایدار» است؛ به این معنا که دسترسی آسان و ارزان به انرژی، کالا و زنجیره‌های تأمین جهانی که ستون نظم اقتصادی پساجنگ سرد بود، به‌تدریج در حال فروپاشی است و جهان به سمت یک پارادایم کمبود مزمن حرکت می‌کند.
در این چارچوب، بحران‌ ژئوپلیتیک ناشی از جنگ علیه ایران، به‌عنوان شتاب‌دهنده این گذار عمل می‌کند و باعث می‌شود ساختارهای اقتصادی جهانی از حالت مازاد و ثبات نسبی، به سمت محدودیت و رقابت شدید بر سر منابع حرکت کنند.او هشدار می‌دهد که بازارهای مالی هنوز عمق این تحول را درک نکرده‌اند و در وضعیت «توهم ثبات» به سر می‌برند؛ اما در صورت تداوم تنش‌ها و به‌ویژه استمرار اختلال در جریان انرژی، این توهم به سرعت جای خود را به بحران اعتماد خواهد داد و نتیجه آن می‌تواند سقوط بازارهای مالی و ریزش گسترده بورس‌ها باشد. در این نگاه، ریسک اصلی در شکاف میان واقعیت در حال تغییر و ادراک دیرهنگام بازارها از این تغییر نهفته است.با دنبال کردن صفحه تحلیل بین‌الملل، از به‌روزترین تحلیل‌ها در حوزه سیاست خارجی و روابط بین‌الملل، با خبر شوید.
14:12 - 26 فروردین 1405
بین‌الملل

5 بازنشر14 واکنش
186٫9k بازدید


6 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌Omid Darabi‌
@OmidDarabi10 ساعت پیش

تصویر نمایه‌ی ‌ج. ا.‌
@Jamy029 ساعت پیش
در پاسخ به
فرعون احمق .

تصویر نمایه‌ی ‌یواش یواش‌
@yawashyavash8 ساعت پیش
این جنگ یه چیز عالی داشت برای ما.هر روز و هر شب نام خلیج فارس بود که سر زبانها مدام تکرار میشد و رو سر دول شیخ نشین کوبیده میشد و شیوخ عرب مدام در اینترنت و رادیو وتلویزیون و گوشی و ..مجبوربودن بشنوند و ببینند و فکرکنندودر خواب وخیال ونقشه هایشان مجبور بودن تکرارکنند.حتی شترهایشان نیزتصویرروببینید

تصویر نمایه‌ی ‌دانشجو‌
@For_Khamenei8 ساعت پیش
در پاسخ به
اونایی که میرن تحلیلای مسخره کانالای معاند را نگاه میکنن بجاش بیان تحلیلای این سرهنگ را ببینن یه خورده یاد بگیرن.

تصویر نمایه‌ی ‌از هیروشیما تا میناب‌
@NightMan5 ساعت پیش
در پاسخ به
در پاسخ به و
واقعا باید برید روانشناس و روانپزشک. بخدا جدی میگم. این خزعبلات یا دارید مسخره میکنید یا واقعا مشگل روحی روانی جدی دارید.

تصویر نمایه‌ی ‌دکتر عادل شیرازی‌
@Adel_Shirazy2 ساعت پیش
در پاسخ به

خیانت خلیجی؛ بازی با آتش در سایه آتش‌بس

اظهارات اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا درباره همکاری کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس برای افشای حساب‌های بانکی ایران، نقطه عطفی در روابط منطقه‌ای محسوب می‌شود. این اقدام که در دوران آتش‌بس صورت می‌گیرد، نشان‌دهنده عمق بی‌اعتمادی و سیاست دوگانه برخی کشورهای عربی است. از منظر نظامی، این همکاری می‌توا…
نمایش بیشتر

نمایش گزارش