وقتی یک جمله، پرواز شاهزاده به کیش را لغو کرد
سال ۱۹۸۶ (۱۳۶۵ شمسی) یعنی ۷سال بعد از سقوط رژیم پهلوی، قرار بود با حمایت نیروهای آمریکا در منطقه، رضا پهلوی طی یک عملیات هوایی به طور غافلگیرانه در کیش پیاده شود و به جمهوری اسلامی اعلان جنگ کند. مو لای درز نقشه فرماندهان آمریکایی نمیرفت اما فقط با یک جمله شاهزاده، آن عملیات فوق سری برای همیشه به بایگانی پنتاگون رفت.
گروه جامعه خبرگزاری فارس- مریم شریفی؛ راست میگفت آن مرد نکتهسنج که: «هرچه میگذرد، بیشتر مطمئن میشوم که رضا پهلوی و خانوادهاش دارند از مردم ایران انتقام میگیرند. هر بار که با فراخوانهای خائنانه و وطنفروشانه شاهزاده ناکام، گروهی از فرزندان ایران به کام مرگ کشانده میشوند و تکهای از پیکر ایران عزیز در آتش فتنه و اغتشاش میسوزد، بیشتر یقین میکنم که کینه این خاندان فراری از مردمی که 47سال قبل، آنها را از تخت سلطنت به زیر کشیدند، تمامی ندارد و با همدستی اربابهایشان، هرطور بتوانند به مردم ایران زخم میزنند.»
جنایات تروریستهای مسلح در دیماه 1404 در شهرهای ایران در پاسخ به فراخوان شاهزاده فراری، جدیدترین سند برای اثبات درستی این دیدگاه است. حالا و بعد از خاموش شدن اغتشاشاتی که رضا پهلوی، یکی از آتش بیاران اصلی آن بود، فرصت خوبی است برای شناخت بیشتر شخصیت و افکار او. گروه «رادیو مناهج» هم با همین نگاه، پادکست «شاهزاده» را برای این روزهای مهم، تدارک دیده و تقدیم مخاطبان حقیقت جو کرده است. *(«احمدعلی مسعودانصاری»در کنار رضا پهلوی)
روایت حسابدار رضا پهلوی از پشت صحنه زندگی شاهزاده«محتوای پادکست شاهزاده، برگرفته از کتاب «من و خاندان پهلوی»، نوشته «احمدعلی مسعودانصاری» است. این کتاب که در سال 71 در آمریکا منتشر شد، در ایران هم با عنوان «پس از سقوط» در دسترس علاقهمندان قرار گرفت. انصاری البته کتاب دیگری هم به نام «من و رضا» دارد که به عبارتی، ادامه کتاب من و خاندان پهلوی است.کتاب «من و خاندان پهلوی»، کتاب بسیار مهمی است چون نویسندهاش، نوه خاله فرح و از نزدیکان محمدرضا پهلوی و پسرش بوده. انصاری، بهعنوان انسانی پاکدست، نسبتاً مذهبی و اهل حلال و حرام شناخته میشد. اینطور بود که محمدرضا شاه در اواخر عمرش که حال و روز خوبی نداشت، جور دیگری به او توجه و اعتماد پیدا کرد و به همین دلیل، انصاری حسابی به او نزدیک شد.
