قلب بچه‌ها را از مشت جنگ بیرون بکشید!

جنگ، دست‌های زمخت و بدترکیبی دارد. دست‌هایی که وقتی به شانه نحیف بچه‌های کوچک و خواب‌های خرگوشی‌شان می‌رسد، همه چیز را رنگ دیگری می‌کند. جنگ حتی ممکن است بچه‌ها را دچار فقدان کند و نیاز باشد طور دیگری با آنها تعامل کنیم. این گزارش کمکی به همین تعامل تازه است.
گروه زندگی: وقتی حرف از موشک‌باران، فقدان و سوگ است، کودکان با آن قلب کوچک و ذهن خیال‌پردازشان اولین کسانی هستند که دلواپسشان هستیم. جنگ با خودش، پسوند «شهید» را به اسامی عزیزی می‌چسباند و فقدان تلخی را به کام بچه‌ها می‌نشاند. شاید در نگاه اول به نظر برسد بچه‌ها متوجه سوگ نیستند اما در باطن، اتفاق دیگری می‌افتد. حسنا قیطاسی، کارشناسی ارشد علوم تربیتی و مشاور و تسهیلگر مادر و کودک، از تجربه سوگ و فقدان در کودکان می‌گوید.

بچه‌ای که ترس از مرگ دارد!

قیطاسی اول دایره فقدان را برای کودکان با یک شعاع بزرگ برای ما می‌کشد: «سوگ برای بچه‌ها همیشه ازدست‌دادن یک شخص نیست. گاهی وقت‌ها ازدست‌رفتن روتین‌ها، حتی یک ارتباط شیرین که آن را دوست داشته‌اند، یک فقدان برای بچه‌ها محسوب می‌شود.» حسنا قیطاسی به نگرانی جدید مادران در جنگ اشاره می‌کند و می‌گوید: «بعضی مادران با ما مطرح می‌کنند که بچه‌هایشان ترس از مرگ دارند. اما بچه‌ها به‌صورت طبیعی فقط حفظ بقا دارند و این ترس از مرگی که مادرها عنوان می‌کنند تفکری است که از سمت ما منتقل می‌شود. پس مهم است که این روزها چه برخوردی داریم.»

صاحب قلب‌ بلوری...

این تسهیلگر کودک که خودش نیز دو فرزند دارد، اولین راهکار را پیش پای ما می‌گذارد: «ما اول باید بفهمیم در ذهن کودک چه می‌گذرد و بعد پیام، نگاه یا بهتر بگویم روایت خودمان را آماده کنیم برای او و مهم است این را بدانیم هر سنی ظرفیتی دارد و تجربه سوگ حتی برای بزرگسالان هم تجربه منحصربه‌فردی است چه برسد به بچه‌ها با آن قلب‌های چینی کوچکشان. در نهایت وقتی مضمون را آماده می‌کنیم باید دقت داشته باشیم که بچه‌ها بتوانند آن را درک کنند.»

طفل معصوم‌هایی با قد بلند!

قیطاسی می‌گوید گاهی بچه‌هایی که تجربه مستقیم سوگ ندارند سؤالاتی درباره شهید، اعلامیه و ...می‌پرسند. این‌طور وقت‌ها مهم است بفهمیم در ذهن فرزندمان چه می‌گذرد و اغلب پشت این گونه سؤالات بچه‌ها دنبال اطلاعات هستند و نگرانی خاصی وجود ندارد.قیطاسی ادامه می‌دهد: «در وهله دوم ما باید همراه کودک باشیم. گاهی به نظر می‌رسد بچه‌ها در مواجهه با سوگ مثل یک آدم‌بزرگ رفتار می‌کنند اما در باطن این کودک گیج شده و آن قدر سطح هیجانات او بالاست که نمی‌داند چه رفتاری داشته باشد. از طرفی توان کودکان هم با هم فرق دارد و گاهی بعضی بچه‌ها نیاز به فعالیت دیگری دارند تا حواسشان پرت شود. گاهی هم می‌بینیم بچه بی‌تفاوت است و این باعث عصبانیت نزدیکان او می‌شود. درحالی‌که هیجانات او بالا رفته و مغزش نمی‌تواند متمرکز عمل کند. متوجه نمی‌شود که چه دارد می‌گذرد.»

بابا کی میاد؟!

با جلو رفتن حرف‌های کارشناس، در ذهنم تصویر کودکان شهدا و آن صورت‌های معصوم جان گرفته است. خدا، خدا می‌کنم آن لحظه که به تابوت می‌رسند، خیال کنند که این خواب خرگوشی‌شان قرار است زود تمام شود و خانه‌شان را با همه خوشی‌هایش از دست جنگ پس بگیرند. اما خودم هم می‌دانم، خانه بی بابا، بی‌برادر، بی مامان و...دیگر همان خانه گرم نمی‌شود.قیطاسی دوباره به دنیای لطیف کودکان دعوتم می‌کند: «ما در مدل و زمان سوگ کودک مداخله نمی‌کنیم. بچه‌ها یک سؤال را شاید روزها تکرار کنند؛ بابا کی میاد؟! بابا چطوری شهید شد؟... حتی سندرومی در بچه‌ها به وجود می‌آید که «همه چی تقصیر منه، اگه من اینکارو نمی‌کردم بابا نمی‌رفت...اگه..» بچه‌ها خودشان را مرکز دنیا می‌بینند و برای همین هم با چنین اتفاقی تصور می‌کنند تقصیر آنهاست که بابا برنمی‌گردد و ازآنجایی‌که دایره لغات بچه‌ها کم است نمی‌توانند احساساتشان را به‌خوبی ابراز کنند. اینجا ما باید کمک کنیم بچه‌ها به حال خودشان وصل شوند و به شیوه خودشان ابراز داشته باشند. این ابراز ممکن است، گریه، جیغ‌زدن، بهانه‌گیری و...باشد. اما مهم است ما از تجربه خودمان بگوییم تا بچه‌ها هم به احساس خودشان وصل شوند و بروز دهند.»

سکوت ترسناک!

حسنا قیطاسی هشدار می‌دهد که با احترام‌گذاشتن به مدل سوگواری کودک، او را به حال خودش نگذاریم. او می‌گوید: «همان قدر که فرصت می‌دهیم به بچه‌ها باید حواسمان هم باشد آنها را تنها نگذاریم تا در سکوت خودشان، جواب سؤالاتشان را با خیال‌پردازی پر کنند. در کنار کودک باید یک شخص امن و باثبات روحی باشد تا بتوانیم احساسات خودمان را با کودک سهیم شویم. همین‌طور بهتر است از تعبیرات ذهنی و گیج کنند استفاده نکنیم. تعبیراتی مثل؛ بابا رفته پیش خدا، بابا به یک خواب طولانی رفته... کودک این تعبیرات را به‌خوبی درک نمی‌کند و گیج می‌شود. بهتر است بگوییم مثلاً ماهی قرمز عید یادت هست؟ روی آب خوابیده بود و بعد خاکش کردیم؟! اگر از مشاهدات و تجربه‌های خودش مثال بزنیم بهتر درک می‌کند. در نهایت فرایند مواجهه با سوگ برای کودکان ممکن است از یک تا سه ماه طول بکشد. اما اگر نزدیکان کودک علائمی مثل وابستگی شدید، سکوت زیاد، شب‌ادراری و...مشاهده کردند بهتر است به یک درمانگر مراجعه کنند.»#جنگ_رمضان #ترس_مرگ#شهادت_فقدان_سوگ#مرگ_بر_آمریکا
18:18 - 5 فروردین 1405

0 بازدید