قدرت هوشمند و سپاه گام سوم انقلاب

هوالعلیم26 نکته درخوانش تحلیلی از حکم انتصاب سردار سرلشکر احمد وحیدی به عنوان فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامیسرلشکر احمد وحیدی طی حکمی از سوی رهبر معظم انقلاب به عنوان فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب شد. سردار وحیدی سوابق متعدد مدیریتی در سطح عملیاتی، راهبردی و کلان دارد. او تجربه دولتمردی، دولت‌ورزی و دولتمندی در دو دولت به عنوان وزیر دفاع و وزیر کشور، تجربه مهم فرماندهی نیروی قدس سپاه با ماموریتهای برون مرزی و منطقه ای و تجربه مدیریت علمی و راهبردی در ریاست دانشگاه عالی دفاع ملی را در کارنامه خود دارد. انتصاب چنین فردی با این سوابق و تجارب به عنوان فرمانده سپاه به خودی خود حائز اهمیت و شایسته توجه و دقت است؛ چه رسد به اینکه شرایط حال حاضر کشور و وضعیت دشمنان انقلاب اسلامی، این انتصاب و ماموریت های محوله از سوی رهبر انقلاب بر دوش وحیدی را با ضریب اهمیت مضاعف روبرو ساخته است.1- حکمی برای یک دوره متفاوتبررسی احکام انتصاب فرماندهان عالی‌رتبه نیروهای مسلح، صرفاً با توجه به نام فرد منصوب‌شده و سوابق مدیریتی او کامل نمی‌شود. در چنین احکامی، مهم‌تر از «چه کسی منصوب شده است»، این پرسش است که «برای چه شرایطی و با چه مأموریتی منصوب شده است؟»از این منظر، حکم انتصاب سردار سرتیپ پاسدار احمد وحیدی به فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را باید در متن شرایطی متفاوت از دوره‌های پیشین تحلیل کرد؛ شرایطی که در متن حکم نیز با تعبیری بسیار معنادار توصیف شده است:
«در شرایطی که نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در مواجهه‌ی راهبردی و سرنوشت‌ساز با استکبار جهانی قرار دارد» این عبارت، در واقع کلید ورود به فهم سایر بندهای حکم است. فرماندهی جدید سپاه در شرایطی به فردی با سابقه طولانی در حوزه‌های مدیریتی دولتی، نظامی، امنیتی، راهبردی، علمی و اجرایی سپرده شده که مأموریت نخست او، «حفظ وضع موجود» نیست؛ بلکه ارتقای مستمر توانمندی‌ها، افزایش بازدارندگی، آمادگی برای عملیات، تعمیق بنیان‌های فرهنگی و معنوی و ارتقای کیفیت فرماندهی است. اگر بخواهیم مجموعه حکم را در یک جمله خلاصه کنیم، شاید بتوان گفت: این حکم، نقشه راه عبور سپاه از «توانمندی موجود» به «توان بازدارنده و هوشمند متناسب با جنگ‌های آینده» است.2- چرا این حکم بیش از هر چیز یک حکم «راهبردی» است؟در متن حکم سه مأموریت اصلی به‌صراحت بیان شده است:1. ارتقای همه‌جانبه توانمندی‌ها برای بازدارندگی حداکثری و آمادگی هوشمندانه برای عملیات پرقدرت؛2. اعتلای فرهنگی و تقویت تقوا، بصیرت و روحیه انقلابی؛3. توسعه مدیریت و فرماندهی مبتنی بر بنیه معنوی، علمی و مهارت‌های نوین.در نگاه نخست، ممکن است این سه بند، سه موضوع جداگانه به نظر برسند؛ یکی نظامی، دیگری فرهنگی و سومی مدیریتی. اما اگر آنها را در کنار یکدیگر قرار دهیم، مشخص می‌شود که حکم در حال ترسیم یک «مدل جامع قدرت نظامی» است.در این مدل: توان نظامی بدون معنویت کافی نیست؛ معنویت بدون علم کافی نیست؛ علم بدون مدیریت کارآمد کافی نیست و مدیریت بدون آمادگی عملیاتی، بازدارندگی ایجاد نمی‌کند. بنابراین، سه‌گانه اصلی حکم را می‌توان چنین صورت‌بندی کرد: قدرت رزمی + سرمایه معنوی + فرماندهی هوشمند؛ این سه عنصر باید همزمان رشد کنند.
