تفصیلی| محکوم امنیتی که موضوع پایان نامه‌اش رهبری شد!

محمد مهدی اسماعیلی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت سیزدهم، روایتی از یک دانشجوی محکوم امنیتی سال ۱۳۸۸ را بیان کرد که بعدها موضوع پایان‌نامه‌اش را به « رهبری آیت‌الله خامنه‌ای» اختصاص داده بود.
18 MB
گروه سیاسی خبرگزاری فارس: ویژه‌برنامه «پرچمدار» با حضور کارشناسان و میهمانان مختلف، مروری بر آرا و اندیشه‌های رهبر معظم انقلاب اسلامی دارد. در این برنامه، نگاه حضرت آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای در حوزه‌های گوناگون با دعوت از صاحب‌نظران و کارشناسان آن حوزه بررسی می‌شود و همچنین خاطراتی ناب از سیره و سلوک رهبر شهید انقلاب مرور می‌گردد.در این قسمت از «پرچمدار»، نگاه رهبر معظم انقلاب به حوزه فرهنگ را با حضور جناب آقای محمد مهدی اسماعیلی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت سیزدهم، واکاوی می‌کنیم.در این گفت‌وگو به نکاتی از جمله:جایگاه محوری فرهنگ از نگاه رهبر شهید انقلاب،قرآن‌بنیادی اندیشه و سیره عملی حضرت آقا،دقت نظر و تسلط ایشان در حوزه ادبیات و شعر،همراهی و حمایت ایشان از هنر و سینمای کشور،،و خاطراتی ناب و کمتر شنیده شده از صمیمیت، ساده‌زیستی و عمق دانش ایشان پرداخته‌ایم.فارس: سلام و عرض ادب خدمت مخاطبان گرامی پرچمدار.در این قسمت از ویژه‌برنامه «پرچم‌دار» در خدمت جناب آقای دکتر اسماعیلی هستیم، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت سیزدهم.آقای دکتر، سلام. وقت شما بخیر.اسماعیلی: بسم الله الرحمن الرحیم. من هم خدمت شما برادر خوبم، دوستان خوبتان در خبرگزاری فارس و عموم عزیزانی که این ویدیوها را مشاهده خواهند کرد، عرض سلام و وقت بخیر دارم.فارس:‌ در ایام سالگرد شهید رئیسی هستیم؛ شهیدی که در توصیف او رهبر شهید فرمودند: «مرد خستگی‌ناپذیر» و «امیرکبیر» و آن کلماتی که حضرت آقا به کار بردند: «دلم برای آقای رئیسی سوخت». بنظر شما مهمترین ویژگی شهید رئیسی چه بود؟

