جلال میخواست فاصله بین روشنفکری و دین را پر کند
همزمان با سالروز درگذشت جلال آلاحمد، نشست علمی «روشنفکران ایرانی و مسئله فلسطین» با حضور علیرضا شجاعیزند و احمد زیدآبادی در کتابخانه مجلس برگزار شد؛ نشستی که به بازخوانی اندیشههای جلال و بررسی نقش روشنفکران در مواجهه با مسئله فلسطین اختصاص داشت.
روابط عمومی و امور بینالملل کتابخانه مجلس، نشست علمی «روشنفکران ایرانی و مسئله فلسطین» به همت معاونت پژوهش کتابخانه مجلس و با حضور دکتر علیرضا شجاعیزند، عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس و دکتر احمد زیدآبادی نویسنده و پژوهشگر، همزمان با سالروز درگذشت جلال آل احمد برگزار شد.روشنفکری جلال، خاستگاه ایرانی داردعلیرضا شجاعیزند در ابتدای سخنان خود، ویژگیهای خاص جلال آلاحمد را در سه نگرانی بنیادی او خلاصه کرد: نخست، نگرانی از غربزدگی که هم در حاکمیت، هم در میان روشنفکران و هم در فضای عمومی جامعه عصر پهلوی ریشه دوانده بود. دوم، نگرانی جلال از بیهویتی روشنفکران و سوم، نگرانی او از جداافتادگی از مردم.شجاعی زند تصریح کرد: این نوع نگرش، جلال را در عصر خود از دیگر روشنفکران متمایز میساخت.این استاد دانشگاه با اشاره به این که جلال در ادبیات خود، کمتر از واژه «مدرنیته» و بیشتر از «غرب» و «فرنگ» استفاده میکرد، مسئله اصلی او را با غرب استعماری و وجوه کاپیتالیستی و ماشینیسم غرب دانست.این جامعهشناس تصریح کرد: روشنفکری جلال درونخیز بوده و از خاستگاه ایران، مسائل ایران، سنت و هویت ایرانی برآمده است. جلال شخصیتی متناقضنماست که هم روشنفکر بود و هم ناهمسو با غرب، هم به ریشهها و هویت اهتمام داشت و هم متوجه سنت و دین بود. جلال تلاش کرد تا فاصله بین روشنفکری و دین را پر کند، در حالی که در آن زمان این دو در تقابل دیده میشدند.شجاعی زند، ایمان دینی جلال را «ایمان ابراهیمی» خواند که در تکاپو و اضطراب وجودی، همواره در میانه راه جستجوگری باقی میماند و هرگز به مقصدی ثابت و نهایی نمیرسد که این خود از ویژگیهای روشنفکری است.
عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس، نگاه متفاوت جلال به دین و سنت را از طریق دفاع صریحش از شیخ فضلالله نوری در زمانهای که این امر رایج نبود، مورد تأکید قرار داد.شجاعیزند با ابراز نگرانی از زوال روشنفکری در دوره کنونی - نه تنها در ایران بلکه در سطح جهانی - آن را عامل اصلی عقبنشینی روشنفکران از مقابلهجویی با قدرت و نظام سلطه دانست و افزود: این زوال باعث شده در مواجهه با نظام سلطه که «دیوانهتر» شده، روشنفکران حساسیت کمتری نشان دهند و گاهی بدنه اجتماعی از روشنفکران جلوتر باشد. روشنفکر واقعی باید به تحلیل کلان ماجرا بپردازد و مبانی رسیدن به وضعیت کنونی اسرائیل را تشریح کند تا «نظام سلطه» واقعاً آسیب ببیند، نه اینکه صرفاً موضعگیریهای سیاسی سطحی داشته باشد.روشنفکر باید راهحلهای عملی برای مشکلات کشور ارائه دهداحمد زیدآبادی با تعریفی دوگانه از روشنفکری (یکی دستاورد عصر روشنگری و دیگری «معنای امیل زولایی» آن که یک تحصیلکرده متعهد به دفاع از حقوق محرومان است)، جلال آل احمد را بیشتر حاضر در معنای دوم دانست و اظهار داشت: بحث منصفانه از جلال، به دلیل مصادرههای صورت گرفته از او، تقریباً غیرممکن شده است. جلال در واکنش به پدر متعصبش، شورید و زندگی سابقش را زیر پا گذاشت.
زیدآبادی سیر فکری جلال را از حزب توده تا حزب زحمتکشان و سپس آشنایی با خلیل ملکی، به عنوان یک روشنفکر متفاوت که بر لزوم پا در زمین داشتن روشنفکران تأکید میکرد، تشریح کرد و با اشاره به سفر آل احمد به اسرائیل در اوایل دهه ۴۰، گفت: وی ابتدا در دفاع از کیبوتصها (مزارع اشتراکی سوسیالیستی) در اسرائیل مطلبی نوشت، اما بعدها پشیمان شد و کتاب «سفر به ولایت عزرائیل» را نوشت. جلال آل احمد فاقد یک دستگاه فکری منسجم بود و ایدههایش را از هر جا میگرفت. مفهوم «غربزدگی» جلال نیز تلاشی ناتمام برای طرح توسعهای بومی و متکی بر سنتهای جامعه ایرانی برای جذب مظاهر مثبت مدرنیته است که جلال نتوانست آن را بهدرستی توضیح دهد.این نویسنده افزود: جلال، هرگز با حقوق بشر، دموکراسی یا فلسفه غربی مشکل نداشت، بلکه با استعمار و شبهمدرنیسمی که ظواهر را میگرفت و محتوا را رها میکرد، مخالف بود.زیدآبادی با انتقاد از تعبیر «روشنفکر مردمی» گفت: روشنفکر باید راهحلهای عملی برای مشکلات کشور ارائه دهد، نه اینکه صرفاً خود را شبیه مردم عادی نشان دهد.این نویسنده و پژوهشگر معتقد است پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، روشنفکران عمدتاً با نگاه سوسیالیستی و بعدتر نوگرایی مذهبی به مسئله «فلسطین» توجه نشان دادند.زیدآبادی با بیان این که در تبیین نگاه روشنفکران به موضوع فلسطین، «تفکیک ساحتها، ضروری است» گفت: مخالفت با سیاستهای سلطهطلبانه اسرائیل، نباید با یهودستیزی یا مخالفت با آزادیهای غربی خلط شود.
14:08 - 16 سپتامبر 2025