حریم امن مهربانی؛ وقتی خانههای مشهدیها «حرم» میشود
خیابانهای مشهد این روزها دیگر فقط محل عبور نیستند؛ اینجا هر کوچه و هر خانه، قابی از یک روایت ایثار است.
خبرگزاری فارس- مشهد؛ شهر امام هشتم، این روزها جایگاه قلب های بی قرار است؛ مردمان این دیار آموخته اند که چگونه می توان در دل سخت ترین فراق ها، مشق عشق کرد و داغ بزرگ را به زیباترین میزبانی ها بدل نمود.هر خدمت مردمی، مانند بارانی است که بر کویر دل های خسته می بارد. خدمتی که دیگر یک وظیفه نیست؛ آغوشی است گشوده که غربت زائر را در هم می شکند و راه را برای رسیدن به حریم یار، با گلبرگ های خدمت هموار می کند.وقتی ظرفیت هتلها و زائرسراها در ایام مراسم تشییع رهبر شهید در مشهد تکمیل میشود، سیل مهربانی مردم مشهد است که به یاری میآید. اینجا اسکان خودجوش تنها یک واژه نیست، بلکه عهدی است که اهالی شهر با امام رئوف بستهاند.
دری که به روی مسافر باز شد
هوا رو به تاریکی می رود. خانوادهای با ساکهای سنگین و چهرهای خسته در تقاطع خیابان طبرسی ایستادهاند. مرد خانواده با تردید به گوشیاش نگاه میکند؛ همه جا تکمیل ظرفیت است. در همین لحظه، مردی میانسال با لباسی ساده و چهرهای آفتابسوخته که به نظر از کسبه محل است، نزدیک میشود. بدون مقدمه میگوید: خسته نباشید. جای خواب دارید؟این آغاز روایت هزاران زائری است که در آغوش گرم خانوادههای مشهدی پناه گرفتهاند. حاجعلی، همان کاسبی که در خانهاش را به روی این خانواده باز کرده، میگوید: ما که همسایه امام هستیم، اگر غریبهای در شهر اماممان سرگردان بماند، آبرویمان میرود. خانهمان کوچک است، اما دلمان به وسعت حرم است.
میزبانی با چاشنی دل
درِ خانههایی که به روی زائران باز شده، خبری از تشریفات هتل نیست، اما گرمای حضور، همه چیز را جبران میکند. در یکی از خانههای محله رسالت، سفرهای ساده پهن است. بوی عطر چای نبات و نان تازه مشهدی در فضا پیچیده.گلچهره؛ خانم خانه در حالی که برای بچههای زائر که از راه طولانی خستهاند، لقمه میگیرد، میگوید: اینها مهمانهای امام رضا (ع) هستند. ما فقط واسطهایم که خدمت کنیم. وقتی میبینم خستگی از چهره مادر زائر پاک میشود، انگار دنیا را به من دادهاند.به مراسم تشییع رهبر شهید اشاره میکند. با دست اشک هایش را از گوشه چشمهایش پاک میکند و با بغض می گوید این تنهاکاری است که برای آقاجانم میتوانم انجام دهم.در این خانهها، زائر تنها یک مسافر نیست؛ او عضوی از خانواده است که برای چند روز، شریک سفره و دعای آنها شده است. امکانات شاید به اندازه یک هتل ۵ ستاره نباشد، اما خیرمقدم های گرم و همراهیهای بیدریغ تجربهای را رقم میزند که زائران میگویند: در هتل ما فقط یک کد رزرو بودیم، اما اینجا ما را به چشم زائر امام دیدند.
شبکهای از جنس همدلی
اسکانهای همدلی مشهدیها اکنون شکلی سازمانیافتهتر اما همچنان مردمی به خود گرفته است. مساجد محلهها، حسینیهها و حتی گروههای تلگرامی و پیامرسانهای داخلی که توسط جوانان مشهدی اداره میشود، به پل ارتباطی میان زائر و خانههایی تبدیل شده که تابلو خدمت بر سر در دارند.بسیاری از اهالی مشهد پیش از آنکه زائری در خیابان بماند، در گروههای محلی اعلام میکنند: یک اتاق خالی داریم، اگر زائر دیدید، بفرستید اینجا. این فرهنگ همسایگی حالا به یک برند اخلاقی برای مشهدیها تبدیل شده است.
اینجا غریبهای وجود ندارد
پایان هر سفر در مشهد برای این زائران، خداحافظی با یک دوست قدیمی است. وقتی زائران خانههای خودجوش هنگام بازگشت با چشمانی اشکبار از میزبانانشان تشکر میکنند، حاجعلی به دوربین خیره میشود و با لبخند میگوید: مگر میشود برای مهمان امام، کاری نکرد؟ ما فقط وظیفهمان را انجام دادیم. مشهد امام رضا (ع)، شهر غریبنواز است.
20:21 - 14 تیر 1405