۵ پروژه راهبردی برای تحول همکاری اقتصادی ایران و چین
ایران با موقعیت جغرافیایی منحصربهفرد خود در قلب کریدور شرق-غرب و دسترسی به آبهای آزاد، در همکاریهای اقتصادی و حملونقلی با چین به بازیگری کلیدی بدل شده است؛ همکاریهایی که نهتنها میتواند تحریمهای آمریکا را بیاثر کند بلکه موازنه قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیک را در منطقه تغییر دهد.
گروه اقتصادی خبرگزاری فارس؛ روابط ایران و چین، با تکیه بر پیشینه تاریخی راه ابریشم و اشتراک منافع در حوزه انرژی، تجارت و زیرساخت، در سالهای اخیر وارد مرحله تازهای شده است. امضای سند همکاری ۲۵ ساله در سال ۲۰۲۱، چارچوبی برای تعمیق این روابط فراهم کرد و امروز پروژههایی روی میز قرار دارد که نقش ایران را به عنوان شاهراه حیاتی تجارت جهانی تثبیت میکند.مسعود پزشکیان عصر امروز (سهشنبه) به وقت محلی، در دیدار با شی جین پینگ رئیس جمهوری خلق چین عنوان کرد که آماده همکاری برای اجرای همه مفاد توافق جامع 25 ساله دو کشور هستیم و میتوانیم با پیگیری ساز و کارهای لازم، عملگرایی هدفمند و هوشمند را در دستور کار خود قرار دهیم.پزشکیان همچنین علاقمندی ایران برای همکاری با چین جهت احداث خطوط قطار سریعالسیر و نیز احداث خطوط بزرگراهی را اعلام و اظهار کرد: ظرفیت و زمینه بسیار خوبی برای همکاری در این زمینه میان دو کشور وجود دارد.کارشناسان روابط بینالملل معتقدند که جایگاه ایران در ابتکار «کمربند و راه» چین (BRI) تنها یک مسیر ترانزیتی نیست، بلکه یک برگ برنده راهبردی است که میتواند آمریکا را از ابزار فشار اقتصادی و نظامی خلع سلاح کند و پاسخگوی ایران و چین برای مقابله با یکجانبهگرایی آمریکا باشد. چین به عنوان دومین اقتصاد بزرگ دنیا، برای تضمین امنیت انرژی و تجارت خود نیازمند مسیرهایی است که تحت کنترل ناوگان دریایی آمریکا نباشد. اینجاست که ایران با موقعیت جغرافیایی کمنظیرش، نقشی بیبدیل ایفا میکند.
یکی از مهمترین پروژههای مشترک، توسعه بندر شهید رجایی است. این بندر بهعنوان بزرگترین بندر تجاری ایران، ظرفیت تبدیل شدن به هاب بنادر غرب آسیا را دارد. حضور شرکتهای کشتیرانی چینی و سرمایهگذاری در پایانههای این بندر، میتواند آن را به نقطه اتصال کلیدی زنجیره تأمین جهانی بدل کند.پروژه دیگر، احداث پل خلیجفارس-قشم است. این پل علاوه بر تسهیل جابهجایی کالا و مسافر، جزیره قشم را که دارای عمیقترین آبخور در خلیج فارس است، به مرکز بانکرینگ و ترانزیت منطقه تبدیل خواهد کرد. برای چین، این یعنی دسترسی مستقیم به یک پایگاه مطمئن در خلیج فارس که از مزیتهای ژئوپلیتیکی ایران تغذیه میکند.اما مهمترین برگ برنده ایران، نقشآفرینی در کریدور زمینی چین-اروپا است. این مسیر میتواند زمان انتقال کالا را از ۴۰ روز دریایی به حدود ۱۵روز زمینی کاهش دهد؛ آن هم بدون عبور از تنگه مالاکا یا کانال سوئز که در کنترل آمریکا و متحدانش قرار دارند. بدین ترتیب، ایران در قلب کریدور اوراسیا، نقشی کلیدی در کاهش آسیبپذیری چین ایفا میکند.پروژه چهارم، اتصال چین به غرب آسیا از طریق شرق ایران است. این مسیر دو گزینه دارد: نخست، پیوند به کریدور ۶۰ میلیارد دلاری چین-پاکستان (CPEC) و دوم، مسیر واخان افغانستان. در هر دو حالت، ایران حلقه واسطی است که کالاها را به ترکیه، خلیج فارس و اروپا منتقل میکند.در کنار این مسیرها، ایجاد مناطق ویژه اقتصادی مشترک بین ایران و چین، امکان تولید مشترک، پردازش و بستهبندی کالا و ارزشافزوده بیشتر را فراهم میکند. چنین مراکزی نهتنها اشتغال و درآمد داخلی ایجاد میکنند، بلکه وابستگی کشورهای منطقه به مسیرها و زیرساختهای غربی را کاهش میدهند.
اجرای این پروژهها ایران را به شاهراه اصلی تجارت جهانی بدل خواهد کرد. از یکسو، ایران میتواند تحریمها و فشارهای آمریکا را دور بزند و اقتصاد خود را به اقتصاد جهانی گره بزند؛ از سوی دیگر، چین با تکیه بر این مسیرها امنیت انرژی و تجاری خود را تضمین میکند. در واقع، این همکاری راهبردی، نظمی تازه در ژئوپلیتیک منطقه میسازد که در آن، ایران و چین بازیگران اصلی خواهند بود و آمریکا ابزارهای سنتی فشار خود را از دست خواهد داد.کارشناسان تأکید میکنند که اگر تهران بتواند در این پروژهها نقشآفرینی فعال داشته باشد، جایگاه ایران در معادلات جهانی نهتنها ارتقا مییابد بلکه کشور به بازیگری غیرقابل جایگزین در مسیر شرق به غرب تبدیل خواهد شد. این همان نقطهای است که «خلع سلاح اقتصادی آمریکا» معنا پیدا میکند.#چین#کریدور_شرق_غرب#چین_اروپا#BRI#خلیجفارس#بندر_شهید_رجایی#آسیای_مرکزی#پاکستان#ترکیه 22:28 - 11 شهریور 1404