دانشجویعزیز! تو را به دانشگاههای انگلیس راه نمیدهند
«میگوید:مطب، یک فضای شخصی است و مشکلی بابت کشف حجاب یا بدپوششی کادر درمان در آن وجود ندارد. درحالیکه فضایی که در آن، خدمات عمومی به مردم ارائه میشود، بخشی از فضای عمومی جامعه است و باید تابع قوانین کشور باشد. این موضوع، محدود به ایران هم نیست. در کل دنیا در این زمینه، چهارچوبهای مشخصی وجود دارد.»به بهانه نامه اهالی جامعه پزشکی به رئیس جمهور درباره قانون حجاب، با آنها گپ زدهایم...
گروه جامعه خبرگزاری فارس- مریم شریفی؛ «ما در سالهای تحصیل خود، اظهارنظر و اقدام مبتنی بر شواهد و کار کارشناسی را به عنوان یکی از اصول حرفهای تصمیمگیری آموختهایم. اصلی که رئیس جمهور محترم - هم به عنوان همکار پزشک و هم در جایگاه مسئول باتجربه - بدان واقفند و در دوران انتخابات و پس از آن، بارها آن را اعلام داشتهاند. قانون حجاب، برخلاف سیاهنماییهای رسانهای، محصول ساعتها کار کارشناسی نمایندگان مجلس و مشورت آنها با صاحبنظران عرصه فرهنگ، حقوق، دین و علوم اجتماعی است. از این رو، اگر نقدی به این قانون وارد است، ضروری است که با تکیه بر همین اصول و نیز مراعات حق، انصاف و نگاه به قانون اساسی و اسناد بالادستی جمهوری اسلامی منعقد و بیان گردد...ما، به عنوان گروهی از نخبگان جامعه و حافظان سلامت، از شما میخواهیم که همچون گذشته و مطابق فرمایشات خود، با تمام امکانات و قوا، خود را موظف به اجرای قانون بدانید و در عمل ثابت کنید که مجموعه دولت پایبند به جمهوریت و قانونمداری و دور از دیکتاتورمآبی و قانونگریزی است.»
این بخشی از نامه جمعی از پزشکان، دندانپزشکان و داروسازان درباره قانون حجاب است که هفته گذشته خطاب به مردم ایران و رئیس جمهور نوشتند؛ نامهای که تا امروز ۸۶۰ امضا پای آن ثبت شده است. پای صحبت دو نفر از امضاکنندگان این نامه نشستیم تا از انگیزههای اهالی جامعه پزشکی برای کنشگری و مطالبهگری در حوزه حجاب و عفاف بیشتر بدانیم.
جامعه پزشکی را چه به قانون حجاب؟!«اصلاً جامعه پزشکی را چه به قانون حجاب؟» سر صحبت را با این سؤال باز میکنم و در توضیحش میگویم: بعد از انتشار نامه جمعی از پزشکان، دندانپزشکان و داروسازان به رئیس جمهور درباره قانون حجاب، ممکن است بعضیها با این جمله به این حرکت واکنش نشان داده باشند. شما بهعنوان یکی از امضاکنندگان این نامه، برایمان بگویید چرا جامعه پزشکی احساس وظیفه و نیاز کرد با انتشار نامه رسمی، درباره قانون حجاب کنشگری و مطالبهگری داشته باشد؟ دکتر «زهرا امامی»، فارغ التحصیل پزشکی عمومی و MPH از دانشگاه علوم پزشکی تهران، با این سؤالها و ابهامها آشناست که بیمعطلی در جواب میگوید: «ما در ابتدای نامهای که خطاب به مردم عزیز ایران و رئیس جمهور محترم نوشتیم، به همین موضوع اشاره کردهایم.
