اگر مذاکره نمیکردیم، دشمن حمله نمیکرد؟
یعنی اگر ما مذاکره نمیکردیم، دشمن حمله نمیکرد؟ این همان استدلالی است که درباره برجام هم مطرح میشود. میگویند برجام را که شما امضا کردید، ما را تحریم کردند. یعنی اگر برجام نبود، تحریمها نبود؟ این نوع استدلالها جای تأمل دارد.
قسمت سوم و پایانی گفتگو با دکتر علی اکبر صالحیوی با اشاره به ماجرای امضای پروتکل الحاقی به عنوان نماینده ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی گفت: من واقعاً برای آقای شریعتمداری احترام قائلم، ولی منتقد ایشان هستم. اجازه دهید خاطرهای عرض کنم. زمانی که نماینده ایران در آژانس بودم و مأموریتم به پایان رسیده بود ــ حدود سال ۱۳۸۱ یا ۱۳۸۲ ــ به ایران آمده بودم ولی فرد جایگزین هنوز منصوب نشده بود. در آن مقطع، دولت وقت تصمیم گرفت پروتکل الحاقی را امضا کند. جناب آقای دکتر خرازی، وزیر امور خارجه وقت، به بنده گفتند که با آقای البرادعی بروید و این پروتکل را امضا کنید.وی افزود: با تردید پرسیدم: آیا مطمئن هستید که من بروم؟ نگران بودم که در داخل مشکل درست نشود. ایشان گفت این تصمیم دولت است. گفتم تا زمانی که کتبی ننویسید و تشریح نکنید، من نمیروم. نهایتاً نامهای نوشتند و من رفتم و پروتکل را امضا کردم.صالحی با گلایه از عملکرد روزنامه کیهان در آن زمان گفت: در آن دوره، روزنامه کیهان علیه من هرچه خواست نوشت و ما را به هرچه خواست متهم کرد. من در دانشگاه و مدارس رفتوآمد داشتم؛ این کار باعث آبروریزی شد. حتی در خانوادهام میپرسیدند آقای صالحی شما چه کردهاید؟وی ادامه داد: دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، گاهی اصحاب رسانه را دعوت میکرد تا فردی درباره مسائل هستهای صحبت کند. من را دعوت کردند چون در آن زمان، شاید پیشتازترین فرد در موضوع هستهای بودم. آقای دکتر روحانی که دبیر شورای عالی بودند، هنوز اینقدر درگیر نشده بودند. آقای ظریف هم که سفیر ایران در نیویورک بودند، درگیر نبودند.
وعده مدیرمسئول کیهان شریعتمداری هیچگاه عملی نشدرئیس پیشین سازمان انرژی اتمی گفت: در همان جلسه، آقای شریعتمداری کنار من نشسته بودند. گفتم آقای دکتر، این چه بود که شما درباره من نوشتید؟ آخر مگر میشود من سر خود چنین چیزی را امضا کرده باشم؟ ایشان گفتند اشتباه شده. گفتند آقای صالحی من کتابی مینویسم و آنجا جبران میکنم. اما تا امروز نه آن کتاب را دیدیم، نه جبرانی در کار بود.وی تأکید کرد: عرض من این است که آیا این صداقت در خبر است؟ آیا این کار، رسانهای است؟ شما نماینده چه کسی هستید؟ نماینده نظام هستید دیگر! وقتی وزیر خارجه مأموریت امضا را میدهد، یعنی شورای عالی امنیت ملی تصمیم گرفته و طبعاً مصوبات این شورا تنها با تأیید مقام معظم رهبری اجرا میشود. پس آیا من به تصمیم شخصی این کار را انجام دادم که چنین مطلبی دربارهام نوشته شد؟اگر مذاکره نمیکردیم، دشمن حمله نمیکرد؟رنجبران به موضوع ۱۱۰۰ شهید و تیتر کنایهآمیز روزنامه کیهان در مورد مذاکرات اشاره کرد و پرسید یعنی نتیجه مذاکرات فرزندان این مملکت این است؟ و صالحی پاسخ داد: یعنی اگر ما مذاکره نمیکردیم، دشمن حمله نمیکرد؟ این همان استدلالی است که درباره برجام هم مطرح میشود. میگویند برجام را که شما امضا کردید، ما را تحریم کردند. یعنی اگر برجام نبود، تحریمها نبود؟ این نوع استدلالها جای تأمل دارد.چندصدایی اگر معنا داشته باشد، مفید استصالحی گفت: بگذریم؛ عفا الله عما سلف. البته این چندصداییها حسن خودشان را دارند، به شرط آنکه معنا داشته باشند. نه اینکه فردی بهعنوان نماینده رسمی جمهوری اسلامی ایران، پروتکلی را امضا کند و همان زمان، مقالهای علیه او منتشر شود. این برخورد، منطقی نیست.
