سید علی دهه نودی‌هاشو فراخوانده

تکلیف جنگ تجاوزکارانه آمریکا و اسرائیل به ایران، در همان ساعات اول معلوم شد؛ درست همان وقتی که خون آتنا و مریم و ضحا و فاطمه و ماندانا و آراد و بنیامین و امیرقاسم و احسان و پرهام و هم‌مدرسه‌ای‌هایشان، با خون سید علی در هم آمیخت...
گروه جامعه خبرگزاری فارس-مریم شریفی؛ ظاهر ماجرا، یک سرود معمولی با یک شعر ساده نه‌چندان استخوان‌دار بود که ادبا و شعرا نقدها نثارش کردند اما همان سرود معمولی، طوفانی به پا کرد که نه‌تنها چهارگوشه ایران را درنوردید بلکه دامنه تاثیرش از مرزها فراتر رفت و در کوتاه‌ترین زمان، نسخه‌های لبنانی، بحرینی، آذربایجانی و حتی نیجریه‌ای‌اش متولد شد. و شاه‌بیت آن شعر‌ و سرودی که قلب‌های عاشق را تسخیر کرده بود، چیزی نبود جز رجز یک لشکر خاص که فریاد می‌زد؛ «سید علی دهه نودی‌هاشو فراخوانده».
آن روزها که موج سرود «سلام فرمانده»، شهر به شهر و کشور به کشور پیش می‌رفت و دل‌ها را فتح می‌کرد، هیچ‌کس فکرش را هم نمی‌کرد دخترکان و پسرکانی که صف می‌کشیدند و در مقام لشکر دهه نودی‌های سید علی، با احترام نظامی به امام حاضر اما نادیده‌شان عرض ارادت می‌کردند و می‌گفتند: «نبین قدم کوچیکه، پاش بیفته من برات قیام می‌کنم»، در زمانه‌ای نه‌چندان دور، واقعا قیام کنند و پرچمدار سپاهی شوند که قرار است ریشه مستکبران عالم را بخشکاند.
اما فقط ۴-۳ سال زمان لازم بود که سربازان دهه نودی سید علی بعد از آن رزمایش‌های غرورانگیز با رمز سلام فرمانده، واقعا به میدان بیایند و با همان قد و قامت‌هایی که حتی به تخته سیاه هم نمی‌رسید، ژنرال‌ها و کهنه‌سربازان قدرتمندترین نیروی نظامی جهان! را انگشت به دهان بگذارند.۹ اسفند سال ۱۴۰۴، همان روز موعود بود. درست همان موقع که جنتلمن‌های پشت میز مذاکره بعد از پایان دور دوم مذاکرات، نقاب از چهره برداشته بودند و در لباس قاتلان تروریست، عزم‌شان را جزم کردند که با حمله نظامی ناجوانمردانه از پشت به طرف ایرانی خنجر بزنند، سید علی دهه نودی‌هایش را فراخواند.
۷ MB
وقتی مردم بی‌خبر از همه‌جا، مثل همیشه داشتند صبح یک هفته جدید را در خانه، مدرسه، دانشگاه و محل کارشان شروع می‌کردند، سید علی در تهران و دهه نودی‌هایش در شهر میناب، حمله تروریستی حرامیان آمریکایی صهیونی را با عملیاتی سهمگین و ویران‌گر پاسخ دادند. اینطور بود که تکلیف جنگ تجاوزکارانه آمریکا و اسرائیل به ایران، در همان ساعات اول معلوم شد؛ درست همان وقتی که خون آتنا و مریم و ضحا و فاطمه و ماندانا و آراد و بنیامین و امیرقاسم و احسان و پرهام و هم‌مدرسه‌ای‌هایشان، با خون سید علی در هم آمیخت.
خبر بمباران مدرسه ابتدایی «شجره طیبه» میناب و شهادت ۱۶۵ دانش‌آموز زیر ۹ سالش که با سرعت نور در رسانه‌های دنیا پیچید، شد سند رسوایی آمریکا و اسرائیل. همان‌ها که با شعار آزادی مردم ایران، تجاوز نظامی‌شان را توجیه کرده بودند، حالا دستشان به خون بی‌گناه‌ترین فرزندان همان مردم آلوده شده بود. *(بلاگر آمریکایی از قتل عام دانش آموزان مینابی به دست آمریکا و اسرائیل می‌گوید)
۱ MB
هر پیکر کوچولویی که از زیر آوار مدرسه بیرون می‌آمد، آزادگان دنیا می‌نوشتند مرگ بر آمریکا. هر پدر و مادری که قامت در خاک و خون غلتیده دخترک یا پسرکش را به آغوش می‌کشید، جوانمردان عالم فریاد می‌زدند ننگ بر اسرائیل.
