ژنرال آمریکایی: ایران پیروز نهایی است
ژنرال داگلاس مکگرگور، مشاور سابق پنتاگون در گفتگویی مفصل تصریح میکند که امکانات آمریکایی در برابر حجم بالای ظرفیتهای تهاجمی ایران تا به این لحظه ناکارآمد بوده و حجم انبوهی از اهداف در سراسر خاورمیانه از سوی ایران، زیر ضرب رفته است.
گروه تحلیل بینالملل: ژنرال مکگرگور، در این گفتگو تأکید میکند که ایران با اتکا بر فرهنگ پایداری که ریشه در تمدن چند هزار ساله آن دارد، در این جنگ پیروز خواهد شد و تصویر «شکست ناپذیری آمریکا» را مخدوش خواهد کرد و این باعث تغییر نظم در منطقه و حتی برهم خوردن چارچوبهای ائتلافی در سراسر جهان خواهد شد.از پایگاه اینجرلیک تا ابوظبی و دوبی، زیر ضرب حملات ایرانژنرال مکگرگور، مشاور سابق وزیر دفاع آمریکا واکنش ایران را بسیار سریع توصیف کرد که جنگ را سطح منطقهای ارتقا داد؛ او میگوید «ایران دستکم ۲۷ پایگاه و همچنین تأسیسات بندری و زیرساختی را در سراسر خاورمیانه هدف گرفته؛است.» او با تمرکز بر «ارزانقیمت بودن» پهپادها در برابر «گرانترین» سامانههای پدافندی میگوید همین پهپادها توانستهاند بخشهایی از فرودگاهها، باندهای پروازی و ایراستریپها را از کار بیندازند و عملاً برخی گلوگاههای لجستیکی و تجاری را فلج کنند.نتیجهای که او ترسیم میکند تعطیلی گسترده فعالیت اقتصادی در امارات/دوبی و گیر افتادن جمعیتهای بزرگ است: از یک سو میلیونها هندی که ستون مهم کسبوکارهای اماراتاند و از سوی دیگر اروپاییها و آمریکاییها که در وضعیت اختلال پروازها و بستهشدن مسیرهای خروجی، «زمینگیر» میشوند. صرفاً هراس از اخلال در عرضه انرژی، هماکنون در سطح جهانی اثرگذار شده استهمزمان او از شلیک موشک به سمت کشتیها بهعنوان عامل افزایش ریسک دریانوردی یاد میکند و میگوید «آسیب به زیرساخت نفتی» هنوز شروع نشده است.مکگرگور توضیح میدهد که بازار نفت همان روز اول، واکنش نشان داده و بازارهای اروپا حدود ۲۰ درصد بالاتر باز شدهاند؛ و در نتیجه «احتمال اختلال در عرضه» قیمتها خیلی سریع به بیش از ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسید و لذا با ادامه حملات به پالایشگاهها و زیرساختهای نفتی و همچنین ایجاد ناامنی در کشتیرانی و بنادر، اختلال در زنجیره تأمین انرژی از سطح منطقه به سطح جهانی کشانده خواهد شد. فرسایش عمق لجستیکی آمریکا و اسرائیلژنرال مکگرگور، معتقد است که فرسایش نظامی آمریکا و اسرائیل نه فقط در میدان نبرد، بلکه در «عمق لجستیک» رخ میدهد. او مدعی است بسیاری از بنادر و نقاط تدارکاتی که نیروی دریایی و هوایی آمریکا برای بارگیری مجدد موشکها و مهمات به آنها تکیه داشتند، یا هدف قرار گرفتهاند یا عملاً از کار افتادهاند؛ به این معنا که چرخه تأمین و بازتجهیز نیروها مختل شده است. بهزعم او، همزمان با این اختلال، تنگه هرمز عملاً بسته شده، مسیر دریای سرخ مختل گردیده است؛ در نتیجه آمریکا دیگر نمیتواند با همان سهولت گذشته از گلوگاههای منطقهای برای پشتیبانی عملیات استفاده کند و ناچار است برای تدارکات به فاصلههای دورتری مانند هند یا حتی ایتالیا عقبنشینی کند؛ این امر زمان، هزینه و آسیبپذیری را افزایش میدهد و جنگ را برای آمریکا و اسرائیل «فرسایشیتر» میکند.
آمریکا و اسرائیل توان جایگزینی ندارند و وارد چرخه فرسایش شدهانداین مشاور نظامی کهنهکار فشار لجستیکی را با مسئله ظرفیت تولید نیز گره میزند. او تأکید میکند که آمریکا توان جایگزینی سریع موشکهای مصرفشده را ندارد، بهویژه آنکه طی جنگ اوکراین حجم بزرگی از ذخایر موشکی و سامانههای پدافندی خود را به کییف منتقل کرده و اکنون با شکاف میان مصرف و تولید مواجه است. از نگاه مکگرگور، ترکیبِ اختلال در خطوط تدارکاتی منطقه، فاصله گرفتن از پایگاههای عملیاتی نزدیک و کاهش ذخایر مهمات، بهتدریج موازنه را به زیان آمریکا و اسرائیل تغییر میدهد و آنان را وارد چرخهای از فرسایش میکند که ادامه جنگ را دشوارتر و پرهزینهتر میسازد.ناکارآمدی امکانات آمریکایی-اسرائیلی در برابر فناوری و حجم جنگافزار ایرانیمکگرگور، یکی از نقاط عطف این جنگ را ناکارآمدی سامانههای دفاع هوایی آمریکا و اسرائیل در برابر موج جدید توان موشکی ایران میداند. او تصریح میکند که سامانههایی مانند «گنبد آهنین» و شبکههای پدافند موشکی پشتیبان آن، برخلاف تصویر رسانهای، نتوانستهاند حملات را خنثی کنند و برای رهگیری هر موشک ورودی ناچار به شلیک دو یا سه رهگیر هستند؛ امری که هم از نظر هزینه و هم از نظر ذخایر مهمات، به ضرر مدافع تمام میشود.