اگر درست ببینیم نباید مذاکره را با ذلت یکی دانستوی در ادامه، با تشریح تجربههای خود در روند مذاکرات هستهای، بر لزوم «راهبرد کلان» در کشور و پرهیز از سطحینگری در نگاه به مقوله «مذاکره» تأکید کرد و با اشاره به دوره مسئولیت خود در مذاکرات فنی، از فضاسازیها و اتهامهایی سخن گفت که بر پایه اطلاعات ناقص برخی افراد شکل گرفته بود. وی توضیح داد: بنده، زمانی که مسئول مذاکرات فنی بودم ـ که البته بسیاری از مسائل را اکنون هم نمیتوانم علنی بگویم ـ موارد متعددی پیش آمد. در یکی از مراحل، برخی دوستان در داخل کشور نگران شدند که گویا من امتیازی را واگذار کردهام. در پاسخ، نامهای خدمت آقا نوشتم. آدمهای مهم. خوشبختانه دفتر آقا آن نامه را به ما داد. آن انسانهای مهم، دوستان خود ما هستند که در این حوزه هیچ تخصصی هم ندارند، اما بر اساس اطلاعات ناقص، اظهار نظرهایی کرده بودند و نامه نوشته بودند.او افزود: بعد از اجرای برجام، دیدند نه تنها روند متوقف نشد، بلکه از غنیسازی ۲۰ درصد به ۶۰ درصد رسیدیم، فلز اورانیوم تولید کردیم، و ماشینهای پیشرفته IR-۸ و IR-۹ هم راهاندازی شدند.اگر زیرساختها نابود شده بود که بلافاصله امکان بازگشت نداشتیمصالحی با اشاره به قانون مجلس در الزام به ازسرگیری فعالیتهای هستهای گفت: اگر واقعاً زیرساختها نابود شده بودند، چطور ممکن بود طبق قانون مجلس بلافاصله غنیسازی ۶۰ درصد، تولید فلز اورانیوم و راهاندازی ماشینها آغاز شود؟ اینها نشان میدهد که ما مسیر را درست رفتیم.
درباره برخی فضاسازیها حرفی نزدمصالحی در واکنش به یادآوری سخنانش در صحن مجلس که با ممانعت برخی نمایندگان همراه شده بود، گفت: میگفتند پروژه هستهای مرده و فاتحهاش خوانده شده. اما اگر اینطور بود، مگر قانون میتوانست بگوید بلافاصله این کارها انجام شود؟ من به رویشان نیاوردم، ولی وجدان که هست.وی با بیان اینکه همچنان معتقد است راه وجود دارد، افزود: پیشتر هم راههایی وجود داشت که مکتوب کردم و برای برخی دوستان فرستادم. متأسفانه رویم نشد برای مقام معظم رهبری ارسال کنم و برای وزارت خارجه فرستادم.مذاکره، ابزار حل اختلاف است؛ نه نشانه ضعفوی در تبیین مفهوم مذاکره گفت: مذاکره بهمعنای حل مسئله از طریق گفتوگو است. در مذاکره «داد» و «ستاند» وجود دارد. اگر میزان آنچه میدهید و میگیرید برابر باشد، مذاکره برد-برد است. برخی میگویند باید مذاکره کنیم و فقط بگیریم؛ این منطقی نیست. شما پنج شش سال مذاکره کردید، تحریمها بیشتر شد. الان هم راه هست، اما مذاکره ذاتاً نباید تقبیح شود. مذاکره باید با عزت، حکمت، درایت و هوشمندی باشد. چه کسی گفته باید با ذلت مذاکره کرد؟رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی در ادامه گفت: اکنون نیز راه وجود دارد و مذاکره بهخودیخود نباید تقبیح شود. اینکه ما به دشمن اعتماد نکنیم، درست است؛ هیچکس نگفته باید به دشمن اعتماد کرد. اکنون شما بهعنوان متخصص فنی بفرمایید ما چه چیزی را دادهایم و چه چیزی را گرفتهایم؟ اکنون که از دست رفت؛ همه زحماتی که کشیده شد، رفت. اما زمانی که نرفته بود، ما چه چیز را داده بودیم؟
دستیابی به علم و فناوری، حق مسلم همه ملتهاست صالحی با انتقاد از نبود نگاه راهبردی گفت: ما باید Grand Strategy یا راهبرد کلان داشته باشیم. در حوزه فناوری هستهای، هدف این بود که به آستانه صنعت هستهای برسیم. این، حق ملت ایران است. دستیابی به علم و فناوری، حق مسلم همه ملتهاست.آقا فرمودند سمت سلاح نرو، اما در حوزه انرژی هستهای هر کاری میخواهی بکناین استاد دانشگاه گفت: بسیاری از کاربردهای پزشکی، وابسته به فناوری هستهای هستند؛ از جمله رادیوایزوتوپها، تصویربرداری PET، اشعه گاما و اسکنهای پزشکی. بسیاری از بیماران حتی نمیدانند این فناوریها به انرژی هستهای وابستهاند. سازمان انرژی اتمی کشور ما اینها را تولید میکند.صالحی با افتخار از خدماتش در حوزه فناوری هستهای یاد کرد و گفت: من خوشحالم که بذر فناوری هستهای را در کشور پاشیدم و پای آن ایستادم تا زمانی که مردم بگویند نمیخواهیم.او تأکید کرد: آقا فرمودند که سمت سلاح نرو، اما در حوزه انرژی هستهای هر کاری میخواهی بکن؛ ما هم دقیقاً همان راه را رفتیم.هدف دشمن، نظام جمهوری اسلامی است، نه فناوری هستهایصالحی با اشاره به ابعاد اصلی مواجهه دشمن با جمهوری اسلامی ایران تصریح کرد: بحث دشمن، هستهای نیست؛ همه گفتهاند که هدف اصلی، خود نظام جمهوری اسلامی ایران است.وی با اشاره به بازتاب جهانی تحولات منطقه بهویژه پس از جنگ غزه افزود: در شبکههایی مانند تیکتاک، جایگاه ایران در افکار عمومی دنیا بسیار بالا رفته است. هرچند افکار عمومی بهتنهایی کارگشا نیست، اما وجدان عمومی جهان امروز علیه اسرائیل بسیج شده است؛ از اسپانیا و هلند تا لندن، مردم علیه رژیم صهیونیستی به خیابانها آمدهاند و شعار میدهند.
