از تماشا تا تصاحب؛ سفر به دنیای مالکیت آثار هنری
زمانی یک اثر به ارزش هنری میرسد که صورت خلاقانهاش محتوایی داشته باشد اصلاً فرم زاده شده که محتوایی را سامان بدهد و آن را تعریف کند حتماً از رنه ماگریت، این پیپ، پیپ نیست را دیده اید. یعنی چه؟ تصویر پیپ است اما خود پیپ نیست.
خبرگزاری فارس_ گروه تجسمی: پژوهش، تحقیق، نقد، تحلیل، مطالعه و مرمت آثار هنری و شناخت دوره های مختلف هنر، باید هر منتقدی را واجد شرایط شناسایی آثار جعل و کپی کرده باشد، اما جاوید رمضانی منتقدی نیست که به راحتی برچسب کپی بودن به یک اثر الصاق کند؛ برعکس او در استفاده از این گزاره بسیار محتاطانه عمل میکند که در این گفت و گو به دلایل متعدد آن اشاره شده است.این کارشناس هنرهای تجسمی، دکترای فلسفه هنر دارد، در رشتههای مرمت آثار و پژوهش هنر تحصیل کرده، طراح گرافیک و عکاس است، در دانشگاه تدریس میکند و نمایشگاههای مختلفی را برگزار کرده است. این کارشناس هنرهای تجسمی، هم به صورت تئوری و علمی و هم به صورت حرفهای و عملی با مسائلی چون جغل، کپی، اقتباس، الهام و گاهی سرقت مواجه است. این هنرمند در فصلنامه تخصصی هنرهای تجسمی به موضوع از آن خود ساختی پرداخته است که در ادامه میخوانید.
این پیپ، پیپ نیست!
به عنوان کسی که مرمت و بازسازی آثار هنری را انجام میدهید و آثار زیادی از دورههای مختلف تاریخی دیدهاید، فکر میکنید در هنر خلاقیت محض وجود دارد؟جاوید رمضانی: جهان ما در هر دوره ای چه به صورت عمیق و چه به صورت سطحی ذوق و زیبایی متعددی طلبیده است. ذوق انسانی تحت تأثیر گفتمان زمانه قرار میگیرد؛ نیازهای زمانه در آن دخیل است و مباحث بین الاذهانین درباره ذوق و زیبایی و تعریف هنر اهمیت دارد. با نکاتی که اشاره کردم برای وارد شدن به مفهوم کپی کردن یا اقتباس یا مال خود کردن خلاقیت دیگری جعل یا forging و مرزهای هر کدام و نیز مرزهای حقوقی آنها باید از منظر عمیق تری به هنر نگریست. مثلاً اگر کسی کاری کرد که متضمن فرم جدیدی بود و تا به حال در خلقت ندیده بودیم میگوییم خلاقانه است. خب آیا تمام فرم های جدید که در خلقت ندیده ایم دارای ارزش هنری هستند؟ مسلماً تعدادی از آنها نیستند. زمانی یک اثر به ارزش هنری میرسد که صورت خلاقانه اش محتوایی داشته باشد اصلاً فرم زاده شده که محتوایی را سامان بدهد و آن را تعریف کند حتماً از رنه ماگریت، این پیپ، پیپ نیست را دیده اید. یعنی چه؟ تصویر پیپ است اما خود پیپ نیست. در هنر اگر تصویر پیپ را بردارید نمیتوانید پیپ را ببینید. حالا بین کسی که پیپ را نقاشی میکند کسی که پیپ را می سازد و کسی که از آن استفاده میکند کدامشان خالق هستند؟ سؤال مهم اینجاست کسی که تخت می سازد هنرمند است یا کسی که آن را نقاشی می کند.
