چرا تهدیدات ترامپ و نتانیاهو رنگ باخته است؟

در حالی که واشنگتن با تعیین ضرب‌الاجل ۱۰ روزه و تل‌آویو با تکرار لفاظی‌های نظامی، به دنبال تحمیل یک «مذاکره دیکته‌شده» هستند، واکاوی تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان می‌دهد که تداوم نبرد می‌توانست پایان حیات سیاسی رژیم صهیونیستی را رقم بزند. امروز توان بازدارندگی ایران، محاسبات «هزینه ـ فایده» دشمن را به گونه‌ای تغییر داده که نمایش ناوها و جنگ‌های روانی، بیش از آنکه ابزار قدرت باشد، نشان‌دهنده بن‌بست راهبردی استکبار است.
اشکان ممبینی، کارشناس مسائل بین الملل:جنگ ۱۲ روزه میان ایران و رژیم صهیونیستی نشان داد که معادلات قدرت در منطقه دستخوش تحولی بنیادین شده است. آنچه در آن مقطع رخ داد، صرفاً یک درگیری محدود نبود، بلکه آزمونی تاریخی برای سنجش سطح بازدارندگی دو طرف به شمار می‌رفت. شواهد میدانی و اطلاعاتی گواهی می‌دهند که اگر آن درگیری تنها چند روز دیگر ادامه می‌یافت، فروپاشی زیرساخت‌های حیاتی و مدیریت بحران در سرزمین‌های اشغالی به مرحله بازگشت‌ناپذیر می‌رسید؛ واقعیتی که سایه آن همچنان بر اتاق‌های فکر تل‌آویو سنگینی می‌کند.امروز با افزایش تهدیدات، بیش از هر زمان روشن است که جبهه مقابل همچنان بر سیاست شکست‌خورده فشار و ارعاب تکیه دارد. تعیین «مهلت ۱۰ روزه» از سوی دونالد ترامپ، نه یک اقدام دیپلماتیک، بلکه یک «تروریسم سیاسی» و نقض صریح منشور ملل متحد است. این ضرب‌الاجل‌سازی‌ها تلاشی مذبوحانه برای تحمیل اراده از مسیر فشار روانی و جنگ رسانه‌ای است، نه دیپلماسی واقعی. همزمان، بنیامین نتانیاهو نیز که هنوز از شوک جنگ ۱۲ روزه خارج نشده، بار دیگر از گزینه‌های نظامی سخن می‌گوید؛ رویکردی که بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت‌های میدانی باشد، مصرف داخلی برای فرار از بحران‌های سیاسیِ گریبان‌گیر او دارد.ضرب‌الاجل‌سازی سیاسی و نمایش تبلیغاتی ناوهای جنگی در منطقه را باید بخشی از راهبرد «یکجانبه‌گرایی آمریکایی» دانست. تجربه سال‌های اخیر ثابت کرده است که این‌گونه اقدامات نه اراده پولادین جمهوری اسلامی را تغییر می‌دهد و نه موازنه‌های قدرت را دگرگون می‌کند. برعکس، این رفتارها نشان‌دهنده هراس عمیق واشنگتن از تثبیت یک «نظم بازدارنده بومی» در منطقه توسط ایران است.
جمهوری اسلامی ایران طی سال‌های گذشته ثابت کرده که به دنبال آغاز و گسترش جنگ نیست، اما بر اساس منطق «دفاع مشروع»، در برابر هرگونه تجاوز، واکنشی قاطع، متناسب و پشیمان‌کننده نشان خواهد داد. سطح توان بازدارندگی و قدرت موشکی کشور به بلوغی رسیده است که هرگونه درگیری گسترده، هزینه‌هایی غیرقابل پیش‌بینی و مخرب برای آغازکننده آن به همراه خواهد داشت. تصمیم‌گیران در واشنگتن باید درک کنند که در جغرافیای سیاسی امروز، «مدیریت و پایان یک بحران نظامی» هرگز در اختیار آغازکننده آن نخواهد بود.در شرایط فعلی، تهدیدهای لفظی و نمایش‌های نظامی که با هدف وادار کردن ایران به عقب‌نشینی از حقوق مسلم هسته‌ای و دفاعی انجام می‌شود، هیچ تأثیری بر اراده ملت شجاع ایران ندارد. ایران با تکیه بر قدرت بومی و با رویکردی منطقی، به دنبال صلح و ثبات است، اما هرگز زیر بار زور نخواهد رفت. طرف‌های مقابل باید بدانند که دوره اعمال فشارهای بی‌اثر و مذاکره تحت سایه اسلحه گذشته است و هرگونه خطای محاسباتی، بهایی سنگین‌تر از تجربه جنگ ۱۲ روزه برای آن‌ها به همراه خواهد داشت.
09:23 - 1 اسفند 1404
سیاست خارجی
بین‌الملل

2 بازنشر
33٫4k بازدید