شکست محاسبات راهبردی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران؛ آغاز آرایش جدید قدرت جهانی
رویارویی نظامی اخیر در منطقه نشان داد که دوران مدیریت یکجانبه تحولات توسط واشنگتن به پایان رسیده است؛ خطای محاسباتی آمریکا و رژیم صهیونیستی در ارزیابی مولفههای «بازدارندگی بومی» ایران، اکنون هندسه قدرت و معادلات ژئوپلیتیک غرب آسیا را وارد آرایش جدیدی کرده است.
اشکان ممبینی کارشناس ارشد مسائل بین الملل؛تحولات ناشی از جنگ اخیر میان ایران و محور شرارت آمریکایی-صهیونیستی، صرفاً یک رویارویی نظامی محدود نبود؛ بلکه رخدادی راهبردی بود که بسیاری از معادلات امنیتی، سیاسی و ژئوپلیتیکی منطقه را تحت تأثیر قرار داد. در چنین رویدادهایی، اهمیت صرفاً در نتیجه میدانی خلاصه نمیشود، بلکه باید دید این جنگ چه تأثیری بر محاسبات بازیگران، الگوهای بازدارندگی و آرایش قدرت در نظام بینالملل بر جای گذاشته است.در ادبیات روابط بینالملل، بارها تأکید شده است که قدرتهای بزرگ بیش از آنکه در میدان نبرد شکست بخورند، در محاسبات راهبردی خود دچار خطا میشوند. هنگامی که برداشت یک قدرت از توان، اراده و ظرفیتهای طرف مقابل با واقعیت فاصله بگیرد، طراحیهای سیاسی و نظامی نیز بر همان مبنای نادرست شکل میگیرد و احتمال ناکامی افزایش مییابد. تحولات اخیر نیز دقیقاً از همین منظر قابل تحلیل است.یکی از مهمترین خطاهای محاسباتی آمریکا و رژیم صهیونیستی، ارزیابی نادرست از ماهیت قدرت جمهوری اسلامی ایران بود. در چهار دهه گذشته، بخش مهمی از سیاستهای واشنگتن بر این فرض استوار بوده که مجموعهای از فشارهای اقتصادی، سیاسی، امنیتی و نظامی میتواند ایران را به تغییر رفتار یا عقبنشینی از سیاستهای کلان خود وادار کند؛ رویکردی که از تحریمهای گسترده تا سیاست «فشار حداکثری» را در قالب یک راهبرد مستمر دنبال کرده است.
با این حال، تجربه سالهای اخیر نشان داده است که قدرت جمهوری اسلامی ایران را نمیتوان تنها با شاخصهای کلاسیک نظامی سنجید. توان بازدارندگی، ظرفیتهای بومی دفاعی، شبکههای همکاری منطقهای، تجربه مدیریت بحران، زیرساختهای فناورانه و توان تصمیمگیری در شرایط پیچیده، مجموعهای از مؤلفههایی هستند که در کنار یکدیگر قدرت ملی ایران را شکل میدهند. نادیده گرفتن این واقعیت، به معنای حذف بخش مهمی از معادله قدرت در قبال ایران است.از منظر نظریه بازدارندگی نیز، صرف برخورداری از تجهیزات پیشرفته یا برتری فناورانه برای تحمیل اراده سیاسی کافی نیست. بازدارندگی زمانی مؤثر است که طرف مقابل به این جمعبندی برسد که هزینه اقدام نظامی از منافع احتمالی آن بیشتر خواهد بود. تحولات اخیر نشان داد که هرگونه محاسبه درباره ایران بدون در نظر گرفتن ظرفیتهای بازدارندگی و توان پاسخگویی مقتدرانه آن، میتواند به خطای راهبردی منجر شود.نکته مهم دیگر، تغییر تدریجی ساختار نظام بینالملل است. جهان امروز با دهه ۱۹۹۰ تفاوت اساسی دارد. اگرچه ایالات متحده همچنان یکی از قدرتهای جهانی است، اما روندهای سالهای اخیر از افزایش نقش قدرتهای نوظهور و بازیگران مستقل حکایت دارد. در چنین فضایی، تلاش برای مدیریت یکجانبه تحولات منطقهای با محدودیتهای جدی روبهرو شده و بسیاری از کشورها در پی افزایش استقلال راهبردی خود هستند. در این میان، جمهوری اسلامی ایران نیز تلاش کرده است با اتکا به ظرفیتهای داخلی، توسعه صنایع دفاعی، گسترش همکاریهای منطقهای و تنوعبخشیدن به روابط خارجی، قدرت چانهزنی خود را افزایش دهد.
یکی دیگر از پیامدهای مهم جنگ اخیر، برجسته شدن جایگاه «بازدارندگی بومی» در معادلات امنیتی منطقه بود. تجربه این جنگ نشان داد که امنیت پایدار، بیش از هر چیز، بر توان داخلی، انسجام ملی، خوداتکایی دفاعی و ظرفیت تصمیمگیری در شرایط بحرانی استوار است. این تجربه میتواند برای بسیاری از کشورهای منطقه نیز حاوی این پیام باشد که اتکای صرف به تضمینهای امنیتی خارجی، جایگزین مناسبی برای تقویت توانمندیهای داخلی نیست. از سوی دیگر، تحولات اخیر این واقعیت را نیز برجسته کرد که سیاست فشار، هر اندازه گسترده باشد، لزوماً به تغییر محاسبات طرف مقابل منجر نمیشود؛ بلکه در مواردی، فشار خارجی میتواند به افزایش انسجام داخلی، توسعه ظرفیتهای بومی و تقویت اراده برای حفظ استقلال راهبردی بینجامد.در نهایت، جنگ اخیر را میتوان نقطهای عطف در روند بازآرایی قدرت در منطقه و جهان دانست. این جنگ، پرسشهای تازهای درباره کارآمدی راهبردهای سنتی غرب، مفهوم بازدارندگی و آینده نظم بینالملل مطرح کرده است. آینده نظام بینالملل اگرچه همچنان با رقابت و ائتلافسازیهای پیچیده همراه خواهد بود، اما تجربه اخیر نشان داد نادیده گرفتن واقعیتهای میدانی و ظرفیتهای یک بازیگر قدرتمند منطقهای، میتواند به تصمیمهایی بینجامد که نهتنها اهداف اولیه واشنگتن را محقق نکند، بلکه به بازتعریف موازنه قدرت و تغییر آرایش بازیگران در سطح جهانی منجر شود.
قدرتهای بزرگ معمولاً زمانی با شکست روبهرو میشوند که واقعیتهای میدانی را بر اساس محاسبات ذهنی خود تفسیر کنند، نه بر اساس واقعیتهای موجود. تجربه جنگ اخیر نشان داد که ایران امروز متغیری تعیینکننده و غیرقابلحذف در معادلات امنیتی غرب آسیاست و هرگونه طراحی برای آینده منطقه، بدون درک دقیق این واقعیت، با خطر تکرار همان خطای محاسباتی تاریخی روبهرو خواهد بود.
12:21 - 21 تیر 1405