بهشت تبهکاران؛جایی که باید دنبال حلقه های مفقوده بگردی.
هفتهی پیش بود که رفتم سینما.اول میخواستم فیلم هایی را ببینم که مربوط به جنگ دوازده روزه بود.اکرانشان به زمانم نمیخورد و بهشت تبهکاران را انتخاب کردم.تیزرش را چندبار توی تلویزیون دیدهبودم.روز های کودتا و ملی شدن صنعت نفت.اعتراض کارگران شرکت نفت ایران و انگلیس و استعمار.
توی سالن به جز من و یک نفر دیگر کسی نبود.انگار ما هم داشتیم به تاریخ میپیوستیم و تاریخ منتظرمان بود.فیلم شروع شد.پسری که با تودهای ها میگشت و برای ملی شدن صنعت نفت اعتراض میکرد.مقاله و داستان مینوشت و همین باعث شد جذب ساختاری شود که او را برای ترور احمد دهقان در نظر داشت.
این اولین حلقهی مفقودهی فیلم برای من بود.اینکه شخصیت اصلی داستان که نقشش را امیرحسین آرمان ایفا میکرد،دقیقا متعلق به چه گروهی بود.او دغدغههای تودهای ها را داشت،اما با ساختارشان همراه نبود.حدسم این است که سعی کارگردان بر این بوده که او را شخصیتی حق مدار به حساب آورد.
حلقهدوم آنجا بود که نمی فهمیدم این پسر چرا باید اینگونه جذب ساختار شود تا کسی را ترور کند.برای دار و دستهی مخالفین احمد دهقان،کس دیگری برای ترور نبود؟و چرا برای اجیر کردن قاتل،باید توی جنوب دنبال پسری بگردد و از طریق زنی او را اغوا کند تا دهقان را ترور کند؟فیلم در نمایش این دو مورد ضعیف عمل کرده.
21:56 - 26 آوریل 2026