بعد از مرگ محمدرضا پهلوی، وقتی آن ثروت هنگفت نقدی و غیرنقدی که از ایران دزدیده بود، به رضا(پسرش) رسید، او برای ساماندهی این دارایی به یک فرد مورداعتماد نیاز داشت. و ازآنجاکه انصاری حسابداری بلد بود، شد مشاور مالی(حسابدار) و دست راست شاهزاده. کتابِ من و خاندان پهلوی هم، به همین دلیل اهمیت دارد چون مجموعه مشاهدات و خاطرات مستند احمدعلی مسعودانصاری از پشت صحنه زندگی ربع پهلوی در فاصله سالهای 59 تا 71 است.»*(عکس سمت راست: انتخاب رضا پهلوی به ریاست انجمن ملی خانههای فرهنگ روستایی کشور در 8 سالگی/ عکس سمت چپ: رضا پهلوی در سن ۱۷ سالگی، سوژه نشریه midnight globe کانادا در شهریور سال 57 با این تیتر: «ثروتمندترین بچه دنیا فقط یک دوست دارد؛ سگش»)
شاهزادهای که در 8 سالگی، اولین پستش را گرفت!به دنیا آمدن رضا پهلوی بعد از سه ازدواج محمدرضا شاه، خواه ناخواه به این پسر نورسیده، جایگاه ویژهای میداد. گذر زمان هم نشان داد شاه مملکت از هدیه کردن هیچ پست و مقام و امکاناتی به ولیعهدش دریغ ندارد؛ حتی اگر او کودک خردسالی بیش نباشد.راوی پادکست «شاهزاده» هم قبل از معرفی این محصول صوتی، گریزی میزند به موقعیت خاص ربع پهلوی و در این باره میگوید: «رضا پهلوی، اولین پست رسمیاش را در 8 سالگی گرفت و رئیس انجمن ملی خانههای فرهنگ روستایی کشور شد! فکرش را بکنید؛ 6 وزیر، 5 مدیرعامل و 3 رئیس کل، زیرمجموعه تشکیلاتی بودند که یک «کودک هشت ساله» ریاست عالیه آن را بر عهده داشت! و این تازه شروع مقامات دولتی شاهزاده بود چون در 17سالگی بهعنوان وزیر ورزش ایران به جمع دولتمردان راه پیدا کرد.*(جشن تولد 4 سالگی رضا پهلوی در استادیوم امجدیه)
وقتی مردم را در استادیوم به پابوس شاهزاده بردندماجرای جشن تولد شاهزاده، از همه اینها عجیب تر است. سال 1343، خانواده پهلوی تصمیم میگیرند تولد 4سالگی رضا را به شکلی متفاوت جشن بگیرند. اینطور میشود که استادیوم امجدیه را با کلی هزینه برای برگزاری جشن تولد، آماده میکنند و از مردم میخواهند در این مراسم شرکت کنند! با همین برنامهریزی بود که روز 14 آبان تعداد زیادی از مردم مجبور شدند کار و زندگی شان را رها کنند و در استادیوم شهر به پابوس شاهزاده 4ساله بروند. به همین دلیل است که گفته میشود نازپروردگی و زندگی تجملاتی رضا پهلوی در تاریخ شاهزادههای جهان، بیسابقه است. یعنی در هیچ کشور سلطنتی حتی امثال عربستان هم سابقه ندارد که مردم را در ورزشگاه جمع کنند برای دیدن ولیعهد ۴سالهای که با غرور و تکبر خاصی روی مبل لم داده و با نگاهی از بالا به پایین، مردم را برانداز میکند. اما در جشن تولد چهارسالگی شاهزاده، این اتفاق به قیمت تحقیر تاریخی مردم ایران، رقم خورد.»
امانت مردم را میخواهی به چه کسی بسپاری؟حالا نوبتی هم که باشد، نوبت معرفی پادکستی است که قصه شاهزاده 65ساله پهلوی! را سریع و خلاصهوار روایت کرده. نماینده گروه پژوهشی رادیو مناهج قبل از هر چیز میگوید: «ما برای ارائه پادکست شاهزاده، یک دستهبندی در نظر گرفتیم و گفتیم یک مسئول شریف که قرار است امور مردم را به دست بگیرد، حداقل باید ۱۲ ویژگی داشته باشد. برای مثال، اختلاسگر و پولدوست نباشد. تنبل نباشد. بیغیرت نباشد. برای بیچارگان دلسوزی کند. باسواد باشد. عاشق ایران و فرهنگش باشد. حاضر باشد برای کشورش هزینه بدهد و... این ویژگیها، شد چارچوب ما برای روایت مطالب کتاب «من و خاندان پهلوی» تا مخاطبان براساس خاطرات یکی از نزدیکان رضا پهلوی، خودشان قضاوت کنند شاهزاده، شایستگی حکومت بر مردم ایران را دارد یا نه.»
تندیس «بزرگترین اختلاس تاریخ» تعلق میگیرد به... خاندان پهلوی«از هرکدام از مردم ایران بپرسید، میگوید یک مسئول و حاکم خوب، در درجه اول باید اختلاسگر و پولدوست نباشد. اما به شهادت احمدعلی مسعودانصاری، رضا پهلوی و پدرش وقتی از ایران فرار کردند، ۶۵میلیون دلار پول نقد و حدود 22 میلیارد دلار دارایی غیرنقد از اموال مردم ایران را با خود بردند؛ رقمی که «بزرگترین اختلاس تاریخ» لقب گرفته.