از آنجا که سازنده متضمن کار نقاش است، به آن ارجحیت دارد. پس صورت محتوا متفاوت است. فرض کنید تخت را آقای کاتوزیان نقاشی کرده بازنمایی و پرسپکتیو درستی دارد. تخت و نقاشی تخت هر دو شبیه به هم هستند اما هر کدام محتوای متفاوتی دارند. اینجا خلاقیت تخت نیست، بلکه فرمی است که دارد تخت را بازنمایی میکند. اگر همین مسئله را سر دست بگیریم تکلیف جعل و از آن خودسازی» مشخص می شود. حال سوالم این است که اگر خوشنویسی خدمت استادش برود و سرمشق استاد را کپی کند آیا کار هنری کرده است؟ کدام هنرمند سنتی را می شناسید که عیناً کپی نمیکند؟
مرزش تا کجاست؟جاوید رمضانی: مرزش تا آنجاست که شاگرد محتوای تازه ای ارائه کند. اگر کسی نتواند بنویسد، نمی تواند شعر بگوید یا اگر شعر بگوید نوشته نخواهد شد. کلمات در ذهن باقی میماند و در دست تکنیکال شما نمی آید، اما کسی که زبان را بیاموزد میتواند آن را ثبت کند.فرض کنید اثری را برای بازسازی به شما میسپارند که هر بخشی از آن به دوره ای یا به هنرمندی در طول تاریخ تعلق دارد و صرفاً مجموعه یا ترکیبی از آنها به یک اثر بدل شده است. از نظر شما این کپی نیست؟ جاوید رمضانی: این اثر، نتیجه منطقی مسیر تاریخ هنر است و از نظر من جعل یا کپی نیست. فرض کنید اثری را برای بازسازی به شما میسپارند که هر بخشی از آن به دوره ای یا به هنرمندی در طول تاریخ تعلق دارد و صرفاً مجموعه یا ترکیبی از آنها به یک اثر بدل شده است. از نظر شما این کپی نیست؟ این اثر، نتیجه منطقی مسیر تاریخ هنر است و از نظر من جعل یا کپی است.برای همین سؤال اولم را پرسیدم که آیا چیزی به عنوان خلاقیت یا هنر محض داریم یا نه؟جاوید رمضانی: من مطالعاتی در این باره داشتم؛ نظریات افلاطون را خواندم پاسخ ارسطو را خواندم و بعد سراغ چارلز پیرس و سوسور رفتم و زبان شناسی و تاریخ زبان شناسی را خواندم. از همه این ها استفاده و متن جدیدی با تکیه بر این متون تولید می کنم که نسبت به زمان و مکان و موقعیتی که نیاز ما تعیین میکند. آفریده میشود. ما در یک موقعیتی هستیم از این قرار که مجله ای دارد به موضوع جعل و اصالت در سال ۱۴۰۳ می پردازد؛ بنابراین محتوا تعیین میکند چیز جدیدی ارائه کرده ام یا نه.
فهم اینکه محتوایی که عرضه میکنید چقدر بدیع است نیازمند سنجش و ارزیابی است. همین نکته درباره سنجش اصالت آثار هنری هم صدق میکند و وقتی پای مباحث حقوقی به میان بیاید کمی پیچیده تر و دشوارتر هم میشود. چگونه میشود این چالش را مدیریت کرد و یک اثر را کپی سرقت شده خلاقانه یا الهام گرفته شده دانست؟جاوید رمضانی: مباحث حقوقی هنوز تابع گذشته است ما کتابی به نام جعل و از آن خودسازی منتشر کردهایم که حاصل گردآوری و ترجمه خانم زهرا قیاسی و یک گروه کاری است. در این کتاب انواع جعل پروندههای حقوقی و مباحث مربوطه را شرح داده اند. مثلاً یک خانم عکاس به نام وشری لوین عکسهای هنرمند دیگری به نام واکر ایوانز که آثارش بسیار گران است را کپی کرده و با امضای خودش در موزه هنرهای معاصر نیویورک به نمایش گذاشته است.چرا موزه آثار او را به نمایش گذاشته در حالی که کپی است؟ برای این که کار خانم لوین نوعی اعتراض است. ماجرا از این قرار است که ایوانز از جمله عکاسهای وزارت کشاورزی برای مستندسازی بحرانهای مالی و خشکسالی کشاورزی به منظور ارائه گزارش به کنگره آمریکا بود. در این عکس ها مفاهیم سیاسی از جمله مسائل نژادی دیده شد که بعضا وزارت کشاورزی آنها را سانسور می کرد. ایوانز تصمیم گرفت طوری عکاسی کند که نتوانند کادر را ببرند و عکسش را سانسور کنند. او معتقد بود که در هر جزء فضای عکس باید مفهومی که قرار است درباره اش حرف بزنیم را بتوان دید.