ببینید، یک بحث، بحث وظیفه اجتماعی قشر نخبگان است. یک بحث هم به جایگاه تخصصی ما مربوط میشود که خودمان را در مقابل سلامت جامعه، مسئول میدانیم. از طرف دیگر، با توجه به برخی از واکنشهایی که به جامعه پزشکی نسبت داده میشد مثل اینکه گفته میشد قانون حجاب قرار است در تضاد با سلامت مردم قرار بگیرد، احساس کردیم حداقل لازم است بگوییم که نه، اتفاقاً چنین قانونی، هم از سلامت روانی جامعه حمایت میکند، هم بسترسازی میکند برای رفع آن مواردی که سلامت افراد جامعه بهویژه بانوان را با خطر مواجه میکند و باعث ایجاد خشونت علیه زنان میشود.با همین نگاه، تصمیم گرفتیم در مقابل فضاسازیهایی که درخصوص قانون حجاب در حال انجام است، موضع بگیریم و بهعنوان اعضای جامعه پزشکی که مفاد این قانون را بررسی کردهایم، بگوییم که اتفاقاً خیلی خوب است که ما در زمینه پوشش و حجاب در جامعه، چهارچوب داشته باشیم. علاوهبراین، اعلام کردیم که آمادگی داریم با ارائه مقالات تخصصی پزشکی در این زمینه، از جهت علمی هم از قانون حجاب حمایت کنیم».
شما قانون حجاب را خواندهای؟قلاب ذهنم در بخشی از صحبتهای خانم دکتر گیر افتاده. به عقب برمیگردم و میپرسم: گفتید شائبهای مطرح شده بود مبنی بر اینکه اجرای قانون حجاب میتواند مشکلاتی برای سلامت مردم ایجاد کند! ماجرا دقیقاً چه بود؟ خانم دکتر این قبیل شبههافکنیها را ناشی از بیاطلاعی یا اطلاعات ناقص عنوان کرده و میگوید: «واقعیت این است که اگر این واکنشهای بیرونی نبود، ما هم میگفتیم خب، یک روال عادی دارد برای یک قانون طی میشود. اما وقتی دیدیم یک هجمه عجیب و غریب درباره قانون حجاب به راه افتاده، احساس نیاز کردیم برای روشنگری، ورود کنیم. یکی از این شائبههای عجیب، از طرف بخشی از جامعه پزشکی مطرح شده بود؛ از طرف عزیزانی که احتمالاً متن قانون را نخوانده بودند.
به طور کلی نقدهای مطرحشده درباره قانون حجاب را که میخوانیم، به نظر میرسد اغلب به این دلیل است که متن قانون را نخواندهاند. هرکدام به یک بخش خاص از قانون انتقاد میکنند و با طرح اطلاعات مبهم، کلیت قانون را میزنند. انگار هدفشان این است که با طرح این موضوعات بحثبرانگیز، کاری کنند کسی متوجه محتوای قانون نشود.»
قانون حجاب، یک قانون حامی سلامت استاما اشکالی که برخی اعضای جامعه پزشکی به قانون حجاب وارد کرده بودند، چه بود؟ دکتر امامی در جواب میگوید: «تعدادی از همکاران ما گفته بودند: اگر قرار باشد قانون حجاب، مانع خدمترسانی به بیماران شود، ما بهعنوان پزشک آن را اجرا نخواهیم کرد! میگفتند: ما پزشک هستیم و اخلاق حرفهای، اجازه نمیدهد که به خاطر عدم رعایت قواعد پوشش و حجاب، به بیمار خدماترسانی نکنیم...ماجرا این است که چون قانون حجاب را نخواندهاند، تصور میکنند بخشی در آن وجود دارد که به فرض میگوید اگر یک بیمار در شرایط بدحالی مراجعه کند و چهارچوب استاندارد پوشش و حجاب را نداشته باشد، ما نباید به او خدمت پزشکی درمانی ارائه کنیم! درحالیکه اصلاً چنین چیزی در قانون حجاب وجود ندارد. بنابراین من در درجه اول به همه دوستان توصیه میکنم خودشان متن قانون حجاب را بخوانند.
در درجه بعد، برای اطلاع همکارانم و تمام مردم اعلام میکنم نهتنها هیچ نکتهای در قانون حجاب وجود ندارد که در تضاد با سلامت مردم باشد، بلکه اتفاقاً بندهایی در این قانون هست که با حمایت از چهارچوبمند بودن بحث پوشش - فارغ از فضای اعتقادی -، دارد از سلامت جسمی و روحی خانواده حمایت میکند. درواقع، ما قانون حجاب را یک قانون حامی سلامت میدانیم؛ چه در بحث سلامت جسمی و چه در بحث سلامت روانی.»
