مُزدِ امامخوان را، امام داد!
اگر عمری برای امام، نفس بکشی، قدم برداری و جز برای رضایتشان کاری نکنی، خریدار تو خواهند شد! و چه زیباست آن لحظه که مثل محمد عسگری فردوئی، از دست امام، مزد این کارهایت را بگیری!
خبرگزاری فارس قم؛ امالبنین مجلسی| محمد با اینکه پاسدار بود؛ امّا میراث اجدادیشان را رها نکرد. با اینکه خسته از کار میرسید، چهارشنبهی هر هفته، خانهشان تمرین تعزیهخوانی داشت.استادشان میآمد و با هم، برای تعزیههای مختلف تمرین داشتند.
پرچم را کشیدند روی تابوت!
محمد، امامخوان بود. آخرش مزدش را گرفت. بیخبر از همه جا، منتظر وداع آخر با پیکرشان بودیم؛ از عتبهی عباسیه، پرچم حضرت عباس را همراه اقای حسنین آوردند خانهمان. روضه و قرآن خواندند. جمعیت زیاد بود، برای همین پیکرها را بردند مسجد حضرت زهرا توی خیابان وطندوست. مردم، آنجا جمع شده بودند. همانجا، پرچم حضرت ابوالفضل را کشیدند روی تابوت.
00:20 - 6 تیر 1405