سرنوشت نامههای مردم در سفرهای استانی چه شد؟/ وقتی مردم درخواستهایشان را در سررسید شخصی رئیسجمهور نوشتند
«بعضی نامهها، حاوی نقاشی بچهها برای رئیسجمهور بود. بعضیهایشان هم، خود آقای رئیسی را نقاشی کرده بودند. حاجآقا بعضی از این نامهها را میبوسید و میگفت: دستم نمیرسد روی ماه این کودک که این نقاشی را کشیده و به من دلگرمی داده را ببوسم. به جای او، نقاشیاش را میبوسم». رئیس مرکز ارتباطات مردمی نهاد ریاست جمهوری، از سرنوشت نامههای مردم در سفرهای استانی برایمان گفت.
گروه جامعه خبرگزاری فارس- مریم شریفی؛ وقتی در اولین روز کارش بهعنوان رییسجمهور، همینکه پایش به نهاد ریاست جمهوری باز شد، بلافاصله به ساختمان مرکز ارتباطات مردمی رفت، تکلیف همه را مشخص کرد که قرار است ضربان قلب دولتش را با صدای مردم هماهنگ کند. از همان روز، انگار دلش گواهی داده باشد به کوتاهی دوران مسؤولیت، پیگیری مطالبات مردم، شد وصیت دائمیاش. و در 2سال و 9ماه فرصتی که برای خدمت نصیبش شد، آنکه در خط مقدم عمل به این وصیت قرار گرفت، مرکز ارتباطات مردمی نهاد ریاست جمهوری بود؛ همان مجموعهای که در نگاه شهید جمهور، «تقاطع بین مردم و دولت» بود و «تبسنج مسؤولان با نگاه مطالبات مردم».حالا چهلمین روز وداع با شهید آیتالله «سید ابراهیم رئیسی»، فرصت مغتنمی است برای مرور کارنامه مرکزی که واسطه امین دولت سیزدهم بود با متن جامعه. با گفتوگوی ما با حجتالاسلام «احمد صالحی»، رییس مرکز ارتباطات مردمی نهاد ریاست جمهوری همراه باشید تا بیشتر با دغدغههای سیدالشهدای خدمت برای پاسخگویی به مطالبات مردم همراه با حفظ کرامت آنها آشنا شوید.*(حجتالاسلام «احمد صالحی»، رییس مرکز ارتباطات مردمی نهاد ریاست جمهوری)
مسؤولی که مردم، خط قرمزش بودند
*شما ۱۴سال در دادستانی، آستان قدس رضوی، قوه قضاییه و ریاست جمهوری، در کنار آیتالله رئیسی بودید و چهره مورداعتماد ایشان محسوب میشدید. بر همین اساس، انتخاب شما بهعنوان رییس مرکز ارتباطات مردمی نهاد ریاست جمهوری، پیام مشخصی داشت. گفتوگو را از همین نقطه شروع کنیم و برایمان از اهمیت مردم در نگاه شهید رئیسی بگویید.- آیتالله رئیسی در هر جایگاهی که مشغول خدمت میشد، خط قرمزش، مردم، بودند. چه زمانی که در مسؤولیت خادمی حضرت رضا علیه السلام در آستان قدس رضوی، موضوعاتی مثل خادم یاران و زائر اولیها را تقویت کرد. چه زمانی که در مقام قاضیالقضات کشور، پیگیر دغدغههای مردم بود. و چه در دورهای که در جایگاه ریاست جمهوری، برای خدمت به مردم، شب و روز نمیشناخت. همه اینها نشاندهنده توجه و دغدغهمندی شهید رئیسی نسبت به مطالبات مردم و رضایتمندی آنها بود.
خاطرهای از دوران خدمت در آستان قدس رضوی در ذهن من ماندگار شده که میتواند شاهد خوبی برای حساسیت ایشان نسبت به درخواستهای مردم باشد. در یکی از روزهای ماه مبارک رمضان و بعد از جلسه تفسیر قرآن، آیتالله رئیسی، نامه درخواست یکی از زائران را به من داد و با تاکید گفت: این مورد را حتما همین هفته پیگیری کنید. نامه خاصی بود؛ آن زائر که از استان اصفهان به مشهد آمده بود، درخواستش را روی یک برگه عابربانک با این عبارات نوشته بود: «من دختر دم بخت دارم اما نمیتوانم برایش جهیزیه تهیه کنم. درماندهام...» تنها راه ارتباطی با این فرد، شماره تلفن گوشه برگه عابربانک بود اما آنقدر شمارهها را ناخوانا نوشته بود که ما 5، 6 مرتبه شمارههای مختلف را گرفتیم تا موفق شدیم با او صحبت کنیم.