بیداری وجدان جهانی، نشانه افول مشروعیت اسرائیلصالحی گفت: رژیم صهیونیستی با وجود این اعتراضات جهانی، همچنان به کشتار ادامه میدهد. این نشان میدهد که جهان امروز متوجه شده با چه هیولایی طرف است. حتی کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز دیگر فریب پروژههایی مثل "پیمان ابراهیم" را نمیخورند.وی تأکید کرد: این درک جهانی از مظلومیت ایران بسیار ارزشمند است. هرچند در عرصه نظامی، به تنهایی کارساز نیست، اما بیداری وجدان جهانی، سرمایه بزرگی است.اسرائیل در مسیر سقوط؛ آمریکا در حال بازنگریرئیس پیشین سازمان انرژی اتمی درباره وضعیت رژیم صهیونیستی بعد از جنگ ۷ اکتبر گفت: اسرائیل بهدنبال طراحی نقشهای جدید برای خاورمیانه است، اما واقعیت این است که هرچه بیشتر دست و پا میزند، بیشتر در باتلاق فرو میرود.او با اشاره به مفهوم "خستگی ماده" در مهندسی، افزود: اسرائیل دیگر برای آمریکا کارایی سابق را ندارد. آمریکا اعتبار سیاسی خود را بهخاطر حمایتهای بیقید و شرط از اسرائیل از دست داده است. حتی وزیر خارجه چین هم به این موضوع اشاره کرده است.آمریکا دیگر نمیتواند شعار حقوق بشر سر دهدصالحی ادامه داد: امروز، حتی با وجود این حجم از جنایت، آمریکا بدون هیچ واکنشی به اقدامات اسرائیل نگاه میکند. این رفتار، موجب شده هیچکس دیگر به شعارهای حقوق بشری آمریکا باور نداشته باشد. آمریکا اکنون دارد هزینههای سیاسی، مالی و نظامی سنگینی میپردازد، بدون اینکه منفعتی بهدست آورد.وی خاطرنشان کرد: اگر آمریکا به این نتیجه برسد که یک دلار هزینهاش برای اسرائیل، کمتر از یک دلار سود دارد، دیگر برایش نمیصرفد. آن وقت، اسرائیل را کنار میگذارد. این واقعیت امروز در حال نمایان شدن است.
رژیم صهیونیستی دیگر "فرشته نجات" نیست، "فرشته مرگ" استصالحی در ادامه به تحولات سیاسی اخیر اشاره کرد و گفت: بعد از انتخابات آمریکا و شکست ترامپ در دور دوم، نتانیاهو به بایدن تبریک گفت. این موضوع خشم ترامپ را برانگیخت. در واکنش، نتانیاهو تلاش کرد با معرفی ترامپ برای دریافت جایزه صلح نوبل دل او را بهدست آورد، اما نتیجه معکوس داد.وی تأکید کرد: اسرائیل که قبل از ۷ اکتبر خودش را فرشته نجات معرفی میکرد، حالا رسماً به فرشته مرگ تبدیل شده است. حملات شبانهروزی به لبنان و نقض تعهدات آتشبس، بیانگر همین موضوع است. آمریکا و فرانسه متعهد به حمایت از آتشبس بودند، اما سکوت کردهاند.نسبت اسرائیل با مرگ، کشتن است؛ نسبت ما، کشته شدن/ شهادت ابزار قدرتمند ماستصالحی با اشاره به تفاوت بنیادین نگاه دو طرف به مسئله مرگ اظهار داشت: منظور من از اسرائیل، صهیونیسم بینالملل است. ما به هیچوجه یهودیت را هدف قرار نمیدهیم. اما صهیونیسم نسبتش با مرگ، کشتن است؛ در حالیکه ما مرگ را شهادت میدانیم. شهادت، ابزار قدرتمند ماست. قرآن میفرماید شهید زنده است و نزد خدا روزی میگیرد. این باور فرهنگی، باعث قدرت ماست. غربیها تلاش دارند این ویژگی را از ما بگیرند، چون میدانند چقدر قدرتآفرین است.وی در پاسخ به پرسشی درباره چرایی مذاکره با دشمنی که قصد نابودی جمهوری اسلامی را دارد، تصریح کرد: ما هیچگاه آغازگر جنگ نیستیم. بلکه سعی میکنیم آن را از خود دور کنیم. سعدی در این باره میگوید: "چو شمشیر پیکار برداشتی، نگهدار پنهان ره آشتی." یعنی آماده باش، اما راه صلح را هم باز بگذار. قرآن هم میفرماید اگر دشمن به صلح تمایل داشت، تو هم تمایل نشان بده؛ البته هوشمندانه، نه سادهلوحانه.