حرف مشترک مقالههای علمی غربی و قانون حجاباز نگاه دکتر امامی و همکارانش، ماجرای قانونمند بودن پوشش، محدود به مرزهای ایران اسلامی نمیشود و گسترهاش، همه جوامع دغدغهمند را شامل میشود: «ما این دغدغهمندی نسبت به موضوع پوشش را در فضاهای علمی و دانشگاهی غربی هم میبینیم. برای مثال، رویکرد مقالههای کشورهای غربی دارد به این سمت میرود که نیاز است آن فضای رهاشدگی در پوشش در جوامع غربی، کنترل شود از جهت اینکه هم سلامت روحی جامعهشان را حفظ کنند و هم آسیبهای جسمی که در نتیجه بیبندوباری و بیقید و بند بودن ایجاد شده، را کاهش دهند.»
وقتی استاد غیرمذهبی، طرفدار ساماندهی وضعیت پوشش میشودحالا که حرارت بحثها درباره قانون حجاب فروکش کرده و چند روزی هم از نامه اهالی جامعه پزشکی در این زمینه گذشته، بهتر میشود درباره قانونی که با هدف حمایت از خانواده و سلامت فردی و اجتماعی شهروندان از طریق ترویج فرهنگ حجاب و عفاف تدوین شده، صحبت کرد. بانوی پزشک داستان ما که افتخار مادری ۴ فرزند را هم در کارنامه دارد، در این باره میگوید: «به نظرم اتفاقی که درباره قانون حجاب شاهد هستیم، یک هیاهوی رسانهای است برای اینکه محتوای این قانون اصلاً دیده نشود. برخی نگرانند اگر متن قانون دیده شود، بسیاری از مردم بگویند اینکه چیز بدی نیست. بنابراین فکر میکنم اگر آن فضای تبیین و روشنگری نسبت به اهداف و محتوای قانون حجاب وجود داشته باشد، احتمالاً خیلیها با این قانون همراه خواهند شد.
من اخیراً میبینم افرادی که شاید خیلی هم اعتقادات مذهبی سفت و سختی ندارند، اظهارنظرهایی درباره لزوم وجود چهارچوب در زمینه پوشش میکنند. مثلاً در فضای دانشگاه، برخی از اساتید که شاید تقیدات خیلی جدی مذهبی هم ندارند، از وقتی برخی پوششها و رفتارها را در دانشگاه دیدهاند، میگویند: دیگر وضعیت پوشش نباید تا این حد رهاشده باشد. فضای آموزشی، نیاز به یک چهارچوبهایی دارد.بنابراین نیاز به وجود قاعده و چهارچوب در زمینه پوشش را خیلیها مطرح میکنند. خب، این یعنی قانون دیگر. با این نگاه، قانون حجاب هم میتواند مثل هر قانون دیگری، مراحل طبیعیاش را طی کند و اجرایی شود. عجیب، آن فضای رسانهای است که علیه این قانون شکل گرفته است.»
مگر مطب، فضای شخصی است؟!در دو سال اخیر، همزمان با تغییر چهره خیابانها، پارکها، مراکز خرید و... ، در بعضی مراکز درمانی - چه بیمارستانها و چه مطبها - هم شاهد تغییرات عجیب در پوشش بخشی از کادر درمان و کارکنان هستیم. بعضیها میگویند شما میخواهید بروید دندانپزشکی که دندانتان را درست کند. چه فرقی میکند دکتر با روپوش سفید و باحجاب در مطب نشسته باشد یا بیحجاب و با پیراهن آستین کوتاه؟! دکتر زهرا امامی در مقابل این شرح وضعیت از بعضی از مراکز درمانی، سری به تأسف تکان میدهد و میگوید: «بله. به تبع تغییر فضای عمومی جامعه، متأسفانه فضای مراکز درمانی هم از نظر وضعیت پوشش و حجاب، تغییر کرده.
در این میان، برخی اینطور مطرح میکنند که مثلاً مطب، یک فضای شخصی است و مشکلی بابت کشف حجاب یا بدپوششی کادر درمان در آن وجود ندارد. درحالیکه فضایی که در آن، خدمات عمومی به مردم ارائه میشود، بخشی از فضای عمومی جامعه محسوب میشود و باید تابع قوانین کشور باشد. این موضوع، محدود به ایران هم نیست. در کل دنیا در این زمینه، چهارچوبهای مشخصی وجود دارد. برای مثال، کشورهای مختلف برای پوشش دانشجویان و کادر درمان و حتی برای لباس بیماران، قواعدی دارند که به Dress Code معروف است.