وقتی زائر امام رضا(ع) هنوز به خانه نرسیده، حاجتروا شد
خلاصه با مسئول وقت معاونت امداد و مستضعفین آستان قدس صحبت کردم و گفتم: یکی از زائران امام رضا(ع) درخواستی کرده که میخواهیم تا برنگشته به خانهاش، درخواستش انجام شود. همین اتفاق هم افتاد. وقتی آن فرد و خانوادهاش از قطار پیاده شده بودند، ماشین حامل بار جهیزیه هم از نمایندگی آستان قدس در استان اصفهان به سمت شهرستان محل زندگی آنها حرکت کرده بود و همزمان با آن زائران، جهیزیه هم به درِ خانهشان رسیده بود.بعدها آن زائر اصفهانی در نامهای خطاب به آقای رئیسی نوشته بود: «تا وقتی که بار جهیزیه به درِ خانهمان رسید و آن وسایل را لمس کردم، فکر میکردم دارم خواب میبینم. تصور نمیکردم یک مسؤول در این کشور اینقدر برایش مهم باشد که با دو خط درخواست و یک شماره تلفن در برگه عابربانک، پیگیر مشکل مردم شود و آن را حل کند.» این دقت و حساسیت نسبت به مردم و مطالبات آنها، در زمان ریاست جمهوری آیتالله رئیسی به مراتب بیشتر شد.
وقتی چراغ خدمت، در مرکز ارتباطات مردمی روشن شد
*مرکز ارتباطات مردمی نهاد ریاست جمهوری در دولت سیزدهم، چه جایگاهی داشت؟- آقای رئیسی، در اولین روز کارش به عنوان رییسجمهور، بعد از اینکه در ساختمان ریاست جمهوری مستقر شد، بلافاصله 2کار انجام داد. ابتدا به ساختمان مرکز ارتباطات مردمی نهاد ریاست جمهوری رفت و بعد، با مراجعه به داروخانه ۲۹فروردین در میدان حُر، بیواسطه با مردم درباره مشکلاتشان در حوزه دارو و درمان صحبت کرد. در ادامه هم، این جایگاه برای مرکز حفظ شد. شاهدش، حضور آیتالله رئیسی در مرکز ارتباطات مردمی بود که برای اولین بار اتفاق افتاد. تا قبل از آن، سابقه نداشت که رییسجمهور در مرکز حاضر شود و به طور مستقیم جواب درخواستهای مردم را بدهد. البته علاوهبر رییسجمهور، بارها وزرا و معاونان آنها هم در مرکز حاضر شدند و پاسخگوی مردم بودند.
واقعیت این است که این مرکز، جایگاه بالایی در نگاه شهید رئیسی داشت و ایشان در موقعیتهای مختلف با تعابیر خاص، اهمیت آن را یادآوری میکرد. مثلا میگفت: «مرکز ارتباطات مردمی، تقاطع بین مردم و دولت و ناظر عملکرد مسؤولان نسبت به مردم است.» گاهی هم میگفت: «مرکز، تبسنج مسؤولان با نگاه مطالبات مردم است.»
«اقدام» یا «اقناع»؛ نقشه راه رییسجمهور برای یک مرکز خاص
*رییسجمهور چه افقی پیش روی مرکز ارتباطات مردمی نهاد ریاست جمهوری ترسیم کرد؟ مطلوب ایشان، چه نوع تعاملی با مردم بود؟- رییسجمهور در بازدیدی که در ۳۰بهمن ۱۴۰۱ از مرکز ارتباطات مردمی داشت، به ما تذکر داد حتی در انتخاب نیروهای این مرکز هم باید دقت کنیم. گفت: کسی که مشکل دارد، نباید اینجا باشد. کسی که حرف و درد مردم برایش مهم نیست و عادی شده، نباید اینجا باشد. هرکس اینجا مشغول کار میشود، اولاً تلاش کنید مشکل خودش را حل کنید که دغدغه نداشته باشد. بعد هم سفارش کنید برای مشکل و دغدغه مردم، اهمیت قایل شود. یعنی هر تماسی که گرفته میشود، مثل این باشد که روز اول است دارد مشکلات مردم را ثبت میکند. خوب گوش بدهد و با حوصله و آرامش، به او جواب «اقدامی» یا «اقناعی» بدهد.اقدام یا اقناع، دو دستور اکید آیتالله رئیسی به مرکز ارتباطات مردمی بود و مرکز این توصیه را بهعنوان نقشه راه در همه برنامههایش گنجانده بود. یعنی اگر میشود و امکانش وجود دارد، حتما به درخواست مردم رسیدگی شود و اگر نمیشود و امکان ندارد، با طمأنینه و احترام، توجیه شوند.
