یک مرغ و چند نشان
بلایی که مرغهای بیمار اسرائیلی بر سر اقتصاد ایران آورد؛ همهچیز از یک خبر کوتاه در زمستان ۱۳۵۵ شروع شد؛ خبری که اگرچه در یک روزنامه اسرائیلی چاپ شد، اما ردپایش تا عمق روستاهای ایران کشیده میشد. گزارشی که میگفت یک شرکت اسرائیلی بهخاطر صادرات جوجههای آلوده به بیماری کشنده نیوکاسل به ایران، محکوم به پرداخت خسارت شده است. ماجرا میتوانست یک اختلاف تجاری ساده باشد، اما نبود. چون حقیقتی پشت آن پنهان مانده بود؛ حقیقتی که سالها در سکوت و محرمانهکاری دفن شد. جوجهها وارد شده بودند، بیمار هم بودند؛ اما کسی عجلهای برای گفتن نداشت. هم صادرکننده و هم واردکننده میدانستند اگر موضوع علنی شود، بازار چندمیلیوندلاری صادرات به خطر میافتد. پس سلامت زیستی یک کشور شد اولویت دوم. هواپیماها هر روز میآمدند، هزاران جوجه یکروزه را میآوردند و چرخهای از وابستگی را تغذیه میکردند؛ چرخهای که آرام و بیصدا تولید بومی را کنار میزد. در ظاهر، مرغداریها مدرن میشدند، سرمایهگذاری بالا میرفت و اعداد بزرگتر میشدند؛ اما زیر پوست این «نوسازی»، یک نقص اساسی پنهان بود. جوجههای وارداتی، اغلب گوشتی بودند؛ نمیشد از آنها نسل گرفت. یعنی هرچه جلوتر میرفتیم، بیشتر محتاج واردات میشدیم. نژادهای بومی، مقاوم و سازگار، یکییکی از میدان خارج میشدند.بعد بیماری آمد؛ نیوکاسل. بیماریای که فقط تلفات نداد، بلکه توازن را بر هم زد. گلههای محلی از بین رفتند، روستاییان ورشکست شدند و خیلیها چارهای جز ترک زمین و زندگیشان نداشتند. خاطرات آن سالها میگوید پیش از این واردات، بیماری بود اما فاجعه نبود. فاجعه وقتی شکل گرفت که بیماری با جوجههای خارجی پیوند خورد.
نفوذ فقط در مرغداری نماند. کارشناسان خارجی، پروژههای آزمایشی، رقابت نخبگان قدرت و نمایش «موفقیت» برای شاه، همه دستبهدست هم داد تا واردات، از یک انتخاب موقت، به سیاست رسمی تبدیل شود. آنقدر که «تخممرغ اسرائیلی» وارد زبان مردم شد و حتی در ماههای پایانی رژیم پهلوی جریان واردات قطع نشد.سالها بعد، وقتی انقلاب پیروز شد، بحران تازه خودش را نشان داد؛ مرغ و تخممرغ نبود، چون زیرساختی نمانده بود. آنجا بود که تازه معلوم شد بهای آن جوجهها، فقط ارز نبود؛ بهایش، وابستگی، تخریب تولید بومی و زخمی بود که سالها طول کشید تا ترمیم شود.شرح تصویر:جمعآوری تخممرغ از لانه مرغ، کیبوتص[دهکده اشتراکی اسرائیلیها] هولدا[(Hulda) در بخش مرکزی اسرائیل و در نزدیکی شهر رحووت در ۲۵ کیلومتر تلآویو قرار دارد.] / این تصویر از مجموعه عکسهای یهودا آیزنشترک انتخاب شده است. او یک عکاس خبری و مستند بود که اطلاعاتی از زندگی شخصیاش در دسترس نیست.برای تولید این متن از کتابهای: ایران و تحولات فلسطین، از جولانگاه استر تا وادی صهیون، ارتباط ناشناخته؛ بررسی روابط رژیم پهلوی و اسرائیل (۱۳۲۷-۱۳۵۷)، خاطرات مرحوم سیدرضا زوارهای، کیست از شما از تمامی قوم او، کودکان و سرنوشتها، رسم جهاد، روزنامه بورس و سند منتشر شده در وزارت امورخارجه، به نقل از یدیعوت احرونوت، تاریخ ۲۵/۱۱/۲۵۳۵(۲۵ بهمن ۱۳۵۵) استفاده شده است.#ناخوانده #باشگاه_روایت #روایت #واردات_اسرائیلی #پهلوی #اقتصاد #کشاورزی#اسرائیل #پهلوی ناخواندههای تاریخ انقلاب اسلامی🆔 @naakhaandeh ناخوانده در:تلگرام | بله | ایتا 14:16 - 26 بهمن 1404