عالي ترين مراحل توحيد در دعای عرفه

از ويژگى‌هاى روز عرفه دعا و نيايش به درگاه ربوبى است. پيشوايان معصوم (سلام الله علیهما) با استفاده از موقعيت معنوى روز عرفه، مردم را به راز و نياز و تقويت پيوند با سرچشمه کمالات ترغيب و تشويق مى‌کردند.سالار شهیدان(سلام الله علیه) نیز با استفاده از فضاى معنوى روز عرفه در صحراى عرفات و در دامنه کوه جبل‌الرحمه مناجات زيباى خود را زمزمه کرده و آواى ملکوتى‌اش نه تنها در ميان حاجيان خانه خدا در صحراى عرفات طنين‌انداز بود بلکه آن نيايش‌هاى عاشقانه در طول تاريخ، دل‌هاى مشتاق را تحت تاثير قرار داده است.دعاهاي خاص حج آكنده از بركات زمانی و مكانی و غير آن است. بهترين نيايشی كه جنبه سياسی عبادی حج و زيارت را به خوبی تبيين می كند، دعای عرفه عارفِ معروفِ در بين اهل معرفت و سيدِ شاهدانِ كوی شهود و شهادت، سالار جانبازان ميدان نبرد توحيد عليه طاغوت، و سرور پاكان و آزادگان، در ساحتِ فضيلت حضرت حسين‌بن‌علي(سلام‌ الله‌ عليه) است؛ زيرا حضرتش در اين دعا هم دستور كفرستيزی و راه طاغوت‌زدايی و رسم سلحشوری و سنّت سركوبی جنايتكاران را ارائه مي‌كند و هم ستايش حكومت اسلامی و تقدير دولت مكتبی و ظهور ولايت الهی را نشان مي‌دهد و هم تجلي هستی ذات اقدس خداوند و ظهور گسترده و همه‌جانبه آن ذات مقدس و خفای هر چه غير اوست در پرتو نور او و پی بردن به او از خود او و به غير او بهاندادن و غير او را به او شناختن و ذاتش را عين شهود و مستغنی از استشهاد دانستن را تفهيم می كند.
نموداري از اين ابعاد گوناگون دعای عرفه ذيلاً بيان می شود:در بخشی از آن دعا، قدرت لايزال الهي در كوبيدن جبّاران و اينكه خداوند هر كفر پيشه و ستمگری را ريشه‌كن می كند مطرح شده است: (فقطع دابرُ القوم الّذين ظلموا والحمد لله ربّ العالمين)، آنجا كه می فرمايد: و او (خداوند سبحان) شنوای دعاها و دوركننده بديها و بالابرنده درجات و كوبنده ستمگران است. پس معبودی جز او نباشد و چيزی عديل او نيست و مثل و مانند ندارد: «وهو للدَّعوات سامع وللكربات دافع وللدرجات رافع وللجبابرة قامع، فلا إله غيرُهُ ولا شیء يعدله وليس كمثله شیء».در بخش ديگر، عنايت خداوند نسبت به دولت الهي و تولّد در زمان حكومت اسلامي و نجات از پيشتازان كفر و الحاد و حكمرانان خودسر و خون‌آشام تبيين شده است؛ آنجا كه به خداوند عرض مي‌كند:...معبودا! به خاطر رأفت و مهرباني و لطف و احسانی كه به من داشتی مرا در روزگار دولت پيشوايان كفر كه پيمان تو را شكستند و پيامبرانت را تكذيب كردند، به دنيا نياوردی بلكه در روزگاری به وجودم آوردی كه هدايتی كه تو آن را برای من ميسر گردانيدی و مرا در آن پديد آوردی، بر وجود من پيشی گرفته بود...: «... لم تُخرجني لرأفتك بي ولطفك لي وإحسانك إليَّ في دولة أئمّة الكفر الّذين نقضوا عهدك وكذّبوا رسلك لكنّك أخرجتني للّذي سبق لي من الهدي الّذي له يسّرتني وفيه أنشأتني».
