مرشایمر: با جنگ توان نظامی و ساختار سیاسی ایران حذف نمی‌شوند

پروفسور مرشایمر در تحلیلی مفصل توضیح داد که جنگ کنونی علیه ایران حاصل طراحی لابی صهیونیستی در آمریکاست و اعضای اصلی کابینه ترامپ در واقع وکلای اسرائیل و موظف هستند تا منافع آن را تأمین کنند؛ او تأکید می‌کند که این جنگ در نهایت اعتبار آمریکا را نابود خواهد کرد و ممکن است ایران را به یک قدرت هسته‌ای مسجل تبدیل کند.
گروه تحلیل بین‌الملل: دکتر جان مرشایمر، نظریه‌پرداز برجسته حوزه روابط بین‌الملل، بر این باور است که جنگ کنونی علیه ایران حتی اگر باعث ایجاد خساراتی در ایران شود، در نهایت صدمات و خسارات بسیار سنگین‌تری را در سطوح سیاسی و اقتصادی بر آمریکا و دیگر کشورهای جهان، تحمیل خواهد کرد. او تصریح کرد که ترامپ «بلوف می‌زند» و اعضای کابینه او «وکلای اسرائیل» هستند.ویتکاف و کوشنر، وکلای اسرائیل نه نماینده منافع آمریکا، هستندمرشایمر، مدعی است که لابی اسرائیل، دولت ترامپ را «در جیب خود» دارد و به سمت خواسته‌های خود هدایت می‌کند. او یادآوری می‌کند که دولت ترامپ به قصد «دفاع» از اسرائیل وارد جنگ نشده و مستقیماً ایران را هدف قرار داده است و این بدان معناست که واشنگتن پروژه‌ «تغییر نظام سیاسی در ایران» را به خواست اسرائیل، اجرا می‌کند. مرشایمر تأکید می‌کند آشفتگی و تناقض‌گویی مقامات آمریکایی درباره اهداف جنگ خودِ علامتِ نداشتن هدف روشن آمریکاست و به همین دلیل ترامپ در عمل به پیاده‌نظام راهبرد اسرائیل تبدیل شده است و تیم مدیریتی او یعنی «کوشنر و ویتکاف»، نه نماینده منافع آمریکا بلکه «وکلای اسرائیل» هستند.
قدرت ایران حاصل محاسبات راهبردی و نه صرفاً توان موشکی آن استاز نگاه مرشایمر، مشکل اساسی این جنگ آن است که اهدافی که آمریکا و اسرائیل اعلام می‌کنند اساساً بدون تغییر نظام سیاسی در ایران قابل تحقق نیستند، در حالی که خودِ این هدف نیز غیرممکن است. او توضیح می‌دهد که نابودی موشک‌های بالستیک ایران، از بین بردن توان غنی‌سازی هسته‌ای و قطع کامل ارتباط ایران با بازیگران منطقه‌ای مانند حزب‌الله، حماس و انصارالله، اهدافی هستند که تنها در صورتی محقق می‌شوند که ساختار قدرت در ایران تغییر کند. در غیر این صورت حتی اگر حملات هوایی بخشی از زیرساخت‌ها را نابود کند، ایران می‌تواند خیلی زود آن‌ها را بازسازی کند. به همین دلیل مرشایمر استدلال می‌کند که حملات نظامی در سطح راهبردی به نتیجه مطلوب نمی‌رسند، زیرا ریشه سیاست‌های امنیتی ایران در ساختار سیاسی و محاسبات راهبردی آن کشور است، نه صرفاً در چند تأسیسات یا انبار موشکی.جمع‌بندی او در این بخش آن است که آمریکا و اسرائیل فقط می‌توانند خسارت‌های مادی و جانی وارد کنند، اما نه قادر به حذف پایدار توان نظامی ایران هستند و نه می‌توانند نظام سیاسی مطلوب خود را در این کشور مستقر کنند؛ در نتیجه تحقق اهداف اعلامی این جنگ از نظر راهبردی غیرممکن است.