او توضیح میدهد که ایران از موشکهایی بهره میبرد که با طراحیهای فریبدهنده (دیکوی) و در برخی موارد با سرجنگیهای چندگانه وارد فاز پایانی میشوند؛ به این معنا که سامانه دفاعی ابتدا با اهداف کاذب درگیر میشود و سپس موشک اصلی با احتمال نفوذ بالاتر از سپر عبور میکند. افزون بر این، او به دشواری مقابله با موشکهای پرسرعت اشاره دارد و میگوید فناوری موجود غربی در رهگیری مؤثر این نوع اهداف با محدودیت مواجه است. جمعبندی او این است که ترکیب سرعت بالا، چندلایهسازی حمله و استفاده از فریب، مزیت سنتی پدافند هوایی را تضعیف کرده و موازنه هزینه–فایده را به نفع ایران تغییر داده است.حکومتهای موروثی خاندانمحور خلیج فارسی در آستانه فروپاشیمشاور سابق پنتاگون تأکید میکند که نشانههای «پایان نظم قدیم» در خاورمیانه آشکار شده است؛ نظمی که بر پایه مرزهای مصنوعی، توازنهای تحمیلی و اتکای امنیتی دولتهای کوچک خلیج فارس به قدرتهای خارجی شکل گرفت. او به احتمال دگرگونی نقشههای سیاسی و فروپاشی ترتیباتی اشاره دارد که بقای بسیاری از حکومتهای موروثی و خاندانی خلیج فارس را تضمین میکرد. از نگاه او، این خاندانها مشروعیت و ثبات خود را بر سه پایه بنا کردهاند: تضمین امنیت از سوی آمریکا، درآمد پایدار انرژی، و نظم مالی دلاری. اما جنگی که پایگاهها و زیرساختهای منطقه را به میدان درگیری تبدیل کرده، هر سه پایه را متزلزل میکند.
آمریکا در اثر فرسایش نظامی یا فشار مالی ناچار به عقبنشینی میشود، سپر امنیتی این حکومتها تضعیف میشود؛ اگر زیرساختهای انرژی و مسیرهای صادراتی آسیب ببینند، توان خرید وفاداری داخلی کاهش مییابد؛ و اگر روندهایی مانند خرید مجدد نفت روسیه توسط هند و شتاب گرفتن دلارزدایی تقویت شود، وابستگی سنتی به چرخه پترو-دلار نیز زیر سؤال میرود. در چنین سناریویی، مکگرگور احتمال میدهد که برخی از این ساختارهای خاندانی نتوانند در «شکل فعلی» دوام بیاورند، زیرا با تغییر توازن قدرت منطقهای و کاهش پشتوانه خارجی، در معرض فشارهای اجتماعی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی تازهای قرار خواهند گرفت که میتواند به بازآرایی عمیق سیاسی در سواحل خلیج فارس منجر شود.ایران، تمدنی غیرقابل تزلزل مکگرگور تصریح میکند که ایران بهعنوان یک «دولت-ملت متمدن» با ریشههای تاریخی چندهزارساله، بر بنیانی هویتی و تاریخی تکیه دارد که با منطق بمباران و حذف فیزیکی رهبران، فرو نمیپاشد. او تأکید میکند با بمباران و حتی ترور رهبر، همبستگی و بسیج اجتماعی علیه دشمن خارجی تقویت شده و شکافهای داخلی ترمیم میشوند. مکگرگور معتقد است که پایداری ایران، ناشی از توانایی آن در جذب ضربه، بازتولید انسجام و اتکا به حافظه تاریخی است.
تصویر شکستناپذیر بودن آمریکا در پی این جنگ از بین خواهد رفتدر مقابل، بهزعم مکگرگور آمریکا برای حفظ بازدارندگی جهانی ناگزیر است «شکستناپذیر» دیده شود؛ اما این تصویر در اثر طولانیشدن جنگ، عبور موشکهای ایرانی از سامانههای دفاعی و ناتوانی در تحقق اهداف اعلامی آسیب میبیند، اعتبار آن بهعنوان ضامن امنیت متحدان دچار فرسایش میشود. پیامد چنین تضعیفی، محدود به خاورمیانه نیست؛ متحدان دوردست در شرق آسیا ازجمله کره جنوبی و ژاپن، ممکن است در ارزیابی میزان اتکاپذیری واشنگتن تجدیدنظر کنند و به سمت موازنهسازی مستقلتر یا همگرایی محتاطانهتر با قدرتهای منطقهای حرکت کنند. بدینترتیب، در حالیکه ایران با تکیه بر عمق تمدنی و منطق بقا میتواند در منطقه پایدار بماند، آمریکا در صورت خدشهدار شدن اعتبارش با پیامدهای زنجیرهای در نظام اتحادهای جهانی مواجه میشود.با دنبال کردن صفحه تحلیل بینالملل، از بهروزترین تحلیلها در حوزه سیاست خارجی و روابط بینالملل، با خبر شوید. 13:41 - 12 اسفند 1404