عالی ترين مراحل توحيددر بخشهايی از آن دعای شريف، عالی ترين مراحل توحيد بيان شده است. در آن بخش از دعا اين نكته به خوبی تبيين و بر آن تصريح شده است كه پی بردن به خداوند از راه آثار و آيات او همانند پی بردن به آفتاب در فضای روشن روز به وسيله شمع كم‌نور است؛ زيرا ذات اقدس خداوند از هر ظاهری آشكارتر و از هر نوری نورانی تر است و هرگز غايب نشده و نمی شود تا نيازی به استظهار داشته باشد و هر عارفی قبل از هر چيز اول او را مشاهده می كند و بعد آثار او را، و آنكه خدا را رقيب و ناظر نمی بيند نابيناست و....در قسمتی از بخش پايانی دعاي عرفه كه بدان اشاره شد چنين آمده است:... معبودا! تردّد من در آثار، موجب دوری وصول و شهود میشود. پس مرا خدمتی فرمای تا به‌تو رسانَدَم. چگونه با چيزهايی كه در وجود خويش نيازمند توانَد بر تو استدلال مي‌شود؟ آيا مگر غير تو را ظهوری است كه تو را نباشد و او سبب پيدايی تو شود؟ چه وقت از نظر پنهان شدی تا به دليلی كه به تو رهنمون شود، نيازمند گردی؟ و چه وقت از ما دور شدی تا آثار تو ما را به تو برساند؟ كور است ديده‌ای كه تو را مراقب خود نمی بيند! و در زيان است سوداگری بنده‌ای كه بهره‌ای از عشق تو در آن نيست!رؤیت بی واسطه و با شهود قلبی
خدايا! فرمان رجوع به آثار دادی امّا تو خود به پوشش نورها و به راهنمايی مشاهده و استبصار مرا به سوی خويش بازگردان تا از طريق آنها به تو بازگردم چنانكه از طريق آنها به كوی تو داخل شدم، در حالي كه ضميرم از نظر به آثارْ مصون، و همّتم از اتكای بر اين آثار بالاتر باشد كه تو بر هر چيز توانايی...: «إلهي تردُّدي في الآثار يوجب بعد المزار فاجمعني عليك بخدمة توصلني إليك. كيف يُستدلُّ عليك بما هو في وجوده مفتقرٌ إليك؟ أيكون لغيرك من الظُّهور ما ليس لك حتي يكون هو المظهر لك؟ متي غبت حتي تحتاج إلي دليل يدلّ عليك ومتي بَعُدتَ حتي تكون الآثار هي الّتي توصل إليك؟ عميت عين لاتراك عليها رقيباً وخسرت صفقة عبدٍ لم تجعل له من حبّك نصيباً. إلهي أمرت بالرُّجوع إلي الآثار فارجعني إليك بكسوة الأنوار وهداية الاسْتبصار حتّي أرجع إليك منها كما دخلت إليك منها مصون السّر عن النّظر إليها ومرفوع الهمّة عن الاعتماد عليها، إنّك علي كلِّ شي‌ءٍ قدير».در اين بخش، امام حسين(سلام الله علیه) به خدای سبحان عرض می كند: «خدايا! گرچه در قرآن فرمودی: سراسر عالم نشانه‌هاي توحيد است، ولي مرا به نشانه‌ها ارجاع نده؛ زيرا اگر مرا به آثار آفاقی يا انفسی ارجاع دهی، تا از نشانه‌ها به صاحب نشان برسم مسيری بس طولانی مي‌شود. خودت را به من نشان ده؛ اين نشانه‌ها توان آنكه تو را به طور كامل نشان دهد ندارد. حتي سرزمين مكه و مواقف حج را كه فرمودی: (فيه ايات بيّنات) ، هيچ يك چنان ظهوری كه تو را بنماياند ندارد.خدايا! تو كه (نور السموات والأرض) و از هر نشانه‌اي آشكارتر و به من نزديكتری، چرا مرا به نشانه‌ها ارجاع مي‌دهی؟ پروردگارا! كی غايب شدی تا من برای اثبات وجود تو استدلال كنم؟ استدلال برای پی بردن از نشانه به غايب است.