*گفته میشود در مرکز ارتباطات مردمی دولت سیزدهم، خدمترسانی شبانه و روزهای تعطیل هم برقرار بوده. این موضوع را تایید میکنید؟- بله. ما از زمانی که مسؤولیت مرکز را به عهده گرفتیم، مدیریت شبانه و روزهای تعطیل را احیا کردیم. خوب است بدانید در روزهای تعطیل و ساعات شب که تصور میشود کسی مراجعه یا تماس ندارد، ما 71هزار و 359مورد مراجعه، تماس و موضوعات مردمی داشتهایم.*(نامگذاری کوچه مرکز ارتباطات مردمی به نام کوچه «خدمت» با حضور شهردار تهران)
رییسجمهور و اعضای کابینه در کوچه «خدمت»
*گفتید مرکز ارتباطات مردمی بارها میزبان وزرا هم بود. در زمان حضور اعضای هیئت دولت، چه اتفاقی در مرکز میافتاد؟ این حضور مستقیم، چه کارکرد و نتایجی داشت؟- ما در دولت سیزدهم، در کوچه محل استقرار مرکز ارتباطات مردمی نهاد ریاست جمهوری که به نام «کوچه خدمت» نامگذاریاش کردیم، ۸۷بار حضور اعضای کابینه را داشتیم که این بیسابقه بوده. یعنی در شرایطی که تا قبل از دولت سیزدهم، حتی معاون وزیر هم برای پاسخگویی به درخواستهای مردم پایش را در این مرکز نگذاشته بود، این بار نهفقط وزرا و معاونان رییسجمهور بلکه شخص رییسجمهور هم در این مرکز حاضر شدند و بیش از صدها دستور عمومیت دار برای رفع مشکلات مردم صادر کردند.
شعار ما این بود؛ «بدون تعارف با مسؤولین، بدون واسطه با مردم». آقای رییسجمهور بارها در حضور وزار به مزاح به من میگفت: صندلی داغ شما الحمدلله پر رونق است؛ حتی بیشتر از هیئت دولت. شاید بپرسید منظور رییسجمهور چه بود؟ ما از آذرماه ۱۴۰۱، هر هفته 2بار اعضای کابینه را به مرکز ارتباطات مردمی میآوردیم تا مستقیماً به صورت تلفنی یا تصویری، جواب مردم را بدهند. البته با کار کارشناسی که از قبل انجام میدادیم، موضوعات عمومیتدار و دارای فراوانی را پشت خط وزیر میآوردیم نه موضوعات فردی را.
این مرکز، کارکرد تبسنجی دارد!
آن جایگاه تبسنجی که آقای رییسجمهور برای مرکز ارتباطات مردمی قایل بود، اینجا معنا پیدا میکرد. انسان چه زمانی تب میکند؟ موقعی که فراوانی یک میکروب در بدنش زیاد شود. رییسجمهور میگفت فراوانی نارضایتی مردم در فلان موضوع، باعث ایجاد مشکلات میشود. اینجاست که مرکز ارتباطات مردمی در مقام تبسنج باید وارد شود و عامل ایجاد آن تب و نارضایتی را رفع کند. به همین دلیل میگفت مرکز باید بدون تعارف با مسؤول و بدون واسطه با مردم فعالیت کند.بنابراین ما وزیر را دعوت میکردیم و در حضور خبرنگاران، با ارائه گزارش تصویری میگفتیم: در این شاخصها، مردم از عملکرد وزارتخانه شما نارضایتی دارند. همانجا یک گزارش مکتوب هم به آقای وزیر میدادیم و میگفتیم این موارد را در اولین جلسه شورای معاونینتان مطرح و رسیدگی کنید.
بدون تعارف با مسؤولان
*به آقایان وزرا برنمیخورد؟ از این برنامه مرکز ارتباطات مردمی دلخور نمیشدند؟- خیلی خیلی کم پیش میآمد که وزیر ناراحت شود. مثلا در یک مورد که از تلویزیون هم پخش شد، من در مقابل ناراحتی وزیر گفتم: آقایان وزرا براساس بخشنامه معاون اول، باید وقتی را در هفته اختصاص بدهند که مردم بتوانند مراجعه کنند و بدون واسطه با آنها ملاقات کنند. ایشان گفت: من، مردمی هستم. هر روز مسیر منزل تا وزارتخانه را پیاده طی میکنم. در پارک محله هم قدم میزنم. همانجا مردم را میبینم. گفتم: آقای وزیر! کسی که با شما کار داشته باشد، در مسیر رفتوآمد شما یا در پارک محلهتان به شما مراجعه نمیکند. به دفتر شما مراجعه میکند. این ماجرا یک مقدار باعث بداخلاقی و ناراحتی شد اما من با تاکید گفتم: ملاک ما مردم هستند و ذرهای از آنچه رییسجمهور ابلاغ کرده، کوتاه نمیآییم.