صلح واقعی، پایان رژیم صهیونیستی استصالحی گفت: صهیونیستها از صلح واقعی فراری هستند، چون آن را پایان خود میدانند. آمریکاییها هم نظم را میخواهند، اما نظمی که خودشان تعریف میکنند و تحمیلی است. ما دنبال نظمی هستیم که از درون منطقه بجوشد و واقعی باشد.مذاکرات پیشابرجامی و دو پیشنهاد کلیدی به دولتبه گزارش سینرژی، در دوران انتقال قدرت میان دولت دوازدهم و سیزدهم، کمیتهای با ریاست علی شمخانی و حضور افرادی چون سید عباس عراقچی و علیاکبر صالحی تشکیل شد تا درباره سرنوشت مذاکرات هستهای تصمیمگیری شود. در آن زمان، علی باقری کنی بهعنوان نماینده دولت منتخب سید ابراهیم رئیسی در جلسات حضور داشت.صالحی در این خصوص اظهار کرد: به دولت جدید پیشنهاد کردم مذاکراتی که تیم آقای عراقچی انجام داده و نزدیک به سرانجام بود را بپذیرند. این کار دو فایده داشت: اول، رهایی از تحریمها و آغاز مبادلات بانکی و تجاری؛ دوم، ایجاد فرصت برای دولت جدید که در عین پیشبرد مذاکرات، منتقدان پیشین برجام را زیر سوال ببرد و مدعی شود مجبور به ادامه این مسیر شده است.از بازگشت به مذاکرات تا فرصت از دسترفتهوی افزود: این پیشنهاد با وجود تأیید تلویحی، به مرحله اجرا نرسید. با این حال، عملکرد تیم آقای باقری در ادامه مسیر مذاکرات، مورد تحسین قرار گرفت. او گفت: با وجود اختلاف دیدگاههای سیاسی، انصافاً آقای باقری همان مسیری را ادامه دادند که آقای عراقچی رفته بود.به گفته صالحی، در آن مقطع قرار بود دکتر امیرعبداللهیان نیز برای امضای نهایی توافق اقدام کند، اما توصیه یکی از مقامات برای گرفتن امتیاز بیشتر باعث پیچیدهتر شدن روند مذاکرات و توقف آن شد.
وضعیت اقتصادی دوران برجام؛ مقایسهای واقعبینانهرئیس پیشین سازمان انرژی اتمی درباره آثار مثبت برجام تا پیش از خروج آمریکا از توافق در سال ۱۳۹۷ گفت: در آن دوره، شرایط گمرکی، صادرات نفت و ورود شرکتهای خارجی به کشور بهبود چشمگیری داشت. شرکتهای بزرگی مانند توتال وارد ایران شدند و تقاضای کشورهای خارجی برای سرمایهگذاری در ایران به حدی بود که حتی در خیابان ولیعصر ساختمان برای اجاره پیدا نمیکردند. او تصریح کرد که اگرچه مشکلات بانکی همچنان پابرجا بود، اما نسبت به دورههای دیگر گشایشهایی محسوس دیده میشد.مخالفتهای داخلی و تأثیر آن بر روند مذاکراترئیس پیشین سازمان انرژی اتمی در پاسخ به سوالی درباره تأثیر مخالفتها با برجام، گفت: مخالفتها واقعی و سیاسی بود، نه تاکتیکی. اینگونه نبود که مخالفان فقط برای پر کردن دست مذاکرهکننده اظهار مخالفت کنند؛ بلکه رقابت بر سر قدرت بود.صالحی به تفاوت فضای سیاسی ایران و ایالات متحده اشاره کرد و گفت: ما خود را پیرو پیامبر اسلام میدانیم و موظف به رعایت اخلاق هستیم. اگر اختلافی هم داریم، باید اخلاقمدارانه باشد. متأسفانه در جریان برخی مخالفتها، اخلاق فراموش شد.او در واکنش به ادعای ریختن سیمان در قلب راکتور اراک، بیان داشت: خب اگر دروغ بود پس این صنعت هستهای چه بود؟ صنعت هستهای الان نابود شد؛ به برکت مخالفتهای شما نابود شد. اما آن زمان کجا نابود شده بود که اینطور دروغ میگفتید؟! من قسم دروغ خورده بودم؟ زمانی که من سازمان انرژی اتمی را تحویل گرفتم، نسل اول سانتریفیوژهای IR1 داشتیم و داشتند روی نسل دومIR2 کار میکردند.