تو كه خود فرمودی: (أو لم يكف بربّك أنّه علي كل شي‌ء شهيد) ، نيازی به دليل و برهان نداری كه من از آيات به تو پی ببرم. پس خودت را آنچنان به من بنما كه بی واسطه و با شهود قلبی تو را ببينم».اين بيانات نورانی و عميق، سخن كسی است كه پروردگارش شراب طهور بدو نوشانيد و ضميرش از نظر به غير ساقي پاك و از حب شراب، اگرچه طهور است، مطهّر ماند؛ زيرا قلب او چنان به حب ساقی شيفته بود كه جايگاهی برای عشق به ديگری در آن يافت نمي‌شد. چنين دعايی سزاست كه مغز همه عبادات باشد؛ زيرا خود عبادتی صرف است كه هيچ مجالي برای ظهور غير معبود در آن نيست و جز معبود در آن طلب نمی شود و مقصودی جز شناخت معبود به خود معبود و نه با چيز ديگری همچون آيات آفاقی يا انفسی در آن نيست!خلاصه آنكه، اين دعا برهان صديقين را به حكمای متألّه اسلامي تعليم داد و عرفا را نيز به شهود تشويق كرد و متعبدان را هشدار داد و سالكان را بيدار كرد تا در وادی ايمنِ دوست قدم گذاشته و راهی را بپيمايند كه عين هدف است؛ زيرا از خدا به خدا رسيدن يعنی از مقصد به مقصود نائل آمدن.به وصال و شهود مزبور ديگران نيز همچون معصومين(عليهم السلام) می توانند نايل شوند، گرچه هر كسي راهي ويژه برای نيل بدان دارد كه متفاوت از ديگران است؛ بعضي راهها بسيار وسيع و روشن، و برخی ديگر باريك است. پس راه و رابطه‌ای ويژه بين هر انسان با خداست كه غير خدا در آنْ راه ندارد. چنانكه اميرمؤمنان، علي(عليه‌السلام) به خداوند عرض مي‌كند: خدايا! اجازه ندادي بعضي از گناهان مرا حتي فرشتگان مأمور ثبت عقايد و افكار و اخلاق و اعمال، بفهمند و بنويسند: «والشاهد لما خفی عنهم وبرحمتك أخفيته وبفضلك سَترتَه». پس هر انسان با پروردگار جهان رابطه‌ای ويژه دارد كه بر ملائكه نيز پوشيده است.
شايان ذكر اينكه، در دعاهای امام سجاد(عليه السلام) در سحرهاي ماه مبارك رمضان، می توان نظير دعای رفيع عرفات را مشاهده كرد. آن حضرت در آنجا میفرمايد: به تو، تو را شناختم و تو خود مرا بر خويشتن رهنمون شدی: «بك عرفتك وأنت دللتني عليك»، و نيز میفرمايد: راه آنكه به سوي تو كوچ می كند، نزديك است و تو از خلق خويش پنهان نشدی جز آنكه كردارهايشان آنها را از تو محجوب ساخته است: «أن الراحل إليك قريب المسافة وأنك لا تحتجب عن خلقك إلاّ أن تحجبهم الأعمال(الآمال) دونك». همچنين اميرالمؤمنين علي(عليه‌السلام) در دعاي صباح مي‌فرمايد: ای آنكه با ذات خويش بر ذات خود رهنمون است: «يا من دلّ علي ذاته بذاته»-------------------------------------------منبع: کتاب صهبای حج استاد جوادی آملی، صفحه 433
06:54 - 5 خرداد 1405

3 بازنشر3 واکنش
37٫7k بازدید