وقتی «سامَد»، ارتباط مردم و دولت را الکترونیکی کرد
*یکی از اتفاقات مهم در مرکز ارتباطات مردمی نهاد ریاست جمهوری در دولت سیزدهم، احیای مرکز «سامَد» بود. برای هموطنانی که با این مرکز آشنا نیستند، بگویید هدف و کارویژه سامد چیست.- مرکز «سامد»(سامانه الکترونیکی ارتباط مردم و دولت) در دهه ۸۰ ایجاد شد تا مردم بدون نیاز به حضور در بخشهای مختلف دولت، بتوانند مشکلات و درخواستهای خود را ثبت کنند. سامد، فرصت شنیدن مطالبات مردم را برای مسؤولان دولت فراهم کرد اما موضوعی که متاسفانه در دورهای از آن غفلت شد، پیگیری کردن درخواستهای مردم بود. اتفاقی که افتاد، مرکز سامد در دولت سیزدهم احیا شد و برای جبران آن عقبماندگی و نارضایتی و ناامیدی مردم که در دورههای قبل ایجاد شده بود، با شتاب بیشتری فعالیت کرد.
با افتخار عرض میکنم فقط در سامانه ۱۱۱ ما در استانداری های سراسر کشور، 254هزار و 8درخواست در غیر از سفرهای استانی ثبت شده است. در سفرهای استانی هم، علاوهبر دریافت 2میلیون و 568هزار و 821مورد نامه، تعداد یک میلیون و 274هزار و 461مورد تماس تلفنی هم داشتیم.
*بنابراین مرکز سامد، اختصاص به سفرهای استانی ندارد. درست است؟- سامد، هم در سفرهای استانی و هم غیر استانی، کاربرد دارد. شیوه کار مرکز سامد در طول سفرهای استانی به این ترتیب بود که قبل از سفر رییسجمهور، کارشناسان ما به استان موردنظر میرفتند و تعداد ۸۰نفر را بهعنوان نیروی پاسخگوی تلفنی آموزش میدادند. ماموریت این افراد این بود که در طول سه شبانه روز در دو نوبت کاری، به تماسهای مردم پاسخ دهند و درخواستهای آنها را ثبت کنند.این فرآیند در طول سال هم وجود داشت؛ با این تفاوت که هرکس با سامانه ۱۱۱ استان خودش تماس میگرفت و درخواستش را مطرح میکرد. این درخواستها در مجموعهای به نام بانک جامع اطلاعات ۱۱۱ کشور ذیل نظارت مرکز، جمعآوری و رسیدگی میشد.
دولت کرامت، نگاه مردم نسبت به نامه را تغییر داد
*با این مقدمه، بپردازیم به بحث پاسخگویی به مطالبات مردمی در سفرهای استانی. این گفتوگو فرصت خوبی است برای اینکه از سرنوشت نامههای مردم در سفرهای استانی بگویید. آیا واقعا به تکتک نامهها پاسخ داده میشد؟- اولاً ما تلاش کردیم نگاه مردم را نسبت به نامه عوض کنیم؛ به این صورت که کار را از فضای نامهنگاری دستی بردیم به سمت نامه الکترونیکی و ثبت در سامانه ۱۱۱ یا سایت ۱۱۱. دولت آقای رئیسی که دولت کرامت مردم بود، تلاش کرد به جای نوشتن نامه دستی و به زحمت افتادن برای رساندن آن به دست رییسجمهور، هرکس در خانه خودش، آن پیرزن روستایی در روستای خودش و آن عشایر در چادر عشایری خودش بتوانند با سامانه 111 تماس بگیرند و مشکل و درخواستشان را مطرح کنند یا نخبه ما دانشجوی ما استاد دانشگاه ما اگر مطلبی یا طرحی دارد، از طریق سایت و سامانه سامد بتواند آن را ثبت کند.
