تفاهم ‌نامه باید «تفهیم ‌نامه» باشد

وظیفه ما در مقابل خون شهدای دنا و کودکان میناب چیست؟ اصلی‌ترین کار این است که در سطح بین‌المللی اجازه ندهیم این جنایات به فراموشی سپرده شود. مثلا وقتی دوستان می‌روند سر میز مذاکره می‌نشینند، از موضع قدرت مذاکره کنند. یعنی اگر میان ما و آمریکا تفاهم‌نامه‌ای هم امضا می‌شود، این تفاهم‌نامه درواقع باید یک تفهیم‌نامه باشد.
گروه جامعه خبرگزاری فارس-مریم شریفی؛ «کانون خلبانان ایران بر یک اصل استوار است و آن اینکه ما هیچ‌وقت خود را بازنشسته نمی‌دانیم. این نگاه، ناشی از یک ویژگی ارتش جمهوری اسلامی ایران است که در هیچ‌کدام از ارتش‌های دنیا آن را پیدا نمی‌کنید. در ارتش دیگر کشورها، یک نظامی بنابر تعهدی که دارد، مثلا 30سال خدمت می‌کند و بعد بازنشسته می‌شود. اما ما در ارتش‌مان بازنشستگی نداریم چون نه انجام وظیفه بلکه ادای تکلیف می‌کنیم. و این، به دلیل حضور شخصیتی در رأس ارتش به عنوان فرمانده کل قواست که نه یک شخصیت معمولی، بلکه ولی فقیه است و ما براساس اعتقادات خود، اطاعت از ایشان را بر خود فرض می‌دانیم. علاوه‌بر‌این در تمام ارتش‌های دنیا، نیروهای مسلح معمولا بازوی اجرایی و ابزار قدرت سیاستمداران هستند اما ارتش جمهوری اسلامی، بالاتر از هر سیاستمداری است. چون منِ خلبان به امر رهبری پرواز می‌کنم که مافوق همه جناح‌ها و سیاست‌هاست. البته ما هم در ارتش، جناح چپ و راست داریم. به این ترتیب که از جناح چپ و راست دشمن را محاصره می‌کنیم و اگر ذره‌ای از خاک میهن به پوتیش چسبیده باشد، آن را جدا می‌کنیم و بعد، درس فراموش‌نشدنی به او می‌دهیم... بنابراین ما بازنشسته نه، بلکه بازهای نشسته‌ایم. و همه بدانند این بازهای نشسته و عقاب‌های خفته، منتظر اشاره مقام معظم رهبری هستند؛ هر جا که انگشت اشاره ایشان نشان دهد، همان‌جا برای ما کربلاست و ساعت صفر عملیات که توسط ایشان ابلاغ شود، همان زمان برای ما عاشورا خواهد بود...»*(سرهنگ «حسین شاهین نژاد»، نفر دوم از سمت چپ)
این رجز پرشور، از 10سال قبل از معلم خلبان «حسین شاهین نژاد» برای من به یادگار مانده؛ خلبان غیوری که یک دهه بعد در جنگ رمضان، با اعلام آمادگی خود و همرزمان پیشکسوتش برای پیوستن به نیروهای مسلح قهرمان کشور در جنگ بادشمن آمریکایی-صهیونی، آن رجز ماندگار را به فعلیت درآورد.حالا آن خلبان پیشکسوت وطن‌دوست، مدیرعامل کانون خلبانان ایران است و مثل تمام مردم ایران، داغدار شهادت رهبری که همیشه از علاقه‌اش به ارتش و لباس ارتش می‌گفت. سرهنگ حسین شاهین‌نژاد چند روز مانده به وداع با آقای شهید ایران، مهمان ما شد و از عهدی با ایران و رهبری‌اش گفت که تاریخ انقضا ندارد. *(گردهمایی پیشکسوتان نیروی هوایی عضو کانون خلبانان ایران در سال‌های قبل)