همین شد که عکسهایش به آثاری متفاوت در تاریخ عکاسی بدل شد و با قیمتهای بالا خرید و فروش می شد. این قیمت بالا مورد اعتراض خانم لوین قرار گرفت، چرا که او معتقد بود ایواتر به خاطر مشکلات مالی و اقتصادی بخشی از جامعه آمریکا این عکس ها را گرفته بود و حالا چرا این عکسها به آثار گران قیمت تبدیل شده؟؟ از سوی دیگر این عکسها میتواند به قیمت خیلی ارزان تر ارائه شود. آیا مسئله اسم ایوانز و امضای اوست؟ بنابراین همان عکس ها را با قیمت ارزان تر عرضه کرد تا به حقیقت و محتوای اثر هنری که به زمان و مکان و گفتمان عصر خودش متصل است اشاره کند. به این میگویند appropriation یا همان از آن خودسازی.که دیگر نمی توان به آن برچسب کپی زد.جاوید رمضانی: نمی شود. در حالی که عین به عین عکس ها را کپی کرده اما کپی نیست چون کانتکست و زمینه آن متفاوت است و البته امضای خودش را هم پای اثر گذاشته است.پس شما به چه چیزی برچسب کپی بودن میزنید؟جاوید رمضانی: به چیزی که در زمان و مکان مشخص همه مثل همه ارائه دهیم. اگر شری لوین این توضیح را نمیداد و عکسها را در بازار آزاد می فروخت امضای خودش را پای آثارش نمیزد و هدفش رسیدن به پول بود. کارش جعل محسوب میشد چون در آن صورت از میراث ایوانز میخورد و چیزی به آن اضافه نمی کرد.پیش آمده که در بازار هنر ایران به اثری برخورد کنید و بگویید کپی است؟ جاوید رمضانی: مثلا میگویند آقای فلانی یک اثر از دوره رنسانس را دوباره کشیده است. این کپی نیست چون با همان نگاه نکشیده، صورت را از جایی برداشته اما محتوا مال خودش است. شما هم آنچه که ارائه می کنید، کاملاً متعلق به خودتان نیست یا از طبیعت برداشته اید یا از هر جای دیگری.
یعنی هنرمند باید خودش را به اثرش ضمیمه کند؟جاوید رمضانی: قطعاً با تکرار و نوع برخورد میتوان فهمید یک فرد هنرمند هست یا نه منتقد اثر هنری کارش توضیح همین موارد است. منتقد باید حد محتوا را تعریف کند و تشریح کند که هنرمند چقدر ریسک کرده است. مطمئن باشید اگر کسی اثر آقای قندریز را کپی و زیرش امضا کند جاوید رمضانی، ریسک نکرده است. هنرمندی داریم که اسمش شبیه یک هنرمند دیگر است، شبیه همان هنرمند هم کار میکند.این مورد را کپی میدانید یا اینکه برای این هم شرایطی قائل هستید؟جاوید رمضانی: اسمش کپی نیست. اپروچ اقتصادی. فرض کنید من در لندن یک مغازه دارم و از شما یک تابلوی ونگوگ می خواهم شما میگویید دوست دارید آفتابگردان ونگوگ را داشته باشید، مشکلی نیست ۱۰۰۰ دلار بدهید و تابلو را تحویل بگیرید یا اگر اصل اثر را می خواهید ۴۰ میلیون دلار بدهید و اصلش را بخرید. بنیامین در مقاله اثر هنری در عصر بازتولید مکانیکی خیلی دموکراتیک برخورد می کند، چون معتقد است مردم در قالب محصولات متنوع مثل کارت پستال به آثار هنری دسترسی پیدا میکنند. اما آدورنو میگوید این جعل است.نظر شما به بنیامین نزدیک تر است؟جاوید رمضانی: امروز همان آینده ای است که والتر بنیامین و تئودور آدورنو درباره اش حرف می زدند و ما میبینیم که در مکتب فرانکفورت نظرات قابل اعتنایی مطرح شده است. مثلاً اینکه وقتی فرهنگ صنعتی شد، ضرر می کنیم و کردیم نتیجه این شد که حالا آثاری منتشر می شود، هنرمند امضا می کند، در ادیشن محدود ۲۰ اثر به قیمت کمتر دست مردم میدهد، البته اشکالی هم ندارد.
