افسر آمریکایی: بدنه ارتش به تصمیم مقامات تردید دارند
افسر سابق نیروی هوایی آمریکا توضیح داد که بدنه ارتش آمریکا بیش از گذشته نسبت به تصمیمات مقامات سیاسی کشور تردید دارد و آنچه که در ناو جرالد فورد رخ داده، بهنوعی «نافرمانی منفعل» است و ازجمله نشانههای حاکی از اضطراب فراگیر در تشکیلات نظامی آمریکاست؛ لذا به عقیده او میتوان انتظار تحولاتی انقلابگونه را در ارتش آمریکا داشت.
گروه تحلیل بینالملل: کارن کویاتکوفسکی، افسر سابق نیروی هوایی آمریکا معتقد است که بخشی از بدنه نظامی آمریکا در نتیجه ارتکاب جرائم جنگی علیه مردم ایران، دچار تناقض شده و نگران است که پس از جنگ و شکست آمریکا، افسران رده میانی و پاییندستی، مقصر این جنایات شناخته شده و هدف پیگرد قضایی قرار گیرند.اضطراب نیروهای نظامی آمریکا از پیگرد قانونی به اتهام جنایات جنگیاین افسر بازنشسته آمریکایی مدعی است که بخش مهمی از قوای نظامی آمریکا اکنون با تناقضی آشکار دست و پنجه نرم میکند به این معنا که به نام آنان اقداماتی انجام میشود که از نظر اخلاقی و حقوقی قابل دفاع نیست؛ از یک سو خود را موظف به اطاعت از سلسلهمراتب نظامی میبینند اما از سوی دیگر احساس میکنند در عملیاتی درگیر شدهاند که با اصولی که برای دفاع از آن وارد ارتش شده بودند ناسازگار است. او تأکید میکند که این تناقض در سطح احساسی باقی نمانده و به سطح مسئولیت حقوقی نیز وارد شده است. کویاتکوفسکی به مقامات ارشد نظامی هشدار میدهد که نیروهای نظامی میدانند که در پایان جنگ و با شکست آمریکا، امکان دارد مسئولیت جنایات و تخلفات پیش از همه بر دوش افراد ردهپایین و بدنه اجرایی گذاشته شود، نه لزوماً فرماندهان عالیرتبه یا تصمیمگیران سیاسی. بنابراین او معتقد است که نیروها در سطوح مختلف دچار اضطراب و نگرانیهای جدی هستند. بیاعتمادی عمیق نیروهای نظامی به تصمیمسازان سیاسی در آمریکااز منظر کویاتکوفسکی، سه مؤلفه درک ماهیت سیاسی جنگ، آگاهی نسل جدید نظامیان و بیاعتمادی به رهبری سیاسی، بهصورت بههمپیوسته یک تغییر مهم در ذهنیت بدنه ارتش آمریکا ایجاد کردهاند. او معتقد است بسیاری از نیروها، برخلاف گذشته، جنگهای جاری را با درک زمینههای ژئوپلیتیکی، در چارچوب اهداف سیاسی کاخ سفید و حتی منافع اسرائیل تحلیل میکنند. او تأکید میکند نسلی که با اینترنت، دسترسی گسترده به اطلاعات، روایتهای متنوع و حتی منابع غیررسمی رشد کرده، هم آگاهتر و هم بدبینتر است؛ لذا به روایت رسمی اعتماد ندارد و آن را با دادههای دیگر میسنجند و تناقضها را تشخیص میدهند. به عقیده این افسر بازنشسته، حاصل این دو عامل، شکلگیری نوعی بیاعتمادی فزاینده به رهبری سیاسی است؛ نیروها دائماً این پرسش را مطرح میکنند که آیا تصمیمگیران در واشنگتن واقعاً جان و منافع آنان را در اولویت قرار دادهاند یا از ارتش بهعنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف سیاسی و خارجی استفاده میکنند. کویاتکوفسکی تأکید میکند این حساسیت به رهبری، همواره در ارتش وجود داشته، اما در شرایط کنونی، این بیاعتمادی به سطحی رسیده که میتواند بر روحیه، انسجام و حتی میزان تبعیت نیروها از فرماندهی تأثیر بگذارد.