7 فرمانده نیروی هوایی زیر یک سقف!به آرشیو ذهنی‌ام که مراجعه می‌کنم، اسم کانون خلبانان ایران در کنار فعالیت‌های اجتماعی برایم زنده می‌شود؛ از مشارکت در برنامه‌های متنوع مردمی به مناسب روز داوطلبی و برپایی غرفه‌های ویژه در نمایشگاه‌ها گرفته تا حضور در مدارس و ارتباط بی‌واسطه با فرزندان ایران. فعالیت‌های داوطلبانه‌ای که ارزش افزوده تمام آنها، معرفی نیروی هوایی، قهرمانان و دستاوردهایش برای مردم به ویژه نسل جوان بوده. *(جمعی از قهرمانان نیروی هوایی در دوران دفاع مقدس 8ساله در دهه60)
حالا دیدار با مدیرعامل کانون خلبانان ایران، فرصت مغتنمی است برای اینکه از این گروه خاص، دلایل شکل‌گیری و اهدافش بیشتر بدانم. سرهنگ شاهین‌نژاد هم در جواب، بر‌می‌گردد به حدود دو دهه قبل و می‌گوید: «کانون خلبانان ایران حدود ۱۷ سال قبل به‌عنوان یک سازمان مردم‌نهاد(سمن) در وزارت کشور ثبت شد. هسته مرکزی این کانون را تعداد زیادی از پیشکسوتان خلبانی و اساتید این حرفه تشکیل دادند و کم‌کم دیگر اعضا به آن ملحق شدند. در این ۱۷ سال بارها در مجامعی که وزارت کشور تشکیل داده، از کانون ما به‌عنوان یک NGO برگزیده و یک سمن شاخص نام برده.برای اینکه با جایگاه کانون خلبانان ایران و وزن این گروه مردم‌نهاد آشنا شوید، کافی است بدانید از میان هزار عضو این سمن، 7نفر سابقه فرماندهی نیروی هوایی را در کارنامه درخشان خود دارند، حدود 50نفر در دوران دفاع مقدس در سمت معاونت‌های مختلف این نیرو خدمت کرده و بسیاری دیگر هم به افتخار جانبازی و آزادگی نائل آمده‌اند.»*(سرهنگ «حسین شاهین نژاد»،‌ مدیرعامل کانون خلبانان ایران)
سوگند مراسم تحلیف نیروهای مسلح، تا زمان مرگ، برقرار استجناب سرهنگ که در این سال‌ها شاگردان زیادی را برای نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران تربیت کرده، به رسم معلمی پیشدستی می‌کند و برای اینکه به سؤال و ابهام‌های احتمالی مخاطبان حرف‌هایش جواب داده باشد، می‌گوید: «تمام ماجرا این است که در قاموس ما، بازنشستگی معنا ندارد. تمام اعضای کانون خلبانان ایران که امروز بالای 70سال سن دارند، مثل بازهای نشسته، آماده‌اند تا هر زمان که مام میهن به آنها نیاز داشته باشد، در میدان حاضر شوند و ادای دین کنند. شاهدش، همین جنگ رمضان که تعداد قابل توجهی از پیشکسوتان ارتش، برای پیوستن به صفوف مقتدر نیروهای مسلح برای مقابله با دشمن، اعلام آمادگی کردند. خوب است بدانید تعداد زیادی از دوستان ما در کانون خلبانان، در همان اوایل راه‌اندازی پویش جان‌فدا در این پویش ارزشمند ثبت‌نام کردند و از این طریق هم، آمادگی خود برای خدمت به وطن را نشان دادند.
بگذارید به نکته‌ای اشاره کنم تا حال و هوای ما بازهای نشسته بیشتر دستتان بیاید. یکی از مهم‌ترین مراسمی که هر فرد نظامی در عمرش تجربه می‌کند، مراسم تحلیف است. در روز تحلیف، افرادی که دوران سخت دانشجویی را پشت سر گذاشته و از بین تعداد زیادی متقاضی، موفق شده‌اند به درجه افسری نائل شوند، در مقابل پرچم کشورشان زانو می‌زنند، آن را می‌بوسند و بعد، در مقابل کتاب آسمانی‌شان سوگندنامه‌ای را قرائت می‌کنند. جان کلام اینجاست که برای نظامیان ما در آن سوگندنامه، هیچ قیدی از زمان وجود ندارد. یعنی منِ شاهین‌نژاد وقتی که افسر شدم، در مراسم تحلیف نگفتم که من به قرآن سوگند می‌خورم که برای ۳۰ سال یا ۳۵ سال از اقتدار کشورم و از امنیت و آرامش مردمم دفاع کنم. این سوگند، از زمان دانشکده تا زمان مرگ ما برقرار است. ماجرای پیشکسوتانی که در کانون خلبانان دور هم جمع شده‌اند، همین است. می‌خواهند بگویند تا آخرین نفس، پای دفاع از ایران ایستاده‌اند.»