اما هنگام تحویل، IR6، IR8 و IR9 نیز داشتیم، فلز اورانیوم تولید شده بود، غنیسازی ایزوتوپ پایدار آغاز شده بود و پروژه آب سنگین نیز به سرانجام رسیده بود. اگر اینها دروغ است، بفرمایید بررسی شود.دفاع از عملکرد گذشته؛ از شهریاری تا افتراهای رسانهایصالحی با اشاره به ارتباط نزدیک خود با شهید شهریاری افزود: بزرگترین افتخار من، معلمی شهید شهریاری بود. همسر شهید میگفت وقتی تماس میگرفتم، او ایستاده با من صحبت میکرد. آیا این انصاف است که به کسانی که به کشور خدمت کردهاند، تهمت زده شود؟او همچنین از تخریبهایی که علیه برخی نخبگان صورت گرفته انتقاد کرد و گفت: کسانی که از آنها به عنوان "باند نیویورکیها" یاد میشود، خدمات زیادی به کشور کردهاند. چرا پشت چهرههایی که میتوانند از جمهوری اسلامی در عرصه بینالملل دفاع کنند را خالی میکنیم؟واکنش صالحی به حملات علیه رئیسجمهور جدیددر ادامه این گفتگو به مصاحبه اخیر دکتر مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران با یک شبکه آمریکایی اشاره شد. صالحی در اینباره گفت: مصاحبه بسیار خوبی بود. حتی اگر ضعفهایی هم داشت، چرا باید توهین شود؟ انسجام ملی با این روشها حاصل نمیشود.او تأکید کرد: در کشورهای دیگر، رؤسای جمهور سابق پس از پایان مسئولیت، همچنان در عرصههای دیپلماتیک فعالاند. ما نباید سرمایههای انسانی خود را کنار بگذاریم.احمدینژاد گفت بیآبرویت میکنند؛ اما مانعم نشدصالحی با اشاره به روند آغاز مذاکرات با آمریکاییها در دولت دهم اظهار داشت: آقای احمدینژاد به من گفتند که با این کار موافق نیست، اما انصافاً دست مرا باز گذاشت و به من گفت: آقای صالحی، وارد این کار شوی، اینها بیآبرویت میکنند و زمین میزنند و گرفتار میشوی.
گفتم میدانم و حالا فرض کنیم شکست خوردیم و بیآبرو شدیم؛ برای حل مشکل مملکت است دیگر. یا حل میشود یا نمیشود. اگر موفق شدیم که نتیجهاش روشن است، و اگر شکست خوردیم، نهایتاً میگویند بیعرضه است.وی تأکید کرد که آقای احمدینژاد شخصاً مانع نشدند، اما دلشان با این کار نبود. به گفته او، مقام معظم رهبری فرموده بودند با رئیسجمهور هماهنگ شود، اما چون رئیسجمهور در جلسات شرکت نمیکرد، ناچار شده بود هماهنگیها را با دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی انجام دهد و در این مسیر نیز با مشکلاتی مواجه شده است.روایت صالحی از بدعهدی جلیلی/ به جلیلی گفتم با شما رقابتی ندارم؛ شما از فرزندم دو سه سال بزرگتر هستیدرئیس پیشین سازمان انرژی اتمی ادامه داد: آقای جلیلی گمان میکرد که قصد رقابت با او را دارم. به آقای جلیلی صراحتاً گفتم که شما از فرزند اول من دو سه سال بزرگتر هستید. شما مثل فرزند من هستید. من چرا باید با شما رقابت کنم؟ در مذاکرات آلماتی ۱، دم در ایستاده بود. از ایشان خواستیم که به ما کمک کنند تا کار را به سرانجام برسانیم. صالحی گفت: با همه دشواریها، کار خود را انجام دادم. با استفاده از اختیارات وزیر، این مسیر را پیش بردم؛ بالاخره اگر وزیر اختیار نداشته باشد چند نفر را بفرستد خارج مذاکره کنند که هیچ است. او افزود: به جلیلی گفتم من که با شما رقابتی ندارم؛ شما دو سه سال از فرزند اول من بزرگتر هستید. آدم که با فرزندش رقابت نمیکند. ایشان گفت: پس من به آلماتی میروم.اگر آمریکاییها راست میگویند بگو خانم شرمن کوتاه بیاید. گفتم:اگر کوتاه بیایند، شما وقتی برگشتی با ما همراهی میکنید؟ گفت: «بله.» گفتیم باشد.این پیام رااز طریق عمان به آمریکاییها منتقل کردیم و آنها نیز تا حدی عقبنشینی کردند.