شهید رئیسی خودش را سرباز امام جامعه می‌دانست

اسماعیلی: بله. ببینید مهم‌ترین حسن شهید رئیسی و مهم‌ترین دستاوردش، اگر از من بپرسید، در کنار صدها موفقیتی که ایشان داشتند (و بسیاری‌اش در کلام رهبر شهید و امام شهیدمان آمده که بسیار هم مهم بودند)، این بود که کارآمدی نظام اسلامی را برای حل مشکلات مردم نشان داد. این یعنی چی؟ یعنی اینکه آیت‌الله رئیسی، اولاً القائات تحمیلی مبنی بر دوگانگی در ساختار جمهوری اسلامی را حل کرد. ما سال‌ها می‌شنیدیم «بحث انتصاب و انتخاب»، «بخش‌های انتصابی و بخش‌های انتخابی با هم نمی‌سازند»، «امکان جمع کردنشان نیست». اولین بار، بدون هیچ گونه مشکلی، ساختار جمهوری اسلامی یک ساختار واحد متحد یافت. رئیس‌جمهور خود را موظف می‌دانست که تمام دستگاه‌های اجرایی کشور را پای اجرای امرِ ولی بسیج کند. این مهم‌ترین ویژگی شهید رئیسی بود. هر وقت سخنرانی رهبر معظم انقلاب داشتند، ولو در موضوعاتی که شاید ارتباط مستقیم به یک بخش خاص از حوزه اجرا نداشت، ایشان تحلیل می‌کردند، از دل آن نکات اجرایی‌ای که می‌شد در سرفصل مأموریت‌های دولت و بخش‌های داخلی دولت قرار بگیرد را جدا می‌کردند، می‌آمدند در جلسه دولت می‌فرمودند: «مثلاً امروز صبح حضرت آقا دیدار با فلان قشر را داشتند؛ من بررسی کردم، این ۱۰ مورد...» مورد اول به وظایف وزارت جهاد کشاورزی، دومی وزارت آموزش‌وپرورش، سومی و چهارمی و پنجمی. همین‌جا به عنوان دستور می‌فرمودند.
میفرمودند کلام الامام امام الکلام است. یعنی هر آنچه در واقع برای ما خط‌مشی تعیین می‌کند، فرمایشات آقاست. توصیه نیست، رهنمود نیست؛ اینها اوامر و فرامین است. این نگاه را داشتند و به آن اعتقاد داشتند.خودشان را سرباز امام جامعه می‌دانستند. مشکل برخی افراد که در این جایگاه رئیس‌جمهوری قرار می‌گیرد این است که اغلب چون رأی مستقیم از مردم می‌گیرد، به تدریج این وهم حاصل می‌شود که «به هر حال یک مغازه مجزا، یک دکان متفاوت از حاکمیت در اختیارش است». در حالی که آقای رئیسی همه را زیر یک چتر واحد به نام «حاکمیت امامت‌محور» می‌دانست و خود را نیز مجری دستورات رهبر انقلاب. این خیلی اتفاق مهمی است. اگر این فهم در یک کارگزار پدید بیاید، مسائل کشور حل می‌شود. این کار را آقای رئیسی انجام داد. اینکه شما در کمتر از سه سال، همه شاخص‌های اقتصادی‌تان رو به رشد بود. کشوری که در دهه ۹۰ متوسط رشدش چیزی نزدیک به صفر بود، ایشان سالی که تحویل دادند به بالای ۵ درصد رسید. در موفقیت اشتغال به کمترین میزان بیکاری در تاریخ جمهوری اسلامی رسیدیم. در حوزه فرهنگ و هنر، بالاترین عددهای تاریخ فرهنگ و هنر خلق شد؛ چه به لحاظ میزان حضور مردم در نمایش‌های فرهنگی‌هنری، چه به لحاظ میزان ساخت‌وساز، چه به لحاظ میزان حمایت و خدمات به جریان هنری. این سطوح، اتفاق مهمی بود. همه اینها به این دلیل رخ داد که شخصیتی بود که خودش را سرباز آقا می‌دانست و این کار را جلو برد.
11 MB
در حوزه نظامی هم همین‌طور. در حوزه نظامی شاید این کمتر گفته شده. امروز می‌توانیم این حرف را بزنیم. بروید مقایسه کنید میزان خدماتی که شهید رئیسی به حوزه دفاعی دادند با قبل از خودشان، شاید من بگویم یک مقدار حمل بر اغراق شود؛ شهید باقری (رحمت الله علیه)، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، آخرین سخنرانی رسمی‌شان روز چهار خرداد ۱۴۰۴ در همایش «الگوی حکمرانی شهید رئیسی» بود. سخنرانی محوری آن جلسه را ایشان داشتند. اگر به آرشیو مراجعه کنید، یک سخنرانی مبسوط آقای سردار باقری دارند در رابطه با ویژگی‌های حکمرانی شهید رئیسی در حوزه دفاعی و امنیتی، و شهادت دادن به عنوان یک ژنرال ارشد جمهوری اسلامی، بالاترین ژنرال جمهوری اسلامی که سوابق و شخصیتشان جدای از شخصیت نظامی، شخصیتی راهبردی و علمی دارد؛ ایشان مؤلف هستند. این هم از افتخارات جمهوری اسلامی که بالاترین شخصیت نظامی‌شان شهید باقری است، یک استاد دانشگاه، یک معلم، یک نویسنده است. شخصیت‌های نظامی ما اول معلم و استاد دانشگاه و مؤلف و نویسنده هستند، بعد وارد شغل نظامی میشوند. ایشان در مقام یک استاد کم‌نظیر یا بی‌نظیر در حوزه ژئوپلیتیک نظامی آمد آنجا صحبت کرد، گفت: «من شهادت می‌دهم، من در دوره‌های مختلف عضو شورای عالی امنیت ملی بودم. این دوره که آقای رئیسی مدیریت کردند در شورای امنیت ملی، یک دوره بی‌نظیر بود.»

