ارتباط حزبالله لبنان با آیتالله خامنهای چگونه شکل گرفت+فیلم
حجتالاسلام والمسلمین سیدحسن نصرالله دبیرکل حزبالله لبنان در گفتوگویی تفصیلی با دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب، ضمن اشاره به موضع حضرت امام خمینی در قبال مقاومت لبنان و حزبالله، نحوه ایجاد ارتباط میان حزبالله لبنان با حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای را بیان کرد.
گروه سیاسی خبرگزاری فارس: حجتالاسلام والمسلمین سیدحسن نصرالله دبیرکل حزبالله لبنان در گفتگویی تفصیلی با دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب اسلامی، ضمن اشاره به موضع حضرت امام خمینی (ره) درقبال مقاومت لبنان و حزبالله، نحوه ایجاد ارتباط میان حزبالله لبنان با آیتالله خامنهای را بیان کرد.متن و فیلم این گفتوگو در ادامه آمده است:
فضائلی: علاوه بر این فضای عمومی که بهواسطهی انقلاب اسلامی ایجاد شد و روحیهی تازهای که حضرت امام (رحمهالله) در جان مردم منطقه دمیدند و مقاومت را احیا کردند، شما بهطور خاص چه خاطرهای درخصوص حضرت امام و مواضع ایشان در قبال مقاومت لبنان و «حزبالله» دارید؟سیدحسن نصرالله: بله، اگر بخواهیم دراینخصوص صحبت کنیم باید به واقعهی آزادسازی شهر «خرمشهر» در ایران و به سال ۱۹۸۲ برگردیم. اسرائیلیها بهشدت از جنگ ایران و عراق یا همان جنگ تحمیلی صدام علیه ایران احساس نگرانی میکردند. به همین دلیل پس از آزادسازی خرمشهر، اسرائیلیها تصمیم حمله به لبنان را اتخاذ کردند. این اقدام البته دلایل خود را داشت و ارتباط عمیقی میان پیروزیها در جبههی ایران و تجاوزگری اسرائیل علیه لبنان وجود داشت. اینگونه بود که اسرائیلیها وارد جنوب لبنان، منطقهی البقاع، جبل لبنان و ضواحی بیروت شدند. در آن زمان گروهی از علما، برادران و مجاهدان تصمیم به تشکیل مقاومت اسلامی و تأسیس تشکیلات اسلامی - جهادیِ مقاومت، متناسب با اوضاع جدید در سایهی حملهی اسرائیلیها گرفتند.در آن زمان، اسرائیل وارد تمام لبنان نشده بود بلکه حدود نصف لبنان یعنی تقریباً ۴۰ درصد مساحت کشور را تصرف کرده بود. ۱۰۰ هزار نظامی اسرائیلی درحالیکه نیروهای چندملیتی آمریکایی، فرانسوی، انگلیسی و ایتالیایی را به بهانهی حفظ صلح با خود همراه داشتند، وارد لبنان شده بودند. در همین حال، گروههای شبهنظامیای در لبنان بودند که با اسرائیلیها ارتباط داشتند و با آنها همکاری میکردند. مقصودم از بیان این مسئله آن است که وضعیت در آن زمان، بسیار بسیار و بسیار بد بود.