همینجا فرصت را غنیمت میشمارم و یادآوری میکنم فارغ از قانون حجاب، ما قانونی به اسم قانون «انطباق» در سیستم بهداشت و درمان داریم که سالهاست مغفول مانده. این قانون انطباق، بخشهایی دارد در حفظ حریم خصوصی بیمار؛ اینکه میتواند انتخاب کند پزشک و پرستار درمانگرش، خانم یا آقا باشد و... اما متأسفانه این قانون، مغفول مانده و اجرا نمیشود.»
باور نداری؟ چارهاش یک جستجوی ساده استخانم دکتر برمیگردد به بحث قوانین جدی پوشش در دانشگاهها و مراکز درمانی در جوامع غربی و در پایان صحبتهایش میگوید: «اتفاقاً ما داریم میبینیم در کشورهایی که تا قبل از این در زمینه پوشش و حفظ حریم خصوصی بیمار چندان چهارچوب نداشتند، آسیبها دارد مطرح میشود؛ مواردی مثل بحث خشونتهای جنسی بین پزشک و بیمار که گزارشهای آن، چیز پوشیدهای هم نیست. مثلاً هرکس یک جستوجوی ساده در آرشیو بیبیسی انجام دهد، میتواند گزارشهای مرتبط با این خشونتها را پیدا کند.خب، بخشی از این خشونتها و آسیبها برمیگردد به اینکه حریم خصوصی بیمار مراعات نمیشود و بحث پوشش در مراکز درمانی، چهارچوبی ندارد. و خود آنها دارند میرسند به این نقطه که لازم است چهارچوبهایی در این زمینه تعریف شود. همه اینها شواهدی است که نشان میدهد نهفقط در فضای عمومی جامعه بلکه در فضاهای تخصصی مثل مراکر درمانی هم، بحث قانونمندی پوشش، میتوانند به سلامت جسمی و روحی افراد کمک کنند.»
برای رئیس جمهوری که از جنس خودمان استاما چرا اعضای جامعه پزشکی، دغدغههایشان در زمینه قانون حجاب را خطاب به شخص رئیس جمهور مطرح کردند؟ پاسخ این سؤال را دکتر «زهرا طاولی»، متخصص زنان و فلوشیپ لاپاراسکوپی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و از دیگر امضاکنندگان این نامه، اینطور میدهد: «در درجه اول، به این دلیل خطاب به رئیس جمهور نامه نوشته شد که ایشان از جنس خودمان است؛ هم پزشک است، هم شخصیتی مذهبی است و هم معتقد به حجاب. در درجه دوم، به این دلیل که آقای دکتر پزشکیان اعتقاد دارد قانون از ارکان وفاق ملی است و این حاکمیت قانون است که میتواند کشور را به اهداف بلندش برساند.علاوهبراین، رئیس جمهور همیشه تأکید میکند کارها باید با نگاه کارشناسی انجام شود. بنابراین در نامهای خطاب به رئیس جمهور اعلام کردیم انتظار میرود قانونی که بعد از ساعتها کار کارشناسی و مشورت با صاحبنظران حوزههای مختلف تدوین و تصویب شده، در روال طبیعی و قانونی توسط رئیس دولت ابلاغ و اجرا شود.»