امروز، ناو جرالد فورد نماد اضمحلال ساختار نظامی آمریکا استاین افسر سابق نیروی هوایی آمریکا از ناو جرالد فورد بهعنوان یک نمونه عینی از وضعیت کلی ارتش آمریکا یاد میکند؛ او معتقد است که حوادث مرتبط با این ناور نمادی از فرسودگی ساختاری، فشار عملیاتی و افت روحیه در بدنه نیروها. کویاتکوفسکی توضیح میدهد که این ناو با هزاران خدمه، پس از مأموریتهای طولانی و فرسایشی با مجموعهای از مشکلات غیرعادی مواجه شده است. این وضعیت از نظر او صرفاً یک «اشکال فنی» نیست، بلکه بازتابی از ترکیب چند بحران است: طراحی و تدارکات مبتنی بر صرفهجویی، فشار بیش از حد بر نیروها و مدیریت ضعیف. او سپس ادعای حساستری را مطرح میکند و احتمال میدهد بخشی از این اختلالات ممکن است ناشی از رفتار اعتراضی، خستگی شدید یا حتی نوعی «نافرمانی منفعل» باشد. هرچند کویاتکوفسکی با احتیاط از این فرضیه فاصله میگیرد و آن را قطعی نمیداند، اما تأکید میکند که سطح نارضایتی و فشار روانی در میان نیروها بهگونهای است که چنین سناریوهایی دیگر کاملاً دور از ذهن نیست. او معتقد است که چنین وضعی در صورت استمرار میتواند تحولاتی انقلابگونه در تشکیلات نظامی آمریکا به دنبال داشته باشد.
ایران نیرومند، تطابق پذیر و بهرمند از روحیهای غیرقابل خدشه استاز نگاه کویاتکوفسکی، مسئله اصلی این است که ارتش آمریکا طی چند دهه اخیر با دشمنانی درگیر بوده که فاقد نیروی هوایی، دریایی یا توان متقارن جدی بودهاند و در نتیجه «پاسخ مؤثر» به حملات آمریکا نمیدادند؛ همین امر نوعی تصور اغراقآمیز از برتری و شکستناپذیری ایجاد کرده است. اما در مواجهه با کشوری مانند ایران، این الگو بهکلی تغییر میکند؛ به عقیده او ایران هم در حوزههای منطقهای و متقارن و هم در عرصه نبرد نامتقارن، از آمادگی غیرقابل تصوری برخوردار است و همچنین از نظر راهبردی نیز آمادگی تحمل هزینه و ادامه جنگ تا سطوح طولانی را به اثبات رسانده است. کویاتکوفسکی تأکید میکند که چنین شرایطی شکافهای پنهان در ارتش آمریکا، از ضعف در رهبری و آمادگی تا وابستگی به برتری تکنولوژیک را آشکار میکند و این تصور سنتی که آمریکا میتواند با اتکا به قدرت آتش و فناوری هر جنگی را سریع و کمهزینه به پایان برساند، در برابر دشمنی که میجنگد، تطبیقپذیر است و عقبنشینی نمیکند، بهطور جدی زیر سؤال میرود.
جنگ زمینی با ایران، تلفاتی سنگین را بر آمریکا تحمیل خواهد کرددر جمعبندی، کویاتکوفسکی هشدار میدهد که هرگونه سناریوی عملیات زمینی آمریکا علیه ایران با مجموعهای از موانع ساختاری و میدانی روبهرو خواهد بود. او توضیح میدهد که برخلاف جنگهای گذشته، آمریکا در حال حاضر فاقد عمق عملیاتی و پایگاههای مطمئن زمینی در مجاورت ایران است، در حالیکه ایران در قلمرو خود از برتری دفاعی، آشنایی کامل با زمین و شبکههای دفاعی چندلایه برخوردار است.این وضعیت به این معناست که هر نیروی زمینی آمریکایی از همان ابتدا در معرض فشار شدید، تلفات بالا و محدودیتهای لجستیکی قرار میگیرد، بدون آنکه بتواند برتری قاطعی ایجاد کند. در نتیجه، از نگاه او، ایده ورود زمینی نشانهای از سوءبرآورد راهبردی است و اگر چنین مسیری دنبال شود، میتواند به یک درگیری فرسایشی و پرهزینه با پیامدهای غیرقابلکنترل تبدیل شود.با دنبال کردن صفحه تحلیل بینالملل، از بهروزترین تحلیلها در حوزه سیاست خارجی و روابط بینالملل، با خبر شوید. 17:01 - 8 فروردین 1405