ناکامی بعثی ها در انحراف فکری اسرای ایرانی

شیخ علی آمد و رفت بالای سکویی که کنار دیوار بود و شروع کرد به حرف زدن:بین دو کشور مسلمان نباید جنگ باشه. اینجا داره به شما ظلم میشه و توی ایران به اسرای عراقی و همه اینها هم تقصیر اون هاییه که نمی ذارن جنگ تمام بشه.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و مجاهدت‌های سپاه؛ یکی از شگردهایی که گاها بعثی ها در جریان اسارت برای شکستن روحیه مقاومت اسرای ایرانی و سست نمودن اعتقادات ارزشی و انقلابی آنان به کار می بردند،توسل جستن به برخی چهره های سرشناس خود فروخته و ضد انقلاب ایرانی و آوردن آنان در اردوگاهها و در بین اسرا برای موعظه و گمراهی اسیرانی بود که ممکن بود تحت تاثیر شرایط سخت اسارت و فشارها و شکنجه های روحی و جسمی بعثی ها از مرام و مسلک انقلابی و دینی خود دست کشیده و به دامن بعثی ها بروند.در این میان غاطبه اسرای سرافراز ایرانی تحت این گونه ترفندهای بعثیون حاضر نبودند از اصول و اعتقادات انقلابی و ولایی خود دست بکشندو همواره دشمنان را در برابر این فتنه و توطئه مرعوب و نا امید می کردند.سردار آزاده و جانباز؛ حسن انجیدنی در کتاب خود به گوشه ای از ناکامی بعثی ها در منحرف کردن عقیدتی- سیاسی آزادگان سرافراز ایرانی اشاره کرده که به مناسبت 26 مردادماه، سالروز ورود آزادگان عزیز به میهن اسلامیمان منتشر می شود:الموت شیخ علی تهرانی!طبق معمول به اسم هواخوری توی محوطه بودیم. نزدیک ظهر بود که سوت زدند و همه ما را زیر سایه بانی که نزدیک دیوار اردوگاه درست شده بود، با ضربات کابل و مشت و لگد به خط کردند و نشستیم.
بعد چند قیقه دیدم که یک نفر با ده دوازده نفر اسکورت دارد می آید.لباس روحانیت تنش بود.شناختم. شیخ علی تهرانی بود.شیخ علی پیش از این، انقلابی و مبارز سیاسی و شاگرد امام بود و مسئولیت بالایی توی نظام داشت، اما یکدفعه به آرمان های انقلاب پشت پا زد و بنای مخالفت گذاشت.حالا هم که به عراق پناهنده شده بود و با صدام همکاری می کرد و توی رادیو و تلویزیون دشمن به نظام بد و بیراه می گفت.عراقی ها او را آورده بودند که برای ما سخنرانی کند تا شاید بتوانند با یک عملیات روانی، ما را به ارزش های انقلابی بدبین کنند.شیخ علی آمد و رفت بالای سکویی که کنار دیوار بود و شروع کرد به حرف زدن:«بین دو کشور مسلمان نباید جنگ باشه.اینجا داره به شما ظلم میشه و توی ایران به اسرای عراقی و همه اینها هم تقصیر اون هاییه که نمی ذارن جنگ تمام بشه.عراق می خواد جنگ رو تموم کنه،ولی خمینی قبول نمی کنه.همین که اسم امام رو به زبان آورد،تمام هزار و پانصد ششصد نفر اسیر توی محوطه،سه بار با صدای بلند صلوات فرستادند.شیخ علی که فکر نمی کرد با چنین واکنشی روبرو شود؛ به من و من افتاد و می خواست حرفش را جمع کند که یکی از بچه ها به اسم عبدالرحمان که اهل بهبهان بود، بلند شد و گفت:اجازه می دین من یه چیزی بگم؟ شیخ علی گفت: بگو!رحمان چند جمله به عربی گفت و بعد داد زد:«الموت شیخ علی تهرانی!» و سه بار تکرار کرد.توی اسرا ولوله افتاد و داشت حرکتی آغاز می شد که دو سرباز عراقی عبدالرحمان را گرفتند و بردند و بقیه سربازها ما را محاصره کردند و شروع کردن به زدن.افراد اسکورت شیخ علی، تند دوره اش کردند و دستپاچه و بدو بدو از محوطه خارج شدند. بعد به سرعت سوت داخل باش زدند و تونل تشکیل دادند و تا داخل ساختمان با کابل کتک خوردیم.
عبد الرحمان را برده بودند و می ترسیدیم بلایی سرش بیاورند و سر به نیستش کنند. حداقلش این بود که به بغداد منتقلش کنند و هر روز شکنجه و آزارش دهند. حتی ممکن بود زیر شکنجه شهید شود.یک هفته گذشت و عبدالرحمن را برگرداندند.بر خلاف تصور ما،خیلی سرحال و خوب و خوشحال بود.فردای آمدنش ماجرا را این طور تعریف کرد:«اولش کلی کتک خوردم،بعد بردنم پیش شیخ علی و کلی برام حرف زد.می خواست برای خودش هوادار بسازد.بعد من رو بردن زیارت کربلا و نجف. خیلی خوب بود و خوش گذشت، اما اگه دوباره بیاد اینجا باز می گم الموت شیخ علی تهرانی...»نمایش فیلم های کاذبمسئولان اردوگاه سعی می کردند نگاه ما را تغییر دهند تا از اصول انقلاب فاصله بگیریم و به سمت آنها گرایش پیدا کنیم. چند روز بعد از ماجرای شیخ علی، فیلمی برایمان نمایش دادند. توی این فیلم، ایرانی ها را نشان می داد که یک اسیر عراقی را به دو تا جیپ بسته اند و از دو طرف می کشند تا دست و پایش کنده می شود.همه می دانستیم که این فیلم ساختگی است. عراقی ها می خواستند بگویند کاری که ما با شما می کنیم در مقایسه با کار ایرانی ها چیزی نیست. ما هم می توانیم از این کارها بکنیم و اعدام کنیم و تکه تکه کنیم، اما به شما احترام می گذاریم.ما هم اعتراض کردیم که ایرانی ها این کار را نمی کنند و سرهایمان را پایین انداختیم و فیلم را تماشا نکردیم. آنها هم وقتی این طور دیدند، آپارات و دم و دستگاهشان را جمع کردند و رفتند.
16:49 - 26 مرداد 1405
حماسه و مقاومت

1 بازنشر1 واکنش
20٫6k بازدید