ثروتی که محمدرضا شاه از ایران دزدید و با خود به خارج از کشور برد، آنقدر هنگفت و باورنکردنی بود که بعد از گذشت سالها، هنوز سوژه جذابی برای رسانههای مطرح جهان است. برای مثال، روزنامه دیلی تلگراف انگلیس در گزارشی که در ۱۸ ژانویه ۲۰۲۳ منتشر شد، به صراحت نوشته بود: «شاه آنقدر طلا و وسایل دیگر بار هواپیما کرده بود که هواپیما بلند نمیشد.»البته در رسانهها از رقم 35میلیارد دلار دزدی خاندان پهلوی هم صحبت میشود که آن هم درست است چون رقم خارج شده را با احتساب سودش در طی این سالها اعلام میکنند. برای مثال، روزنامه فایننشال تایمز که در سال ۲۰۰۹ در گزارشی با موضوع بررسی میزان داراییهایی که دیکتاتورهای فراری از کشورهایشان خارج کردهاند، درباره داراییهای شاه فراری ایران نوشت: «محمدرضا پهلوی، شاه مخلوع ایران، ۳۵ میلیارد دلار دارایی از ایران خارج کرده که ۲۰ میلیارد دلار آن از سوی دولت آمریکا مسدود شده است.»*(تاج الملوک، مادر محمدرضا شاه که بعد از مرگ، سرنوشت تلخی داشت)
چرا «راکفلر»، برای تدفین مادر محمدرضا شاه وساطت کرد؟!اگر دنبال اسناد بیشتری از پولدوستی رضا پهلوی هستید، کافی است سری به خاطرات اطرافیانش بزنید. در خاطرات احمدعلی مسعودانصاری هم تا دلتان بخواهد، از این خصلت شاهزاده گفته شده: «شاید خیلیها ندانند که وقتی مادر محمدرضا پهلوی در آمریکا فوت کرد، تا چند روز او را دفن نکردند. حالا علت این موضوع چه بود؟ رضا پهلوی و خانوادهاش آنقدر جانشان به پول بسته بود که حاضر نبودند هزینه دفن مادربزرگشان را پرداخت کنند! این در حالی بود که ملکه مادر، ثروت زیادی داشت و وراث میدانستند این پول بالاخره از محل دارایی او قابل دریافت است. عاقبت، این «راکفلر»، ثروتمند معروف آمریکایی بود که به این آبروریزی خاتمه داد. مسعودانصاری در کتابش مینویسد: «افتضاح چنان بالا گرفت که آرمائو از یاران راکفلر و دوست خانوادگی پهلویها از نیویورک با من تماس گرفت و بالاخره من پول لازم را حواله کردم تا بعد تکلیف پرداخت آن روشن شود...»
از برنامه طاقتفرسای روزانه زندگی شاهزاده چه میدانید؟ «دومین ویژگی کسی که میخواهد در بالاترین رده مملکت، مسئولیت بر عهده بگیرد، این است که «تنبل نباشد». در یک فقره، مطالعه کتاب من و خاندان پهلوی، کافی است برای قضاوت درباره رضا پهلوی در این زمینه. نوه خاله فرح در این کتاب مینویسد که شاهزاده ساعت 11صبح تازه از خواب بیدار میشد. بعد، 2 دست ورق بازی میکرد. بعد میرفت رستوران... شب هم میرفت پارتی و مجلس رقص و... کل روزش اینطور میگذشت. تعطیلات تابستان را هم میرفت فرانسه. یعنی فردی که مدعی سلطنت بر یک کشور 86میلیون نفری است، در کل زندگیاش یک فعالیت مفید نداشته و حتی نتوانسته یک مدرک دانشگاهی درست و حسابی بگیرد.»
حقوق گارسون میز شاهزاده، معادل حقوق چند هزار کارگر!«از یک مسئول ایرانی انتظار میرود دلرحم باشد و نسبت به بیچارگان دلسوزی کند. اما مسعودانصاری با کتابش به مخاطب میگوید در وجود شاهزاده پهلوی دنبال این خصلت نگردید.» راوی پادکست شاهزاده، چند مصداق برای این ادعا مطرح میکند: «در کتاب من و خاندان پهلوی آمده که وقتی پرستار شخصی رضا پهلوی، بیمار و ازکارافتاده میشود، شاهزاده او را از خانه بیرون میاندازد؛ یعنی همان پرستاری که از کودکی به رضا رسیدگی میکرد و به خاطر او هم از ایران فرار کرده بود. پرستار بیچاره میگوید: حداقل هزینه اجاره خانه مرا بدهید. این مبلغ که برای شما پولی نیست. اما شاهزاده میگوید: اینهمه بیخانمان، تو هم مثل آنها.
