آقای ونس! تعجب چرا؟ ما با تروریست‌ها دست نمی‌دهیم

پروژه روایت‌سازی‌شان در نطفه خفه شد چون تیم مذاکره‌کننده ایرانی که یادش نرفته بود جنتلمن‌های پشت میز مذاکره، همان تروریست‌های فرودگاه بغداد و بیت رهبری و مدرسه شجره طیبه میناب هستند، دست طرف آمریکایی را خواند و حاضر نشد در زمین آنها بازی کند. جلسه شروع شد اما نه خبری از دست دادن بود، نه صورت‌های بشاش و خندان و نه آن عکس کذایی...
گروه جامعه خبرگزاری فارس-مریم شریفی؛ مو لای درز پازلی که طراحی کرده بودند، نمی‌رفت. تیم مذاکره‌کننده ایران را به بهانه بحث و گفت‌و‌گو درباره تحقق شروط تفاهم‌نامه و ادامه روند مذاکره به سوئیس کشانده بودند و با تدارک برنامه پخش زنده در محل برگزاری جلسه، خبرنگاران را به صف کرده بودند برای ساخت روایت جعلی مدنظرشان. می‌خواستند با راه انداختن بساط عکس یادگاری مشترک با چاشنی دست دادن و لبخندهای رو به دوربین، تیم ایرانی را در مقابل عمل انجام‌شده قرار دهند و با پمپاژ خبری سنگین رسانه‌هایشان، ختم ماجرای خصومت میان ایران و آمریکا را به دنیا اعلام کنند.
اما پروژه روایت‌سازی‌شان در نطفه خفه شد چون تیم مذاکره‌کننده ایرانی که یادش نرفته بود جنتلمن‌های پشت میز مذاکره، همان تروریست‌های فرودگاه بغداد و بیت رهبری و مدرسه شجره طیبه میناب هستند، دست طرف آمریکایی را خواند و حاضر نشد در زمین آنها بازی کند. جلسه شروع شد اما نه خبری از دست دادن بود، نه صورت‌های بشاش و خندان و نه آن عکس کذایی.
۳ MB
مرور آن دقایق از زبان رئیس تیم مذاکره‌کننده ایرانی، گویاتر است: «ما در جلسات چهارجانبه، اصولی را رعایت می‌کنیم ازجمله اینکه هرگز نمی‌خواهیم با آمریکایی‌ها در یک قاب قرار بگیریم. دوستان میانجی ما در این موضوع خیلی اصرار داشتند که این دیگر آغاز گفت‌و‌گوهاست برای ادامه مذاکرات... اما در جواب گفتیم ما قطعا برای این موضوع [گرفتن عکس یادگاری] حضور پیدا نمی‌کنیم. شما به‌عنوان میانجی می‌توانید با حضور طرف آمریکایی این برنامه را داشته باشید [اما] ما برای مذاکره در این فضا حضور خواهیم داشت بدون اینکه با آمریکایی‌ها در یک قاب باشیم.»
و همانی شد که هیئت ایرانی می‌خواست؛ پخش زنده با حضور نماینده آمریکا و میانجی‌های پاکستانی و قطری درحالی روی آنتن رفت که جای خالی نماینده ایران بدجوری توی ذوق می‌زد. آن عکس سه‌جانبه کم‌وزن هم، واجد هیچ‌کدام از ارزش‌های خبری لازم برای وایرال شدن در فضای مجازی نشد.
۲ MB
در این میان، تیم مذاکره‌کننده آمریکایی که تیرش به سنگ خورده بود، حداقل امید داشت که اتفاقات ماقبل جلسه گفت‌و‌گوی چهارجانبه در چهاردیواری همان اتاق باقی بماند اما پیش از اینکه نمایندگان ترامپ در پایان آن سفر ناتمام، سوئیس را ترک کنند، ماجرای سنگ روی یخ شدن آمریکایی‌ها توسط تیم مذاکره‌کننده ایران به صدر اخبار جهان راه پیدا کرد آنجا که خبرنگاری پای پله‌های هواپیما از جی دی ونس پرسید: نظرتان چیست که هیئت ایرانی وارد اتاق مذاکرات شدند اما با شما دست ندادند؟ دست راست رئیس‌جمهور تروریست آمریکا هم بی آنکه انکار کند یا بخواهد ماجرا را کم‌اهمیت جلوه بدهد، با چهره‌ای که کلافگی در آن مشهود بود، با لبخندی عصبی گفت: «من در چند ماه گذشته موارد زیادی بوده که با ایرانی‌ها تعامل داشتم. بعضی اوقات واقعا گیج‌کننده می‌شوند»...
برای خیلی‌ها در ایران اما این اظهارنظر معاون ترامپ، عجیب و گیج‌کننده بود. دوباره و چند باره جمله او را می‌خواندند و با خودشان می‌گفتند: یعنی بعد از ۷۰ و چند سال دشمنی و فتنه‌انگیزی آمریکا و با وجود دو بار جنگ‌افروزی‌اش علیه ایران در فاصله ۹ماه آن هم وسط مذاکرات و ترور رهبر معظم انقلاب، فرماندهان و مردم ایران به‌ویژه ۱۶۸ دانش‌آموز مدرسه شجره طیبه میناب، آیا ونس توقع داشت اعضای تیم مذاکره‌کننده ایران، چشم روی تمام این جنایات ببندند و دست دوستی به سمت هیئت آمریکایی دراز کنند؟!