وقتی صدام از نیروی هوایی ایران سیلی خوردصحبت از قهرمانان نیروی هوایی در دوران 8ساله دفاع مقدس که به میان می‌آید، فوجی از خاطرات غرورآفرین برای مدیرعامل کانون خلبانان ایران زنده می‌شود؛ سندهای افتخاری که نسل جوان شاید کمتر از آنه خبر داشته باشند: «من از خلبانان دوران دفاع مقدس 8ساله به‌عنوان نسل طلایی نام می‌برم. ببینید، در یک سال گذشته امپریالیسم آمریکا و صهیونیست‌ها به ما حمله کردند اما در جنگ ۸ ساله دو پیمان بزرگ ناتو و ورشو به ایران حمله کردند. جوانان ما باید بدانند که این فقط صدام و حزب بعث نبود که به ایران حمله کرد بلکه دو پیمان بزرگ ناتو و ورشو که بعد از جنگ سرد شکل گرفته بودند یعنی اتحاد جماهیر شوروی و اقمارش به همراه آمریکا و کشورهای اروپایی، پشت آن جنگ بودند و حدود ۴۰ کشور از صدام و حزب بعث حمایت می‌کردند. درواقع نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران با ۴۰ کشور در حال جنگ بود و آنها به لحاظ تجهیزات و اطلاعات به صدام کمک می‌کردند. *(جمعی از خلبانانی که در روز اول جنگ تحمیلی 8ساله در عملیات‌های هوایی شرکت کردند)
در آن زمان متاسفانه نیروهای زمینی و دریایی ارتش مقتدر ما به تبع مسائلی که بعد از انقلاب پیش آمده بود، آن آمادگی لازم را نداشتند و زمانی که در شهریور ۵۹ ارتش عراق به صورت غافلگیرانه به ما حمله کرد، این تنها نیروی هوایی ما بود که با آنها مقابله کرد. تنها دو ساعت بعد از حمله صدام، دو فیلتر پرواز چهار فروندی از پایگاه بوشهر و پایگاه شاهرخی یا پایگاه شهید نوژه فعلی رفتند و پایگاه شعیبیه و رشید را بمباران کردند. چیزی که اصلا بعثی‌ها فکرش را نمی‌کردند. باورشان نمی‌شد ما بتوانیم به این زودی جواب حملاتشان را بدهیم. فردا صبح هم قبل از آن که خورشید بر سرزمین بین‌النهرین بتابد، بچه‌های ما در آسمان بودند. ۱۴۰ فروند هواپیما از چهار پایگاه تبریز، نوژه، دزفول و بوشهر بلند شدند و رفتند عراق را به شدت بمباران کردند. غربی‌ها هم غافلگیر شده بودند. فکر نمی‌کردند که ایران، یک سال و نیم بعد از انقلاب بتواند اینطور با دشمن مقابله کند.»
ژنرال آمریکایی به خلبانانش گفت: بروید پرواز با فانتوم را از ایرانی‌ها یاد بگیریدنمی‌شود با یکی از خلبانان نسل طلایی نیروی هوایی هم‌صحبت شوید و سراغی نگیرید از آن عملیات افسانه‌ای که حالا در دانشگاه‌های نظامی جهان تدریس می‌شود. از عملیات بزرگ حمله به الولید یا همان حمله به H3 که می‌پرسم، گل از گل جناب سرهنگ می‌شکفد و در همان حال می‌گوید: «صدام برای اینکه پایگاه‌های نزدیک به ایران امنیت کافی نداشت، تمام هواپیماهایش را منتقل کرده بود به سه پایگاه H3 در مرز اردن. استدلالش هم این بود که هواپیماهای ایران هرگز به آنجا نخواهند رسید چون باید سوختگیری کنند و این امکان را ندارند. اما خلبانان ما مافوق تصورات صدام عمل کردند.8 هواپیما و ۱۶ خلبان با لیدری استاد فرج‌الله براتپور و سابلیدری مرحوم محمود اسکندری با سه بار سوخت‌گیری خودشان را به خاک دشمن رساندند و آن عملیات بزرگ را رقم زدند.