همانطور که اشاره کردم در جریان هر سفر استانی، علاوهبر دریافت نامههای دستی، سامانه پاسخگویی شفاهی و تلفنی سامد هم 3روز برقرار بود. بعد از پایان سفر رئیس جمهور، سامانه قطع و بلافاصله رسیدگی به درخواستها شروع میشد. در فرآیند رسیدگی به درخواستهای مکتوب، ابتدا نامهها تقسیم موضوعی میشد؛ درخواست وام، درخواست اشتغال، درخواست جهیزیه، درخواست مساعدت مالی، موضوعات حقوقی و قضایی، نامهها و طرحهای نخبگانی و... حالا در ردیف درخواست وام، باز هم تقسیمبندی میشد؛ وام ازدواج، وام اشتغال، وام مسکن، وام درمان. بعد از تقسیمبندی موضوعی، نامهها براساس توزیع دستگاهی و نظر کارشناسی، در ریل رسیدگی قرار میگرفت. آنچه در رسیدگی به درخواستهای مردم بر عهده مرکز قرار گرفته بود؛ ریلگذاری، نظارت و مطالبهگری از مسؤولان بود و ما این ماموریت را با جدیت دنبال میکردیم.
شهید جمهور کدام نامهها را میبوسید؟
البته گاهی هیچ درخواستی مطرح نشده بود و موضوع نامه، فقط تشکر و قدردانی از رییسجمهور بود. بعضی نامهها هم، حاوی نقاشی بچهها بود که برای رییسجمهور کشیده بودند. بعضیهایشان هم، خود آقای رئیسی را نقاشی کرده بودند. حاج آقا بعضی از این نامهها را میبوسید و میگفت: دستم نمیرسد روی ماه این دانشآموزی که با دستان کوچکش این نقاشی را کشیده و برای من دلگرمی ایجاد کرده، ببوسم. به جای او، نقاشیاش را میبوسم.اما اجازه بدهید اینجا از یک خدمت برایتان بگویم که از سامد، مهمتر است. چون سامد، یک طرفه است؛ شما فقط درخواست مردم را میشنوید و ثبت میکنید. بعد، این موارد در قالب فرم درخواست، به دستگاهها ارجاع میشود و در ریل رسیدگی قرار میگیرد. اما ما یک خدمت متفاوت در سفرهای استانی تعریف کردیم به نام «میز ارتباطات مردمی».
رسیدگی تخصصی به درخواستهای مردم در «میز ارتباطات مردمی»
*در میز ارتباطات مردمی دقیقا چه اتفاقی میافتاد و مردم چه خدمتی دریافت میکردند؟- ما در 3سفر اول استانی با تجمعات چند صد نفری مردم جلوی استانداری مواجه شدیم. مردمی که در دولتهای قبل نتیجه نگرفته بودند، با احیای سفرهای استانی در دولت آقای رئیسی، دوباره امیدوار شده بودند و برای پیگیری درخواستهایشان انگیزه پیدا کرده بودند. اما با توجه به اینکه در دوران کرونا بودیم، این تجمعات میتوانست برای سلامت مردم خطرآفرین باشد. ما دیدیم خب این واقعا اذیت است برای مردم و شأن آنها هم حفظ نمیشود. اینطور بود که ایده 30میز ارتباطات مردمی براساس 30وزارتخانه و دستگاه خدمترسان مطرح شد.به این ترتیب، در سفر استانی به جای اینکه مردم جلوی استانداری جمع شوند و نامه بدهند، قبل از سفر رییسجمهور بنرهایی در سطح شهر نصب میشد و آدرس این 30میز ارتباطات مردمی اعلام میشد و علاوهبراین از طریق زیرنویس شبکه استانی هم اعلام میشد و مردم براساس مشکل و درخواستی که داشتند، به دستگاه مربوطه، مراجعه تخصصی میکردند.
شاید بپرسید خب این 30دستگاه که در طول سال هم وجود داشتند. مثلا مدیر کل وزارت اقتصاد، وزارت آموزش و پرورش و دیگر دستگاهها که همیشه در استان بودهاند. چه تفاوتی داشت با سفر استانی؟ تفاوت اینجا بود که ما در زمان سفر استانی، معاون وزیر را به عنوان نماینده تام الاختیار وزیر میآوردیم و ۳روز آنجا در میز خدمت مینشاندیم تا پاسخگوی مردم باشد. حتی بارها خود وزیر هم مراجعه میکرد به این میز ارتباطات.در آنجا هم از مردم پذیرایی میشد و هم در میزهای تخصصی هر وزارتخانه، به درخواستها و مشکلات آنها رسیدگی میشد. برای مثال، وزارت راه حداقل ۲۰ تا ۲۵میز تخصصی در سفر استانی برپا میکرد. به همین دلیل در سفر استانی قم، 25هزار مراجعه مردمی و در سفر استانی مازندران - که آخرین سفر استانی بود -، 14هزار مراجعه مردمی فقط در میز ارتباطات وزارت راه داشتیم. در آمار کلی هم، در طول سفرهای استانی دور اول و دوم، ۴۷۰هزار و 158مراجعه مردمی در هزار و 87میز ارتباطات مردمی داشتیم.