ترامپ بلوف می‌زند و قدرت آمریکا محدود و رو به فرسایش استاز منظر مرشایمر، روایت دولت ترامپ درباره توان نظامی آمریکا بیشتر یک «بلوف سیاسی» است تا بازتاب واقعی ظرفیت‌های نظامی. او به اظهارات ترامپ مبنی بر داشتن «سلاح‌های نامحدود برای یک جنگ طولانی» اشاره می‌کند و می‌گوید چنین ادعایی با واقعیت‌های نظامی سازگار نیست. به گفته او حتی فرماندهان نظامی آمریکا پیش از آغاز جنگ هشدار داده بودند که ذخایر مهمات و تسلیحات آمریکا محدود است. به همین دلیل مرشایمر معتقد است ادعای «توان نامحدود» بیشتر بخشی از جنگ روانی و لفاظی سیاسی است.ایران هسته‌ای خواهد شددر نهایت مرشایمر توضیح می‌دهد که چنین جنگی نه تنها در جهت تحقق اهداف آمریکا و اسرائیل پیش نخواهد رفت بلکه نتیجه معکوس خواهد داشت: فشار نظامی و احساس تهدید وجودی انگیزه ایران برای توسعه توان بازدارندگی، از جمله حرکت به سمت گزینه هسته‌ای، را بیشتر می‌کند. بنابراین از نظر مرشایمر، تنها کاری که ایران باید انجام دهد این است که در برابر ضربات اولیه دوام بیاورد؛ در این صورت گذر زمان به نفع تهران عمل خواهد کرد و داشته‌های نظامی آمریکا و اسرائیل به پایان خواهد رسید.در این حالت به عقیده مرشایمر دونالد ترامپ در وضعیتی گرفتار می‌شود که خروج آبرومندانه از آن بسیار دشوار است. اگر جنگ طولانی شود و ایران همچنان به حملات موشکی و پهپادی علیه اسرائیل یا پایگاه‌های آمریکا در منطقه ادامه دهد، واشنگتن با یک دوراهی دشوار روبه‌رو خواهد شد: یا باید عقب‌نشینی کند و عملاً شکست را بپذیرد، یا برای تغییر موازنه به سمت تشدید جنگ حرکت کند که قطعا برای آمریکا غیرممکن و فاجعه‌بار خواهد بود.
صدمات چندگانه جنگ برای آمریکا و پیروزی نهایی ایراناز نگاه مرشایمر، چنین جنگی در نهایت به آمریکا در چند سطح آسیب خواهد زد. نخست، از نظر نظامی و صنعتی، مصرف گسترده مهمات و تجهیزات می‌تواند ذخایر راهبردی آمریکا را کاهش دهد و توان این کشور برای رقابت با قدرت‌هایی مانند چین یا ادامه حمایت از اوکراین را تضعیف کند. دوم، از نظر اقتصادی، گسترش جنگ می‌تواند به اختلال در بازار انرژی، آسیب به زیرساخت‌های نفتی منطقه خلیج فارس و حتی بسته شدن مسیرهای حیاتی مانند تنگه هرمز منجر شود که پیامدهای سنگینی برای اقتصاد جهانی و در نهایت برای اقتصاد آمریکا خواهد داشت.سوم، از نظر سیاسی و راهبردی، چنین جنگی اعتبار آمریکا را تضعیف کرده و نشان می‌دهد که واشنگتن وارد درگیری‌ای شده که نه اهداف روشنی دارد و نه راهبردی برای پایان آن. در نتیجه مرشایمر جمع‌بندی می‌کند که حتی اگر آمریکا در کوتاه‌مدت ضرباتی چند وارد کند، در بلندمدت این ایران است که با حفظ بقا و فرسایش قدرت طرف مقابل، برنده واقعی این میدان خواهد بود، در حالی که آمریکا با هزینه‌های سنگین و بیدون هیچ دستاوردی از این بحران خارج خواهد شد.با دنبال کردن صفحه تحلیل بین‌الملل، از به‌روزترین تحلیل‌ها در حوزه سیاست خارجی و روابط بین‌الملل، با خبر شوید.
22:24 - 13 اسفند 1404
بین‌الملل



1 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌حسنعلی کهریزی‌
@HasanAli_Kahrizi14 اسفند 1404
در پاسخ به
این اظهارات را چرا قبلا نمی گفتند که تررررررامپ وارد جنگ نشودحالا که گرفتار شده اند میگن