پژوهشهای علمی هم میگوید باید به سمت خویشتنداری برویم«موضوع پوشش و حجاب، نه متعلق به امروز است و نه محدود به ایران.» خانم دکتر مکثی میکند و در ادامه میگوید: «از هر زاویهای به جامعه ایران نگاه کنید، موضوع پوشش و حجاب، بهعنوان یکی از مسائل بنیادی در آن مطرح بوده؛ چه به لحاظ دینی و مذهبی، چه به لحاظ عرفی و چه به لحاظ تاریخی. تصاویر و اسناد به جا مانده از قرنها قبل، اثبات میکند موضوع پوشش حتی قبل از ورود اسلام در جامعه ایران وجود داشته و زنان ایرانی حتی قبل از اسلام هم پوشیده بودهاند. این یعنی موضوع پوشیدگی و حجاب، همیشه در جامعه ایران دارای ارزش بوده.البته این موضوع، اختصاص به جامعه ما ندارد و حتی در سطح بینالمللی و جوامع غربی هم، پژوهشها و مقالات دارد به این سمت میرود که اگر میخواهید جامعه سالمی داشته باشید، باید مسأله برهنگی و رهاشدگی پوشش را از جامعهتان حذف کنید. تنها در این صورت است که میتوانیم به مصونیت و آزادی اجتماعی زن و سلامت فردی و روانیاش در جامعه برسیم. از نگاه آنها حتی امنیت جسمی زن، مبحث خشونت علیه زنان و بیماریهای قابل انتقال از طریق روابط جنسی که در جوامع غربی مطرح میشود هم مرتبط با این موضوع است و همه اینها دارد میگوید باید به سمت خویشتنداری برویم.»
امنیت زنان در فعالیتهای اجتماعی چه پیشنیازی دارد؟عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در ادامه صحبتهایش میگوید: «مجموع این نکات را عرض کردم که تأکید کنم اگر در جامعه ما هم، حدی از پوشش تعریف شود، باعث میشود بستر فعالیت زنان در جامعه بیشتر فراهم شود. یعنی وجود سطحی از پوشش و حجاب، زنان را نسبت به عواقبی که برهنگی میتواند برایشان داشته باشد، حفظ میکند و به آنها مصونیت میدهد و کمک میکند با سلامت کامل در جامعه حضور و فعالیت داشته باشند.دقیقاً با همین نگاه و اعتقاد، این نامه را که بسیار خوش بیان هم نوشته شده بود، امضا کردیم تا انشاءالله به دست رئیس جمهور برسد وایشان با اجرای قانون حجاب، به سلامت هرچه بیشتر جامعه و ایجاد فضایی سالمتر و ایمنتر برای فعالیت زنان کمک کنند.»
هرچه سطح اجتماعی فرهنگی بالاتر، پوشیدگی بیشتر«اگر به جوامع غربی نگاه کنید، برای اخصّ افراد یعنی افرادی که در درجه فرهنگی اجتماعی بالاتری هستند، حد و حدود مشخصی به لحاظ پوشش، ظاهر و رفتار تعریف میکنند. یعنی شما که به لحاظ علمی و فرهنگی و اجتماعی به درجهای رسیدهاید که در این جایگاه والا قرار گرفتهاید، در پوشش و رفتارتان نباید پا را از حدود مشخصی فراتر بگذارید. این موضوع را میتوانید در جامعه دانشگاهی غربی هم ببینید.در دانشگاههای غربی – و البته در بسیاری از دانشگاههای قانونمند در نقاط مختلف دنیا - برای دانشجویان، قوانین پوشش یا Dress Code تعریف و اعلام میکنند که دانشجویان فقط در صورتی میتوانند در دانشگاه و محیط درمانی حضور داشته باشند که این نوع و این حد از پوشش را رعایت کنند. یعنی معتقدند اگر کسی در سطح اجتماعی فرهنگی علمی بالاتری قرار دارد، باید یک سطح مشخص از پوشیدگی و وقار را داشته باشد. یعنی جوامع غربی هم دارند به سمت قانون حجاب میروند؛ حالا با این لفظ نه و به اسم Dress Code، به اسم اینکه ما یک حدی از پوشش را قرار میدهیم.»
دانشجوی عزیز! شما را به دانشگاههای انگلیس راه نمیدهند...«تجربه شخصی من در مواردی که با دانشجویان گفتوگو داشتم، این بوده که وقتی پای درد دل این عزیزان مینشینید، با محبت و با استفاده از اطلاعات دقیق و استدلالهای محکم با آنها صحبت میکنید، میتواند تأثیر خوبی داشته باشد و باعث شود خودشان را ملزم به رعایت قانون بدانند.»دکتر زهرا طاولی بعد از مکث کوتاهی میگوید: «اجازه بدهید یک مثال بزنم. در دانشگاههای ایران یک قانون داریم که میگوید دانشجو در زمان حضور در دانشگاه نباید لاکزده باشد. اما خب، کم نیستند دانشجویانی که این قانون را زیر پا میگذارند. جالب است بدانید وقتی به دانشجویم که با ناخنهای لاکزده به دانشگاه آمده، میگویم: «میدونی حضور تو با این ناخنهای لاکزده در فلان دانشگاه لندن، مجاز نیست؟ میدونی در اون دانشگاه باید لاک ناخنهات رو پاک کنی وگرنه نه سر کلاس و نه در بیمارستان و اتاق عمل جراحی، راهت نمیدن؟»، خیلی راحت میپذیرد. میدانید چرا؟ چون متوجه میشود در بهترین دانشگاههای دنیا هم، قواعدی برای پوشش و ظاهر دانشجویان وجود دارد. چون آگاه میشود اگر بخواهد برای اخذ پذیرش از همان دانشگاه خارجی هم اقدام کند، باید تمام ضوابط پوشش آنجا را رعایت کند.»