وقتی «اعتبار نداریم» دیگر جواب نمیدهد
*اگر بعد از تمام این بررسیهای کارشناسی و ارجاع نامهها به دستگاههای مربوطه، اعلام میشد به دلیل مشکلات مالی و اعتباری، امکان پاسخ به درخواستهای مردمی وجود ندارد، چه اتفاقی میافتاد؟ در این شرایط، شما در مرکز چه واکنشی داشتید؟- برای اینکه دستگاهها نگویند اعتبار نداریم، قبل از هر سفر استانی، با حضور آقای مخبر(معاون اول محترم)، معاونتهای اجرایی و اعضای کابینهای که در حوزههای مربوط به ارتباطات مردمی مسؤولیت داشتند، اعتبارات لازم را از محل مسؤولیتهای اجتماعی و از محل مساعدتهای مجموعههای حمایتی و خدمات رسان، مصوب میکردیم. از بانک مرکزی هم اعتبار برای تسهیلات دریافت میکردیم. و این، ظرفیتی بود که کمک میکرد درخواست های مردم در بخش تسهیلات، اعتبارات و مساعدتهای مالی در کوتاهترین زمان ممکن انجام شود.*(سررسید شخصی شهید رئیسی که در اختیار مردم قرارش داد تا درخواست هایشان را در آن بنویسند)
روزی که سررسید شخصی رییسجمهور، دفتر ثبت درخواستهای مردم شد
*در میان نامههای مردمی که به دست رییسجمهور میرسید، آیا موارد خاصی وجود داشت که شما و تیم مرکز ارتباطات مردمی را ترغیب کند آنها را بهعنوان یادگاری یا سند ویژه ثبت کنید؟- بله. از این دست نامهها فراوان داشتیم. برای مثال، آقای رئیسی یک تقویم(سررسید فرهنگی معارفی) شخصی داشت که برخی یادداشتهایش را در آن مینوشت. یک بار در بازدید سرزده از یک مسجد و دیدار با معتکفین، آن سررسید سرنوشت عجیبی پیدا کرد. خب بعضی از آن معتکفان مراجعه میکردند که ما درخواست و مشکل داریم اما الان امکان نوشتنش را برای شما نداریم و... آقای رییسجمهور در جواب، همین سررسید شخصیاش را به آنها داد و گفت: در این نیم ساعت که ما اینجا در خدمت شما هستیم، این تقویم در اختیار شما باشد، حرفها و درخواستهایتان را در برگههایش بنویسید.
بهاینترتیب، چیزی حدود 50، 60صفحه از آن تقویم شخصی رییسجمهور، پر شد از شرح مشکلات و مطالبات یا تقدیر و تشکر مردم. بعد هم که رییسجمهور تقویم را برای رسیدگی به من تحویل داد، آن را همراه یک نامه به مسؤول مربوطه ارجاع دادم و نوشتم: برای تمامی صفحات به صورت ویژه فرم تهیه و تا حصول نتیجه، پیگیری شود. به نظر من، همین تقویم شخصی میتواند یکی از سندهای افتخار دولت آیتالله رئیسی باشد.
واقعیت این است که مردم در جریان سفرهای استانی، از هر چیزی که بشود روی آن نوشت، برای مطرح کردن مشکل و درخواستشان با رییسجمهور استفاده میکردند؛ از دستمال کاغذی و برگه عابربانک گرفته تا پرچم جمهوری اسلامی! حتما دیده بودید در مراسم استقبال از رییسجمهور، پرچمهای کوچکی در دست مردم بود. بعضیها در قسمت سفید همان پرچم، مشکل و درخواستشان را مینوشتند. بارها اتفاق افتاد که وقتی بعد از پایان سفر استانی، سوار هواپیما میشدیم، شهید رییسی دست در جیبش میکرد، یک پرچم جمهوری اسلامی درمیآورد و تحویل من میداد. نگاه که میکردم، یک نفر روی آن پرچم، شماره تلفن و درخواستش را نوشته بود.
از گزارش «پای پله» چه خبر؟
*با این حساب، شخص آیتالله رئیسی بیش از همه، نسبت به مراقبت از نامههای مردم و رسیدگی به درخواستهای آنها تاکید داشت...- بله. دقیقا. در سفرهای استانی، من گزارش عملکرد سه روزه سفر را آماده میکردم و پای پله هواپیما و قبل از پرواز برگشت به رییسجمهور ارائه میدادم. غیر از این گزارشها که معروف شده بود به گزارش «پای پله»، خود شهید رئیسی هم بسیار پیگیر بود. وقتی در پایان سفر استانی سوار هواپیما میشدیم، به سمت من میآمد و سؤال میکرد: نامه های مردم چقدر بود؟ چقدر تماس داشتید؟ موضوع یا مشکلی که لازم باشد من پیگیری کنم وجود داشته؟ و تاکید میکرد تا جمعآوری آخرین نامه، روی کار نظارت داشته باشم.
