جنگ ایران، ایالات متحده و اسرائیل از منظر کشورهای خلیج فارس

جنگ میان آمریکا و ایران، امنیت کشورک‌های حاشیه خلیج فارس را به چالش جدی کشیده است. اکنون به نظر می‌رسد راهی جز سیاست موازی امنیتی برای آن‌ها باقی نمانده است.
برخلاف تصورات، جنگ ميان ايران، ايالات متحده و اسرائيل تاکنون نه‌تنها موقعيت راهبردي کشورهاي خليج فارس را بهبود نبخشيده، بلکه احتمالاً آن را تضعيف کرده است. با وجود خسارات واردشده به ايران، اين کشور توانسته تاب‌آوري خود را حفظ کرده و ابزارهاي کليدي فشار- از جمله توان بستن تنگه هرمز و هدف‌گيري زيرساخت‌هاي حياتي کشورهاي منطقه- را همچنان نگه دارد. همزمان، اين جنگ نشان داد که تضمين امنيتي آمريکا را براي کشورهاي حاشيه خليج فارس کارايي لازم را ندارد. با وجود آن که هنوز براي جمع‌بندي نهايي پيامدهاي جنگ زود است؛ مذاکرات ميان آمريکا و ايران ادامه دارد و آتش‌بس شکننده است و ممکن است هرلحظه جنگ از سرگرفته شود اما احتمالاً کشورهاي حاشيه خليج فارس، سياست «موازنه‌سازي» را آغاز خواهند کرد.اين سيسات شامل اتکا به آمريکا در کنار تقويت توان دفاعي بومي و تنوع‌بخشي به شراکت‌ها، همراه با تلاش براي کاهش تنش با ايران خواهد بود. از نيمه دوم قرن بيستم، تضمين امنيتي آمريکا ستون اصلي نظم منطقه‌اي بوده است.با اين حال، در سال‌هاي اخير اين نظم با چالش‌هايي مواجه شده است، از جمله: ترديد نسبت به ميزان تعهد آمريکا به امنيت خليج فارس، افزايش نفوذ قدرت‌هايي مانند چين، گسترش نفوذ منطقه‌اي ايران و جريان‌هاي اسلام سياسي، تمايل برخي کشورهاي منطقه به خوداتکايي بيشتر، اين هژموني را به چالش کشيده است. اين عوامل موجب شده‌اند کشورهاي خليج فارس به سمت تنوع‌بخشي روابط امنيتي و کاهش تنش با ايران حرکت کنند. با اين حال، کارشناسان معنقدند که جنگ اخير برخي روندها را تشديد کرده است.
ايران توانسته از دو اهرم فشار يعني اخلال در کشتيراني و حمله به زيرساخت‌ها به خوبي بهره ببرد و آمريکا در مهار اين تهديدات تا کنون موفقيتي کسب ننموده است. برداشت غالب سياستمداران در خليج فارس اين است که مسير آتش‌بس نه از طريق تحميل شرايط آمريکا، بلکه از طريق مديريت تهديد ايران شکل گرفته است. آن‌ها به خوبي مي‌دانند که ايران در جنگ اخير تاب‌آوري سياسي و نظامي خود را نشان داد، توان موشکي و پهپادي خود را تا حد زيادي حفظ کرد و ابزارهاي فشار منطقه‌اي خود را از دست نداد. کشورهاي خليج فارس در طول جنگ نيز رويکردي محتاطانه اتخاذ کردند. آن‌ها از ورود علني به جنگ خودداري و تنها به برخي اقدامات محدود و غيرعلني بسنده کردند. با اين حال، اختلافات قابل توجهي ميان اين کشورها وجود داشت.
عربستان سياست موازنه‌گرانه خود را دنبال کرد. امارات رويکردي تهاجمي‌تر اتخاذ و قطر به نقش ميانجيگري خود ادامه داد. پادشاه عمان نيز روابط نزديک با تهران را حفظ نمود. چالش اصلي اکنون براي کشورهاي خليج فارس، «نبود جايگزين» براي آمريکا در منطقه است. به نظر مي‌رسد با ضربات وارد شده به پايگاه‌هاي آمريکايي در منطقه و سياست‌هاي اعلامي کاخ سفيد بعد از پايان جنگ، آمريکايي‌ها حداقل تا سرزمين‌هاي اشغالي بايد عقب‌نشيني کنند اما هيچ قدرتي جايگزيني براي تأمين امنيت در منطقه نيست.
چين و روسيه توان يا اراده لازم را ندارند. همکاري با قدرت‌هاي منطقه‌اي مانند پاکستان و ترکيه اثربخشي محدودي داشته است. اسرائيل نيز به‌عنوان ضامن امنيتي گزينه‌اي واقع‌بينانه تلقي نمي‌شود و در عين حال، توان دفاعي مستقل اين کشورها هنوز براي مقابله با تهديدي در سطح ايران کافي نيست.در پایان می‌توان گفت که کشورهای عربی راهی جز نگه داشتن آمریکا در منطقه و همزمان ایجاد پیمان‌های امنیتی دیگر با قدرتی غیر از ایالات‌متحده و سرمایه‌گذاری بر دانش و زیرساخت‌های بومی نظامی نداشته باشند.منبع: #موسسه‌مطالعات‌امنیت‌ملی‌اسرائیل#آمریکا#خلیج_فارس #امارات #قطر#کویت#عربستان#ایران#جنگ
11:00 - 16 اردیبهشت 1405
بین‌الملل
آمریکا و اروپا
غرب آسیا

315 بازدید