3- مهم‌ترین کلیدواژه حکم؛ «بازدارندگی حداکثری»اگر بخواهیم یک مفهوم را به‌عنوان ستون فقرات بخش نخست حکم انتخاب کنیم، آن مفهوم «بازدارندگی» است. بازدارندگی در ساده‌ترین تعریف، یعنی ایجاد شرایطی که هزینه اقدام خصمانه برای طرف مقابل آن‌قدر بالا باشد که از اقدام منصرف شود. اما بازدارندگی صرفاً با داشتن سلاح و تجهیزات حاصل نمی‌شود. بازدارندگی واقعی مجموعه‌ای از عوامل است: توان نظامی؛ توان اطلاعاتی؛ توان فناورانه؛ توان فرماندهی؛ توان اقتصادی و پشتیبانی؛ انسجام داخلی؛ روحیه نیروها؛ سرعت تصمیم‌گیری؛ قابلیت پاسخ و مهم‌تر از همه، اعتقاد دشمن به واقعی بودن این توانمندی‌ها.بنابراین، بازدارندگی یک «تصویر» نیست؛ بلکه یک «معادله» است. دشمن باید بداند که اگر دست به اقدام بزند، با چه سطحی از توان، سرعت و اراده مواجه خواهد شد. از این منظر، وقتی در حکم از «بازدارندگی حداکثری» سخن گفته می‌شود، منظور را می‌توان حرکت از بازدارندگی مبتنی بر «داشتن توان» به بازدارندگی مبتنی بر توان، آمادگی و قابلیت اطمینان از پاسخ دانست.4- چرا در کنار بازدارندگی، از «آمادگی هوشمندانه» سخن گفته شده است؟این عبارت از مهم‌ترین بخش‌های حکم است، در گذشته، آمادگی نظامی عمدتاً به معنای داشتن نیرو، تجهیزات، مهمات و برنامه عملیاتی بود، اما جنگ‌های امروز نشان داده‌اند که صرفاً «آماده بودن» کافی نیست. آمادگی باید: هوشمندانه، سریع، چندلایه، فناورانه و متناسب با نوع تهدید باشد. جنگ آینده ممکن است ترکیبی از عملیات نظامی، سایبری، اطلاعاتی، رسانه‌ای، اقتصادی و شناختی باشد. ممکن است پیش از آنکه یک موشک شلیک شود، عملیات روانی آغاز شده باشد، ممکن است همزمان با یک اقدام نظامی، حمله سایبری و رسانه‌ای نیز شکل بگیرد.
