وقتی «دیسلکسیا» اعصاب والدین را خاکشیر میکند
با چشم دیده نمیشود اما میتواند در عرض چند هفته، از دانشآموز، یک انسان بیاستعداد بسازد که با برچسب خوردن عقب عقب میرود و به دیوار تنهایی میچسبد. پس تعجب نکنید اگر شنیدید اعصاب والدین این بچهها پودر شده است.
گروه زندگی: «باورتون نمیشه من یه مادر خیلی بد هستم. بچمو که به سختی به دست آوردم به مرز دیوانگی رسوندم. فقط به خاطر درس و مدرسه...یه جمع و منها بلد نیست!» این حرفهای مادری است که گرفتار یک اختلال شده است.در گزارش قبل از «اختلال» یادگیری و مشکلات بچه هایی مثل رضا و حسنا حرف زدیم. سجاد هم مثل همین بچههاست. او نمیتواند انشا بنویسد، وقتی قرار است خلاصه نویسی کند ذهنش مدام می پرد. راضیه سادات رفعتی پور، دانش پذیر دکترای مشاوره و درمانگر تخصصی یادگیری، در این باره میگوید: «این مشکل از سازماندهی اطلاعات در مغز سجاد آب میخورد. نگار هم به نوع دیگری دچار همین اختلال است. او کلمه ها را نمیتواند در حافظه اش نگه دارد و وقت نوشتن معمولا جا میاندازد. وقتی از دور نگاه کنیم هم سجاد به نظر شاگرد تنبلی میآید هم نگار حواسش پرت است. اما این بچه ها تقصیری ندارند.» کارکرد مغز آنها در بخشهایی دچار مشکل شده است و این گزارش به صورت اختصاصی به اختلال یادگیری در حوزه نوشتن و خواندن میپردازد تا برای کمک به این بچه ها اقدام درست تری داشته باشیم. دیسگرافیا، دیو هفت سر مدرسه!
رفعتی پور میگوید تشخیص اختلال نوشتن با مشاهده دقیق امکانپذیر است. فقط باید دنبال این نشانهها بگردید: -این بچهها املای ضعیفی دارند. دست خودشان هم نیست. چون هماهنگی چشم و دست درستی ندارند معمولاً کلمات را جا میاندازند. حروف را در یک کلمه جابهجا میکنند مثلاً بهجای کلبه مینویسند کلب!-نارسایی نویسی دومین نشانه این اختلال است. وقتی به دفتر مشق این بچهها نگاه کنید اصلا نمیفهمید چه نوشتهاند.-آن قدر به مداد فشار میآورند که معمولاً کاغذ بهشدت سیاه میشود و پاره میشود.-غلطهای زیاد نگارشی دارند و برعکس مینویسند.- از فضای دفتر نمیتوانند خوب استفاده کنند.-درک آغاز و پایان کلمات برایشان مشکل است. معمولاً افعال را به این شکل مینویسند : آمدیم: آمدی!-ترتیب و توالی جمله و فعل و فاعل را درک نمیکنند!این وضعیت برای همه والدین نگرانکننده است. دیالوگی که در ابتدای گزارش خواندید فقط یکی از صدها پیامی بود که رفعتی پور در طول هفته دریافت میکند اما او با تخصص این حوزه و امید معتقد است این اختلال تا ۷۰ درصد به کمک روشهای درمانی قابلحل است. فقط والدین باید بپذیرند این یک اختلال است نه کمهوشی یا تنبلی بچه.