خوشحالی از نتایج آلماتی ۱؛ بیوفایی در بازگشتصالحی ادامه داد: در آن زمان من در اتریش بودم که شنیدم خانم اشتون و آقای جلیلی از روند مذاکرات ابراز رضایت کردند. برای نخستین بار در آلماتی ۱ گفته شد که «یک گام به جلو برداشتیم» و من واقعاً خوشحال شدم. گفتم به ایران برگردم دیگر مسیر ما باز شده است. وقتی برگشتیم، گفتم الوعده وفا! گفتند: «نه»! آقای جلیلی گفت: «استدلال ما قوی بود و همین باعث عقبنشینی طرف مقابل شد.» گفتم: اگر واقعاً این استدلالها همیشه وجود داشته، چرا تا پیش از آن نتیجهای حاصل نشده بود؟ مگر چه اتفاقی افتاد که ناگهان ورق برگشت؟ بعد از آن، آقای جلیلی به آلماتی ۲ رفتند که یکدفعه ورق برگشت و همهچیز به هم خورد.پیشنهاد صالحی برای انتشار اسناد مذاکرات عمانصالحی در پاسخ گفت: حتی نامهنگاریهایی هم انجام شد. آقای احمدینژاد – که انصافاً خدا حفظشان کند – با اینکه مخالف بودند، در حاشیه یکی از نامهها که خیلی محرمانه بود، چیزی نوشته بودند که نشان میداد اینطور بوده است.او اضافه کرد: من همیشه به آقای دکتر ظریف گفتهام ایکاش این اسناد و مذاکرات محرمانه ما با آمریکا در عمان به صورت کتاب منتشر شود. چون دیگر این مذاکرات محرمانه نیست و چیزی ندارد که باعث نگرانی شود. اسناد پس از ۳۰ سال خاصیت محرمانگی خود را از دست میدهند، اما اگر این پروندهها، نامهنگاریها و حاشیههای آن منتشر شود، ماندگار خواهد بود.
آیا در آغاز فعالیتهای هستهای ایران پنهانکاری صورت گرفت؟رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی در پاسخ به این پرسش که آیا در آغاز فعالیتهای هستهای کشور پنهانکاریهایی صورت گرفت که زمینه سوءاستفاده سازمان منافقین را فراهم کرد، گفت: پاسخ به این سوال پیچیدهتر از آن است که برخی دوستان تصور میکنند. مطابق بند ۳.۱ پادمان قدیم آژانس، کشورهای عضو ملزم نبودند بلافاصله پس از شروع ساخت تأسیسات هستهای، آن را اعلام کنند. تنها زمانی که ۶ ماهبه ورود مواد هستهای به آن تأسیسات باقی مانده باشد، باید اعلام میکردند.وی ادامه داد: بنابراین ساخت نطنز بدون اطلاع آژانس، خلاف تعهدات نبوده است. هرچند میشد زودتر هم اعلام کرد. نطنز در آن زمان تأسیساتی زیرزمینی برای نصب سانتریفیوژ بود و بعدها توسعه یافت. پس از افشاگری سازمان منافقین، این مسئله رسانهای شد.با تدبیر شخصی تصمیم گرفتم درباره تأسیسات UCFبه البرادعی توضیح دهمصالحی با اشاره به روابط خود با محمد البرادعی، مدیرکل وقت آژانس، گفت: دو بار آقای البرادعی را به ایران دعوت کردم. یکبار به اصفهان رفتیم و تأسیسات UCF را بازدید کردیم. شخصاً برای او توضیح دادم که ما در حال تبدیل پودر اورانیوم به گاز برای غنیسازی آینده هستیم. این تصمیمی شخصی بود، چون من معتقد بودم اگر نماینده صرفاً اجرا کننده باشد، نیازی به انسان نیست و ربات هم میتواند این نقش را ایفا کند.وی افزود: حتی در مورد واژه «غنیسازی» چون معادل عربیاش را نمیدانستم، از خود آقای البرادعی پرسیدم. ایشان هم مکثی کرد و در نهایت گفت: شاید معادل عربیاش "تخصیب" باشد. آنجا بود که این واژه را یاد گرفتیم. در سال ۱۳۸۱ یا ۱۳۸۲ سازمان منافقین موضوع نطنز را فاش کردند.
رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی بیان داشت: در آن زمان، برای انجام مأموریتی مرتبط با دولت آقای دکتر خاتمی به ایران بازگشته بودم. قصد داشتم موضوعی را با ایشان در میان بگذارم و برای اقداماتی که باید انجام میدادم، کسب اجازه کنم. در مسیر، داخل خودرو بودم و رادیو پیام را روشن کرده بودم که شنیدم البرادعی به خبر سازمان منافقین پاسخ داده که سفیر ایران به بنده گفته و اقدام سرّی نیست. کتبا اعلام نکردند ولی ما خبر داشتیم. این اخبار موجود است.صالحی خاطرنشان کرد: با این حال، رسانههای غربی این خبر را به حدی برجسته و تکرار کردند که عملاً صدای آقای البرادعی در آن فضا گم شد. با این حال، ما در آژانس بینالمللی انرژی اتمی و در جلسات شورای حکام، از همان اظهارنظر آقای البرادعی استفاده کردیم، چراکه در فضای داخلی آژانس، چنین مواضعی تأثیرگذارتر و رساتر شنیده میشود. آقای البرادعی مشاوری بریتانیایی داشت که نامش را به خاطر ندارم؛ در یکی از نشستها میگفت چرا این حرف را زدی و گفتی البرادعی خبر داشته؟ این را که میگویی البرادعی مجبور میشود تأیید کند. دیگر این را نگو. که آنجا با او دعوا کردم و گفتم به تو چه مربوط است؟ تو چهکاره هستی؟ ضرورت اعلام رسمی تأسیسات و تجربه نطنزصالحی تاکید کرد: اگر ما موضوع نطنز را مکتوب اعلام میکردیم، بهتر بود. زیرا امکان سوءاستفاده از بین میرفت. در برجام یا معاهده NPTهیچجا ممنوعیتی برای غنیسازی ذکر نشده است. اگر اعلام میکردیم، ممکن بود طرف مقابل شوکه شود ولی نمیتوانست مانع ما شود.