یعنی فکر کنید هواپیماهای تانکر ۷۰۷ و ۷۴۷ ما که مملو از بنزین هستند و اگر تیری به آنها بخورد، روی هوا پودر می‌شوند، این‌ها رفتند در داخل خاک عراق با ارتفاع پایین و در مرز سوریه و عراق و اردن به هواپیماهای شکاری ما سوخت‌رسانی کردند.با این شاهکار خلبانان هواپیماهای سوخت‌رسان، ۸ هواپیمای شکاری و ۱۶ خلبان ما به نقطه هدف رسیدند و عملیات بی‌نهایت بزرگ حمله به الولید یا حمله به اچ3 را با موفقیت انجام دادند. به‌این‌ترتیب، سه پایگاه بمباران شد و ۴۸ فروند هواپیمای عراق در روی زمین از بین رفت.*(دیدار خصوصی خلبانان شرکت‌کننده در عملیات حمله به اچ 3 با امام خمینی)
می‌دانید، ما پرواز را از آمریکایی‌ها آموختیم. خود من، در ایالات متحده دوره خلبانی را گذراندم. اما اجرای موفقیت‌آمیز عملیات حمله به H3 توسط بچه‌های ما، در آمریکا هم ولوله به پا کرد. می‌گفتند ژنرال دو ستاره آمریکایی که مسئولیت هواپیمای فانتوم در ایالات متحده را بر عهده داشت، بعد از این عملیات، خلبان‌های فانتوم را جمع کرده و به آنها گفته بود: به جای اینکه هر روز نق بزنید و هواپیماهای جدید بخواهید و هزینه روی دست مالیات دهنده‌های آمریکایی بگذارید، بروید از ایرانی‌ها روش پرواز با فانتوم را یاد بگیرید... این خیلی حرف بزرگی است ها. یعنی ما که پرواز را از آمریکایی‌ها یاد گرفته بودیم، با آن عملیات افتخارآمیز کاری کردیم که آنها در مقابل ما سر تعظیم فرود آوردند. بنابراین باز هم می‌گویم نسل خلبانان دوران دفاع مقدس 8ساله، نسل طلایی بودند. البته نمی‌گویم نسل تکرار‌نشدنی چون به جوانان خیلی اعتقاد دارم و مطمئنم آنها در آینده کاری خواهند کرد کارستان.»
آسمان مقدس ایران نباید جولانگاه خفاش‌ها و کرکس‌ها باشدوسط روایت پرشور از آن عملیات فراموش‌نشدنی، یکدفعه چهره مدیرعامل کانون خلبانان ایران در هم می‌رود. از چرایی این غم که می‌پرسم، سرهنگ شاهین‌نژاد می‌گوید: «سابقه نداشته که آسمان مقدس کشور عزیز ما را خفاش‌ها و کرکس‌ها بگیرند. همیشه عقاب‌ها و شاهین‌های ایرانی در این آسمان بودند. یکی از دلایلی که در دو جنگ اخیر - جنگ 12روزه و جنگ رمضان - ما به دفعات شاهد حضور جنگنده‌های دشمن در فضای آسمان ایران بودیم را باید در کم‌لطفی این سال‌ها در مورد نیروی هوایی جست‌و‌جو کنیم. واقعیت این است که ما بعد از پایان جنگ تحمیلی 8ساله، آنطور که باید و شاید، اقدام به تقویت نیروی هوایی نکردیم...»