رهبر شهید یک شخصیت جامع علمی و فرهنگی بودند

فارس: شما به عنوان یک استاد دانشگاه و انسان فرهیخته در حوزه فرهنگ برایمان بفرمایید که نگاه رهبر معظم انقلاب به مقوله فرهنگ و مهم‌ترین فرمان ایشان در این حوزه چه بوده و به نظر شما چه چیزی در این حوزه مغفول واقع شده؟اسماعیلی: ببینید، انقلاب اسلامی همان‌طور که در بخش قبلی اشاره کردم، یک نظام کاملاً فرهنگ‌بنیان است. رهبران انقلاب ما را ببینید: امام عظیم‌الشأن ما در سنین دهه ۳۰ و ۴۰ خود، عمیق‌ترین کتب علمی را در حوزه عرفان، اخلاق، فلسفه و حوزه‌های معروف به معرفت دینی انجام داده و منتشر کرده است. یک شخصیت؛ امامِ شهید ما یک نویسنده متبحّر، یک مترجم زبردست. شما نگاه کنید حضرت آقا در دهه ۴۰ کتاب‌های اندیشمندان درجه‌یک جهان اسلام را در آن دوره ترجمه کردند؛ در مورد «جنبش مسلمانان در هند» ترجمه دارند، در رابطه با مسائل مختلف. ایشان یک شخصیت جامع علمی و فرهنگی بودند. طبیعی است وقتی این شخصیت‌های جامع علمی و فرهنگی به عنوان نفر اول نظام حکمرانی قرار می‌گیرند، تمام گرایش‌های جریان‌های حکمرانی سمت‌وسوی فرهنگی پیدا می‌کند. حضرت آقا نگاهشان به فرهنگ، یک نگاه «در عرض» نبود. ما عادت کردیم مثلاً وقتی تقسیم می‌کنیم می‌گوییم «فرهنگ»، «سیاست»، «اقتصاد». آقا می‌فرمودند: فرهنگ مثل هواست، مثل اکسیژن است. فرهنگ در طول سایر بخش‌هاست، نه در عرضشان، نه چیزی در کنار سایر بخش‌ها. فرهنگ اصل است. اگر فرهنگ نباشد، شما امکان تنفس نداری. این نگاهشان به فرهنگ یک نگاه عجیب بود.
حالا در زندگی خودشان که وارد می‌شوید — امروز که با فقدان ایشان روبرو هستیم شاید راحت‌تر بتوان در مورد ابعاد علمی و فرهنگی ایشان صحبت کرد — ایشان یک معلّم قرآن بی‌نظیر بود. ما اول ماه رمضان که می‌رسیدیم خدمتشان، جلسه چهار، پنج ساعته قرآنی داشت. قرآن پایهٔ تفکرات ایشان بود. شما نگاه کنید تقریباً هیچ سخنرانی ایشان نیست که چند شاهد مثال از آیات قرآن نیاورند. زندگی‌شان با قرآن. سال ۵۳ آن سخنرانی عمیقشان تبدیل شد به کتاب عمیقی که «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» است. الآن ۵۱، ۵۲ سال از آن سخنرانی می‌گذرد، ایشان فرمودند نگاه بنده هنوز هم همان است. وقتی ایشان صحبت می‌کردند، چنان بود که انگار کسی است در زندگی هیچ کاری جز مطالعات علوم قرآنی نداشته است. قاریان مصری را، تک‌تک میشناختند. قاریان مشهور جهان اسلام را می‌شناختند. به علم تلاوت، تجوید قرآن در ایران جزو اساتید بی‌نظیر بودند؛ در تلاوت، در حفظ، در مفاهیم قرآنی. قرائت ترتیلشان که معروف است. ایشان در خاطراتشان دارند زمانی که فدائیان اسلام آمده بودند مشهد، ایشان ده، یازده سالشان بود که فرمودند: «اولین جرقه انقلابی بودن از نواب در ذهن من نقش بست.» ایشان در جلسات رسمی مشهد در سنین کودکی و نوجوانی، اول جلسه را قرآن می‌خواندند به عنوان قاری. این شاید کمتر گفته شده؛ در خاطرات بزرگان آن دوره آمده که آقای سید علی خامنه‌ای، اول جلسه قرآن می‌خواندند. نوجوانِ مثلاً ۱۲، ۱۳ ساله، ۱۰، ۱۱ ساله.
35 MB
به ۱۵ رمضان که می‌رسیم، شب شعر. من خدمتتان عرض کنم، اولین باری که به عنوان وزیر فرهنگ در جلسه ایشان شرکت کردم، هنوز کرونا بود و ماسک زده بودیم. خاطرم هست. ایشان ساعت 18:15 وارد حسینیه شدند. قبل از افطار نشستند. خیلی از شعرا و اینها کارهایی که از قبل آماده کرده بودند، کتاب‌هایشان را می‌آوردند؛ بعضی‌ها خودجوش بلند می‌شدند شعر می‌خواندند. یک جلسه غیررسمی بود. همه تا آنجایی که می‌شد با ایشان ارتباط می‌گرفتند، می‌آمدند جلو. افطار که تمام می‌شد، جلسه شروع می‌شد. من تجربه شرکت در این جلسه را نداشتم. حساب می‌کردم هفت و نیم، هشت... جلسه بعد از نماز و افطار شروع شد رسید حوالی ساعت ۱۰. به آقای دکتر حداد عادل که بغل دستم بودند گفتم: «آقای دکتر، آقا خسته نمی‌شوند؟» گفت: «این استراحتشان است.» ایشان سال‌ها با آقا بودند. آن شب یادم هست ۴۰ نفر شعر خواندند و تا ۱۱ ونیم شب جلسه طول کشید؛ یعنی ۶:۴۰ تا ۱۱، پنج ساعت. همیشه در این جلسات، اغلب در سال‌های اخیر آقای غزه و آقای امیری‌ و... اجرا را به عهده داشتند. بچه‌های تشریفات دفتر، صندلی آقا را گذاشته بودند. من پشت سر آقا وارد می‌شدم. بعد از افطار، ایشان با دست مجروحشان صندلیشان را برداشتند از بالا و پایین گذاشتند. شاعران برجسته کشور شعر می‌خواندند ایشان اشکالات عروض و قافیه از آن‌ها می‌گرفتند.ایشان حافظه عجیبی داشتند.