بنابراین، آمادگی هوشمندانه یعنی فرماندهی نظامی از قبل بداند که با یک تهدید «تک‌بعدی» مواجه نیست.5- تغییر ماهیت جنگ؛ از جنگ سخت به جنگ ترکیبییکی از مهم‌ترین موضوعاتی که در تحلیل این حکم باید مورد توجه قرار گیرد، تغییر ماهیت جنگ است، جنگ امروز الزاماً در میدان نبرد سنتی آغاز نمی‌شود. ممکن است از: فضای سایبری، شبکه‌های اجتماعی، عملیات اطلاعاتی، فشار اقتصادی، جنگ روانی، عملیات شناختی، خرابکاری یا حتی ایجاد اختلال در زیرساخت‌های حیاتی آغاز شود و سپس به عرصه نظامی کشیده شود، در چنین شرایطی، یک نیروی نظامی موفق باید بتواند تهدید را پیش از رسیدن به نقطه انفجار شناسایی کند، این همان معنای عمیق‌تر «آمادگی هوشمندانه» است؛ یعنیدفاع صرفاً در لحظه حمله آغاز نمی‌شود؛ دفاع واقعی از لحظه شناخت تهدید آغاز می‌شود.6- «عملیات تهاجمی»؛ چرا در متن حکم آمده است؟یکی از عبارت‌های قابل تأمل حکم، تأکید بر «آمادگی هوشمندانه برای اجرای عملیات تهاجمی پرقدرت علیه دشمن» است، این عبارت را نباید صرفاً در چارچوب مفهوم سنتی «حمله نظامی» فهم کرد، در منطق بازدارندگی، داشتن توان پاسخ مؤثر اهمیت بنیادین دارد. اگر طرف مقابل مطمئن باشد که صرفاً می‌تواند ضربه بزند و با دفاع منفعلانه مواجه خواهد شد، بازدارندگی تضعیف می‌شود، بنابراین، بازدارندگی مؤثر مستلزم آن است که طرف مقابل بداند: توان پاسخ وجود دارد و در صورت ضرورت، امکان استفاده از آن نیز وجود خواهد داشت. به همین دلیل، «توان تهاجمی» در اینجا می‌تواند بخشی از منطق بازدارندگی باشد، نه الزاماً نقطه مقابل آن. بازدارندگی زمانی قدرتمند است که دفاع‌کننده فقط توان تحمل ضربه را نداشته باشد، بلکه توان پاسخ مؤثر و متناسب نیز داشته باشد.
7- از «قدرت نظامی» به «قدرت ترکیبی»در جهان امروز، قدرت نظامی از سایر مؤلفه‌های قدرت ملی جدا نیست، یک نیروی نظامی مدرن برای موفقیت به مجموعه‌ای از ظرفیت‌ها نیاز دارد: اطلاعات + فناوری + صنعت + علم + نیروی انسانی + فرماندهی + فرهنگ سازمانیبنابراین، سپاه آینده را نمی‌توان صرفاً با تعداد یگان‌ها، تجهیزات یا سامانه‌ها ارزیابی کرد، پرسش مهم‌تر این است که: آیا این اجزا می‌توانند در یک منظومه واحد عمل کنند؟ آیا اطلاعات به‌موقع به فرماندهی می‌رسد؟ آیا فرماندهی می‌تواند سریع تصمیم بگیرد؟ آیا فناوری با نیاز عملیاتی هماهنگ است؟ آیا نیروی انسانی مهارت‌های لازم را دارد؟ آیا صنعت دفاعی می‌تواند نیازهای آینده را پیش‌بینی کند؟ و آیا فرهنگ سازمانی، پذیرای تحول است؟ این همان نقطه‌ای است که مفهوم «قدرت ترکیبی» اهمیت پیدا می‌کند.8- چرا «اعتلای فرهنگی» در کنار قدرت نظامی آمده است؟شاید در نگاه نخست، قرار گرفتن «تقوا و فرهنگ» در کنار «بازدارندگی و عملیات» عجیب به نظر برسد، اما در منطق سازمان‌های نظامی، این دو از یکدیگر جدا نیستند، سازمان نظامی فقط مجموعه‌ای از تجهیزات نیست، سازمان نظامی، پیش از هر چیز، مجموعه‌ای از انسان‌هاست و در نهایت این انسان‌ها هستند که تصمیم می‌گیرند، فرمان می‌دهند، مقاومت می‌کنند، خطر می‌پذیرند و در شرایط سخت عمل می‌کنند، بنابراین، اگر تجهیزات پیشرفته در اختیار نیروی انسانی فاقد انگیزه، انضباط، اعتمادبه‌نفس یا روحیه قرار گیرد، بخشی از کارآمدی خود را از دست می‌دهد؛ از همین رو، حکم بر «تقوا، بصیرت و روحیه انقلابی» تأکید می‌کند.