دیسگرافیا با این چند کار فراری میشود
رفعتی پور بهعنوان متخصص یادگیری با چند بازی ساده و آسان سراغ والدین آمده است. او میگوید بازی برای بچههایی که دچار این اختلال هستند تفریح نیست، یک نسخه درمانی است. حالا چند بازی آسان را که به بهبود اختلال نوشتن کمک میکند با هم مرور میکنیم:-حروف را درشت بنویسید و بچهها با انگشت و مدادشان این حروف را دنبال کنند.-برای بچهها خطوط مارپیچ و مسیرهای جالب بکشید تا حین بازی کنترل دست و دقتشان بالا برود.- بازی کلمه گمشده خیلی لذتبخش است. یک جمله بنویسید با یک جای خالی. یا یک تصویر و موقعیت به بچه بدهید و از او بخواهید حدس بزند چه چیزی گمشده یا جایش خالی است. این بازی مهارت حدسزدن را تقویت میکند و کمک میکند بچهها کمکم ساختار جمله را درک کنند.
این اختلال یک خواهر هم دارد!
وقتی حرف از روخوانی باشد، داد خیلی از والدین درمیآید. اختلال یادگیری این حوزه را نیز بینصیب نگذاشته و با از کار انداختن کارکرد بخش شنیداری مغز، بچهها را دچار مشکل میکند. اختلال در نوشتن یک خواهر هم دارد که اختلال در خواندن است. رفعتی پور نشانههای این اختلال را اینطور معرفی میکند: - کند خواندن متن – قاطیکردن خطوط هنگام خواندن – مشکل در درک متن – اشتباه زیاد در املا( چون نمیتوانند کلمه را در حافظه نگه دارند جا میمانند و اغلب جملاتشان غلط دارد). – ناتوانی در حفظ ترتیب(فعل، فاعل،و...)- جاانداختن و اشتباه خواندن کلمات.
خواهرِ دردساز اختلال یادگیری!
خواندن فراگیرتر از همه انواع اختلال یادگیری است و اتفاقاً دردسرسازترین اختلال است. چرا که اگر بچهها نتوانند روی سؤال را خوب بخوانند، حتی در ریاضی هم مشکل پیدا میکنند. برای رفتن به پایههای بالاتر مسئله دارند و این دور باطل همیشه ادامه دارد. خواندن پایهایترین مهارت بچههاست که همیشه و حتی در دروس دیگر به آن نیاز دارند. حالا بیاید با چند راهحل ساده به بچهها کمک کنیم:-صداها را با بازی به بچه ها یاد بدهید.-برای او بلند بلند بخوانید و او تکرار کند-تصویر کلمه ها را به صورت رنگی نشانش بدهید.- متن های ساده با فونت درشت بنویسید و باهم بخوانید.-حتی برای یک پیشرفت کوچک هم فرزندتان راتشویق کنید.
صدای خنده بچهها، سمفونی سلامتی!
رفعتی پور علاوه بهعنوان مشاور و درمانگر این حوزه، از چند راهکار عمومی و البته بسیار مفید برای والدین حرف میزند. او میگوید: «والدین انتظار دارند به بچه بگویند برو مشقت را بنویس و او هم با همین یک حمله درسخوان شود. ولی این امکان ندارد. این بچهها با مشکلاتی که دارند انگیزهشان کم شده و خسته میشوند از تکرار امر و نهی. باید بهجای بایدونباید و برچسبزدن، مشق بچهها را خردخرد کنیم و از او بخواهیم خردخرد انجام بدهد. بعد هم تشویق کنیم. حتی یک آغوش بامحبت میتواند پیشرفت آفرین باشد.» رفعتی پور در ادامه به «بانک عاطفی» اشاره میکند. این بانک اسکناس نیاز ندارد. بلکه بامحبت والدین پر میشود. رفعتی پور پیشنهاد میکند وقت اختصاصی برای بچهها بگذاریم و معیار این وقت اختصاصی هم صدای خنده بلند بچههاست! رفعتی پور میگوید: «قهقهه بچهها باید فضا را پر کند.» در نهایت، از اختلال یادگیری نترسید، هیچچیزی نیست که والدین با دلسوزی عمیق و عشقی که به فرزندشان دارند نتوانند از پس آن بربیایند. وقتی حرف بچهها باشد، والدین قویترین آدمهای روی زمین هستند.
15:34 - 18 مهر 1404