ماجرای فردو و اقدام پیشدستانه برای اعلام آنرئیس اسبق سازمان انرژی اتمی با اشاره به بازدید از سایت فردو، گفت: وقتی به ریاست سازمان رسیدم، آقای مهندس آقازاده من را به فردو بردند. این سایت ابتدا در اختیار نیروهای مسلح بود و بعدها با تلاش آقازاده، به سایت هستهای تبدیل شد. از همان ابتدا گفتم بهتر است خودمان اعلام کنیم تا مثل نطنز نشود. با اجازه رئیسجمهور وقت (دکتر احمدینژاد)، تصمیم گرفتم اعلام کنم. وی خاطرنشان کرد: من به دلیل مشغلههای زیاد، وقتی اجازه را گرفتم، اعلام نکردم و یک هفته گذشت. یکباره به ذهنم آمد که زمان در حال گذر است. فوراً نامهای نوشتم. آن زمان نماینده ما در آژانس، آقای سلطانیه بود. گفتم: آقای سلطانیه، لطفاً این نامه را به آقای البرادعی برسانید. گفت: باشد. نامه را فرستادیم. بعد زنگ زد و گفت: آقای البرادعی دارد به نیویورک میرود، گفتم: چه میگویی؟! حتی اگر با موتورسیکلت هم شده، نامه را به فرودگاه برسان. ایشان واقعاً فرد زرنگی بود؛ رفت و نامه را رساند.واکنش البرادعی و خنثی شدن سناریوی آمریکا در G7صالحی با اشاره به روایت البرادعی در کتاب خاطراتش گفت: او در کتاب «زمانه فریب» نوشت که وقتی نامه ایران را دریافت کرد، با خوشحالی به واشنگتن رفت تا نشان دهد ایران خودش اعلام کرده است. اما آمریکاییها عصبانی شدند، چون قرار بود در اجلاس G7 در پیتزبورگ، اوباما این سایت را بهعنوان کشف جدید معرفی کند.وی تصریح کرد: آمریکا قصد داشت فردو را جایگزین نطنز کند و آن را برگ برنده در مذاکرات معرفی کند، اما اعلام رسمی ما این نقشه را ناکام گذاشت. البرادعی هم در برابر فشار آمریکا ایستاد و گفت بالاخره روشن کنید که ایران باید چگونه عمل کند.
باید خدا را شاکر بود که در چنین شرایطی، فردی مانند پزشکیان در رأس قوه مجریه است رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی، در ارزیابی خود از وضعیت دولت چهاردهم و شخص رئیسجمهور، اظهار داشت: بنده پیشتر نیز کموبیش آشنایی با آقای دکتر پزشکیان داشتم، اما از زمانی که ایشان به ریاستجمهوری رسیدند، چندین بار ــ شاید شش یا هفت مرتبه ــ همراه با دوستان خدمتشان رسیدیم و مشورتهایی انجام دادیم. حقیقتاً باید خدا را شاکر بود که در چنین شرایطی، فردی چون ایشان در رأس قوه مجریه قرار گرفته است؛ انسانی مستغنی که هیچ دلبستگی به دنیا، جاه، مقام، پول یا امکانات ندارد. او واقعاً دنیا را طلاق داده و سراسر شور در عبادت خالق و خدمت به خلق است.وی افزود: آقای پزشکیان هرگز ریاستجمهوری را برای قدرتنمایی یا منافع شخصی نخواستهاند. ایشان حقیقتاً در پی خدمت به ملت است و این خصوصیات، او را به یکی از میراثهای گرانقدر انقلاب اسلامی تبدیل کرده است.شایستگی عراقچی؛ از سربازی تا سرداری در وزارت خارجهصالحی با اشاره به سوابق دکتر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه نیز گفت: ایشان نه تنها در دوره وزارت بنده بلکه پیش از آن نیز از خانوادهای شناختهشده و معتمد بوده است. پدر ایشان با پدر بنده در بازار رفاقت داشتند. زمانی که من وزیر خارجه بودم، ایشان را بهعنوان معاون آسیا و اقیانوسیه منصوب کردم و آقای امیرعبداللهیان نیز معاون عربی بودند. بارها گفتهام که هر کسی را ما معاون کردیم، بعدها وزیر شد؛ چون بر پایه شایستگی بود.