9- تقوا؛ عنصر اخلاقی قدرتتقوا در این حکم را نباید صرفاً یک توصیه اخلاقی فردی تلقی کرد، در یک سازمان بزرگ نظامی، تقوا می‌تواند یک مفهوم سازمانی نیز داشته باشد. یعنی: قدرت با مسئولیت همراه باشد؛ فرماندهی با پاسخگویی همراه باشد؛ تصمیم‌گیری با اخلاق همراه باشد؛ فناوری با مسئولیت انسانی همراه باشد و قدرت نظامی در چارچوب منافع ملی و قواعد و ضوابط قانونی به کار گرفته شود.در این نگاه، تقوا فقط «فضیلت فردی» نیست؛ بلکه می‌تواند بخشی از سازوکار کنترل اخلاقی قدرت باشد، هرچه قدرت بیشتر شود، اهمیت اخلاق و مسئولیت نیز بیشتر می‌شود.10- «بصیرت»؛ قدرت تشخیص در میدان ابهامجنگ‌های جدید، جنگِ ابهام نیز هستند، در میدان جنگ ترکیبی، همیشه مشخص نیست: دشمن واقعی کیست؛ هدف واقعی چیست؛ کدام خبر واقعی است؛ کدام روایت ساخته شده و کدام اتفاق، مقدمه یک عملیات بزرگ‌تر است.در چنین محیطی، صرفاً داشتن اطلاعات کافی نیست، اطلاعات باید درست فهمیده شود، این همان جایی است که «بصیرت» اهمیت پیدا می‌کند. می‌توان گفت: اطلاعات به انسان می‌گوید «چه اتفاقی افتاده است»؛ تحلیل به او می‌گوید «چرا اتفاق افتاده است» و بصیرت به او کمک می‌کند بفهمد «با این اتفاق چه باید کرد». بنابراین، تأکید بر بصیرت در کنار توان نظامی، در واقع تأکید بر کیفیت تصمیم‌گیری است.
11- سومین مأموریت؛ انقلاب در فرماندهیاگر بند اول حکم درباره «توان» باشد و بند دوم درباره «روح»، بند سوم درباره «فرماندهی» است، در حکم آمده است: «گسترش مدیریت و فرماندهی برخوردار از بنیه‌ی معنوی و علمی و مهارت‌های نوین در سلسله‌مراتب سازمانی» این عبارت بسیار فراتر از یک توصیه مدیریتی است. در واقع، پیام آن این است که فرماندهی آینده باید متفاوت از فرماندهی گذشته باشد، فرمانده آینده فقط نباید شجاع باشد؛ باید: دانش داشته باشد؛ فناوری را بشناسد؛ توان تحلیل داشته باشد؛ بتواند در شرایط ابهام تصمیم بگیرد؛ با نسل جدید نیروی انسانی ارتباط برقرار کند؛ داده را تحلیل کند و همزمان از بنیه معنوی برخوردار باشد.12- فرماندهی در عصر هوش مصنوعییکی از مهم‌ترین تغییرات آینده، ورود فناوری‌های هوشمند به عرصه تصمیم‌گیری است، هوش مصنوعی، سامانه‌های بدون سرنشین، تحلیل کلان‌داده، جنگ الکترونیک، سامانه‌های فرماندهی و کنترل و فناوری‌های نوین، ماهیت تصمیم‌گیری نظامی را تغییر خواهند داد، در چنین محیطی، فرمانده‌ای که صرفاً تجربه میدانی داشته باشد، کافی نیست، از سوی دیگر، فرماندهی صرفاً فناورانه نیز کافی نیست، فرمانده آینده باید بتواند: تجربه + علم + فناوری + تحلیل + اخلاق + سرعت تصمیم؛ را در یکدیگر ترکیب کند، این همان چیزی است که می‌توان از عبارت «بنیه معنوی و علمی و مهارت‌های نوین» استنباط کرد.