یک نکته قابل توجه دیگر هم در این کتاب ذکر شده که به سالهای حضور خاندان پهلوی در ایران برمیگردد. مسعودانصاری میگوید در تورم وحشتناک سال ۵۲ که خود محمدرضا شاه هم به آن اعتراف کرده بود، فقط حقوق گارسونهای میز غذای رضا پهلوی، ۲۰ میلیون تومان بوده! ما صوت صحبتهای محمدرضا شاه را هم در پادکست آوردهایم که میگوید به نسبت دو سال قبل، گندم ۳۰۰درصد افزایش قیمت داشته!، سیمان ۳۰۰درصد و... با این حال در آن تورم شدید، ۲۰میلیون تومان برای گارسون خصوصی شاهزاده هزینه میشده؛ چیزی معادل حقوق چند هزار کارگر در آن سال!»
وقتی همهچیز برای انتقال شاهزاده به کیش فراهم شده بود...«سال 1986 (1365 شمسی)، یعنی 7سال بعد از سقوط رژیم پهلوی، آمریکاییها طرحی ریختند به نام «طرح کیش» که براساس آن با حمایت نیروهای آمریکا در منطقه، رضا پهلوی طی یک عملیات هوایی به طور غافلگیرانه در کیش پیاده شود و به جمهوری اسلامی اعلان جنگ کند. مو لای درز نقشه فرماندهان آمریکایی نمیرفت اما فقط با یک جمله شاهزاده، آن عملیات فوق سری برای همیشه به بایگانی پنتاگون رفت. احمدعلی مسعودانصاری مینویسد وقتی آن طرح دقیق را برای رضا پهلوی توضیح دادند، اولین سؤالش این بود که: «خب، برای فرار چه فکری کردهاید؟ اگر موفق نشدیم، چگونه میتوانم از آنجا فرار کنم؟»...یکی از ابتداییترین ویژگیهای موردنیاز برای کسی که میخواهد مسئول شود، این است که حاضر باشد برای کشورش هزینه بدهد. اما به گواه صحبتهای نزدیکان رضا پهلوی، حتی آمریکاییها هم از 40سال قبل فهمیدهاند هیچ حسابی در این زمینه نمیتوان روی او باز کرد چون شاهزاده هم مثل پدر و پدربزرگش همیشه آماده فرار است.
انصاری در کتابش به موقعیتهای متعددی اشاره میکند که رضا پهلوی میگوید من نمیخواهم شاه شوم. اصلا نمیخواهم در شرایطی قرار بگیرم که مجبور شوم کار سخت انجام دهم. ربع پهلوی در مصاحبههایش هم علناً گفته که برای اینکه مردم ایران به آزادی برسند، حاضر نیست رفاه و آزادی خودش را فدا کند. حتی در مصاحبهای میگوید به فرض سقوط جمهوری اسلامی هم برای همیشه به ایران برنمیگردد: «میتوانیم رفتوآمد داشته باشیم. لازم نیست در یک مکان، میخ شویم... زندگی من در 40سال گذشته در آمریکا بوده؛ خانواده، بچههایم و دوستانم اینجا هستند. اگر قرار باشد به ایران برگردم، به چی برگردم؟...»
اعتراف رضا پهلوی در دادگاه: من «بیوطن» هستم!«ماجرای علاقه و عِرق نداشتن رضا پهلوی به ایران، عمیقتر از آن است که کسی بتواند با توسل به توجیهات عامهپسند، روی آن سرپوش بگذارد. شاهزادهای که موسیقی سنتی ایران را به تمسخر میگیرد، حاضر نشده به فرزندانش زبان فارسی یاد بدهد و همسرش اعتراف میکند حتی سرود معروف ای ایران را بلد نیست، دارد بیگانگیاش با ایران و فرهنگ اصیل آن را فریاد میزند.اما مسعودانصاری در کتابش به خاطرهای اشاره میکند که همه این واقعیتهای تلخ در مقابلش کمرنگ جلوه میکند. داستان از این قرار است که به دلیل یک ماجرای حقوقی، پای رضا پهلوی به دادگاهی در آمریکا باز میشود. در جریان رسیدگی به این دعوای حقوقی، اگر ولیعهد، ملیتش را مشخص میکرد، به خاطر ایرانی بودن باید مقداری عوارض پرداخت میکرد. اینجا بود که در کمال تعجب، شاهزاده به خاطر پرداخت نکردن چند دلار، از اصالت و ملیتش چشمپوشی و اعتراف کرد «بیوطن» (stateless) است!...»