آیا انتظار داشت نمایندگان ایران، اشک‌های جانسوز مادر «ماکان نصیری» را فراموش کنند و کنار نمایندگان آمریکا به دوربین‌ها لبخند بزنند؟! همان مادر دلسوخته‌ای که بعد از ۱۱۵ روز، هنوز حتی تار مویی از فرزندش پیدا نکرده و حالا می‌شنود علت جاویدالاثری پسر ۷ ساله‌اش این است که موشک بی‌رحم آمریکایی مستقیما به پیکر کوچولو و نحیف او برخورد کرده بود...
بعد از لباس عزایی که آمریکای تروریست و سگ هار صهیونیستش با به شهادت رساندن ۱۲۰۰ نفر در جنگ ۱۲ روزه، ۲۴۲۷نفر در اغتشاشات و شبه کودتای دی ماه ۱۴۰۴ و ۳۵۱۹ نفر در جنگ رمضان به تن مردم ایران کرد، آیا ونس توقع داشت هیئت ایرانی، سرخوش و بی‌تفاوت، در ضیافت شام با همتایان آمریکایی شرکت کند و آن محفل را با عکس یادگاری، ماندگار کند؟همه اینها یعنی ونس هنوز معنای «پدرکشتگی» را نمی‌داند که اگر می‌دانست، بعد از آنکه بمب‌های قاتل ترامپ، پدر این امت را کشت، او و دار و دسته متوهمش، از رفتار سرد هیئت ایرانی اظهار شگفتی نمی‌کرد.
جی دی ونس هم مثل اسلاف فرومایه و جنایتکارش، ایران و ایرانی را نشناخته که حالا در باتلاق گیجی و گنگی دست و پا می‌زند. و تمام ماجرا همین است. نه‌فقط در سال ۱۴۰۵ شمسی بلکه در تمام ۱۴۰۰سال گذشته همین بوده. نه‌فقط در میانه مذاکرات بعد از جنگ تحمیلی تجاوزکارانه آمریکایی-صهیونی علیه ایران در یک سال گذشته در مسقط و اسلام‌آباد و ژنو بلکه از عاشورای ۶۱هجری قمری در کربلا تا امروز، درِ سیاست‌ورزی استعماری و تجاوزگرانه آمریکا همیشه بر همین پاشنه چرخیده. هیچ‌وقت ما را نشناخته‌اند و هر بار در مقابل مقاومت عزتمندانه و غیرت حماسی ملت ایران، گیج و غافلگیر شده‌اند.
حالا در زمانه‌ای که مردم ایران، دارند عاشورا را زندگی می‌کنند، از قول آقا سید مرتضی آوینی به ونس بگویید: «هرکس می‌خواهد ما را بشناسد، داستان کربلا را بخواند.» اگر در خیال خام باند جانی آمریکایی، مذاکره مساوی کرنش و ذلت و تسلیم در مقابل تروریست‌های کودک‌خوار و کودک‌کش است، بگویید سراغی بگیرد از قصه کربلا، خاصه آن فصل درخشان که پسر پیامبر، رو به لشکر دشمنان ایستاد، انگشت اشاره‌اش را بالا برد و فریاد زد: «ألا إنّ الدعي و ابن الدعي قد ركز بين الاثنتين. بين السلة و الذلة و هيهات منّا الذلة... این ناپاک‌زاده فرزند ناپاک‌زاده مرا میان دو چیز مخیر کرده؛ بین تیزی شمشیر و ذلت و هیهات منّا الذلة»... اگر وهم برشان داشته که سکوت عرصه نظامی و نشستن پشت میز مذاکره، یعنی بیعت با یزیدیان زمانه، بگویید گوش‌هایشان را تیز کنند تا پیامی که از کربلای حسین تا کربلای سید علی ادامه داشته را بشنوند؛ همان رجز «مثلی لا یبایع مثل یزید» که حالا ورد زبان فرزندان خامنه‌ای شهید است.
اگر گمان کرده گفت‌و‌گو برای تامین حقوق ملت آزاده ایران، به منزله امان‌نامه گرفتن از دشمن بی‌آبرو و زیر پا گذاشتن عزتی است که سرمنشأ تمام پیروزی‌ها بر قبیله کفر و استکبار بوده، بگویید کتاب کربلا را ورق بزند تا مکالمه عباس علمدار با شمر ملعون. آنجا که فرمانده لشکر اشقیا، به سوی خیمه‌های امام حسین(ع) آمد، عباس بن علی و برادرانش جعفر و عثمان را خطاب قرار داد که به حرمت هم‌قبیلگی با مادرتان، از امیر برایتان امان‌نامه گرفته‌ام. عباس و برادرانش اما بی لحظه‌ای درنگ و تردید از شمر رو برگرداندند و گفتند: خدا تو و امان‌نامه‌ات را لعنت کند! به ما امان می‌دهی درحالی‌که فرزند رسول خدا امان ندارد؟...
به ونس بگویید اگر او و باند تبهکاران جزیره اپستین خیال کرده‌اند ملت ایران به امان‌نامه شمرهای زمان دل خوش می‌کند و دست از حمایت و یاری کودکان مظلوم لبنان و غزه و یمن برمی‌دارد، هنوز نفهمیده «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» یعنی چه...
۵ MB
این بار اگر ونس و دار و دسته ترامپ از رفتار سرد مذاکره‌کنندگان ایرانی گله کردند، بگویید میان ما و شما، خون پاکی است که تقاصش تا قیامت بر عهده ماست؛ خون آقای شهیدی که می‌گفت: «[آمریکایی‌ها] بدعهدند، بدذاتند، دبّه‌دربیار هستند، زیر قولشان می‌زنند، عمل نمی‌کنند»... پایان پیام/#ونس#مذاکرات_اسلام‌آباد#قالیباف#میناب۱۶۸
22:12 - 2 تیر 1405

0 بازدید