13-چرا «سلسله‌مراتب سازمانی» مورد تأکید قرار گرفته است؟سپاه یک سازمان بزرگ و پیچیده است، بنابراین، تحول نمی‌تواند صرفاً در سطح فرماندهی عالی باقی بماند، اگر قرار باشد توانمندی جدید ایجاد شود، باید این توان در تمام سطوح سازمانی توزیع شود، از فرماندهان ارشد تا فرماندهان میانی و نیروهای عملیاتی، در واقع، سازمان مدرن باید بتواند: تصمیم درست را سریع‌تر، در سطح مناسب‌تر و با کمترین اصطکاک سازمانی اتخاذ کند.این مسئله به‌ویژه در شرایط بحران اهمیت پیدا می‌کند، هرچه تهدید سریع‌تر باشد، سازمان نیز باید سریع‌تر تصمیم بگیرد.14- فرماندهی جدید؛ ترکیب «اقتدار» و «دانش»یکی از مسائل اساسی سازمان‌های بزرگ، حفظ تعادل میان اقتدار و تخصص است، فرمانده باید اقتدار داشته باشد؛ اما اقتدار بدون دانش می‌تواند خطرناک باشد، از سوی دیگر، دانش بدون اقتدار نیز ممکن است نتواند به تصمیم تبدیل شود، بنابراین، مدل مطلوب فرماندهی را می‌توان چنین تعریف کرد: اقتدار مشروع + دانش تخصصی + تجربه + اخلاق + سرعت تصمیم؛ این مدل، با روح بند سوم حکم تناسب بالایی دارد.
15- چرا انتخاب احمد وحیدی معنادار است؟اگر انتصاب فرد را با مأموریت‌های حکم مقایسه کنیم، انتخاب سردار احمد وحیدی را می‌توان در چارچوب یک «مدیریت چندساحتی» تحلیل کرد، سابقه طولانی او در حوزه‌های مختلف نظامی، امنیتی، دفاعی و اجرایی، امکان نگاه فرابخشی به مسائل را فراهم می‌کند، این نکته زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم مأموریت فرمانده کل سپاه در حکم صرفاً توسعه توان نظامی نیست، او باید همزمان با: ارتقای توان رزمی؛ توسعه بازدارندگی؛ آمادگی عملیاتی؛ فرهنگ سازمانی؛ تربیت فرماندهان؛ فناوری؛ علم و تغییر محیط راهبردی؛ مواجه شود، بنابراین، می‌توان گفت یکی از ویژگی‌های مورد نیاز فرماندهی در چنین شرایطی، توان پیوند دادن حوزه‌های مختلف قدرت است.16- سپاه آینده؛ سازمانی که باید «یاد بگیرد»یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های سازمان‌های موفق در محیط‌های پیچیده، «یادگیرنده بودن» است، جنگ‌ها تغییر می‌کنند: فناوری تغییر می‌کند. دشمن تغییر می‌کند. جامعه تغییر می‌کند. بنابراین سازمانی که بر تجربیات گذشته متوقف شود، به‌تدریج مزیت خود را از دست خواهد داد.سپاه آینده باید سازمانی باشد که: از تجربه‌ها درس بگیرد؛ خطاها را تحلیل کند؛ فناوری‌های جدید را آزمایش کند؛ فرماندهان جوان را پرورش دهد؛ علوم جدید را وارد ساختار کند و همواره برای سناریوهای جدید آماده باشد.این همان مفهوم «ارتقای مستمر و همه‌جانبه توانمندی‌ها» است، کلمه «مستمر» در اینجا بسیار مهم است، یعنی توانمندی یک نقطه پایان ندارد.