جناب سرهنگ مکث می‌کند و انگار که بخواهد جلوی سوءتعبیرهای احتمالی را بگیرد، انگشت اشاره‌اش را بالا می‌آورد و می‌گوید: «اجازه بدهید قبل از هر چیز، از عملکرد نیروی هوافضای سپاه و موشک‌های ارزشمندشان تقدیر کنم. من به‌عنوان یک سرباز و کسی که در امور نظامی تجربه دارد، می‌دانم که لانچ کردن و شلیک کردن موشکی مثل فتاح، سجیل و خرمشهر چقدر مشکل و خطرناک است؛ مخصوصا زمانی که دشمن برتری کامل هوایی و اطلاعاتی دارد. موشک‌های ما، آرپی‌ جی هفت نیست که یک نفر آن را روی دوشش بگیرد و شلیک کند. اینها را باید از دل زمین بیرون بیاورند، آماده کنند و در‌حالی‌که دشمن بالای سرشان پرسه می‌زند، شلیک‌شان کنند. بنابراین من به‌عنوان یک سرباز، دست و بازوی این عزیزان در هوافضا را می‌بوسم و امیدوارم که سید مجیدهای ما در تمام عرصه‌های موشکی هر زمان که نیاز شد، با همین اقتدار عمل کنند.
تذکری را هم همین‌جا اضافه می‌کنم و آن اینکه هر مسئولی که خدای نکرده بخواهد در مورد قدرت موشکی ما با دشمنان سر میز مذاکره بنشیند، باید بداند که جایش روی آن صندلی نیست. مردم ما بلندش می‌کنند و با احترام بیرون می‌کنند. بنابراین، قدرت موشکی ما به‌عنوان یکی از مولفه‌های اقتدار نظام جمهوری اسلامی ایران، باید بماند. اما آنچه درباره اهمیت قدرت موشکی گفتم، نافی قدرت هوایی ما نیست.
با چند مثال مختصر که از تجربیات جنگ ۸ ساله مطرح کردم، دیدید که نقش هواپیما در برتری هوایی و در شکل‌گیری یک دفاع جانانه در مقابل دشمن چقدر مهم است. راستش را بخواهید، برای یک خلبان شکاری هیچ چیز بدتر از این نیست که در پایگاهی که دارد خدمت و زندگی می‌کند، موقع حمله دشمن مجبور شود برود داخل پناهگاه، مشت‌هایش را گره کند و دندان‌هایش را روی هم فشار دهد اما هواپیمایی نداشته باشد که با آن بلند شود و بتواند با دشمن مهاجم مقابله کند. این برای یک خلبان شکاری از مرگ بدتر است. به‌عنوان یک معلم خلبان، این نکته را گفتم تا مسئولان بیشتر به فکر نیروی هوایی باشند.
آخرین هواپیمایی که وارد ایران شد، هواپیمای میگ ۲۹ بود که شهید ستاری اواخر دهه ۶۰ از اتحاد جماهیر شوروی خرید. هواپیمای فوق‌العاده خوبی است که من هم با همین پرواز می‌کردم. اما خب، هواپیمای نسل3 محسوب می‌شود. و هواپیمای نسل3 نمی‌تواند در مقابل نسل 5 مقابله کند. شما نمی‌توانید یک پراید را با یک پورشه در مسابقه بگذارید و توقع داشته باشید پراید برنده شود. تمام حرف این معلم این است که نیروی هوایی الهی ما، فرماندهان بسیار لایق، خلبان‌های بسیار شجاع و متخصص و افسران فنی بی‌نظیری دارد اما باید به لحاظ تجهیزات به‌روز شود.»
اف5 ایران، چطور از سد پیشرفته‌ترین سامانه‌های پدافندی عبور کردند؟اما با وجود تمام کاستی‌ها در زمینه تجهیزات روز، نیروی هوایی در جنگ رمضان، عملکرد خیره کننده و افتخارآمیزی داشت. با همان هواپیماهای نسل قدیمی، چند عملیات در کشورهای میزبان پایگاه‌های آمریکا توسط قهرمانان نیروی هوایی ما انجام شد که خود آمریکایی‌ها مجبور شدند آن را رسانه‌ای کنند. تا این را می‌گویم، چشم‌های جناب سرهنگ از شادی برق می‌زند. به دو نمادی که همراه خود به محل مصاحبه آورده، یعنی تندیس علامت محرم و ماکت