آقا تقریباً همه فیلم‌های مطرح کشور را میدیدند

شاید یک بار پخش شده باشد که با حضرت آقا رفتیم نمایشگاه کتاب؛ یک ترجمه از «بینوایان» را دیدیم. «بینوایان» دو جلد است، هر جلدش حدود ۳۰۰۰ صفحه، چاپ قدیمی، فونت بسیار ریز، حدود ۳۰۰۰-۴۰۰۰ صفحه. آقا یک نگاهی کردند، فرمودند: «این ترجمه جدید است. من سه ترجمه قبلیِ بینوایان را خوانده‌ام؛ این چهارمی است.»حضرت آقا، «فرهیخته به تمام معنا»، کتاب‌شناس، کسی که تقریباً هیچ شبی بدون خواندن کتاب به بستر نرفته و به خواب نرفته. چند شب پیش کتاب آقای نورالدینِ فرزند ایران را داشتم، یک تیکه‌اش را برای خانواده‌ام می‌خواندم. تقریظ آقا را دیدم. آقا تشکر کردند از اینکه شب‌ها با خواندن این کتاب به خواب رفتند. کتاب نورالدین، ۵۰۰-۶۰۰ صفحه. ایشان گفتند: «نقص این کتاب این است که به زحمات همسرش اشاره نکرده.» دقت کنید تقریباً اکثر کتاب‌هایی که ایشان می‌خواندند تقریظ دارد. در حوزه فرهنگی، کتاب، سینما و فیلم هم همین‌طور. بازدید ها طولانی بود و ما جسارت می‌کردیم و مرتب به آقا گزارش‌های جزئی کارهایمان را می‌دادیم؛ در مورد اشخاص و سینما صحبت می‌کردیم. آقا تقریباً همه فیلم‌های مطرح داخل کشور را وقت می‌گذاشتند و میدیدند. سالنی برایشان در حسینیه درست کرده بودند، امکانات نمایش فیلم. جشنواره‌های فجر که انجام می‌شد، گزارش‌ها جمع‌بندی می‌شد و از دفتر، توصیه‌های ایشان ابلاغ می‌گردید. این دخالت به معنای از موضع بالا نبود، بلکه نکات راهبردی و فوق‌العاده اثرگذار که ما تازه می‌فهمیدیم.
10 MB
من با افتخار در دولت عرض می‌کردم: «در همه بخش‌های دولت، همه رفقای من عاشقان و سربازان آقا هستند. من این افتخار را دارم در حوزه‌ای هستم که آقا بیشترین حساسیت را دارند؛ حوزه فرهنگ.» با وجود محدودیت‌هایی که در کرونا و بعدش پدید آمد و دیدارها مثل سابق نبود، ما بیشترین توفیق را داشتیم به خدمتشان برسیم.فارس: شما چندین جلد کتاب در حوزه سیره و بیانات و شخصیت حضرت آقا دارید، درست است؟اسماعیلی: بله. سال‌های اخیر یک درس اضافه شده در رشته علوم سیاسی به نام «اندیشه سیاسی رهبران انقلاب اسلامی» . حتی در دوره‌ای که وزیر بودم، این درس را در دانشگاه خودم تدریس می‌کردم. منابعش را هم خودم نوشتم. کتاب «اندیشه سیاسی حضرت آقا» را تألیف کردم که توسط دفتر نشر ایشان منتشر شده است (سال ۱۳۹۸). در آن کتاب به تفاوت اندیشه سیاسی ایشان با بسیاری از بزرگان انقلاب با جزئیات پرداخته شده. کتاب‌های متعدد و پایان‌نامه‌های دانشجویانی که با من کار می‌کنند غالباً در موضوعات مرتبط با ایشان است.یک خاطره جالب عرض کنم. یکی از دانشجویان ما در دوره ارشد، به دلیل مسائل سیاسی که در فتنه ۸۸ به آن گرفتار شده بود، در فرایند قضایی به پنج سال زندان محکوم شده بود. بعد از اتمام دوره محکومیت، در ترم آخر ارشد به دانشگاه برگشت. درسی با من داشت. اتمام واحدها، اظهار تمایل کرد که پایان‌نامه را با من بنویسد. گفتم: «موضوع؟» گفت: «ارزیابی رهبری آیت‌الله خامنه‌ای.»