17- بازدارندگی بدون نوسازی، پایدار نمی‌ماندبازدارندگی یک دارایی ثابت نیست، ممکن است امروز یک سامانه یا فناوری بازدارنده باشد، اما چند سال بعد همان فناوری کارایی گذشته را نداشته باشد، دشمن نیز همزمان در حال یادگیری، سرمایه‌گذاری و نوآوری است، بنابراین، بازدارندگی باید دائماً بازتولید شود، این بازتولید از مسیر: نوآوری + آموزش + فناوری + سازمان + فرماندهی؛ صورت می‌گیرد، به همین دلیل، «ارتقای مستمر» شاید یکی از مهم‌ترین کلمات بند نخست حکم باشد.18- مسئله نسل جدید؛ سرمایه انسانی آینده سپاههر سازمانی اگر بخواهد در آینده قدرتمند باشد، باید امروز درباره نسل آینده خود فکر کند، نسل جدید نیروهای نظامی با نسل‌های گذشته تفاوت دارد. این نسل: با فناوری بزرگ شده است؛ به اطلاعات دسترسی گسترده دارد؛ ذهن شبکه‌ای دارد؛ با هوش مصنوعی زندگی خواهد کرد و نوع ارتباط او با سازمان متفاوت است.بنابراین، تربیت نسل جدید فرماندهان نمی‌تواند صرفاً بر انتقال تجربیات گذشته متکی باشد، باید بتوان تجربه گذشته را با دانش آینده ترکیب کرد، این همان چیزی است که عبارت «مهارت‌های نوین در سلسله‌مراتب سازمانی» بر آن دلالت دارد.19- «روحیه انقلابی» در کنار «مهارت نوین»یکی از نکات بسیار مهم حکم، جمع میان دو مفهوم ظاهراً متفاوت است: روحیه انقلابی و مهارت‌های نوین. گاهی سازمان‌ها میان سنت و فناوری یکی را انتخاب می‌کنند، در حالی که حکم چنین دوگانه‌ای ایجاد نمی‌کند، پیام حکم این است که: فرمانده باید هم ریشه داشته باشد و هم آینده را بشناسد، هم از سرمایه معنوی برخوردار باشد و هم از دانش روز، هم ارزش‌های سازمان را حفظ کند و هم بتواند با فناوری‌های جدید کار کند.
بنابراین، مدل مطلوب، نه «سنت بدون نوآوری» است و نه «نوآوری بدون هویت» بلکه: هویت پایدار + نوآوری مستمر است.20- جنگ آینده؛ جنگ انسان و فناوریبا وجود رشد فناوری، یک واقعیت همچنان پابرجاست: فناوری جای انسان را به‌طور کامل نمی‌گیرد. در نهایت، انسان است که: تصمیم می‌گیرد؛ مسئولیت می‌پذیرد؛ اخلاق را رعایت می‌کند؛ ریسک می‌کند و درباره استفاده از قدرت تصمیم می‌گیرد.به همین دلیل، حکم همزمان بر فناوری و معنویت تأکید می‌کند، فناوری باید توان انسان را افزایش دهد، نه اینکه جایگزین مسئولیت انسانی شود، این مسئله در عصر هوش مصنوعی اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد.21- سپاه آینده؛ ترکیب «سپر» و «شمشیر»اگر بخواهیم از یک استعاره برای توضیح بند نخست حکم استفاده کنیم، می‌توان گفت سپاه باید هم «سپر» باشد و هم «شمشیر»؛ سپر یعنی توان دفاع و حفاظت از کشور و شمشیر یعنی توان پاسخ مؤثر در برابر تهدید. اما هر دو باید تحت کنترل فرماندهی هوشمند و مسئولیت‌پذیر قرار داشته باشند. در این چارچوب، بازدارندگی زمانی کامل است که دشمن هم توان دفاعی و هم توان پاسخ کشور را جدی بگیرد.22- از «آمادگی دائم» به «آمادگی هوشمند»یکی از تفاوت‌های مهم میان مدل‌های قدیمی و جدید آمادگی نظامی همین است، آمادگی سنتی بیشتر بر «حاضر بودن» استوار بود، اما آمادگی هوشمند بر: شناخت سناریوها؛ تحلیل داده؛ پیش‌بینی؛ انعطاف‌پذیری؛ سرعت تصمیم؛ آموزش مستمر و استفاده از فناوری؛ استوار است، به عبارت دیگر: آمادگی هوشمند یعنی سازمان پیش از آنکه بحران او را غافلگیر کند، خود را برای چندین سناریوی احتمالی آماده کرده باشد.