بعضی از دوستان میگفتند: آقای صالحی! حاج آقا از شما مطمئن نیستند که اینقدر تاکید میکنند؟ میگفتم: این نشاندهنده دغدغهمندی ایشان نسبت به نامههای مردم است. البته این حرکت رییسجمهور، یک پیام هم برای وزرا داشت. وقتی ایشان با آن تاکیدهای شدید درباره درخواستهای مردم به من سفار ش میکرد، ناخودآگاه به وزرایی که اطراف من بودند هم، همین پیام را میرساند که وقتی نامههای مردم به شما ارجاع میشود، پیگیری و اقدامش را باید با دقت و جدیت و بدون هیچ مانع و ملاحظهای انجام دهید.
سلام ما را به روح شهید رئیسی برسانید!
خود شهید رئیسی، مصداق بارز این خدمترسانی بی قید و شرط بود؛ مردی که نه نگاه سیاسی، نه حزب و جناح، نه اقلیت و اکثریت، نه مسیحی و ارمنی و زرتشتی و نه حتی اینکه کسی به او رأی داده یا نه، برایش هیچ تفاوتی نداشت. دغدغه او، خدمت به همه مردم ایران بود. این خط مشی حاج آقا، باعث حیرت مخالفانش میشد. چند نفر از سیاسیون جناح مخالف که در جلساتی مثل افطاری ماه رمضان، نامههای اطرافیانشان را به رییسجمهور داده بودند، به خود من گفتند: «باور نمیکردیم به نامههایی که ما به آقای رئیسی داده بودیم، رسیدگی شود؛ آن هم با این سرعت!»همین روحیه باعث شد بعد از شهادت آیتالله رئیسی، هموطنانی از اقصی نقاط کشور با مرکز تماس میگرفتند و با ناراحتی میگفتند: سلام ما را به روح رییسجمهور برسانید و بگویید ما خیلی شرمنده ایشان هستیم...*(برپایی میز ارتباطات مردمی در کلیسای وارطان مقدس تهران)
وقتی میز ارتباطات مردمی در کلیسا برپا شد
*شنیدهایم اقلیتهای دینی هم در سفرهای استانی رییسجمهور، جایگاه خاصی داشتهاند و به طور ویژه به درخواستهایشان رسیدگی میشده. درست است؟- بله. برای مثال، در سفر استانی به یزد، جلسهای با هموطنان زرتشتی برگزار شد. عزیزان زرتشتی میگفتند: در این چند دهه که از عمر انقلاب میگذرد، در سفر مسؤولان به یزد، هیچ وقت کسی نیامده بود از ما بپرسد آیا شما هم مشکل یا مطالبهای دارید؟ اما ما با نمایندگان ۱۳ انجمن زرتشتی با حضور موبد زرتشتیان و نماینده مجلسشان، جلسه رسمی گذاشتیم و همانجا بلافاصله موضوعاتشان را پیگیری کردیم.*(جلسه رییس مرکز ارتباطات مردمی نهاد ریاست جمهوری با نمایندگان انجمن های زرتشتی)
همین ارتباط را با هموطنان مسیحی و کلیمی هم داشتیم چون ایران متعلق به همه آنهاست. در ایام مختلف مثل کریسمس و میلاد حضرت عیسی مسیح(ع)، با هموطنان آشوری و ارمنی که همیشه پای نظام و انقلاب بودهاند و برای دفاع از وطن، شهید دادهاند، جلسه میگذاشتیم. بارها در استانهای مختلف، میز ارتباطات مردمی را در کلیساها برپا کردیم و به درخواستها و مشکلات هموطنان مسیحی رسیدگی کردیم.
انشاءالله شهید بشی
*در پایان این گفتوگو که به مناسبت اربعین شهدای خدمت انجام گرفته، از سفر آخر برایمان بگویید. آیا قبل از آن سفر، اتفاقی افتاد یا حرکت و جملهای از آیتالله رئیسی دیدید و شنیدید که بعد که آن را با خودتان مرور کردید، به این نتیجه رسیده باشید که انگار به ایشان الهام شده بود این سفر، بیبازگشت است؟- چند نشانه وجود دارد که با کنار هم گذاشتن آنها، به نتیجهای جز این عاقبتبخیری نمیرسیم. اول اینکه، جمله «انشاءالله شهید بشی»، یکی از جملاتی بود که آقای رئیسی همیشه بهعنوان تشکر بیان میکرد. یعنی وقتی میخواست بابت چیزی به دوستان نزدیکش مثلا بگوید خیلی ممنونم، میگفت: انشاءالله شهید بشی. دوم، ایشان مرتب در حرفها و دعاهایش، توفیق شهادت را از خداوند میخواست؛ مخصوصاً بعد از شهادت حاج قاسم سلیمانی، مرتب ذکر دعای ایشان، طلب شهادت بود.