وقتی محکوم امنیتی سال 88 موضوع پایان نامه‌اش دفاع از رهبری شد!

من به عنوان معلم اعتقاد داشتم دانشگاه محل همین گفت‌وگوهاست. دوستان در گروه را قانع کردم که اجازه دهیم دانشجو بیاید پایان‌نامه را بنویسد. آن دانشجو (با سابقه محکومیت پنج ساله) آمد، با روش تحلیل محتوا، بر اساس اصل ۱۱۰ قانون اساسی (وظایف و اختیارات رهبری)، همه موارد را تک تک بررسی کرد، منصفانه، علمی. من راهنما بودم. بالاترین نمره دانشکده را آن روز گرفت. 19 و نیم. اعضای هیئت داوران، اکثراً با او زاویه سیاسی داشتند، اما کار مستقل و خوبی شد. همه اینها نشان می‌دهد که دوره رهبری ایشان، دوره طلایی جمهوری اسلامی ایران است.فارس:‌ قشنگ‌ترین خاطره‌ای که از حضرت آقا در ذهنتان هست مربوط به کدام صحنه است؟اسماعیلی: آخرین باری که آقا را زیارت کردم، شب عاشورای پارسال بود. بعد از مدت‌ها که جنگ ۱۲ روزه رخ داده بود، ایشان در مجامع عمومی کمتر حاضر می‌شدند و بیشتر پیام‌های ویدیویی می‌دادند. من آن ایام تاسوعا و عاشورا مبتلا به درد کلیه شده بودم؛ درد بسیار سختی است. حالم خیلی بد بود. قرار بود شب عاشورا برای عزاداری به دفتر دعوت باشیم. همسرم گفت: «با این وضعیت نرو.» گفتم: «دلم افتاده که آقا امشب بیایند.» استخاره کردم؛ سوره مبارکه لقمان آمد که آیات رحمت و برکت است. رفتم. در ورودی کوچکی که معمولاً ایشان وارد می‌شدند نشستم. به پرده نگاه می‌کردم؛ نمی‌دانستم آقا می‌آیند. ناگهان سایه ایشان را روی پرده دیدم. شاید اولین نفری که صلوات فرستاد من بودم. بلند شدم، دیدم به پهنای صورت اشک می‌ریزم. حدود یک ماه پیش از آن، خدمت ایشان رسیده بودم. شب عاشورا که ایشان وارد حسینیه شدند، آن صحنه بی‌نظیر بود.
18 MB
آقای کریمی را فراخواندند و شعر «ای ایرانی بخوان» خیلی چسبید. با وجودی که فرصت گفت‌وگوی چهره‌به‌چهره نشد، همان دیدن جمالشان روح و جان را صیقل می‌دهد. آن شب پس از خروج در حیاط حسینیه، گوشی را روشن کردم و نوشتم: «امشب خورشید در حسینیه امام طلوع کرد. ابوالفضل‌ علمدار، خامنه‌ای نگهدار.» حدود نیم ساعت تا چهل دقیقه بعد، دفتر خبر آمدن آقا را اعلام کرد. خیلی از دوستان زنگ می‌زدند. گلایه کردند از اینکه چرا زود خبر را زدم و نکند اتفاقی بیوفتد. احساسم این بود که همه را در شادی خود سهیم کنم. فارس:‌ در ارتباط با فرزند معظم رهبری، حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، ایشان هم اهل فرهنگ هستند؟اسماعیلی: بله، ایشان هم همین ویژگی‌ها را دارند. نزدیک‌ترین فرد به لحاظ ویژگی‌های فرهنگی و علاقه‌مندی‌های هنری به ایشان، قطعا رهبر عزیزمان است. بعد از شهادت همسر ایشان شنیدیم که حتی برخی تئاترها را هم تشریف می‌بردند. من کم‌توفیق بودم، اما کاملاً مطلع هستم.