تمام ماجرا همین بود؛ خون دانش‌آموزان دهه نودی میناب، شده بود معیار تشخیص حق و باطل. شاهدش، توییت «لیام کانینگهام»، بازیگر سریال «تاج و تخت» که نوشته بود: «کشتار دانش‌آموزان دختر دبستانی در ایران، اکنون به صد و هشتاد و پنج نفر رسیده است. هر کسی که تلاش کند این ابتذال و وقاحت بی‌دلیل را توجیه کند، یک روانی است.»
شهادت مظلومانه بچه‌های مدرسه میناب اما برکت دیگری هم داشت و خون پاک‌شان، طوفانی شد که طومار یک وطن‌فروش بی‌ریشه را در هم پیچید؛ همانی که یکی از زمینه‌سازان اصلی حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران بود. همان خائنی که ۶۵سال است آرزوی پادشاهی‌ در ایران دارد و برای تحقق این رویای نافرجام حتی حاضر شد هم‌وطنانش را قربانی کند.
انتشار توییت رضا پهلوی با موضوع همدردی برای هلاکت نظامیان آمریکایی در جریان تجاوز به خاک ایران که در آن نوشته بود: «قلبم برای ۳ قهرمان آمریکایی که توسط ایران کشته و ۵ نفر که‌ زخمی شدند، به درد می‌آید. خطاب به خانواده‌های آنها: لطفاً عشق بیکران، عمیق‌ترین تسلیت‌ها و قدردانی ابدی ما را بپذیرید»، کافی بود که موجی از ابراز انزجار و تنفر از او در فضای مجازی به راه بیفتد. و جالب اینکه کاربران خارجی از پژوهشگر و کارشناس گرفته تا افراد عادی، بیش از همه، شاهزاده متوهم‌ وطن‌فروش را تقبیح و سرزنش کردند.
یک کاربر خارجی در جواب توییت ربع پهلوی نوشت: «همه برای مرگ و رنج مردم کشور خودشون عزاداری می‌کنن اما او هیچ‌وقت برای ۱۵۰ دختر دانش‌آموز ایرانی که در حمله هوایی کشته شدن، عزاداری نمی‌کنه چون ایرانی نیست. حتی تولدش در ایران به این معنا نیست که هویت و تعلقش به ایران باشه.»
«سابرینا غفار»، جامعه‌شناس و پژوهشگر هم با لحنی کنایه‌آمیز به توییت حقیرانه شاهزاده واکنش نشان داد: «این رهبر ادعایی ایران، عملا هیچ حرفی درباره‌ بیش از ۱۵۰ دختر کوچک ایرانی که در مدرسه با بمب کشته شدند، نزده ولی امروز نتوانست جلوی احساساتش را درباره‌ اینکه چقدر دلش برای سه سرباز آمریکایی که در جنگ کشته شدند می‌سوزد، بگیرد.او حتی وفاداری خودش به آمریکا را پنهان هم نمی‌کند ولی این بازنده‌های ایرانیِ در خارج (دیاسپورا) تلاش می‌کنند به او بگویند که او شیر ایران است.»*(تعدادی از دانش آموزان شهید مدرسه شجره طیبه میناب)
یک کاربر خارجی دیگر خطاب به رضا پهلوی نوشت: «تو نماینده ایرانی‌ها نیستی. تو فقط یه عروسک خیمه‌ شب‌ بازی از کلاس اپستین هستی که توی آمریکا قایم شدی.»«مهلقا صمدانی»، فعال صلح هم در واکنش به توییت حسرت السلطنه اینطور نوشت: «حتی یک کلمه هم درباره ۱۵۰ دانش‌ آموزی که دیروز کشته شدند و شمار زیادی از دیگر ایرانی‌ها نگفت. واقعا شرم‌ آور و ننگین است!»
حالا امروز، ۱۶۵ شهید دانش آموز دهه نود روی دست‌های همشهریان داغدارشان و با دعای خیر هموطنان خون‌به‌دلشان تا بهشت بدرقه می شوند تا آنجا در پیشگاه خدای عادل مقتدر، درباره ظلم و جفایی که زیر سکوت کرکننده سردمداران جهان در حق مردم مظلوم ایران در جریان است، شهادت دهند.
جان کلام را درباره مراسم تشییع و بدرقه امروز، وزیر امور خارجه ایران اینطور ذیل تصویر قبور آماده شده برای دانش‌آموزان شهید مینابی خطاب به آزادگان جهان نوشته است: «اینجا مدفن بیش از ۱۶۰ دختربچه بی‌گناه است که در بمباران یک مدرسه ابتدایی توسط نیروهای آمریکایی و اسرائیلی کشته شدند. بدن‌های آن‌ها تکه‌تکه‌ شده است.این‌، تحقق همان «نجات» است که آقای ترامپ وعده داده بود. از غزه تا میناب، بی‌گناهان با خونسردی کشته می‌شوند»... پایان پیام/#شهادت_دانش‌آموزان_میناب #بمباران_آمریکایی_صهیونی #مدرسه_شجره_طیبه #رضا_پهلوی
11:00 - 12 اسفند 1404

0 بازدید