23- سه‌گانه اصلی حکم؛ قدرت، روح، فرماندهیبا جمع‌بندی سه بند حکم، می‌توان یک ساختار بسیار روشن استخراج کرد:ضلع اول: قدرت؛ ارتقای توانمندی و بازدارندگی.ضلع دوم: روح؛ تقوا، بصیرت و روحیه انقلابی.ضلع سوم: فرماندهی؛ علم، معنویت و مهارت‌های نوین. این سه ضلع، یک مثلث متوازن ایجاد می‌کنند. اگر «قدرت» باشد اما «روح» نباشد، سازمان ممکن است از درون تهی شود. اگر «روح» باشد اما «قدرت» نباشد، آرمان به توان عملی تبدیل نمی‌شود و اگر هر دو باشند اما «فرماندهی کارآمد» وجود نداشته باشد، ظرفیت‌ها به نتیجه نمی‌رسند. بنابراین: قدرت بدون فرماندهی ناکارآمد است؛ فرماندهی بدون معنویت خطرناک است و معنویت بدون توان، ناتوان است.24- یک نکته مهم درباره عبارت «مواجهه راهبردی و سرنوشت‌ساز»شاید مهم‌ترین عبارت زمینه‌ای حکم همین جمله باشد. وقتی از «مواجهه راهبردی و سرنوشت‌ساز» سخن گفته می‌شود، معنای آن این است که محیط پیرامونی کشور در مرحله‌ای قرار دارد که تصمیمات امروز می‌تواند بر آینده بلندمدت قدرت ملی اثر بگذارد. در چنین شرایطی، مدیریت روزمره کافی نیست؛ فرماندهی باید افق داشته باشد. باید بتواند چند سال آینده را ببیند. باید فناوری‌های آینده را پیش‌بینی کند. باید تغییرات منطقه‌ای و بین‌المللی را رصد کند و مهم‌تر از همه، نباید اجازه دهد سازمان صرفاً به پاسخ‌گویی به بحران‌های جاری مشغول شود. فرماندهی راهبردی یعنی امروز برای تهدیدهای فردا آماده شدن.
25- معنای عمیق‌تر «فتوحات پی‌درپی»در پایان حکم، از «توفیقات مضاعف و فتوحات پی‌درپی» سخن گفته شده است، این تعبیر را نیز می‌توان در کنار مجموعه مأموریت‌ها خواند، فتح در منطق نظامی فقط به معنای پیروزی در میدان نبرد نیست. فتح می‌تواند شامل: غلبه بر ضعف‌های سازمانی؛ غلبه بر عقب‌ماندگی فناورانه؛ غلبه بر غافلگیری؛ غلبه بر فرسودگی؛ غلبه بر ناکارآمدی و ایجاد مزیت‌های جدید باشد. بنابراین، یکی از بزرگ‌ترین «فتوحات» هر سازمان نظامی می‌تواند این باشد که پیش از آنکه دشمن مزیت جدیدی ایجاد کند، خود به مزیت جدید دست پیدا کند.26- نتیجه‌گیری؛ این حکم درباره «ساختن سپاه فردا» استاگر بخواهیم مجموعه این حکم را در یک جمله خلاصه کنیم، می‌توان گفت: حکم انتصاب سردار سرلشکر احمد وحیدی، بیش از آنکه صرفاً حکم فرماندهی یک سازمان نظامی باشد، حکمی برای بازآرایی قدرت، فرهنگ و فرماندهی سپاه در برابر محیط راهبردی جدید است.سه مأموریت اصلی حکم، در واقع سه پرسش اساسی را پاسخ می‌دهند:- سپاه چگونه باید قدرتمندتر شود؟ با ارتقای مستمر توانمندی‌ها، افزایش بازدارندگی و آمادگی هوشمندانه.- سپاه چگونه باید درونی‌تر قدرتمند شود؟ با تقویت تقوا، بصیرت و روحیه انقلابی.- سپاه چگونه باید این قدرت را مدیریت کند؟ با فرماندهانی برخوردار از بنیه معنوی، علمی و مهارت‌های نوین.