یک خاطره از شهید آقای مصباح بگویم. سال ۱۴۰۰ بود. ایشان زنگ زدند که من همیشه به سینماهای عادی می‌روم اما به خاطر کرونا و نوه‌ها، اگر بشود در محیط خلوت‌تری فیلمی ببینیم. یک بالکن در وزارت ارشاد داشتیم که مخصوص کرونا بود. گفتم هماهنگ می‌کنم، ولی من شب جمعه در کرمان بودم (اختتامیه جشنواره تئاتر). به مدیر حراست گفتم بماند. ایشان هم تفویض کرده بودند به شخص دیگری. آقای مصباح آمده بودند با همسر و نوه‌ها، کسی که باید راهنمایی می‌کرد در جریان نبود و برخورد نامناسبی شد. بعد هم شخص دیگری ایشان را بیرون کرده بودند. من سوار هواپیما بودم که معاونم ناراحت بود. گفتم چی شده؟ ماجرا را فهمیدم. تا تهران خیلی ناراحت بودم. به ایشان پیام دادم و عذرخواهی کردم. ایشان پیام داد: «خدا شاهد است، راضی نیستم با کسی ناراحت شوید. آن‌ها وظیفه‌شان را انجام دادند.» از من قسم خواست که با کسی درگیر نشوم. جالب این که فردا شب مجدداً با همسر و بچه‌هایشان آمدند تا در دل من نماند.»شهید مصباح شخصیت بسیار فرهیخته‌ای بود. یک روز با ایشان قرار داشتم، دیدم پیاده از محله دانشگاه امام صادق (علیه‌السلام) به دفتر ما در شیخ بهایی آمدند؛ مسیری طولانی. گفتم: چرا پیاده آمدید این همه راه را؟ گفتم بگذارید برای برگشت ماشین هماهنگ کنم. گفتند نه پیاده بر میگردم. دستشان چند کتاب بود. ایشان استاد دانشگاه، داماد رهبر انقلاب بودند.
سبک زندگی فرزندان و دامادهای حضرت آقا ساده‌زیستی است. کسی آن‌ها را نمی‌شناخت؛ در جمع‌ها حاضر می‌شدند، افراد گرمی هستند، روابط عمومی خوبی با دوستان دارند. مثلاً بنده یک دوستی دارم، دبیرستان با یکی از فرزندان آقا همکلاس بود. چند سال پیش مادرش فوت شد، در مراسمش دیدیم آقازاده آقا تشریف آوردند، کفش را زیر بغل زدند، آمدند نشستند و تسلیت گفتند. حدود ۳۰ سال پیش همکلاس بودند، الآن با آن موقعیت، این کار را کردند. این فوق‌العاده است و این میراث را از پدر شهیدشان، امام خمینی (ره) به خوبی یاد گرفته‌اند. الحمدلله.ان‌شاءالله سیره و سلوک و مدیریت امام شهیدمان در دوره امامِ جوان ما با قوت ادامه پیدا کند.پایان پیام/#رهبر_شهید #دانشجو #کتاب #شب_شعر
19:14 - 23 اردیبهشت 1405



3 Replies

این همون نبود بدو بدو رفت ثبتنام کرد

Profile picture of ‌سعید ..‌
یکی از همین محکومین و شلاق خورده ها الان در خارج از کشور محکم از ایران در مقابل آمریکا و صهیونیسم دفاع می کند و به کار رسانه ای و روزنامه نگاری آزاد پرداخته ... اسمی ازش نمیارم ولی احتمالا می شناسیدش ... تا قبل از قطع نت من گاهی برنامه هایش را در کانال یوتوب اش نگاه می کردم ... به نظرم ما گاهی ن…Show more

کاش میتوانستم ارشد خواندن را شروع کنم که به چنین افتخاری ناعل شوم.