هواپیما اشاره می‌کند و می‌گوید: «آن موفقیت را باید در تلفیق این دو ببینید؛ اعتقادات و تسلیحات. این هواپیما که ماکتش را می‌بینید، میگ ۲۹، ساخت اتحاد جماهیر شوروی سابق و روسیه فعلی است. من معلمش بودم. این هواپیما بسیار پرقدرت و چابک است، قدرت موتور و قدرت مانور خوبی هم دارد. اما همان روسیه که اینها را می‌ساخت، امروز در مقابل اوکراین به گل نشسته. درحالی‌که بچه‌های ما با همین هواپیماهای قدیمی، شاهکار می‌کنند. *(شبیه‌سازی عملیات حمله به پایگاه آمریکایی در کویت توسط خلبانان دلاور ارتش جمهوری اسلامی ایران)
۱۹ MB
می‌دانید، آن چیزی که باعث می‌شود جنگنده‌های F5 متعلق به ۵۰ سال پیشِ ما بروند در کویت و با بمباران پایگاه آمریکا، آن محشر کبری را به وجود بیاورند جوری که آنها دستپاچه شوند و برای هدف قرار دادن F5 ما، سه تا F15 خودشان را بزنند، چیست؟ همه ماجرا این است که ما در کشوری زندگی می‌کنیم که بنیانگذارش گفت: شهادت هنر مردان خداست. رهبر شهیدمان فرمود: با این ستاره‌ها می‌شود راه را پیدا کرد. حاج قاسم گفت: ما ملت امام حسینیم، ما ملت شهادتیم.بنابراین آن چیزی که این هواپیمای قدیمی را تبدیل می‌کند به یک سلاح غیر‌قابل‌مهار، قدرتی است که از اعتقادات ما برمی‌آید. یعنی اگر اعتقاد به شهادت نبود، آن F5 هم یک هواپیمای معمولی می‌شد. بنابراین اگر ما امروز سرپا مانده‌ایم و می‌توانیم سرمان را بالا بگیریم، به خاطر عشق به امام حسین(ع) و قدرتی است که از آن می‌گیریم.»
وقتی بیت رهبری، گودال قتلگاه شدحالا انگار آن مقدمه‌ای که سرهنگ حسین شاهین‌نژاد منتظرش بوده تا حرف آخری که روی دلش سنگینی می‌کند را بگوید، فراهم شده. دوباره نگاهی به ماکت علامت تداعی‌کننده محرم‌های کودکی‌اش نگاهی می‌اندازد و می‌گوید: «در روز عاشورا وقتی امام حسین(ع) بعد از یک نبرد سخت و متحمل شدن جراحات زیاد، در گودی قتلگاه به محاصره لشکریان دشمن درآمد، عمر سعد فریاد زد که حسین! اگر می‌خواهی خودت و خانواده‌ات به سلامت از این مهلکه بیرون بروید، تنها راهش بیعت با خلیفه است. اینجا جمله‌ای به آقا اباعبدالله(ع) منتسب شده که فرمود: «إن کان دین محمّد لم یستقم الّا بقتلی فیا سیوف خذینی: اگر دین جدم، محمد(ص) جز با کشته ‌شدن من پایدار نمی‌ماند، پس ای شمشیرها و ای نیزه‌ها! این شما و این بدن من»...
خب، 1400سال بیاییم جلوتر. تنها عکسی که از بیت آقای شهید ما بعد از حمله آمریکا در 9 اسفند 1404 در فضای مجازی منتشر شد، یک تصویر هوایی بود که بیت رهبری را از بالا نشان می‌داد. اولین موضوعی که بعد از دیدن آن تصویر برای من تداعی شد، گودال قتلگاه بود. آن بمب‌های سنگینی که زده بودند و آن حجم عظیم تخریب و آوار که همه چیز را به هم ریخته بود، دل مرا برد به کربلا. با خودم گفتم: این عکس شهادت می‌دهد که سید علی گفت: اگر ایران با شهادت من، برقرار و مقتدر می‌ماند، پس ای کودک‌کش‌ها! و ای حرمله‌ها و شمرهای زمان! این شما و این بدن من...»