در شأن تو بهعنوان یک پزشک نیست...متخصص زنان و فوق تخصص لاپاراسکوپی و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران هم معتقد است مقاومت در مقابل قانون، به دلیل نبود آگاهی شکل میگیرد: «اگر اطلاعرسانی و تبیین خوبی برای معرفی قانون داشته باشیم، روی دانشجوی ما، دختر و پسر جوان ما و دیگران تأثیرگذار خواهد بود. اینکه میبینیم در مقابل قانونی مثل قانون حجاب، مقاومت صورت میگیرد، به این دلیل است که خوب تبیین نشده. ما باید درباره این مسائل، با جوانانمان حرف بزنیم. گاهی اوقات، به دانشجویم میگویم: این پوشش در شأن تو بهعنوان یک پزشک نیست. میگویم: ببین! من از روزی که تو بهعنوان دانشجوی پزشکی وارد دانشگاه میشوی، تو را آقای دکتر و خانم دکتر خطاب میکنم. بیماران هم از تو بهعنوان آقا یا خانم دکتر، پیشینه ذهنی و انتظاراتی دارند. یعنی به دلیل سطح اجتماعی که در آن قرار گرفتهای، هر رفتاری نباید از تو سر بزند و... وقتی به این شکل با آنها صحبت میکنید، تغییر رفتار را در آنها میبینید. حالا اینجا یک سؤال پیش میآید...»
قانون، ضمانت اجرا میخواهد...«همین دانشگاه لندن که مثال زدم، اگر Dress Code آن(یعنی قواعد پوشش مصوبش که به اطلاع دانشجویان رسیده) را اجرا نکنی، به هیچ وجه شما را راه نمیدهد؛ تعارف ندارد. اما ما در اجرای قانون، اینطور محکم نیستیم. اینطور است که دانشجوی ما بدون مشکل، با پوشش و ظاهری نامناسب به دانشگاه میآید.» از خانم دکتر طاولی که سالهاست بهعنوان استاد دانشگاه، ارتباط نزدیکی با دانشجویان جوان دارد، بپرسی، معتقد است آگاهیبخشی و تبیین از یک سو و جدیت در اجرا، دو بال موفقیت هر قانونی در نظمبخشی به جامعه است: «صحبتهایم را با یک سؤال به پایان میبرم: اگر شما موضوع پوشش و حجاب تصویبشده در دانشگاه را با محبت و بیان خوب برای جوان دانشجو تبیین کردی اما این آگاهیبخشی و تذکر باعث نشد تغییر رفتاری در او ایجاد شود، اینجا چه باید کرد؟ به طور طبیعی برای بعد از این مرحله باید به لحاظ انضباطی، یک حد و حدودی برای آنها برای ورود به دانشگاه قرار دهیم دیگر. درست است؟باید بپذیریم گاهی مواقع، این کار شیطان و هوای نفس است که انسان را در شرایطی قرار میدهد که در مقابل هر قانون و هر حد و حدودی بایستد و لجبازی کند. بنابراین اگر فعالیتهای تبیینی و فرهنگی در زمینه حجاب، با تغییر رفتار در افراد همراه نشود، باید با اجرای قانون، آن حد و حدود را در جامعه برقرار کنیم.»پایان پیام/#قانون_حجاب #قانون_حامی_سلامت #نامه_جامعه_پزشکی_به_رئیسجمهور #دکتر_پزشکیان #کار_کارشناسی 18:22 - 25 آذر 1403