بدون چتر زیر باران

خانم عینکی مسِنی که شال بافتنی روی روسری‌اش انداخته بود، به خانم جوان کنار دستی‌اش که چتر روی سر هر دو گرفته بود، گفت:« جَوونُیْ ما هشت سال تو گرما، تو‌ سرما، زیر بارون با دشمن جنگیدن. حالو ما یه ساعت زیر بارون بومونیم سختمون میشه؟»بعد هم پرچم ایران خیسش را تکاند و تکان داد.✍️روزنگار جنگ رمضان به روایت سارا رمضانی #شیراز
07:58 - 9 فروردین 1405

2 إعادة النشر5 التفاعل
227٫1k من المشاهدات


1 الإجابة

@user17747915863منذ 4 ساعات
تعليقًا على
آفرین به شما مردم باغیرت و با ایمان وبا عزت که از وطنتان در مقابل وحشی های چون آمریکای خونخوار ورژیم جعلی صهیونیستی ایستادگی ومقاومت میکنید درود بر شما