همین رویکردهاست که سبب میشود به یک اثر هنری با اکراه و برچسب کپی بودن بزنید؟ جاوید رمضانی: بله جعل و کپی با اقتباس، ایده برداشتن و از آن خود سازی»، مرزهای لطیفی دارد. جعل یک اثر با امضای خود هنرمند جعل است نمی تواند چیز دیگری باشد، اما وقتی هنرمندی اسم خودش را پای اثر می گذارد. می توان گفت جعل نکرده اما اقتباس هم نکرده، فقط کپی کرده است. اگر قرار باشد هنرمندانی که در قید حیات هستند، چنین مسیری برای آثارشان به ثبت برسد چه زیر ساختهایی مورد نیاز هست؟جاوید رمضانی: بستگی به توسعه کشور دارد؛ این که دولت چقدر به این قضیه توجه دارد چقدر به آن فکر کند و شرایط را مهیا کند. وقتی به این مسئله توجه نمیشود مؤسساتی مثل ما هم روی این مسئله سرمایه گذاری نمیکنند و شاید به عبارتی بهتر میدانند که کار نکنند. این تجهیزاتی که فراهم و این همه امکانات و هزینه هنگفتی که کرده ایم همواره درگیر تخاصم بوده است. برای یک اثر ۵ تا ۱۰ میلیاردی حدود ۳۰ تا ۵۰ میلیون تومان دستمزد میگیریم هیچ شبهه ای وجود ندارد که پول بگیریم و ادله درست کنیم؛ اصلاً نمیشود ادله درست کرد چون باید سند ارائه بدهیم کار ما دیگر به اسم فرد وابسته نیست. مثل یک لابراتوار جرم شناسی عمل میکنیم همه چیز را بررسی میکنیم.
کاری که شما می کنید تا چه اندازه در جامعه هنری جهان متداول است؟ جاوید رمضانی: در بسیاری از کشورها این تجهیزات و این نوع تحقیقات برای کارهای موزه ای انجام میشود. تابلوی جدید داوینچی در موزه قطر سه سال بررسی شد و در نهایت گفتند معلوم نیست اصل باشد؛ نه رد کردند و نه تأیید. خیلی چیزهایش درست بود و برخی نکات متناقض هم داشت حال این که تابلو را خود داوینچی کشیده یا یکی از رهروان با شاگردانش معلوم نیست موزه قطر پول داد و این اثر را خرید حالا میگوید این اثر متعلق به داوینچی است. چون پول داده و پشت اثر ایستاده، پس آن را تأیید میکند. یعنی برای اثر سابقه ساخته است. همین چند ماه پیش یک اثر از ژاک لوئی داوید به ما معرفی کردند. گفتیم اثر داوید در تهران؟ رفتیم اثر را دیدیم و متوجه شدیم بله عجب تابلوی ارزشمندی است رنگ بوم، قاب همه چیز حتی اکسسوار وصل شده به قاب قرن هجدهمی بود. امضا را بردیم زیر میکروسکوپ دیدیم نحوه امضای اثر با امضای داوید متفاوت است. یک برچسب از یک گالری پشت اثر بود با پیگیری توانستیم گالری را پیدا کنیم و سابقه اثر را بپرسیم گالری هم طی مدتی فهرستش را بررسی کرد و گفت بله این تابلو را فروخته ایم درباره امضا پرسیدیم، گفت اثر در دوره داوید توسط فرد دیگری و زیر نظر خود داوید نقاشی شده است. یک اثر ۳۰ میلیون دلاری شد ۳۰۰ هزار دلار، اما باز هم ۳۰۰ هزار دلار می ارزد! حتی آثاری با امضای کمال الملک هم داریم که کار خودش نیست شاگردانش کشیده اند و برای تشویق آنها خودش پای اثر را امضا کرده است.
اگر قرار باشد اقدامی برای ساماندهی بازار هنر توسط نهادهای مدیریتی و دولتی صورت بگیرد، پیشنهاد شما چیست؟جاوید رمضانی: بارها به سیستم پیشنهاد داده ایم که ۲ درصد حق منبع تصورات داخلی بگیرد. چون کشورمان عضو کنوانسیون برن قانون سال ۱۳۹۰ حقوق هم اقدامی صورت نمی گیرد. در حالی که اگر به قانون سال ۱۳۴۸ حقوق مؤلف و مصنف یک تبصره اضافه کنند که وارث هنرمند می تواند ۲ درصد. از فروش اثر را بگیرد، بسیاری از مشکلات حل خواهد هدر داده و اگر وارث پیدا خواهند کرد، وارث حساب آثار هنرمند را خواهد دا گرفت و اگر هنرمندی وارث نداشت دولت این وظیفه را بر عهده خانه رسانه ها و نشریات هم می توانند درباره این مسئله کنند. هر حال باید در کنار تصدی امور حمایت و اطلاع رسانی هم بکند.#هنرهای_تجسمی#کپی_آثار_هنری#اثر_هنری 10:39 - 2 بهمن 1403