تفاهم ‌نامه باید «تفهیم ‌نامه» باشد«من همیشه می‌گویم «میناب» برای ما یک کد بود؛ مین و آب. ما آن کد را گرفتیم و حاکمیت ایران در خلیج همیشه فارس و تنگه هرمز را تثبیت کردیم. ماجرا این است که ما در جنگ تحمیلی سوم، داغ‌های زیادی دیدیم اما دستاوردهای بزرگی هم داشتیم. برای مثال، به جزایری که در خلیج فارس داریم، نگاه کنید. بزرگترینش، قشم است. پردرآمدترینش، خارک و لاوان و راهبردی‌ترینش، تنب کوچک و تنب بزرگ و بوموسی. نکته‌اش اینجاست که ما قرن‌ها بود که این جزایر را داشتیم ولی امروز فهمیدیم که چطور باید از آنها برای تثبیت اقتدار ایران استفاده کنیم. اما از اینها بالاتر هم کسب کرده‌ایم.
من معتقدم امروز شجره طیبه ما، مجمع‌الجزایری‌ است که هر شب در تهران و تمام شهرها و روستاها شکل می‌گیرد؛ یعنی همان تجمعات پرشور مردمی. مسئولان ما باید بدانند که منشأ قدرت کشور ما، همین مردمی هستند که هر شب برای حفظ ایران و برای امنیت و آرامش این مملکت، با پرچم مقدس ایران در میادین حاضر می‌شوند. به مسئولان می‌گویم قدر این مجمع‌الجزایر مبارک را بدانید؛ با تمام تفاوت‌هایشان. من، اطلاع دقیق دارم که حتی بسیاری از جوانان معترضی که در حوادث دی ماه در خیابان بودند، این شب‌ها پرچم به دست در میادین هستند. این جوانان و گلایه‌ها و مشکلاتشان را فراموش نکنید.»
بخش پایانی صحبت‌های مدیرعامل کانون خلبانان ایران، هم غم دارد، هم حماسه. جناب سرهنگ نفس بلندی می‌کشد و می‌گوید: «ما یک ناوشکن داشتیم که صفر تا صدش را خودمان ساخته بویم. یک کشور دوست از نیروی دریایی ما دعوت کرد با این ناو در یک رزمایش شرکت کنیم. خب، طبق پروتکل‌ها و دستورالعمل‌ها، این ناو باید بدون سلاح در آن برنامه شرکت می‌کرد. ناوشکن تمام‌ایرانی دنا با ملوانانش در آن رزمایش صلح شرکت کرد اما دیگر هیچ‌وقت به ایران برنگشت چون ارتش تروریستی آمریکا هزاران مایل دورتر از آب‌های سرزمینی، آن را مورد هدف قرار داد. موقع برگشت ناو دنا، وسط اقیانوس هند، ساعت سه و نیم صبح، به آن مردک دیوانه زنگ می‌زنند که ناو ایرانی الان نزدیک ماست. چه کنیم؟ می‌گوید: تصرفش کنیم. می‌گویند: نه. غرق کردنش، سرگرم‌کننده‌تر است!... ناوشکن دنا را با دو اژدر می‌زنند و ۱۰۴ ملوان ما را شهید می‌کنند؛ ۱۰۴ جوانی که رفته بودند آنجا کسب تجربه کنند...
حالا وظیفه ما در مقابل خون آن جوانانی که از 20 نفرشان هیچ پیکری به جا نماند، چیست؟ اصلی‌ترین کار این است که وقتی دوستان ما می‌روند سر میز مذاکره می‌نشینند، از موضع قدرت مذاکره کنند و اجازه ندهند این جنایات دشمن به فراموشی سپرده شود. یعنی اگر میان ما و آمریکا تفاهم‌نامه‌ای هم امضا می‌شود، این تفاهم‌نامه درواقع باید یک تفهیم‌نامه باشد. ما در مذاکرات باید به دشمن تفهیم اتهام کنیم درباره جنایاتی که در حق ملت ایران مرتکب شده است. ما باید انتقام خون شهدای دنا و تمام شهدا را از دشمن بگیریم.»پایان پیام/ #کانون_خلبانان_ایران#نیروی_هوایی#حمله_به_H3 #ناوشکن_دنا#کودکان_میناب#تفاهم_نامه #تفهیم_نامه
16:30 - 8 تیر 1405
جامعه
گروههای مردمی

