بن‌بست کریدوری آمریکایی-صهیونی با اختلال در دو تنگه دریایی

هم‌زمان با افزایش تنش‌ها در غرب آسیا، توجه جهانی بار دیگر به نقش دو گذرگاه راهبردی هرمز و باب‌المندب جلب شده؛ نقاطی که در صورت تشدید اقدام محور مقاومت، علاوه بر اقتصادهای غربی، رویای کریدوری آن‌ها برای پیوند زدن هند، شرکای غرب آسیا و اروپا را نابود می‌کند.
گروه اقتصادی خبرگزاری فارس؛ در پی تداوم جنگ ایران و محور آمریکایی-صهیونی، اهمیت گذرگاه‌های دریایی و مسیرهای ترانزیتی منطقه بار دیگر در مرکز بحث‌های بین‌المللی قرار گرفته است. تحولات اخیر نشان می‌دهد که ارتباط میان امنیت دریایی و پایداری شبکه تجارت جهانی بیش از گذشته برجسته شده و کشورها و نهادهای اقتصادی با دقت بیشتری پیامدهای احتمالی این شرایط را دنبال می‌کنند.تنگه هرمز، که همواره یکی از اصلی‌ترین شریان‌های انتقال انرژی جهان به شمار می‌رفته، در هفته‌های اخیر با محدودیت‌هایی برای عبور روبه‌رو شده و همین موضوع نگاه‌ها را به سوی دومین گذرگاه مهم منطقه، یعنی تنگه باب‌المندب، سوق داده است.
باب‌المندب نقطه اتصال دریای سرخ به اقیانوس هند و محل عبور سالانه هزاران کشتی حامل کالا و انرژی است. باب‌المندب به‌عنوان گلوگاه اتصال دریای سرخ به اقیانوس هند، راه عبور سالانه بیش از ۲۰ هزار کشتی از جمله نفتکش‌ها و شناورهای تجاری است. حدود ۱۵ درصد از کل تجارت دریایی جهان، ۳۰ درصد از ترافیک کانتینری و نزدیک به ۱۰ درصد از صادرات نفت خام از این مسیر انجام می‌شود.تحلیلگران حوزه انرژی معتقدند که اختلال هم‌زمان در دو مسیر اصلی منطقه، آثار اقتصادی قابل ملاحظه‌ای به همراه خواهد داشت. شرکت‌های کشتیرانی در چنین شرایطی معمولاً ناچار می‌شوند مسیر خود را به سمت دماغه امید نیک تغییر دهند؛ گزینه‌ای که زمان سفر دریایی را افزایش داده و هزینه‌های حمل‌ونقل را چند برابر می‌کند. همین تغییر مسیر می‌تواند قیمت جهانی انرژی، کالا و بیمه حمل‌ونقل دریایی را تحت‌تأثیر قرار دهد.اروپا نیز از جمله مناطقی است که در برابر چنین تحولاتی آسیب‌پذیر توصیف می‌شود. مسیر ارتباطی این قاره با آسیا از طریق کانال سوئز وابستگی مستقیمی به تنگه باب‌المندب دارد و هرگونه محدودیت در این گذرگاه روند تامین انرژی و کالاهای اساسی را با دشواری روبه‌رو می‌کند. پیامدهایی همچون افزایش هزینه‌های واردات، فشار تورمی و کاهش اطمینان در بازارهای مالی از جمله سناریوهایی است که در چنین وضعیتی مطرح می‌شود و هم‌زمانی آن با کنترل هوشمند تردد از تنگه هرمز، سرعت و عمق بحران اقتصادی در کشورهای غربی به‌خصوص آمریکا را چند برابر می‌کند.
در کنار تحولات میدانی در حوزه دریایی، تغییر آرایش مسیرهای زمینی نیز توجه کارشناسان را جلب کرده است. پروژه‌های مختلف ترانزیتی که طی سال‌های اخیر با هدف ایجاد مسیرهای جایگزین میان کشورهای منطقه طراحی شده‌اند، اکنون با ارزیابی‌های تازه‌ای مواجه‌اند.
کریدور عرب-مدیترانه (IMEC) که با هدف ایجاد اتصال‌های جدید میان هند و بنادر مدیترانه‌ای از طریق امارات، عربسنان، اردن و رژیم صهیونیستی (بندر حیفا) مطرح شدند، با چالش‌های جدی ناشی از ناامنی‌های اخیر روبه‌رو شده‌اند و حتی سرمایه‌گذاران از این کشورها فراری هستند؛ چه برسد که در این کشورها برای تکمیل حلقه‌های ترانزیتی-لجستیکی سرمایه‌گذاری کنند.کارشناسان معتقدند که ترکیب ناامنی دریایی و تغییرات ژئوپلیتیکی در محورهای زمینی می‌تواند آرایش کلی شبکه تجارت منطقه‌ای را دستخوش تحول کند. برخی تحلیل‌ها نشان می‌دهد مسیرهای سنتی و پایدارتر در حال بازگشت به اولویت بازیگران اقتصادی هستند؛ موضوعی که رقابت میان کریدورهای تجاری مختلف را افزایش داده است.در مجموع، تحولات جدید بار دیگر اهمیت گذرگاه‌های استراتژیک منطقه و نقش آنها در ثبات انرژی و تجارت جهانی را برجسته کرده است؛ موضوعی که به نظر می‌رسد در ماه‌های آینده نیز یکی از محورهای اصلی تحلیل‌های اقتصادی و ژئوجستیکی باقی بماند.#کریدور_عرب_مدیترانه#IMEC#تنگه_باب‌المندب#تنگه_هرمز#اخبار_جنگ
23:59 - 7 فروردین 1405
اقتصاد
اقتصاد کلان
راه و مسکن