سرداری که برای خانواده پدر بود و برای مردم پناه

دومین نشست «اردیبهشت مقاومت» عصر دیروز در فروشگاه نشر شهید کاظمی واقع در مجتمع ناشران قم و با حضور خانواده سرلشکر شهید علیرضا تنگسیری برگزار شد؛ نشستی که در آن، دختر و داماد شهید با بیان خاطراتی صمیمی و گاه تلخ از آخرین دیدارها، خلق‌وخوی خانوادگی و منش فرماندهی او، چهره‌ای انسانی، پدرانه و اخلاق‌مدار از این سردار شهید ترسیم کردند.
در دومین نشست «اردیبهشت مقاومت» که عصر دیروز در فروشگاه نشر شهید کاظمی در مجتمع ناشران قم برگزار شد، خانواده سرلشکر شهید علیرضا تنگسیری مهمان ویژه این برنامه بودند. در این نشست، دختر شهید تنگسیری شخصیت پدرش را فراتر از عنوان و جایگاه نظامی‌اش معرفی کرد و از او به‌عنوان پدری مهربان، همراه و متواضع یاد کرد؛ پدری که حتی در اوج فرماندهی و مشغله‌های سنگین، در کنار خانواده همان «بابا»ی صمیمی باقی مانده بود.او با اشاره به سال‌ها مأموریت‌های پیاپی پدر در بندرعباس و شهرهای مختلف عملیاتی، تأکید کرد که با وجود این فاصله‌ها، میان سردار و خانواده جدایی و دوریِ عاطفی شکل نگرفت. تماس‌ها و پیام‌های همیشگی برای احوال‌پرسی، یاد کردن از مناسبت‌هایی مانند روز دختر، تولد و سالگرد ازدواج و توجه به کوچک‌ترین مسائل خانوادگی، بخش دائمی رفتار او بود. وی با مرور این خاطرات گفت: «الان که فکر می‌کنم، اون چیزهایی که ما فکر می‌کردیم کوچیک‌اند، برای ما خیلی بزرگ بودند.»
این محبت و مسئولیت‌پذیری تنها به خانواده محدود نبود. در این نشست بیان شد که بسیاری از دوستان، آشنایان و اعضای فامیل در زمان بروز مشکلات خانوادگی یا شخصی، شهید تنگسیری را واسطه حل مسائل خود قرار می‌دادند. بعد از شهادت نیز هرکس که بر سر مزار حاضر می‌شد، خاطره‌ای از صمیمیت و همراهی او تعریف می‌کرد؛ خاطراتی که نشان می‌داد بسیاری احساس می‌کردند سردار با آنان رابطه‌ای نزدیک‌تر و صمیمی‌تر داشته است.در بخش دیگری از این نشست، داماد خانواده به بیان خاطرات خود از آشنایی با شهید تنگسیری در منطقه سوم نیروی دریایی پرداخت. او توضیح داد که در دورانی که برخوردهای سخت با سربازان، از اضافه‌خدمت‌های سنگین تا امکانات حداقلی، امری رایج بود، سردار تنگسیری مکتبی را بنا نهاد که در آن سربازان باید از همان احترام، امکانات و رسیدگی‌ای برخوردار باشند که نیروهای رسمی دارند. به گفته او، از نظر پوشاک، غذا، مراسمات، نماز، اوقات فراغت و ورزش، سردار به‌دنبال ایجاد برابری و کرامت انسانی برای سربازان بود و همین نگاه، او را به «سردار جوان» محبوب نیروها تبدیل کرده بود.
نشست عصر دیروز، به وجوه علمی و فرهنگی شخصیت شهید نیز پرداخت. خانواده او از علاقه جدی سردار به تحصیل و مطالعه سخن گفتند؛ علاقه‌ای که هرگز با وجود مسئولیت‌های سنگین کمرنگ نشد. او تحصیل خود را تا مدارج عالی ادامه داد و از جوانی کتابخانه‌ای شخصی داشت. عادت داشت در ابتدای هر کتاب، تاریخ خرید، محل تهیه و زمان اتمام مطالعه را یادداشت کند. کتاب‌های نظامی، اخلاقی، مذهبی و خاطرات شهدا محور اصلی مطالعات او بودند و بسیاری از این کتاب‌ها را به‌عنوان تفریح و هم‌نشینی فکری در کنار کتاب‌های تخصصی می‌خواند.خانواده در این نشست خاطره‌ای شیرین از کتاب «یادت باشد» و «رمز یادت باشد» میان پدر و مادر را بازگو کردند؛ رمزی که ریشه در روزهای پایانی جنگ تحمیلی و مکالمات کوتاه تلفنی آن دو داشت و بعدها به نشانه‌ای عاطفی در زندگی مشترکشان تبدیل شد.یکی از تأثیرگذارترین بخش‌های برنامه، روایت دختر شهید از آخرین دیدار با پدر بود؛ دیداری که به گفته او، حدود شش ماه پیش از شهادت رخ داده است. او توضیح داد که به‌دلیل شرایط امنیتی، پدر معمولاً نمی‌توانست از قبل زمان آمدنش را اعلام کند و غالباً تنها چند دقیقه پیش از رسیدن تماس می‌گرفت. اما در آن آخرین دیدار، حتی این تماس کوتاه هم انجام نشد.او گفت: «منتظر بودم همسایه‌مون چیزی بیاره. در که زده شد، تا در رو باز کردم، دیدم باباست. شوکه شدم و همان جلوی در اشکم سرازیر شد.» این دیدار کوتاه که به گفته او تنها ده تا بیست دقیقه طول کشید، با خبر قرار گرفتن مجدد نام سردار در فهرست ترور موساد همراه بود؛ خبری که بغض و اشک را در چشمان دختر شهید جاری کرد.
دختر شهید در ادامه افزود: «سعی می‌کردم جلوی خودم رو بگیرم که گریه نکنم؛ می‌گفتم بابا بعد از مدت‌ها فقط چند دقیقه اومده، اگر بزنم زیر گریه ناراحت می‌شه. اما وقتی اشک توی چشمام رو دید، گفت: برای چی ناراحت می‌شی؟ اگر رفتم، شفاعت شما رو می‌کنم.» جمله‌ای که به گفته او، نشان می‌داد پدرش دنیا و آخرت را به هم نزدیک می‌دید؛ چه در این دنیا باشد و چه در جهان دیگر، خود را پشتوانه و حامی خانواده‌اش می‌دانست.گفتنی است نشست‌های «اردیبهشت مقاومت» تا چهارشنبه 30 اردیبهشت ادامه خواهد داشت.
15:54 - 18 مه 2026

1 واکنش
23٫2k بازدید



1 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌اکرم ایزدپناه‌
@Izd28963 ساعت پیش
در پاسخ به
سردار بی ادعا