2 بازنشر2 واکنش
39٫4k بازدید



9 پاسخ

@Abouzar54 ساعت پیش
در پاسخ به
تز دکتری انشالله

@user1767095346443 ساعت پیش
در پاسخ به
اینها با تمام دنیا به جز مردم ایران تفاهم دارند

@user17091016823047915871 ساعت پیش
در پاسخ به
باید انتقام گرفت بسزای اعمال ننگین شان برسند،

@Shabah1 ساعت پیش
در پاسخ به
درود بر غیرتمندان مجاهد کشور که بر سوگندشان و عهدشان تا پایان عمر شریفشان استوارند...وما النصر الا من عندالله العزیز الحکیم

@Khashmeirani1 ساعت پیش
تیتر مطلب بازی با کلماته و کلیت این چند ماه بازی با زندگی ایرانیها بود#اینترنت

@Alireza871 ساعت پیش
در پاسخ به
https://farsnews.ir/Alireza87/1781968540950823723لطفا از پویش زیر حهت تعیین سطح پاسخ به نقض تفاهم نامه توسط اسرائیل و آمریکا حمایت کنید
A
Ali

@Alireza87  •  30 خرداد 1405

اولتیماتوم به اسرائیل و آمریکا در برابر نقض تفاهم‌نامه
مطالبه

اولتیماتوم به اسرائیل و آمریکا در برابر نقض تفاهم‌نامه

با سلام و احترام با توجه به مجموع اطلاعاتی که پیرامون بندهای تفاهم‌نامه منعقد شده میان رئیس جمهوران ایران و آمریکا وجود دارد و سوالات پیش آمده، و با توجه به نقض مکرر تفاهم‌نامه توسط دشمن، از تیم مذاکره کننده و مسولان آن، تقاضا داریم موارد زیر را انجام دهند تا شاهد رفع نگرانی‌های مردم و همدلی روزافزون مردم با مسولان باشیم: ۱. تعیین حدود و مرزهای نقض هر یک از بندهای تفاهم نامه. ۲. تعیین زمان‌بندی پاسخ به هر یک از نقض‌های انجام شده. ۳. تعیین سطح پاسخ متناسب با هر نقض عهد دشمن. ۴. تعیین حدود و مرزهای از بین رفتن کامل تفاهم‌نامه. به آمریکا و اسرائیل در برابر نقض تفاهم اولتیماتوم بدهید و اجازه ندهید بصورت نامحدود بتوانند هم در تفاهم نامه بمانند و ادعا کنند تفاهم نقض نشده و هم از طرفی موارد متعددی از تفاهم نامه را نقض کنند و آنچنان هزینه‌ای ندهند پیروزی ایران عزیز و شکست دشمنانش را از خداوند متعال مسئلت می‌کنیم.

100
گزارش از مطالبه
1000
پیگیری از مسئول مربوطه

تصویر نمایه‌ی ‌حسن مسروری‌
@hasan581 ساعت پیش
در پاسخ به
مگه ما ادعا نمیکنیم که پیروز جنگ هستیم؟آیا در این تفاهم نامه خواسته های ما به آمریکایی ها غالب است؟جواب :خیر. طبق این تفاهم نامه ما با تحمل هزینه های گزاف، شکست خورده ایم و به ناچار تن به خواسته های امریکا داده ایم.معنی این ذلت نامه دقیقا همین است. رهبری کاملا حق دارند که مخالف این تفاهم نامه باشند

@user170910105615622893937 دقیقه پیش
در پاسخ به
درود بر تمام سربازان وطن.انشاالله زنده باشیم و انتقام گرفتن از قاتلان رهبر و شهدای دنا و بچه‌های میناب رو ببینیم.

تصویر نمایه‌ی ‌سپهر بابایی‌
@Sepeher434 دقیقه پیش
در پاسخ به
اعمال حاکمیت انحصاری ایران بر تنگه هرمز (دیپلماسی نمی تواند دسترنج میدان را به باد بدهد)تنگه هرمز با دسترنج خون شهدایمان در میدان بدست آمده ، و هرگز نباید هیچکس ( عمان و ...) به جز ایران در حاکمیت آن دخالتی نمایند