وی افزود: به همین دلیل هم زمانی که آقای ظریف آمد، با وجود اینکه از نظر سیاسی با دولت پیشین همفکر نبودند، چون دید افراد بر اساس لیاقت منصوب شدهاند، بسیاری از معاونان ما را حفظ کرد. آقای عراقچی نیز از درون وزارت خارجه رشد کرده و مراحل را بهدرستی طی کرده است؛ از سربازی به سرداری رسیده، باهوش، با درایت و باتجربه است.تیم مذاکرهکننده فعلی؛ ترکیبی از تجربه و تعهد/ انتخاب آقای عراقچی برای وزارت خارجه کاملاً شایسته بودصالحی با تحسین تیم فعلی مذاکرهکننده کشور گفت: آقای تختروانچی، فردی فهیم، فرهیخته و توانمند است؛ آقای غریبآبادی نیز باتجربه و متعهد است؛ آقای بقایی هم انسانی شایستهاند. این تیم ترکیبی از نیروهای باتجربه با اشراف کامل بر موضوعات است. ما با آقای عراقچی شوخی هم میکردیم و میگفتیم شما سیدالوزرا هستید. ایشان فردی شنوا، مشورتپذیر و عاقل است. در جلسات با حضور آقای ظریف و سایر اعضا این ویژگیها را بارها مشاهده کردیم. لذا از نظر بنده، انتخاب آقای عراقچی برای وزارت خارجه انتخابی کاملاً شایسته بود.توصیه صالحی به رئیس جمهور؛ تصمیمگیری در مورد مذاکرات در وزارت خارجه متمرکز شودرئیس پیشین سازمان انرژی اتمی با اشاره به چالشهای ساختاری در روند مذاکرات، هشدار داد: وقتی وزارت خارجه از ظرفیتهای علمی، حقوقی و سیاسی غنی برخوردار است، و وزیر خارجه خود فردی با دانش و تجربه است، چه ضرورتی دارد که کمیتهای خارج از وزارتخانه برای تصمیمگیری در خصوص مذاکرات تشکیل شود؟
وی افزود: این کمیته میتواند با یک اظهار نظر نابههنگام، کل روند مذاکرات را مختل کند؛ چنانکه در زمان آقای باقری گفته شد مذاکرات به نتیجه رسیده بود اما ناگهان مسیر تغییر کرد. شورای عالی امنیت ملی جایگاه بالادستی دارد، اما تشکیل یک کمیته مستقل که خود را جایگزین فرآیند تصمیمگیری وزارت خارجه کند، منطقی نیست.درخواست اختیارات ویژه برای تیم مذاکرهکنندهصالحی اظهار داشت: احساس میکنم آقای عراقچی اکنون محتاطتر از گذشته است و نمیخواهد از تمام اختیارات قانونی خود استفاده کند. از آقای دکتر پزشکیان درخواست کردم که اگر امکان دارد، از مقام معظم رهبری اجازهای گرفته شود تا تیم مذاکرهکننده از اختیارات کافی برخوردار شود.او افزود: چه کسی بهتر از عراقچی، تختروانچی، غریبآبادی یا سایر اعضای این تیم، اروپا و آمریکا را میشناسد؟ آقای عراقچی نهتنها مذاکرهگر، بلکه سفیر بوده و در مذاکرات ۵+۱ نیز سابقه حضور دارد. اگر به او اختیارات کافی داده شود، کار با انسجام و اطمینان بیشتری پیش خواهد رفت.در شرایط منطقهای باید فرض را بر جنگ گذاشت/ خوشخیالی جایز نیستوی در پاسخ به پرسشی درباره احتمال وقوع مجدد جنگ، تصریح کرد: ما باید فرض کنیم که فردا ممکن است جنگ شود. خوشخیالی در این شرایط جایز نیست؛ نه در گذشته، نه حال و نه آینده. اصل غافلگیری، اصلی شناختهشده در جنگ است. به امیر ایرانی نیز همین را گفتم. وی ادامه داد: نیروهای مسلح باید همواره آماده باشند، اما مسئولان سیاسی نباید با سخنان خود راه بازگشت را ببندند یا موضعی اتخاذ کنند که عقبنشینی تلقی شود. بین نظامیها و مسئولان سیاسی تفاوت است؛ کسی از نظامیها نمیپرسد چرا فلان حرف را گفتی یا نگفتی، اما سیاستمداران همواره زیر ذرهبیناند.
وزارت خارجه؛ ویترین جمهوری اسلامی استصالحی وزارت خارجه را ویترین جمهوری اسلامی توصیف کرد و گفت: به تعبیر رهبر معظم انقلاب، وزارت خارجه نیمی از دولت جمهوری اسلامی است. بنده که توفیق خدمت در این وزارت را داشتهام، از نزدیک میدانم که این وزارتخانه از نیروهای بسیار کارآمد و تحلیلگر برخوردار است.وی با تأکید بر اهمیت نقش این وزارتخانه افزود: هر بار در جمع کارشناسان این وزارتخانه حضور مییابیم، بهره علمی زیادی حاصل میشود. باید به تحلیلهای آنها توجه شود و اجازه دهند وزارت خارجه کار خود را انجام دهد. اگر به آقای عراقچی اختیارات بیشتری داده شود، اوضاع بسیار روانتر خواهد شد.ضرورت هوشیاری در برابر بهانهجوییهاصالحی در پایان خاطرنشان کرد: حتی اگر ـ خدای ناکرده ـ حملهای رخ دهد، باید بهگونهای عمل کرده باشیم که در افکار عمومی جهانی، مظلوم و منطقی جلوه کنیم. باید بهانهها را از دشمن گرفت و نگذاریم از رفتار ما بهرهبرداری کنند.
23:32 - 7 مرداد 1404