پس از آن بود که گروهی از علما، مؤمنان و برادران مجاهد تصمیم به آغاز یک اقدام جهادی جدید به نام مقاومت اسلامی گرفتند که پس از مدت کوتاهی «حزبالله» نامگذاری شد. تشکیل این جبهه با تصمیم اعزام نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به سوریه و لبنان جهت مقابله و مواجهه با تجاوزگری اسرائیل همزمان شد. در ابتدا قصد و نیت این بود که نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کنار نیروهای سوری و گروههای مقاومت لبنان و فلسطین بجنگند، اما پس از مدتی دامنهی حملات اسرائیل محدود شد و بدینترتیب دیگر یک جبههی نبرد کلاسیک وجود نداشت و نیاز به وجود عملیاتهای مقاومتی از سوی گروههای مردمی، بیش از هر زمان دیگری احساس شد.در آن زمان بود که امام خمینی (رحمهالله) مأموریت کمک و ارائهی آموزشهای نظامی به جوانان لبنانی را جایگزین مأموریت مواجههی نظامی مستقیم توسط سپاه و نیروهای ایرانی که به سوریه و لبنان آمده بودند کردند تا جوانان لبنانی، خودشان بتوانند با اشغالگران مبارزه کنند و عملیاتهای مقاومتی را انجام دهند.بنابراین مأموریتِ نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سوریه و همچنین منطقهی البقاع لبنان -در بعلبک و هرمل و جِنِتا- به ارائهی آموزشهای نظامی به جوانان لبنانی در پایگاههای آموزشی تغییر یافت. آنها روشهای جنگی را به جوانان لبنانی آموزش میدادند و از آنها حمایت لجستیکی به عمل میآوردند. صِرف وجود سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در لبنان در آن زمان، انگیزه و روحیهی بسیار بالایی به جوانان لبنانی و گروههای مقاومت برای ایستادن در برابر اسرائیل میبخشید.
همانطور که پیشتر گفتم، مقرر شد تا یک گروه بزرگ تشکیل شود و بدینترتیب ۹ نفر به نمایندگی از برادرانِ حامی مقاومت از جمله شهید سید عباس الموسوی (رضواناللهعلیه) برای پیگیری این مهم انتخاب شدند. طبعاً من در میان این ۹ نفر نبودم، چراکه در آن زمان سنوسال کمی داشتم و حدوداً ۲۲ یا ۲۳ ساله بودم. ۹ فرد مذکور به ایران رفتند و با مقامات و مسئولان جمهوری اسلامی ایران از جمله با امام خمینی (رحمهالله) دیدار کردند. آنها در جریان دیدار با امام خمینی، ضمن ارائهی شرحی از آخرین اوضاع لبنان و منطقه به ایشان، پیشنهاد خود درخصوص تشکیل جبههی مقاومت اسلامی را عرضه کردند. آنها خطاب به امام خمینی (رحمهالله) گفتند «ما به امامت و ولایت و رهبری شما ایمان داریم. شما بفرمایید تکلیف ما چیست؟»حضرت امام خمینی (رحمهالله) در پاسخ به آنها تأکید کردند که تکلیف شما مقاومت و ایستادن در برابر دشمن با تمام توان است؛ حتی اگر امکاناتتان محدود و تعدادتان کم باشد. این در حالی است که تعداد اعضای حزبالله در آن زمان کم بود. ایشان گفتند: «از صفر شروع کنید و توکلتان به خداوند متعال باشد و منتظر هیچکس در جهان نباشید که به شما کمک کند. به خود تکیه کنید و بدانید که خداوند شما را یاری میکند. من پیروزی را در پیشانی شما میبینم». البته این ]پیشبینی[ در آن زمان مسئلهی عجیبی بود. امام خمینی این خط مشی را به فال نیک گرفتند و بدینترتیب جلسهای که طی آن برادران ما به محضر امام رسیدند، سنگ بنای تشکیل جبههی مقاومت اسلامی تحت نام مبارک «حزبالله» در لبنان را بنا نهاد.
در آن زمان برادران ما به امام گفتند «ما به ولایت، امامت و رهبری شما ایمان داریم اما در هر صورت کارهای شما بسیار زیاد است و سنی از شما گذشته است و ما به همین دلیل نمیتوانیم بهصورت مداوم دربارهی مسائل و قضایای مختلف مزاحمتان بشویم. از این رو از شما میخواهیم که نمایندهای را به نیابت از خود به ما معرفی کنید تا درخصوص مسائل مختلف به او مراجعه کنیم». سپس ایشان، امام خامنهای را که در آن زمان رئیسجمهور بودند، معرفی کرده و فرمودند: «آقای خامنهای نمایندهی من هستند». بر همین اساس، روابط میان حزبالله لبنان و حضرت آیتالله خامنهای از همان ساعات اولیهی تأسیس و ایجاد این گروه آغاز شد.سال 1398 مهدی فضائلی و مسعود رضایی از سوی پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب برای مصاحبه رسانهای به دیدار سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان رفتند.پایان پیام/
09:23 - 29 سپتامبر 2024