«یاسمین» و «غیرت»؛ پاشنه آشیل شاهزاده در جامعه ایرانی که در همیشه تاریخ، غیرت را بهعنوان یک فضیلت، ستایش میکرده، یکی از خط قرمزهای اصلی این است که مسئولش «بیغیرت نباشد». اما آیا واژه غیرت در قاموس ربع پهلوی تعریف شده؟ نماینده تیم پژوهشی رادیو مناهج در پادکست شاهزاده در این باره میگوید: «احمدعلی مسعودانصاری در کتابش درباره بیغیرتی رضا پهلوی نسبت به همسرش، «یاسمین امینی»، اینطور مینویسد: «یاسمین که در دانشگاه جورج واشنگتن درس سیاست میخواند، با همکلاسی خود تا نیمههای شب به مجالس رقص میرفت و توجهی نداشت که این مسئله چقدر از نظر ایرانیان ناپسند است... *(تصاویر یاسمین پهلوی و مربی یوگای او در سال های اخیر حسابی جنجال به پا کرده)
همین بیتوجهی به اخلاق و فرهنگ ایرانی سبب شده بود که گاردها و خدمه ایرانی مرتب از رفتار او و بخصوص همراهی دائمیاش با آن پسر همکلاسیاش اظهار نارضایتی کنند. آنان نزد من(احمدعلی مسعودانصاری) گلایه میکردند ازجمله میگفتند روزی رضا پهلوی موقع خروج از منزل به آنها گفته بود چون دنبال کاری منزل را ترک میکند، مواظب باشند کسی مزاحم یاسمین و دوست پسرش که در استخر شنا میکردند، نشود! وقتی این حساسیتها را با رضا هم در میان گذاشتم و گفتم که میدانم بین همسر تو و آن جوان رابطهای نیست اما این مسائل در فرهنگ ما ایرانیان پذیرفته نیست، گفت: من لیبرالم، به این حرفها اهمیتی نمیدم!علاوهبراین، معلم خصوصی یاسمین، برای تدریس به او حتی به اتاق خواب آنها میرفت که مورد اعتراض بیحاصل من بود. هرچه به رضا میگفتم اتاق خواب، حریم خانواده است و غیر از زن و شوهر کسی نباید به آن وارد شود و درس را در سالن خانه هم میتوان خواند، گوش نمیداد...»
«تلفات جنگ» نه، اینها فرزندان ایران هستند...خب، کسی که در زندگی شخصیاش و نسبت به همسرش غیرت ندارد، نسبت به وطنش هم بیغیرت خواهد بود. بنابراین اصلا عجیب نیست که رضا پهلوی به آمریکا و اسرائیل پیام میدهد و درخواست میکند به ایران حمله نظامی کنید، کشور را اشغال کنید و مردم را بکشید. اصلا تعجبی ندارد چنین فردی با فراخوانش از آن طرف دنیا، در ۱۸ و ۱۹ دی جوانان هیجانی را به خیابان بکشد و زمینهساز شدیدترین خشونت و تخریب و کشتار تاریخ معاصر توسط اغتشاشگران مسلح آموزشدیده در ایران شود.*(عصبانیت همراه با گریه فعال سیاسی ضدانقلاب از سخنان غیرمسئولانه رضا پهلوی)
این حرکت شاهزاده آنقدر غیرمسئولانه بود که حتی مورد انتقاد رسانههای خارجی و اپوزیسیون خارجنشین هم قرار گرفت. البته اینجا هم رضا پهلوی از پذیرفتن مسئولیت کارش شانه خالی کرد و ابتدا گفت: این جنگ است و جنگ، تلفات دارد و بعد، به کلی مسئولیتش در حوادث خونبار دیماه را انکار کرد و گفت: «من به مردم نگفتم به خیابان بیایند»!...
17:04 - 21 ژانویه 2026