این سوغات حجاج در هیچ چمدانی جا نمیشود
همیشه حجاج با چمدانهایی از سجاده و سوغات مکه و مدینه برمیگردند اما امسال برخی حجاج ایرانی با یادگاری دیگری راهی کشور میشوند؛ خاطره روایتهایی که با شنیدن نام ایران آغاز شد و به همدلی و پیوندهای فراتر از مرزها رسید.
گروه حج و زیارت خبرگزاری فارس؛ وقتی حجاج از مکه برمیگردند، معمولاً همه یک سؤال مشترک دارند. اینکه کعبه را که دیدی چه حسی داشتی؟ از نخستین نگاه به خانه خدا میپرسند. از اشکهای عرفات، شب مشعر و طواف بین انبوه جمعیتی که از کشورهای مختلف جهان آمدهاند.اما بعضی از حجاج ایرانی امسال سوغاتی دیگر با خود به خانه میآورند که نه در بازارهای مکه و مدینه فروخته میشود، نه در چمدان جا میگیرد و نه در عکسهای یادگاری ثبت میشوند. سوغات دیدن ایران در نگاه دیگران و دیدن تصویری که هزاران کیلومتر دورتر از وطن در ذهن ملتهای مختلف شکل گرفته است.
در سرزمین وحی، میلیونها مسلمان از بیش از صد کشور جهان کنار هم قرار میگیرند. از چین و مالزی گرفته تا اروپا و آفریقا، از پاکستان و هند تا کشورهای عربی. هرکدام با زبان، فرهنگ و رنگ پوست متفاوت.اما میان این جمعیت رنگارنگ، بعضی دیدارها جنس دیگری دارد. بعضی گفتوگوها فقط یک احوالپرسی ساده نیست. بهویژه وقتی پای محور مقاومت در میان باشد.حجاجی از فلسطین، لبنان، عراق و ملتهایی که سالها دردهای مشترکی را تجربه کردهاند، وقتی نامی از ایران میشوند به یک باره موشکهای ایرانی را به یاد میآروند که هیمنه آمریکا را در هم شکست و گنبد آهنین اسرائیل را درنوردید.
فاطمه، یکی از زائران ایرانی، هنوز تحت تأثیر دیداری است که چند روز قبل در اطراف مسجدالحرام برایش رقم خورد. میگوید: «خانمی با عبای سفید و شالی که پرچم فلسطین روی آن بود، دیدم. سلام کردم و سر صحبت باز شد. از او پرسیدم اهل کجاست. گفت فلسطین.»گفتوگو چند دقیقه ادامه پیدا میکند. زن فلسطینی از خانهاش میگوید. از اینکه بیتالمقدس آنقدر نزدیک است که میتواند ۱۰ دقیقهای به آنجا برسد اما اشغال و ایستهای بازرسی رژیم صهونیستی آن را دورتر از هر نقطه دنیا کرده است.بعد ناگهان سؤال را میپرسد: «شما اهل کجایید؟» فاطمه جواب میدهد: «ایران.» همین یک کلمه کافی است. «بغض کرد. دستم را گرفت. اشک در چشمانش جمع شد و مرا در آغوش کشید.» این روایت فقط متعلق به یک زن فلسطینی نیست. در روزهای حج، زائران ایرانی بارها با صحنههایی مشابه روبهرو شدهاند.
پیرمردی عراقی که پس از فهمیدن ملیت یک زائر ایرانی، او را در آغوش گرفته و گفته است: «نجف و کربلا در ایام اربعین منتظر شما هستیم.» یا حتی جوانی لبنانی که در چند دقیقه از روزهای سخت جنگ گفته و از اینکه در آن روزها احساس میکرد ملتهایی هستند که درد لبنان را درد خود میدانند. حتی زائرانی از کشورهای دورتر که شاید ارتباط مستقیمی با تحولات منطقه نداشته باشند، اما نام ایران برایشان آشناست.در مکه گاهی یک سؤال ساده از هر سخنرانی و تحلیل سیاسی گویاتر میشود. پاسخ سوال «اهل کجایی؟» برای بسیاری از زائران نه تنها معرفی یک کشور بلکه معرفی فرهنگ، دستاوردها و حتی هویت آن کشور هم به شمار میرود.
در صحبتهایی که حجاج کشورمان درباره برخورد سایر حجاج داشتند، میتوان درک کرد که در نگاه فلسطینیها، ایران نامی است که بارها در روزهای سخت شنیده شده است. در نگاه بسیاری از لبنانیها، یادآور روزهایی است که احساس تنهایی نمیکردند. یکی از حجاج میگفت: «قبل از سفر فکر میکردم مهمترین اتفاق حج، لحظه دیدن کعبه باشد. اما اینجا فهمیدم گاهی شنیدن نام ایران از زبان دیگران هم میتواند آدم را منقلب کند.» واقعیت این است که در موسم حج، تصویر واقعی ملتها بیشتر از هر جای دیگری دیده میشود. در برخوردهای کوتاه و بیواسطه مردم یا حتی در لبخندی به یکدیگر و عکس یادگاری میتوان سفیر یک کشور بود.
سالها رهبر شهیدمان از مفهوم «امت اسلامی» سخن گفتند از اینکه سرنوشت مسلمانان از یکدیگر جدا نیست و درد یک ملت نباید برای ملت دیگر بیاهمیت باشد. این مفهوم در حج امسال برای بسیاری از حجاج ایرانی قابل درک شد.گاهی باید هزاران کیلومتر از وطن دور شوی، میان میلیونها زائر قدم بزنی و نام کشورت را بر زبان بیاوری تا بفهمی این نام در ذهن دیگران چه تصویری ساخته است.حالا کاروانهای ایرانی یکییکی در حال بازگشت به ایران هستند. چمدانها بسته شده اما احتمالاً ماندگارترین یادگار این سفر لحظاتی است که با حجاج دیگر کشورها سپری شد و حجاج کشورمان در میان جمعیت میلیونی زائران، برای چند ثانیه ایران را از زاویهای دیدند که کمتر فرصت دیدنش را داشتند.
20:15 - 11 خرداد 1405