نشانه سوم، در آخرین سفر استانی در ذهن من ثبت شد. در سفر مازندران، برای بازدید به یک مجموعه نظامی رفته بودیم. آنجا در وسط برنامه، از بلندگوی آن مجموعه اسم یگان شهید سید مهدی موسوی را اعلام کردند. در آن لحظه، شهید سید مهدی موسوی، سرتیم حفاظت رییسجمهور که در سانحه بالگرد به همراه حاج آقا رئیسی به شهادت رسید، در 2، 3قدمی من ایستاده بود. آن جمله را که از بلندگو شنیدم، بغلش کردم و به شوخی گفتم: آقا سید! شهادتت مبارک. حاج آقا که کمی دورتر از ما بود هم، مزاح من با شهید موسوی را شنید و لبخند زد.
نهایت عشق، سوختن است و رئیسی به عشق خدمت به مردم سوخت...
آن چیزی که ما همیشه در آیت الله رئیسی میدیدیم و احساس میکردیم، تجسم کامل جمله شهید حاج قاسم سلیمانی بود که: کسی شهید میشود که شهید زندگی کرده باشد. ما 4شهید را همیشه با هم یاد میکنیم و آنها را به همدیگر گره میزنیم؛ میگوییم شهید رئیسی، هم همرزم شهید سلیمانی بود و هم، شاگرد شهید بهشتی. در سنگر خدمت هم، مثل شهید رجایی بود. و عجیب است که همه این شهدا، سوختند؛ شهید رجایی و شهید بهشتی به کینه منافقان و در مسیر خدمت به مردم سوختند. شهید سلیمانی عزیز، به کینه استکبار و منافقین و برای خدمت به مردم ایران و جبهه مقاومت سوخت. شهید رئیسی عزیز هم در مسیر خدمت به مردم ایران سوخت.یک نکته لطیف در این میان وجود دارد؛ میگویند مرگ با سوختن، خاص عشاق است. ادبا و عرفا میگویند نهایت عشق، سوختن عاشق در آتش عشق معشوق است. شهید رئیسی عزیز ما هم، مصداق سوختن به عشق مردم، وطن، نظام، انقلاب و رهبر بود.
پرچم شهید رئیسی بر زمین نمیماند
*... و صحبت پایانی؟- بعد از شهادت آیتالله رئیسی، نگذاشتیم فرمایش حضرت آقا بر زمین بماند. به این ترتیب که برای به سامان رسیدن باقی مانده موضوعات سفرهای استانی و مطالباتی که مردم در دولت سیزدهم داشتند، یک کارگروه تشکیل دادیم. با تمام استانداران تماس گرفته شده و کارگروههایی در سطح استان و در سطح وزارتخانهها تشکیل شده و همه با جدیت در تلاش هستند که به تمام درخواستهای مردمی در سفرهای استانی رسیدگی کنند. البته رسیدگی به درخواستهای دور اول سفرهای استانی قبلا 100درصد تمام شده بود. به درخواستهای دور دوم بسیاری از استانها هم، غیر از دو استان استان قم و مازندران، بین ۹۰ تا ۹۵درصد رسیدگی شده. این دو استان آخر هم، تقریباً ۶۰درصدش انجام شده. تلاش ما این است که موارد باقیمانده را هم در فرصت موجود تا استقرار دولت بعدی به انجام برسانیم تا انشاءالله هیچ وعدهای از دولت شهید رئیسی بر زمین نمانَد. خود ایشان میگفت: ما دولت صادقالوعد هستیم. دولت راستگویان باید هم در عمل، هم در اقدام و هم در اجرا، صادقالوعد باشد. انشاءالله حالا هم ما بتوانیم وعدههای صادق ایشان را عملی کنیم.پایان پیام/#مرکز_ارتباطات_مردمی_نهاد_ریاست_جمهوری #مرکز_سامد #میز_ارتباطات_مردمی #سفرهای_استانی #سامانه_111 #کوچه_خدمت #شهید_رئیسی #شهید_جمهور #شهدای_خدمت #شهید_سید_مهدی_موسوی #آستان_قدس_رضوی #خادم_یاران #زائر_اولی_ها 20:06 - 27 ژوئن 2024