این سه پاسخ، یک منظومه کامل را شکل می‌دهند. از این منظر، می‌توان مأموریت دوره جدید فرماندهی سپاه را نه صرفاً «افزایش توان نظامی»، بلکه بازتعریف مفهوم قدرت در شرایط جدید دانست. قدرتی که باید همزمان بازدارنده، هوشمند، فناورانه، انسان‌محور، معنوی، علمی و از فرماندهی روزآمد برخوردار باشد.در چنین الگویی، سپاه آینده صرفاً سازمانی با تجهیزات بیشتر نیست؛ بلکه سازمانی است که سریع‌تر می‌آموزد، دقیق‌تر تحلیل می‌کند، هوشمندانه‌تر تصمیم می‌گیرد، سریع‌تر خود را با تهدیدهای جدید تطبیق می‌دهد و از سرمایه انسانی و معنوی خود بهتر استفاده می‌کند و شاید بتوان کل حکم را در یک زنجیره مفهومی خلاصه کرد:توانمندی برای بازدارندگی؛ بازدارندگی برای جلوگیری از جنگ؛ آمادگی برای روزی که بازدارندگی آزموده شود؛ علم برای فهم جنگ آینده؛ فناوری برای ساختن ابزارهای آن؛ معنویت برای حفظ هویت و اخلاق سازمان و فرماندهی هوشمند برای پیوند دادن همه این عناصر.
در نهایت، مهم‌ترین پیام حکم شاید این باشد که در مواجهه‌های بزرگ و سرنوشت‌ساز، صرفاً «قدرت بیشتر» تعیین‌کننده نیست؛ بلکه قدرتِ هوشمند، فرماندهیِ هوشمند و انسانِ توانمند و باایمان است که می‌تواند مزیت پایدار ایجاد کند.از این منظر، انتصاب سردار سرلشکر احمد وحیدی را می‌توان در چارچوب یک مأموریت کلان‌تر دید: ساختن سپاهی که برای جنگ‌های گذشته آماده نباشد، بلکه برای تهدیدهای آینده آماده شود؛ سپاهی که فقط تجهیزات جدید نداشته باشد، بلکه ذهن، سازمان، فرماندهی و فرهنگ آن نیز متناسب با آینده بازآفرینی شده باشد و این شاید عمیق‌ترین معنای عبارت «ارتقای مستمر و همه‌جانبه توانمندی‌ها» در حکم جدید باشد: سپاهی که هرگز نباید به نقطه «کافی است» برسد؛ زیرا در محیط متحول قدرت، توقفِ یادگیری و نوسازی، خود می‌تواند آغاز کاهش قدرت باشد.علیرضا معاف
12:07 - 24 مرداد 1405

1 بازنشر3 واکنش
30٫4k بازدید



2 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌سید علیرضا آل داود‌
@aledavood3 ساعت پیش
در پاسخ به
سلام خدا قوت عالی بود

تصویر نمایه‌ی ‌رضا طالعی فر‌
@Rezatalei2 ساعت پیش
در پاسخ به
احسنت